گزينه نظامي، افراط پروري واشنگتن در عرصه تحولات سوريه
گروه تحقيق و تفسير خبر- حقايق عرصه تحولات سوريه و نيز تجارب امريكا در افراط پروري، مويد اين نكته است كه حمله امريكا به سوريه بيش از آنكه به تضعيف دولت دمشق منجر شود به تقويت تروريست ها كمك خواهد كرد.
کدخبر : 80812474(3526681)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
زمان مخابره :     ۰۹:۲۶
سرویس خبر : سياسي- ساير- پژوهش- سیاسی- بین المللی-

** بازخواني تحولات سوريه
------------------------------
روند تحولات منطقه اين گونه آغاز شد كه با همه گير شدن اعتراضات در برخي كشورهاي عربي، سوريه نيز به عنوان بخشي از مجموعه دول عربي مشمول اوضاعي مبتني بر تحول شد. در دمشق ابتدا معترضان به طور محدود خواسته هايي را مطرح كرده و خواستار تحول و تغييرات از همان نوعي كه در مصر و تونس رخ داده بود، شدند. اين اعتراضات كاملا مسالمت آميز و روندي دموكراتيك داشت اما به دليل اهميت جايگاه راهبردي سوريه در جبهه ضد امريكايي – اسراييلي، حمايت ها از معترضان و چراغ سبزي كه مخالفان دولت سوريه به اين اقدامات نشان دادند معترضان اعتراضات خود را از فاز مسالمت آميز خارج كرده و وارد درگيري هاي نظامي شدند.
در سوريه بخش قابل توجهي از مردم از دولت حمايت مي كنند اما وقتي معترضان با استفاده از ابزارهاي محدود مسالمت آميز يعني انتخابات موفق به كسب اكثريت آرا نشدند، شورشيان با حمايت مالي – تسليحاتي ساير بازيگران اين نبرد نابرابر وارد فاز ديگري از مبارزه عليه دولت دمشق شدند. اين امر سبب شد معترضان اوليه، اصلي و سوري از صحنه حذف شده و بجاي آنها طيفي از شورشيان و افراط گرايان از افغانستان و پاكستان تا آسياي مركزي و حتي كشورهاي عربي- افريقايي وارد معركه سوريه شوند. سفير سوريه در هند در آن زمان اعلام كرد مجاهدين هندي هم در سوريه مي جنگند.
اكنون كه كشورهاي ثالث به رهبري امريكا بر طبل جنگ در سوريه مي كوبند اين سوال مطرح است كه جنگ در نهايت چه گروهي را منتفع و چه گروهي را متضرر خواهد ساخت؟

** سناريو امريكا در تقويت افراط گريان؛ تكرار تجربه افغانستان
------------------------------------------------------------------
۱۲ سال پس از حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ و حمله به برج هاي دوقلو ساختمان تجارت جهاني در نيويورك، هنوز يادآوري مي شود كه عامل اصلي نيروهاي القاعده بوده است. به همين بهانه در اكتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله نظامي شد و هر چند كه با توجه به سرنگوني دولت طالبان هنوز هيچ نشانه اي از پيروزي امريكا در افغانستان مشاهده نمي شود. اكنون امريكا در افغانستان با نيروهايي مي جنگد كه در دوران حمله شوروي به اين كشور از آنها حمايت مي كرد و به طور غير مستقيم آنها را آموزش مي داد.
اكنون بايد گفت كه طولاني ترين جنگ در تاريخ امريكا هنوز براي امريكا به عبرت موثر تبديل نشده به طوري كه واشنگتن به اشتباه دوباره در حال پرورش نسل جديدي از افراط گرايان در سوريه است و اكنون با پيگيري يك سياست غلط از آنها حمايت مي كند. واشنگتن تضعيف سوريه و دولت دمشق را به بهانه استفاده از سلاح هاي شيميايي پيگيري مي كند. با توجه به آن كه هنوز هيچ سندي مبني بر استفاده دولت اسد از سلاح شيميايي وجود ندارد، بايد گفت اگر امريكا به جنگ با سوريه برخيزد، نظم و آرامش حداقلي كه اكنون در سوريه حاكم است، به هرج و مرج و آنارشي شديدي تبديل مي شود و اين دقيقا همان فضايي است كه تروريست ها در آن رشد مي كنند.
يكي از دلايل بروز افراط گرايي در خاورميانه، احساس حقارت در برابر زياده خواهي هاي امريكا بوده است. حمله به سوريه مي تواند اين احساس حقارت را در جهان عرب تقويت كند و يك سوريه ناامن را به مامني براي تروريست ها تبديل كند. بنابراين جنگ در سوريه در درجه اول به كام تروريست ها خواهد بود و يك دولت ضعيف دقيقا همان گزينه مطلوبي است كه افراط گرايان به دنبال آن بوده و تاكنون در همين فضا رشد كرده اند.
با توجه به آنچه ذكر شد در اينجا مي توان به چند سناريو اشاره كرد:
الف) سناريوي اول عدم بروز جنگ توسط امريكا و ادامه درگيري نيروهاي دولت دمشق و تروريست ها است.
ب) سناريو دوم حمله امريكا به دمشق و تداوم مقاومت دولت اسد به همراه متحدان آن در دو جبهه درگيري يعني امريكا و نيروهاي راديكال است . اگر درگيري امريكا با نيروهاي اسد ادامه يابد دايره تحمل مردم امريكا كاهش يافته و واشنگتن مجبور است همانند تجارب قبلي جنگ را ترك كند.
ج)سناريو سوم حذف اسد توسط امريكاست كه در اين شرايط امريكا با نيروهاي شورشي در طولاني مدت روبرو خواهد شد و سوريه به افغانستان شماره دو و يا سايه افغانستان تبديل مي گردد. لذا با توجه به توانايي هايي كه تاكنون نيروهاي افراط گرا در افغانستان و ديگر مناطق از خود نشان داده اند و با توجه به كمك هايي كه تاكنون دريافت كرده اند مي توان گفت كه اين نيروها در سوريه، به مراتب از توان بيشتري از آنچه در افغانستان به نمايش گذاشته اند، برخوردار خواهند بود. همچنين امريكا ستيزي و امريكا هراسي در خاورميانه يك موضوع جدي است و بسياري خواهان ايستادگي در برابر امريكا خواهند بود. براي مثال مي توان به اقداماتي كه مردم كويت انجام داده اند، اشاره كرد.
كويتي ها كه اغلب در تحولات منطقه به موازات اندازه مساحت كشورشان، نقش محدودي داشته اند اما اين بار متفاوت با گذشته وارد بازي منطقه اي بخصوص وارد بازي سوريه شده اند. تفاوت در آن است كه آنها بر خلاف رويه عادي كه در بين اغلب اعراب كه به حمايت از جبهه ضد سوري يعني امريكا پرداخته، بخشي از مردم كويت از دولت سوريه حمايت كرده اند. بنابراين جوانان كويتي در كنار نيروهاي حزب الله همانطور كه سيد حسن نصرالله در حمايت از سوريه سخنراني كرد، خواهند ايستاد. تفاوت ديگر كويتي ها با ديگر كشورهاي عربي آن است كه آنها از ابزارهاي جديد مبتني بر تكنولوژي هاي نوين براي حضور در سوريه استفاده كرده اند. به اين معني كه با استفاده از فيسبوك براي ديگر جوانان كويتي فراخوان حركت به سمت سوريه را منتشر كرده اند. كويتي ها كه قبلا با هدف گردشگري به سوريه مي رفتند اما اين بار براي جنگ به اين كشور مي روند و گفته مي شود كه دفاتر ثبت نام در اين كشور مملو از جواناني است كه براي پيوستن به قافله حاميان بشار اسد هجوم آورده و يا اين كه مي خواهند سوري ها را از لحاظ مالي، غذايي و يا سلاح تامين كنند. اين جوانان بنابر درخواست علماي اين كشور خواستار عزيمت به سوريه هستند. وليد الطباطبايي نماينده سابق پارلمان كويت نيز بر اساس اخبار و اطلاعات منتشر شده هم اكنون در سوريه به سر مي برد. اين امر به گونه ديگري در عراق توسط سيد واثق البطاط رهبر ارتش المختار يا حزب الله عراق در حال طراحي است. بنابراين امريكا تنها با نيروهاي افراطي در دمشق مواجه نخواهد بود بلكه با گروهي كه علاوه بر آنكه افراط گرايي را مردود مي دانند اما خواهان مبارزه با جنگ افروزي امريكا هستند، مواجه خواهد شد.
د) سناريوي چهارم آن است كه با حذف اسد توان امريكا حتي بر تروريست ها و نيروهايي كه از كشورهاي ديگر براي حمايت از اسد به سوريه آمده اند، نيز غلبه خواهد كرد. در اين شرايط تروريست ها ديگر در سوريه باقي نخواهند ماند زيرا آنها به دنبال تاسيس دولت در يك منطقه خاص نيستند و بيشتر دنبال تحقق ايدئولوژي خودند و طبيعي است تروريست ها از سوريه خارج و پراكنده خواهند شد. لذا ديدگاههاي ضد امريكايي به طور پراكنده در كشورهاي مختلف پيگيري خواهد شد كه اين امر براي امريكا به مراتب دشوارتر خواهد بود. يعني تراكم تروريست ها به پراكندگي تروريست ها تبديل خواهد شد. حتي ممكن است برخي از اين تروريست ها براي مدتي سوريه را ترك كنند و تجديد قوا كرده و دوباره به سوريه بازگردند.
به هر حال به عنوان نتيجه مي توان گفت كه گزينه نظامي در سوريه بدترين راه حل است زيرا حتي اگر امريكا بر دولت دمشق هم غلبه كند بيش از آنكه عليه دولت سوريه اقدام كرده باشد به موازات منافع تروريست ها عمل كرده، لذا با دشمني مواجه خواهد شد كه تاكنون تجربه تلخي از آن داشته است.
تحقيق**م.پ**۱۳۵۳**۱۳۵۸

ارسال نظر
نام فرستنده :  
ایمیل فرستنده :  
نظر :
 
نظرات ارسال شده