معرفي نمايش هاي سنتي جهان (۲)؛
نمايش «پولچينلا»، نمايشي وامدار سنن كهن ايتاليا
تهران- «پولچينلا» را مي توان همان شخصيت «مبارك» ايتاليايي دانست‌ كه از اغلب خصلت‌ها و ويژگي‌هاي اين عروسك ايراني و حتي صداي مبارك برخوردار است.
کدخبر : 80811510(3526339)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۲۰
زمان مخابره :     ۱۳:۲۳
سرویس خبر : فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون-

در ابتدايي ترين شكل سنجش اين دو گونه نمايشي و در بيان تفاوت هاي آن دو جهت تمييز دادن شان مي توان به اين نكته اشاره كرد كه تنها تفاوت‌ هاي «پولچينلا» با «مبارك» در نوع و جنس عروسك است كه «پولچينلا» عروسكي دستكشي و «مبارك» عروسكي نخي است و همچنين «پولچينلا» از ماسك سياه بر صورت استفاده مي‌ كند، در حالي كه مبارك داراي سيماي سياه است.
همچني «پولچينلا» شكم‌ پرست است با دماغ عقابي بزرگ و كلاه بوقي بلند و شكم جلو آمده كه نشان از پرخوري او دارد.

** اشكال و محورهاي داستاين «پولچينلا»
داستان ‌هاي اين نمايش سنتي ايتاليايي، از رگه‌هاي افسانه‌اي و فانتزي برخوردار بوده و خلاقيت فردي و بداهه ‌سازي نيز در آن نقش تعيين ‌كننده‌اي دارد. اساس و بن ‌مايه نمايش همان كمدي بزن و بكوب است و ارتباط با تماشاگر نيز از عناصر مهم آن است.
نمايش با تاكيد بر روايت شكل مي‌گيرد و گاهي تصوير نقش چندان برجسته‌‌اي ندارد، اما در طي همين فرايند گفتار و ديالوگ در پس‌زمينه قرار مي‌گيرد و بر ميزان عمل نمايش و حركت شخصيت ها و در ادمه ريتم نمايش افزوده مي‌شود.
در بعضي از نمايش ‌ها، پولچينلا از دست بچه ‌اش عصباني مي‌شود و او را به شدت تنبيه مي كند، با زنش و يا با پليس دعوا مي كند و به تنبيه آنها مي پردازد و حتي در پاره اي موارد او در دعوا با كسبه و اهالي محل از شدت خشم و در نهايت حماقت و ناداني طرف مقابل دعواي خود را مي كشد.
در سير تحولات نمايشي عروسك‌ گردان ‌ها، به نوبه‌‌ خويش شخصيت ‌ها و ماجراهايي را به اين نمايش افزودند مخصوصا، يك «دلقك»، «شبح»، «خادم كليسا»، «ژاندارم» و
«تمساح»، همچنين نقش سگي دست‌آموز (سگي واقعي و نه عروسك خيمه ‌شب‌ بازي) را هم بسط دادند؛ تا امروز اگر چه كليت نمايش ثابت مانده، هيچ دو نمايشي از اين آيين زنده و متاثر از قرن ۱۵ ميلادي وجود نداشته كه در تمامي جزييات شبيه بوده باشند.

** اجراي «پولچينلا» به عنوان ميراث اجدادي
به طور سنتي، استادان اين نمايش خود عروسك‌هاي خيمه‌ شب‌بازي را مي ‌سازند و به شكلي وسواس ‌گونه بر روش شخصي خود پا فشاري مي‌كنند؛ همچنين از ابزاري فلزي به نام سوازل (swazzle) يا سواچل (swatchel) استفاده مي‌كنند، وسيله‌اي كه در دهان مي‌گذارند تا صداي انساني را به صداي جيغ‌ مانند همان «صفير» كه گوينده شخضيت مبارك آن را در دهان خود قرار مي دهد.
برخي خانواده‌ها «پولچينلا» را نسل‌اندرنسل اجرا مي‌كنند. متن نمايش همواره به دگرگوني‌ها و بداهه ‌پردازي ‌هايي متمركز است كه بر ساختاري مركزي استوارند و همين تركيب سياليت، صلابت، فرديت و گمنامي هنرمندان آن از «پولچينلا» هنري فولكوريك و سنتي در قلب اروپا ساخته است.
نمونه هاي مختلف اين نمايش عروسكي را مي‌توان در كل اروپا ديد. «پولچينلا» را در آلماني «كاسپر»، در هلند «يان كلاسن»، در دانمارك «مستر جَكل»، در روسيه
«پتروشكا»، در روماني «واسيلاچ» و در فرانسه «پوليشنل» مي نامند اما شيوه اجراي آن نمايش ها همگي يكسان و منطبق بر سنت ايتاليايي اين گونه نمايشي سنتي است.
نمايش «پولچينلا» تاثير فراواني بر رشد و ارتقاي فرهنگ و هنر ايتاليا، بريتانيا و اروپا به ويژه در زمينه افزايش نقد پذيري مسوولان داشته است.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶

ارسال نظر
نام فرستنده :  
ایمیل فرستنده :  
نظر :
 
نظرات ارسال شده