تركيه گرفتار در تله سوريه
تهران - از هنگامي كه دولت تركيه در اوايل سال ۱۳۹۰تصميم گرفت در برخي نقاط مرزي اين كشور از جمله استان حاتاي اردوگاه هايي را با هدف اسكان آوارگان سوري احداث كند، مي شد حدس زد كه اتفاقاتي مهم ابتدا در سوريه و سپس در منطقه خاورميانه در حال رخ دادن است.
کدخبر : 80811211(3513077)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۲۰
زمان مخابره :     ۱۱:۳۹
سرویس خبر : خارجي- اروپا- خاورمیانه- روابط خارجی- آمریکا-

شايد كمتر كسي اواخر سال ۱۳۸۹ فكر مي كرد كه فاجعه اي بزرگ در سوريه در حال رخ دادن است، اما شواهد و تحركات در كشورهاي خاورميانه از جمله تركيه كه در همان زمان هم به نوعي مشغول آموزش برخي تروريست ها در خاك خود بود، و نيز تحولاتي كه در كشورهاي ديگر از جمله اردن، قطر، عربستان و حتي مصر در حال وقوع بود نشان از آشفتگي در سوريه به عنوان يك كشور مهم و راهبردي در منطقه داشت.
تكاپوي سياستمداران منطقه از جمله سفر چند ماهه پادشاه عربستان به بهانه مداوا به آمريكا، سفر مقامات و بلند پايگان نظامي آمريكا و ناتو به تركيه و اردن و كشورهاي مهم خاورميانه، رفت و آمدهاي مشكوك شبانه مقامات اطلاعاتي غرب به تركيه و سفر مقامات اين كشور از جمله رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه به آمريكا و از همه مهمتر به راه انداختن موج ضد صهيونيستي و داد و فريادهاي كمك به غزه و ماجراي داووس و توهين برنامه ريزي شده به شيمون پرز رييس رژيم صهيونيستي از سوي نخست وزير تركيه از جمله اين شواهد در آن ايام بشمار مي رود.
سقوط و يا تغيير ناگهاني مواضع برخي سران عرب در تحولات مربوط به بهار عربي و مهم تر از آن تغيير مواضع دولت تركيه در قبال سوريه، سوريه اي كه از سوي مقامات ترك همواره به عنوان يك همسايه استراتژيك و مهم از آن نام برده مي شد و رييس جمهورش بشار اسد براي گذراندن تعطيلات خود هر از گاهي به ويلاي شخصي اش در شهر بودروم تركيه به اين كشور سفر مي كرد و مورد الطاف ويژه مقامات تركيه قرار مي گرفت، نشان از برنامه ريزي غرب براي رقم زدن يك تحول مهم در سوريه داشت.
اين تحولات در كنار تلاش آنكارا براي متحد كردن دو كشور عربي يعني عراق و سوريه با خود و تلاش براي تشكيل گروه موسوم به ساعت متشكل از چهار كشور سوريه، تركيه، عراق و ايران ضمن آن كه شروع طوفاني در خاورميانه محسوب مي شد، آغاز دور جديدي از تحولات در منطقه را نيز خبر مي داد و البته در كنار آن ترديدهايي نيز در مورد منطقه نزد تحليل گران ايجاد مي كرد.
از سوي ديگر نيمه كار ماندن و رها شدن طرح تشكيل شوراي مشترك هيات وزيران دولت هاي تركيه، عراق و سوريه به ابتكار احمد داود اوغلو وزير امور خارجه تركيه و تنها وزيري كه بدون داشتن شرط نمايندگي مجلس به كابينه دولت اين كشور راه يافت، موجبات واگرايي در منطقه را گوشزد مي كرد.
در پيچ و خم اين تحولات شواهدي وجود داشت كه هرگونه دل بستن به برخي تحولات مثبت در منطقه را نيز در هاله اي از ابهام فرو مي برد و موجب افزايش نگراني هايي در منطقه مي شد.
نخست آن كه در وراي شعار تغيير باراك اوباما نخستين رييس جمهور رنگين پوست آمريكا نوعي تظاهر و ريا نيز وجود داشت كه منحني اميدهاي ايجاد شده در خاورميانه را به سمت اعداد منفي پيش مي برد و اين موضوع در برخي تحليل ها به خوبي قابل رويت بود.
نكته دوم اتحاد غير قابل گسست تركيه به عنوان اصلي ترين حامي تحولات منطقه با غرب و به ويژه آمريكا بود كه تحت هر شرايطي حفظ شده بود. در كنار تمامي مسايل سياسي اتحاد نظامي تركيه با غرب در قالب ناتو است.
ناتو مهم ترين شريك نظامي و خانه بين المللي ارتش تركيه به شمار مي رود كه در نبود يك رقيب جدي، در هر بحراني يك پاي مداخله نظامي بوده است.
كشاندن درگيري ها از مرزهاي كشورهاي عضو به خارج از مرزها و كشورهاي ديگر نمونه بارز بي نظمي و اقتدارگرايي است كه نظاميان ناتو در مواجهه با بحران هاي بين المللي آن را به وجود مي آورند.
شايد به همين علت است كه تركيه كه دومين قدرت نظامي در اين سازمان به شمار مي رود هر از گاهي ديگران را با ابزار اين سازمان تهديد مي كند.
براي مثال چندي پيش بكر بوزداغ معاون نخست وزير تركيه در پاسخ به مقابله به مثل سوريه در قبال تحولات اين كشور به صراحت اعلام كرد كه، هرگونه حمله اي به تركيه حمله به ناتو محسوب خواهد شد.
وي در زمينه يك حمله احتمالي از جانب سوريه پيش دستي كرده و گفته بود كه هر گونه حمله سوريه به تركيه و استفاده از هر گونه سلاحي عليه تركيه، ‌نتايج بسيار منفي بزرگي در پي خواهد داشت و پاي ناتو را با درگيرهاي باز خواهد كرد.
اين موضوع نشان مي دهد كه بر خلاف آن چه كه تبليغ مي شود تركيه بيش از آن چه كه تصور مي شود بر قدرت هاي ديگر وابسته است.
در بحران سوريه نيز اكنون عقربه تحولات سمت ديگري را كه زياد مطابق خواسته آنكارا نيست، نشانه رفته است و اگر تحولات به همين منوال پيش برود تركيه بيشتر از گذشته خود را گرفتار در باتلاق سوريه مي بيند.
به عبارت ديگر تركها برخلاف گذشته سوريه را يك تله انفجاري كه از سوي غرب و برخي كشورهاي عرب براي آنها كار گذاشته شد، مي بينند.
با عقب نشيني آشكار آمريكا از حمله به سوريه و پذيرش طرح روسيه در باره تحت نظارت قراردادن تسليحات شيميايي سوريه و شرط لغو هرگونه حمله نظامي به اين كشور تركيه اينك احساس ناامني مي كند و حتي شركا و شاهان پولدار و فربه اش مانند عربستان و قطر هم در تنگناي سوريه گرفتار آمده و به قولي نسبت به تحولات اين كشور آچمز شده و احتمال مات شدنشان در زمين بازي سوريه در آينده اي نزديك نيز دور از انتظار نيست.
تحولات سوريه نيز نشان مي دهد كه نابودي تروريست هاي تكفيري در اين كشور بسيار نزديك است و قطر و عربستان شايد به يمن دلارهاي نفتي به نوعي بتوانند خود را از مهلكه سوريه نجات دهند اما، شرايط تركيه اندكي متفاوت خواهد بود.
اين كشور هم اكنون در آتش ناآرامي هاي داخلي گرفتار شده و حزب حاكم عدالت و توسعه (آك) و شخص رجب طيب اردوغان كه زماني داعيه رهبري منطقه را نيز در سر مي پروراند محبوبيت خود را هم در داخل و هم نزد مردم منطقه از دست داده و او نيز بيش از گذشته در تحولات جديد سوريه خود را متضرر مي بيند.
هر چند به گفته معاون نخست وزير تركيه ‌دولت اين كشور ۴ اكتبر سال گذشته ميلادي مجوزي براي اعزام نيروي نظامي به سوريه از مجلس دريافت كرده اما اردوغان نيز به خوبي مي داند كه اين مجوز تا اكتبر امسال بيشتر اعتبار ندارد و البته انجام هرگونه عمليات نظامي در سوريه نيز جز وارد شدن بيشتر در باتلاق اين كشور نيست.
بر اين اساس و بعد از عقب نشيني آمريكا از مواضع جنگ طلبانه خود در مورد سوريه، استراتژي كه اينك آنكارا بايد آن را دنبال كند، چگونگي خروج از بحران سوريه خواهد بود كه اميد آن مي رود كه اين همسايه مقتدر و بزرگ در خاورميانه به مناسبترين و كمترين زمان ممكن به اين امر اهتمام ورزد.
از: عليرضا جباري
ايرانم**۱۱۴۴

ارسال نظر
نام فرستنده :  
ایمیل فرستنده :  
نظر :
 
نظرات ارسال شده