اين مقاله نويس مي گويد: از ديدگاه كارشناساني كه پرونده سوريه را بررسي مي كنند، همه ي گزينه هاي نظامي نامطلوب هستند. اكنون با طرح روسيه، گزينه ي حمله به سوريه تا اندازه ي بسيار زيادي كمرنگ شده است اما اگر اين اتفاق روي مي داد، آنوقت تبعات جبران ناپذيري مي توانست به همراه داشته باشد. حمله به سوريه و كمك به مخالفان و تسليح نظامي آنها، در حقيقت به معناي خطر تقويت اسلام گرايان افراطي است كه هر روز نفوذ بيشتري مي يابند. نكته ي بسيار خطرناك ارتباط بسيار نزديك برخي از مخالفان سوري با تروريست هاي القاعده است.
راه حل نظامي غرب در سوريه، مي توانست براي غرب در طولاني مدت تبعات بسيار سنگيني به همراه داشته باشد كه يكي از آنها بروز هرج و مرج در منطقه و طولاني شدن جنگ داخلي بود.
روسيه كه طرح نظارت بر انبارهاي سلاح هاي شيميايي دمشق را ارائه داده است، به خوبي مي داند كه همانگونه كه سياست تغيير حاكميت در عراق، افغانستان و ليبي نتيجه اي در پي نداشت، حمله محدود به سوريه نيز نتيجه اي نخواهد داشت.
اشغال نظامي سوريه هم تبعات بسيار خطرناكي خواهد داشت و به همين دليل از سناريوهاي مورد بررسي در آمريكا و فرانسه كنار گذاشته شده است.
اما اين مساله تنها در مورد خاورميانه صادق نيست. حملات تنبيهي عليه صرب هاي بوسني در سال ۱۹۹۵ نيز مانع از كشتار صربرنيتسا كه هشت هزار كشته برجاي گذاشت، نشد.
آرنود دانژين نماينده راست گراي فرانسوي در پارلمان اروپا مي گويد: حملات تنبيهي هيچ اثر بازدارنده و قاطعي ندارد. اين حملات بيشتر براي آگاهي دادن است و راه حلي واقعي محسوب نمي شوند.
مترجمام**۹۰۴۱**۱۵۸۶