در بررسي آثار سينمايي دو ديدگاه وجود دارد؛ نخست ديدگاه صرفا هنري و ديگري ديدگاهي جامع تر كه به بررسي ايدئولوژيكي محصول هنري مي پردازد. اگر تاريخ سينماي رژيم صهيونيستي را نيز بررسي كنيم اين دو ديدگاه به خوبي آشكار مي شود.
ديويد بُردول كه از نظريه پردازان نئوفرماليسم در سينما محسوب مي شود در كتاب تاريخ سينماي خود درباره سينماي اسرائيل مي نويسد: در دهه ۱۹۶۰ مناهم گولان و عموزادهاش يورام گلوبوس شروع به توليد فيلم هاي موزيكال، جاسوسي، ملودرام و كمدي هاي رمانتيك قومي مشهور به بوركا كردند. در سال هاي ۱۹۷۰ رژيم صهيونيستي همچنين مأمن سينماي جواني بود كه بر مسائل روانشناختي طبقات متوسط تكيه مي كرد. سپس در سال ۱۹۷۹ وزارت آموزش و فرهنگ براي حمايت مالي از فيلمهاي باكيفيت اعلام آمادگي كرد. اين سياست به ساخت تعدادي فيلم ارزان در مايه هاي تاملات شخصي (همچون قايم باشك بازي دان ولمن ۱۹۸۰) يا پرسش هاي سياسي(مانند ترانزيت ساخته واكسمن ۱۹۸۰) شد.
در اندك زماني كار به آنجا رسيد كه بيش از نيمي از حدود پانزده فيلمي كه در سال توليد مي شد، از صندوق حمايت از فيلمهاي باكيفيت تامين مالي مي شدند. در اوائل دهه ۱۹۸۰ از ميزان يارانه ها كاسته شد، اما در اواخر همان دهه حجم كمك ها بار ديگر افزايش پيدا كرد.
رژيم صهيونيستي به دليل رابطه بسيار گرمي كه با غرب داشت جزئي از بازار بين المللي فيلم شد. فيلم هاي موشه ميزراهي و كمدي نوستالژيك تينايجري بستني يخي ليمويي ( ۱۹۸۷ ) در خارج از اين سرزمين موفق بودند، توليد مشترك با كشورهاي غربي نيز در جريان بود و تعدادي از اين محصولات مشترك نامزد جايزه اسكار هم شدند. كارگردانهاي رژيم صهيونيستي فيلمهايي به زبان انگليسي و با شركت ستارههاي آمريكايي مي ساختند و شركت برادران وارنر توزيع فيلم آن سوي ديوارها ساخته اوري بارباش را كه داستاني است درباره اعراب و اسرائيلي ها در زندان، به عهده گرفت. صندوق فيلمهاي با كيفيت، شركت هاي خارجي را تشويق مي كرد در پروژههايي كه به نفع سمت گيريهاي بين المللي سينماي اسرائيل است سرمايه گذاري كنند.
گولان و گلوبوس در سال ۱۹۸۹ با به دست گرفتن كنترل شركت كانن پيكچرز - يك شركت توليد فيلم - به طور مستقل سعي كردند در عرصه بين المللي وارد شوند. آنها هم فيلمهاي سرگرم كننده بين المللي توليد كردند ( مانند نيروي دلتا) و هم فيلمهاي هنري به كارگرداني افرادي چون آلتمن، كاساواتيس، كنچالفسكي، و گدار.
مركز فيلم اسرائيل درباره سينماي اين رژيم آورده است: هر روز كه مي گذرد تعداد فيلمهاي خارجي بيشتري در اسرائيل فيلم برداري مي شوند، چون اسرائيل مزايا و ويژگيهاي زيادي دارد. اسرائيل كوچك است و مي شود عرض آن را در ۹۰دقيقه و طول آن را در ۷ يا ۸ ساعت با ماشين پيمود. هر جا كه مي رود پر است از كوه، جنگل و دشت و رودخانه هاي پر آب و روستاها و دهكده هايي كه خانه هاي آن با معماري هاي زيباي سنتي تزئين شده است. همچنين اسرائيل آب و هواي بسيار خوب و معتدلي دارد كه بيشتر شبيه آب و هواي كاليفرنيا است. از سوي ديگر اين سرزمين، خاستگاه چندين فرهنگ و تمدن بزرگ دنياست و هر كارگردان با هر سليقه مي تواند به راحتي هر چه را بخواهد در اسرائيل بيابد و فيلم بسازد.
اين كانون اقدام به خريد سالنهاي سينما نيز كرد و كنترل نيمي از بخش توزيع فيلم رژيم صهيونيستي را بدست گرفت. علاوه بر اين، كانون كمك كرد پروژههاي ارزآور به رژيم صهيونيستي بيايند و به اين وسيله به رونق سينماي داخلي به عنوان تامين كننده خدمات اين پروژه هاي كمك كرد. هرچند گلوبوس در سال ۱۹۸۹ كانون را ترك كرد تا شركت خودش را راه بياندازد، صنعت سينماي رژيم صهيونيستي همچنان وابستگي هاي بين المللي نيرومند خود را حفظ كرد.
كاملا آشكار است كه بردول در اين كتاب وارد مضامين ايدئولوژيك سينماي اسرائيل نشده است. حال اگر فارغ از نگاه صرفا هنري و نئو فرماليستي بردول به سينماي اسرائيل بنگريم و آن را هم زمان با تحولات سياسي و بين المللي با محوريت رژيم صهيونيستي بررسي كنيم به نكات قابل توجهي خواهيم رسيد.
در كتاب سينماي سلطه كه از همين منظر به سينماي اسرائيل نگاه دارد در اين باره نكات جالبي و تامل برانگيزي آمده است.
نويسنده اين كتاب مي نويسد: از سال ۱۹۶۷ به بعد رژيم صهيونيستي با همكاري شركتهاي بزرگ سينماي هاليوود به توليد فيلم هاي طولاني روي آورد. بنابراين مي توان گفت كه جهش واقعي سينماي رژيم صهيونيستي به دوران پس از جنگ پنجم ژوئن ۱۹۶۷ باز مي گردد كه طي آن رژيم صهيونيستي مقدار بيشتري از سرزمينهاي اعراب را اشغال كرد. از اين رو مأموريت توجيه اين اشغال در برابر افكار عمومي جهان به ويژه به تصوير كشيدن اسرائيل به عنوان سرزميني افسانه اي و بسيار زيبا براي جذب تعداد بيشتري از صهيونيستها به اين صنعت سپرده شد. اين سينما با تركيب عناصري چون دارم، تاريخ و تراژدي، انديشه واهي كشته شدن شش ميليون يهودي در كوره هاي آدم سوزي نازيها، اين هدف را به مخاطبان تلقين ميكند.
سينماي رژيم صهيونيستي توانست با همين شيوه ضمن ارائه تصويري مظلومانه از قوم يهود، غربي ها را وا دارد تا در قبال اشغال فلسطين و اخراج مردم مظلوم آن، مواضعي جانبدارانه اتخاذ كنند و صهيونيستها را مورد حمايت قرار دهند.
مهم ترين فيلمهاي صهيونيستي توليد شده در اين زمان عبارتند از:
۱)فيلم تپه ۴۲: اثر نورولد ويكنسون كه به تمجيد از دلاوريها و انسان دوستي سربازان صهيونيست مي پردازد.
۲)فيلم شتر: به كارگرداني اوسا مرنا كالاس، فيلمبردار يوشيومانيا، تهيه كننده:بابالي، هدف از ساخت اين فيلم نمايش عقب ماندگي اعراب و مدنيت و تمدن بالاي يهوديان است.
۳)فيلم كنلايمل در تل آويو: دربارهي يك يهودي ۸۰ ساله به همين نام است كه يكي از پيشكسوتان فولكور مردمي يهود به شمار مي رود.
اين فرد كه ميليونها دلار ثروت دارد به پسرانش وصيت مي كند كه با دختران يهودي ازدواج كنند و در فلسطين اشغالي ساكن شوند. اين فيلم در واقع دعوت صريح و آشكار از يهوديان براي مهاجرت به فلسطين است.
۴)فيلم ديويد: داستان يك خانواده يهودي است كه مورد ظلم و ستم نازيها قرار مي گيرند. در اين فيلم به طور مستقيم از افكار عمومي جهان خواسته شده ظلم و ستم نازيها عليه صهيونيستهاي بي گناه را محكوم كنند!!
صهيونيستها با اين فيلم كه توليد مشترك اسرائيل و آلمان است توانستند جايزه اول جشنواره سينمايي كن فرانسه را به دست آورند.
چند سال پس از جنگ ژوئن ۱۹۶۷، رژيم صهيونيستي توانست سياست توليد مشترك با فيلم برداري فيلمهاي آمريكايي را با همكاري مركز فيلم اسرائيل در فلسطين اشغالي به مرحله اجرا درآورد. در اين ميان ستارگان صهيونيست مسلك هاليوود، نقش مهمي در اجراي اين سياست ايفا نمودند، به گونه اي كه دوره ي طلايي سينماي اسرائيل از دهه هفتاد آغاز شد.
دلايل صهيونيست ها براي ترجيح ساخت فيلم در سرزمين هاي اشغالي اينگونه ابراز شده است كه :
۱-خوش آب و هوا بودن سرزمين فلسطين و تنوع بسيار زيباي آن.
۲-ثبات نظامي منطقه و ادامه اشغال مناطق غربي توسط صهيونيستها.
۳-بهبود اوضاع سينما در سرزمينهاي اشغالي و ايجاد و كارگاه ساخت فيلمهاي سينمايي رنگي.
۴-افزايش تعداد شركتهاي توليد فيلمهاي سينمايي به طوري كه شمار شركتهاي توليد فيلم به ۱۵ و شركتهاي خدمات توليد فيلم به ۲۵ شركت رسيد.
۵-پايين بودن سطح دستمزدها در فلسطين اشغالي و وجود كارگران روزمزد و ارزان قيمت عرب در منطقه.
۶-هزينه ساخت يك فيلم در اسرائيل ۲۵ تا ۳۰ درصد كمتر از اروپاي غربي است و رژيم صهيونيستي هم تسهيلات ويژه اي در اختيار سينماگران و كارگردانان قرار مي دهد. به همين دليل اكثر كارگردانان براي توليد فيلم به اسرائيل مي روند.
**دهه۷۰ ميلادي
--------------------------
در دهه هفتاد ميلادي، سينماي اسرائيل در جهت ايجاد رابطه ميان كارگردانان و سينماگران و بازيگران مشهور جهان و رژيم نو پاي صهيونيستي تلاش زيادي به عمل آورد كه اغلب به شكل ديدارهاي دوستانه با رهبران سياسي و مقامات و فرماندهان نظامي اين رژيم و چاپ تصاوير آن در روزنامه و مطبوعات اسرائيلي و فرا منطقه اي به منصه ظهور رسيد. به عنوان نمونه، روزنامه اسرائيلي بديعوت آهارنوت در شماره ۱۲ ژانويه ۱۹۷۹ خود با انتشار مقاله اي چنين نوشت: سياستمداران اسرائيلي به هنر و هنرمندان اهميت زيادي مي دهند. نمونه بارز آن، ديدار رئيس ستاد مشترك ارتش با سوفيا لورن است. البته اهتمام ساير مقامات مانند نخست وزير، وزراي دفاع، بازرگاني، گردشگري و حتي شهرداران، كمتر از رئيس ستاد مشترك ارتش نيست و آنها هم به نوبه خود به گرمي از هنرمندان استقبال مي كنند و با آنها گپ مي زنند. اينها همه نشان مي دهد كه اسرائيل اهميت زيادي براي ستارگان سينما قائل است.
**دهه۱۹۸۰
----------------
سينماي اسرائيل در دهه هشتاد سيطره خود را بر سينماي هاليوود گسترش داد و توانست بسياري از سينماگران صاحب نام جهان شامل كارگردانان، تهيه كنندگان و هنرپيشگان هاليوود را جذب و با اكثر كشورهاي غربي قراردادهاي سينمايي منعقد كند. اغلب فيلمهاي توليد شده توسط سينماي مشترك اسرائيل با هاليوود و كشورهاي غربي، بر مهاجرت به فلسطين اشغالي و حمايت از رژيم صهيونيستي در برابر اعراب تأكيد شده است.
توليد سالانه صنعت سينما در اسرائيل بين ۱۲ تا ۱۵ فيلم بوده است. فقط در سال ۱۹۸۰ ميلادي ۱۲ فيلم توسط سينماي اسرائيل بر پرده سينمايي رفت. مهم ترين آنها عبارتند از:
۱) ۵+۵ از شموئيل ايمبرمان.
۲)آخرين دريا از حييم نحوري،
۳)ستاره صبح از الكفا بركن،
۴)برونه ديف از موسي موگاردي.
۵)خانواده شناسنامه اي من از ايتان كرين.
۶)ازدواج در راه تل آويو، سناريوي اين فيلم به طرز زيركانه اي از نمايشنامه ي خسيس اقتباس شده است. در اين فيلم از يهوديان خواسته شد با انباشت ثروت، توانايي مالي خويش را در كشورهايي كه در آن سكونت دارند، بالا ببرند.
طي سالهاي ۱۹۸۱ و ۱۹۸۲ نيز فيلمهاي زيادي ساخته شد. از جمله مهم ترين آنها عبارتند از:
۱- فيلم زنان . . . زنان اثر آلفرد مسيتنهارد.
۲- فيلم لينا. اين فيلم درباره زني است كه براي آزادي همسرش از زندانهاي روسيه تلاش مي كند، اما ديري نمي پايد كه به اسرائيل باز مي گردد و با يك يهودي ازدواج كرده و افراد زنداني در روسيه را به فراموشي مي سپارد.
اين فيلم در واقع به شكلي خزنده به ارتباط ميان صهيونيستها و فلسطين اشغالي به عنوان سرزمين موعود مي پردازد.
بيشتر فيلمهاي اسرائيلي با همكاري شركتهاي سينمايي در آمريكا، فرانسه، ايتاليا، آلمان و ژاپن ساخته مي شود. موضوع بيشتر آنها را موضوعات انساني برگرفته از واقعيتهاي اجتماعي شكل مي دهند و عمدتاً تلاشهاي هنري ساده اي است كه با تبليغات سياسي گسترده و كينه نهفته نسبت به اعراب و مسلمانان كه در فيلمها به طور مستقيم و غيرمستقيم بر آنها تأكيد مي شود همراه بوده است
يكي از اين فيلمها، فيلم ملي گرايان است كه اسرائيل با يك كارگردان يهودي فرانسوي به نام ايريك شارون آن را ساخت.
اسرائيليان در اين زمينه، از موفقيت قاطع فيلم خماسين در سطح جهاني سخن به ميان مي آورند. اين فيلم به روايت داستان درگيري اعراب و يهوديان مي پردازد و حوادث آن در داخل يكي از زندانها به وقوع مي پيوندد.
آنها از فيلم دختر ۱۷ ساله سخن مي گويند كه اسرار بلوغ را مطرح كرده و بين آن و واقعيت سياسي اسرائيل ارتباط برقرار مي كند.
آنها متعجب و شگفت زده از هنر پيشه زن يعني ژيلا ماژور برنده خرس طلايي جشنواره برلين در سال ۱۹۸۹ و نقش وي در فيلم تابستان اويا صحبت مي كنند.
ادامه دارد...
تحقيق**م.ع.**۹۱۳۰