خيمه شب بازي در اصل نمايشي كمدي و انتقاد آميز بود كه در خانه هاي اعيان واشراف و آن هم در برنامه هاي مخصوصي از قبيل عروسي ها، مولودي ها و جشن هايي از اين دست برگزار مي شد.
به طور كلي هنر عروسك گرداني ازساليان پيش معمول بوده اما كسي نمي داند كه عروسك ها از چه زماني و ازكجا و چگونه بوجود آمده اند؟ نخستين مرجع نمايش عروسكي را تاريخ «گزنفون» مي دانند كه از خانه مردي آتني به نام « كالياس» ديدن كرده و ميزبان براي سرگرمي ميهمانان در خانه اش توسط يك گروه نمايش سيار از تئاتر عروسكي استفاده كرده است.
در كتاب تاريخ تئاتر اروپا، خيمه شب بازان در فصل شعبده بازان دوره گرد گنجانيده شده اند.
** خيمه شب بازي، هنر لعبتك و لعبتك بازي
در ايران بنا به اشعاري كه در هفت پيكر نظامي گنجوي شاعر داستان پرداز قرن ششم در دست است، نخستين رد پاي خيمه شب بازي به دوران «بهرام گور» (۴۲۱ ميلادي) منسوب مي شود. چنانكه نظامي مي سرايد در اين زمان شش هزار نوازنده و رقصنده از كوليان هند به ايران آمدند كه خيمه شب بازان نيز در ميان آنان بودند:
شش هزار اوستاد دستان ساز
مطرب و پايكوب و لعبت باز
گِرد كرد از سواد هر شهري
داد هر بقعه را از آن بهري
اما خيام ( قرن پنجم) نخستين شاعري است كه از اصطلاحات خيمه شب بازي در شعر خود بهره فلسفي مي گيرد:
ما لعبتكانيم و فلك لعبت باز
از روي حقيقتي نه از روي مجاز
يك چند در اين بساط بازي كرديم
رفتيم به صندوق عَدَم يك يك باز
در زمان صفويه « ژان شاردن» از سياحان به نام آن روزگار، در سفرنامه خود به اجراي نمايش عروسكي «سلطان سليم» پادشاه عثماني، در ميدان نقش جهان اصفهان اشاره مي كند كه در حدود ۸۰ عروسك بازيگر داشته و بازي ساعت ها به درازا مي كشيد.
او همچنين اضافه مي كند كه خيمه شب بازان ايراني برخلاف همتايان غربي خود به هيچ وجه تكدي گري نمي كنند، بلكه در حضور جمع به نمايش مي پردازند و هر كس كه بخواهد به ميل دل خود به آنها پولي مي دهد.
خيمه شب بازان ابتدا در وسط صحن حياط خيمه اي برپا كردند و بعد از مدتي نمايش شاه سليم را به اجرا درآوردند. عروسك هاي بسياري در اين بازي شركت داشتند از قبيل
«وزيران»، «اميران»، «شاهزادگان»، «خادمان» و حتي «ميرغضب ها» و «خطا كاران» نيز بودند.
** اسباب و امكانات اجراي خيمه شب بازي در ايران
در ايران براي اجراي يك نمايش خيمه شب بازي ابزاري كه به كار مي رفته عبارت بوده اند از:
۱- «خيمه»: براي اجراي نمايش ابتدا خيمه را كه چادري چهارگوش با ارتفاع ۱۷۰ سانتي متر و عرض ۱۹۰ سانتي متركه به وسيله طناب و ميخ هاي آهني كه در انتهاي طناب بود و به زمين ثابت مي شد در محل بر پا مي كردند و نمايش در داخل آن برگزار مي شد.اين خيمه حالت راز گونه اي به نمايش مي داد تا برهيجان تماشا گران بيافزايد.
۲ - « نطع»: نطع عبارت از سفره اي چرمين يا سفره اي از جنس پارچه اي نرم بود كه عروسك ها را به روي آن حركت مي دادند.
۳ - «صندوق»: عبارت از جعبه اي بود كه عروسك ها را در داخل آن مي گذاشتند، زيرا نمايشگران عروسكي پايگاه و جايگاه ويژه اي نداشتند و مانند دوره گردان ناگزير بودند وسائل بازي را در صندوقي گذاشته و با خود حمل كنند.
۴ – «عروسك ها يا لعبت ها»: عروسك ها قهرمانان اصلي نمايش بودند. ساخت عروسك ها اكثرا از چيني و قسمتي از آن از چوب و پارچه بود و البسه عروسك ها را خود اداره كننده نمايش (كارگردان امروزي) در خانه مي دوخت.
بيشتر عروسك هاي خيمه شب بازي داراي شخصيت بودند، مثل «مبارك» كه سال هاي سال نقش اصلي خيمه شب بازي را داشت.
«مبارك» در واقع برده اي سياه پوست و از زنگبار به جنوب ايران آورده شده بود و داراي شخصيتي شوخ طبع و جسور بوده كه مسائل سياسي و اجتماعي را با گفتاري طنز آميز و جمله هايي نيشداربيان مي كرد و شخصيت دوست داشتني او باعث رونق خيمه شب بازي مي شد.
از ديگر عروسك هاي صاحب شخصيت در خيمه شب بازي مي توان «پهلوان كچل» يا
«پهلوان كچلك» يا «حسن كچل» را نام برد. پهلوان كچل قهرمان خيمه شب بازي هاي عاميانه بود و شخصيت بسيار طنز و شوخي داشت كه ظاهراً خودش را به حماقت مي زد اما در باطن بسيار رند بود.
از عروسك هاي ديگر مي توان از « پهلوان پنبه» نام برد.« پهلوان پنبه» صاحب شجاعت مسخره اي بود و فقط براي ضعيف تر از خودش قدرت نمايي مي كرد.
از عروسك هاي صاحب شخصيت ديگر، عروسك «شاه سليم» بود كه آن را از روي شاه سليم، پادشاه عثماني ساخته بودند. از عروسك هاي ديگر خيمه شب بازي كه كم و بيش داراي شخصيتي مستقل بودند، مي توان به عروسك هاي زير اشاره داشت:
«عروس»؛ كه پر مدعا و خجالتي بود.
«مادر زن»؛ كه لجوج و از خود راضي بود.
«غولك و شيشه باز»؛ كه هر دو مطرب و شيرين كار بودند.
«طبق كش»؛ كه جهيزيه ي عروس را حمل مي كرد.
«وروره جادو»؛ كه پيره زني اوراد خوان و طلسم بند بود.
«دختر شاه پريان»؛ كه نمونه لطف و زيبايي و دختر رؤياهاي قهرمان بود.
«طياره خانم»؛ كه دايه يا نديمه عروس و عاشق بامزه گي ها و نمك «مبارك» بود.
براي موسيقي خيمه شب بازي معمولا ًضرب و يا تار وكمانچه به كار مي رفت و گاهي هم آواز هاي محلي چاشني آن مي شد.
گردانندگان يك نمايش خيمه شب بازي دست كم دو نفر بودند، يكي مرشد كه در حقيقت همه كاره خيمه شب بازي بود، هم ضرب مي نواخت و هم آواز مي خواند و هم كنار خيمه مي نشست و با عروسك ها به گفتگو مي پرداخت و ديگري عروسك گردان يا نمايش گردان كه بوسيله نخ ها، عروسك ها را به حركت در مي آورد و به جاي آنها حرف مي زد.
او براي اين كار معمولا سوت سوتكي به نام «صفير» كه از اركان جدايي ناپذير خيمه شب بازي بود را در دهان مي گذاشت و براي همين صداي عروسك هاي خيمه شب بازي بسيار ريز و نازك بود و براي تماشاگران نا مفهوم بود.
از اين رو مرشد در ضمن سؤال و جواب هميشه حرف هاي عروسك را تكرار مي كرد تا تماشاگران را به موضوع نمايش جلب كند و اين گويه و واگويه به نمايش جذابيتي ويژه مي داد.
به خاطر همين سؤال و جواب ها نقش مرشد بسيار حساس بود، چون مي بايست مخاطب خود را بشناسد و نبض خواست او را در دست بگيرد و زباني استعاري و طنز، درست موافق ميل او به كار برد و بر اساس كاستي هاي جامعه، نوآوري هاي خوشايند عرضه كند، تا هر چه بيشتر بازارش گرم شود و مشتريان انبوه تري فراهم آورد؛ چرا كه خيمه شب بازي كه ظاهرا بر پايه شوخي و شادي و خنده قرار داشت، واقعيت تلخ و ريشه داري را بر دوش مي كشيد.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶