مقام شهادت اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معني است و ما خاكيان محجوب چه مي دانيم كه اين ارتزاق عند رب الشهدا چه است؟ امام خميني(ره)
هرازگاهي چند از آناني بنويسيم كه عشق را در مسير رسيدن به معبود يافتند و اين راه را به سبكي بال پرندگان طي كردند. آنان كه روشني انديشه پاك شان در دل تاريكي هاي زمان، مسير هدايت و سخن شان پاسخ همه سوالات بي جواب است. دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري به منظور پاسداشت مقام شهيد با ارائه سلسله گزارش هاي يادنامه سخن عشق همراه مي شود با عاشقان حقيقي كه معرفت الهي را به حق درك كردند.
و امروز همراه با شهيد ايرج خرمجاه
ايرج خرمجاه در ششم بهمن ۱۳۵۱ هجري خورشيدي در روستاي سيبستان از توابع استان البرز چشم به جهان گشود. او نخستين فرزند خانواده خرمجاه بود.
وي مقاطع تحصيلي را يكي پس از ديگري با موفقيت گذراند و در محافل انس با قرآن كريم هم شركت ميكرد به نحوي كه در منطقه ساوجبلاغ در زمينه قرائت قرآن موفق به كسب مقام شد.
او علاقه فراواني به حضور در بسيج داشت و بيشتر اوقات در پايگاه بسيج فعاليت ميكرد، با حمله صدام حسين به مرزهاي ايران اسلامي، در حالي كه فقط ۱۴ سال داشت با وجود مخالفت خانواده، از طريق يگان هاي مستقر در قزوين داوطلبانه به جبهه نبرد حق عليه باطل رفت اما در جبهه نيز به دليل سن كم از اعزام وي جلوگيري كردند، شهيد خرم جاه دگربار بار دوم از شهر آبيك اقدام كرد و باز هم به علت نداشتن شرايط سني، از اعزام وي جلوگيري شد.
سرانجام در پايان سال ۱۳۶۴ هجري خورشيدي بود كه از هشتگرد عازم جبهه شد اما اين بار نسبت به دفعات ديگر، يك فرق اساسي داشت و آن اينكه او تاريخ تولدش را در كپي شناسنامه خود به سال ۱۳۴۷ هجري خورشيدي تغيير داده بود و در نهايت موفق به اعزام شد.
او در نخستين اعزام در لشكر۱۰ حضرت سيدالشهدا(ع)، با عنوان غواصِ گردان فرات در جزيره مجنون حضور پيدا كرد و آموزشهاي لازم را ديد و در ۲۱ مهر ۱۳۶۵ هجري خورشيدي از منطقه كيم ثارالله به منطقه عملياتي خرمشهر و از آنجا نيز به منطقه شلمچه رفت.
سرانجام در دي ۱۳۶۵ هجري خورشيدي در عمليات كربلاي ۵ بر اثر اصابت تير در منطقه شلمچه، رداي شهادت برازنده قامت او شد.
پس از شهادت ايرج، پيكر وي به منظور مأموريتي مهم به همدان فرستاده شد، تا آرام بخش دل مادري كر و لال باشد، پيكرش به خاطر تشابه فراوان با محمد جواد زمرديان به خانواده زمرديان در همدان تحويل داده شد و اين شهيد به نام زمرديان به مدت ۴ سال در گلزار شهداي همدان آرميده بود تا محمد جواد از اسارت بازگشت و در سال ۱۳۹۲ هجري خورشيدي مادر بي قرار ايرج، فرزندش را در همدان يافت.
در متن زير گذري كوتاه بر وصيت نامه اين شهيد والامقام داريم:
...هرگز مپنداريد كسانيكه در راه خدا كشته شدند مردهاند بلكه زنده هستند و در نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند...خدايا در لياقت كساني نگاه ميكني كه در حال نوشتن دعا هستند، خدايا من هم از آن كسان هستم...درود به ارواح طيبه شهدا از صدر اسلام تاكنون، از كربلا تا كربلاهاي غرب و جنوب ايران اسلامي. آنها كه با اهداي خون خود درخت اسلام را آبياري كرده و خواهند كرد و درس شهادت به ما آموختند.خداوندا، آيا قلمها توانستهاند كه واقعه خيبر، بدر و احد را بيارايند؟ خدايا من كه هيچ هستم و نميتوانم و زبان گويا ندارم كه بتوانم آن حماسهها را بيارايم. خدايا تو صبر بده به مادران و پدران و خانوادههاي معظم شهدا.
خداوندا، عنايتي فرما و صبري به ايشان بده كه شيطان نتواند در اين خانوادههاي محترم و در دلهاي ايشان نفوذ كند و به اين فكر بيفتند كه فرزندشان بيجهت به جبهه رفته و شهيد شده است. خدايا به مادران شهدا صبر بده كه چنين فرزندان فداكاري در اين جامعه تربيت كردهاند و تحويل جامعه دادهاند تا از كشور عزيزمان پاسداري و حفاظت كنند كه اين عزيزان با اهداي خون خود دين خود را به اسلام ادا كردهاند. خدايا كساني كه در اين جامعه اسلامي به اين كشور خيانت ميكنند، همانا كه منافقين هستند، خداوندا نيست و نابودشان بگردان.
پيام كوچكي هم به برادران همرزم و بسيجي دارم. برادران تا خون در رگ داريد و تا جان در بدن داريد با كفار بعثي عراق و تمامي جنايتكاران شرق و غرب بجنگيد...تا در راه خداي مهربان به شهادت برسيد. براداران، كشته شدن در راه خدا، در راه حسين (عليه السلام) و در راه آزادي مستضعفان جهان، افتخار است و من كوچكتر از آن هستم كه به شما وصيت كنم كه در قاموس شهادت واژه وحشت نيست...
اطلاع**۹۱۳۱**۱۶۷۳