«مهدي پريزاد» در اين يادداشت كه روز دوشنبه در اختيار ايرنا قرار داده درباره اين اثر سينمايي كه به تازگي در جشنواره پوسان پذيرفته شده، آورده است: از جمله انسان هاي خوشبختي هستم كه رشته دانشگاهيم را مطابق علائقم برگزيدم، و نه از بدِ حادثه! رشته كارگرداني را به صرف عشق به سينما انتخاب كرده بودم. كمتر كسي را سراغ دارم كه پيش از ورود به دانشكده فيلم ساخته باشد، اما براي منِ نوعي، سال ها حضور در عرصه تئاتر و ساخت يك فيلم هشت ميليمتري تنها پيش زمينه اي براي ورود به دانشكده صدا وسيما در سال ۱۳۷۲ به حساب مي آمد.
وي مي افزايد: پس از اتمام دانشكده با تصور اين كه با مدرك دانشگاهي و آموختن و آموختن و باز هم آموختن مي توان وارد عرصه سينما شد، شروع به فعاليت كردم. چه دوندگي ها كه براي تصويب سناريو به جان نمي خريدم. حتي كانون پرورش فكري هم به ما بها نمي داد. وقتي با زحمت بسيار موافقت كانون را براي ساخت يك فيلم كوتاه ۳۵ ميليمتري گرفتم، تنها وقتي ديده شدم كه فيلم موفق به دريافت جوايزي چند از جشنواره ها گشت.
«در سال ۸۱ با امتناع خانه سينما از دادن كارت كارگرداني متوجه شدم كه خلاقيت و استعداد به چيزي نمي ارزد و سينما مكاني براي بها دادن به هنر نيست (البته بعدها تهيه كننده هاي رسمي سينما اجازه ي معرفي كارگردان را به دست آوردند، اما اين هم داستان ديگري داشت). جاي تعجب نبود كه شور و حال زمان دانشكده فروكش مي كرد و فرصت هاي دريغ شده و دوندگي هاي بي ثمر، بي انگيزگي به دنبال مي آورد. اتفاقي كه براي بسياري از فارغ التحصيلان دانشكده افتاد و چه خوشبخت آن تعداد كه آرزوهايشان را به خاك سپردند.»
وي تاكيد مي كند: از آنجاييكه هيچ وقت اسپانسر نداشتم و تحت الحمايه كسي نبودم، درست پس از دو دهه فعاليت در زمينه مستندسازي و برنامه سازي تلويزيونيو كار براي شركت هاي فيلم سازي، موفق به ساخت يك فيلم بلند شدم، اثري كه با بودجه شخصي و حمايت دوستان شكل گرفت. سناريوي «ساري كند» كه در زبان فارسي به مفهوم «دهكده زرد» مي باشد، سال ها پيش در ذهنم شكل گرفته بود و ارتباطي مستقيم با شهر زادگاهم مي يافت. طبيعي بود كه ساخت فيلم در شهرستان تا حد زيادي از هزينه ها مي كاست و اين به نوبه خود از نگراني هاي ما براي تأمين هزينه ها كم مي كرد. و البته روي حمايت مسوولان هم حساب باز كرده بوديم. چه خيال خامي بود اين خيال! چرا كه هيچ كس دست ياري به سويمان دراز نكرد.
وي تصريح مي كند: ميني بوسي كه پس از گذشت نيمي از زمان فيلمبرداري با وساطت يكي از نمايندگان سابق خوي از طرف شهرداري در اختيار ما گذاشته شد، تنها كمكي بود كه شهر گل هاي آفتاب گردان به اكيپ فيلم برداري كرد. روزهاي بسيار سختي به ما گذشت. ناگزير از نهايت صرفه جويي بوديم و اين، بيشترِ انرژي ما را مي بلعيد. بي توجهي مسوولان و كارشكني ها فاز اول كار را متوقف ساخت و فاز دوم در شهر مراغه به مرحله اجرا درآمد، چرا كه در شهر زادگاهم، آن هم در فصل تابستان كه همه مدارس تعطيل بودند، اداره آموزش و پرورش خوي از دادن يك مدرسه درب و داغان هم به دانش آموخته خود دريغ ورزيد تا بتواند لوكيشن هاي مربوط به مدرسه را فيلم برداري كند. اين مسايل كار را به جايي كشاند كه من حتي تصميم به حذف نام «خوي» از تيتراژ فيلم گرفتم و اگر وساطت و پافشاري دوستان نبود قطعاً اين كار را مي كردم. و از آن زمان ديگر به هيچ فيلم سازي انتخاب اين شهر را توصيه نمي كنم.
پريزاد مي افزايد: پذيرفته شدن فيلم «ساري كند» در جشنواره فيلم پوسان كه از جشنواره هاي معتبر بين المللي است براي منِ ايراني افتخار بزرگي است و مرهمي كوچك براي همه دوستاني كه در جريان ساخت اين فيلم زخم خوردند. تلخي ها و سختي هاي اين كار مترادف با تجارب ارزشمند بسياري بود كه اميدوارم عمري باشد و روزي به كار آيد.
فراهنگ(۴) ** ۱۹۸۳ ** ۱۰۷۱