به گزارش ايرنا، «محسن سليماني فاخر» روز دوشنبه در يادداشتي كه در اختيار ايرنا قرار داد، به نقد «گذشته» آخرين ساخته اصغرفرهادي پرداخت كه در پي مي آيد:
«گذشته» تجربه كم نظيري از فيلمسازي ايراني است كه با موضوعي فرامنطقه اي وجه ديگري از درونيات و دنياي هزار توي انسانها را در مقابل يكديگر به نمايش مي گذارد؛ فيلمي كه در نهايت بيننده را به اين مهم دعوت مي كند كه در مقابل هر كار خير و شر مسووليت پذير باش و پاي هر عملي كه به هر دليل از تو سر زده بايست.
اتكا بر ريزه كاري هاي روانشناختي و اخلاقي در «گذشته» با درامي پيچيده، آناتومي دردآور و تو در تو، با رابطه خانوادگي چند نفر از طبقه متوسط با درگيري هاي عاطفي خاص خودشان، در نهايت به فيلمي پرجاذبه، ميخكوب كننده، فريبنده و متفكرانه منجر شده كه فرهادي از جزييات و غافلگيري هاي داستاني آن به اثر چند لايه اي با شخصيت هايي چند بعدي از مفهوم حقيقت و مسووليت رسيده است تا جاييكه نقطه عظمت آرماني در كارنامه فيلمساز به شمار مي آيد.
فيلم در يك مثلث عشقي از رمق افتاده و ديگري در اوج شكوفايي به هم گره مي خورد؛ زني در تلاش است تا مشكلاتش با همسر ايراني اش، كه در ظاهر به انتها رسيده و خاكسترش در ميان است حل كند و آغازي با يك شريك جديد در آستانه ميانسالي و تجارب عشقي مكرر تجربه كند.
فيلم، فناپذيري عشق را در كنار ايجاد رابطه صميمانه و خانوادگي قرار مي دهد تا با تمي تراژيك اين تركيب عشقي را عنوان كند.
تم و شالوده «گذشته» مانند «جدايي نادر از سيمين» رابطه خانوادگي چندشخصيت طبقه متوسط و درگيري هاي عاطفي آنها در كانوني از پنهان كاري هاي آزار دهنده و دروغ هايي چالش برانگيز بر محكمه اي از وجدان درد، مطرح مي شود كه تلاش مي كند حقيقت در شاهرگ عشق، رنج و زندگي نمايان شود.
در اين ميان «احمد» تلاش دارد به خانواده پيشين خود ياري رساند. كنكاش در گذشته اينها، مسايلي را رو مي كند كه در مداري از همين جنس پنهان كاري و دروغ سوار است.
قهرمان پروري ها و پي رنگ هاي گل درشت و مسايل حاد و شگرف و حادثه غير مترقبه اي در طول كار ديده نمي شود، اما پيچيدگي آدم ها در مواجه شدن با اعمال گذشته شان، عواطف و احساسات يكدگر را تحث تاثير قرار مي دهد.
فرهادي مانند يك الگوي كليشه و مصوب برگرفته از فيلم هاي وسترن، با ورود شخصيت مرد از سرزميني به بلادي ديگر او را باعث و مسبب حوادثي مي كند كه در نهايت شكست خورده و از پاي افتاده تنها مجبور به بازگشت مي شود.
فيلمساز افسردگي، عصيان ها و خطاهايي را كه شخصيت ها در گذشته مرتكب شدند را عاملي براي پيشبرد درام بر مي گزيند و مسووليت را متوجه آنان مي كند تا به از بين بردن اثار انتخاب هاي نادرست زندگي، گام بردارند تا جايي كه «احمد» در بدو ورود به قصه دايم با اعمالش خطاها و نقصان هايي را كه با اطرافيان داشته را شروع به ترميم مي كند.
زنجير دوچرخه را براي كودكان خانه درست مي كند، خانه را رنگ آميزي و مسايل به ميان آمده دختر همسر گذشته اش را حل مي كند.
فيلم، درامي پيچيده، با ساختار روايي از پيش تعيين شده و درخشان است كه در بستري از اكشن هاي مهار شده و هوشمندانه با ظرافت خاصي در كنار هم چيدن جزييات و تكه هاي داستان به شكل يك الگو عمل مي كند و در تقابل با گره ها و چالش هاي غير منتظره و آني تعليق هاي پيچيده را رو و در پي آن آشكارسازي ها و گره گشايي يكي پس از ديگري براي به جلو راندن قصه اضافه مي شود.
بستر سازي ها و شخصيت پردازي ها در جاي جاي ابتدا و ميانه و انتهاي قصه در خدمت كار قرار مي گيرد تا جاييكه «ماري» شخصيت اول وقتي از «احمد» خواسته است كه از تهران به پاريس بازگردد با در نظر داشتن اينكه از نظر قانوني نيازي به حضور او نيست، اين گره ها و پرداخت ها را هموار مي كند تا «ماري» يك خاتمه و بدرود متمدنانه و و روشنفكرانه با ازدواج شكست خورده اش داشته باشد و نيز «احمد» را مرهمي براي دردي مي داند كه مي تواند رابطه مخدوشش را با دخترش سر و سامان دهد. با انگيزه هايي پيچيده انتظار دارد كه شوي سابقش در خانه اقامت كند تا او را در بطن مسووليت ها قرار دهد.
فرهادي در چينشي نرم و حرفه اي «احمد» را توسط «مارين» به داستان وارد مي كند و سيل مشكلات او با دخترش را بر دوشش خراب مي كند، مخاطب را با سووال روبرو مي كند كه بهتر نبود كه او شريك قبلي اش را خارج از اين مساله نگه دارد اما او در عمل نشان مي دهد كه «ماري» با ذكاوت و سوء حسن «احمد» را برمي گرداند تا او را ويران كند و شايد به همسرش و معشوقه اش بفهماند كه هنوز هم او خاطر خواهي دارد كه پاي او مي ايستد و از سويي ديگر «احمد» هم شايد با قبول اين بازگشت مي خواهد خطاها و كمبود هايي كه در چهار سال گذشته مرتكب شده جبران كند و آبي بر پيكره آتشين خود خالي كند.
تعليق در «گذشته» به خوبي در پيشبرد حكايت آدم ها و وابستگي ها عمل مي كند و در هر لحظه و هر ديالوگي تماشاگر را در روند جذب اطلاعات جديدتري قرار مي دهد.
درام ظريف و استادانه، با بازي هاي كنترل شده و هوشمندانه با جزييات تعليق آميز و رازگشايي ها و ساختار روايي قاطعانه در خدمت اين تمهيد قرار مي گيرد. فرهادي با مهارت در فيلمنامه اش مانند هداياي مهيج تو در تو مخاطب را با هيجان و تعليق همراهي مي كند تا همان نوبر درام را در لحظه هاي آخر، پرجاذبه و ميخكوب كننده رو كند.
او در چشم تماشاگرش مبارزه با اعمال و تفكرات گذشته و پذيرفتن تصميم هاي غلط زندگي روشن مي كند و با تسلط بر جز به جز ديالوگ ها و اَكت هاي كاراكترها در ادامه از هر چينشي استفاده بجا مي كند حتي از ميزانسن ها، بازي گيري از بازيگران و به ويژه از كودكان و نوجوانان فيلم زيركانه بهره مي برد.
فيلمساز همچون فيلم «جدايي نادر از سيمين» از تمام كودكان و ديالوگ هاي اين گروه سني همچون ناظري عاقل استفاده مي كند و تمام حضورشان را توجيه پذير مي كند.
از سويي ديگر فرهادي با جزييات مرموزانه و غافلگيري هاي دراماتيك سعي نكرده قصه را بيان و داستان را دچار تعليق كاذب كند. او حتي در پنهان و آشكار سازي هاي متداوم، باورپذيري و معقول بودن خط فكري و شخصيتي كاراكترها و فضا سازي ها را مد نظر قرار داده است.
فيلم در روايت پردازي و قصه گويي محكم و گيرا و در حين حال واقعي و عقلاني است و از همان سكانس هاي آغازين رخ نمايي مي كند. تصادف جزئي زن در دنده عقب، بارش باران، سردي فضا و جو بين كاراكترها و بحث و جدال در مورد رزرو نكردن هتل، همه حاكي از آن است كه مرور زندگي تاوان خطرناكي دارد و همين مساله خبر از پي رنگي هايي كوچك و محكم در فيلم مي دهد.
اهميت به معذرت خواهي و پذيرش خطا در اثر آموزنده است، بچه ها مجبور مي شوند كه براي خطايي كه مرتكب شده اند، عذر خواهي كنند. «سمير» به خاطر رفتارش با «مارين» عذرخواهي مي كند و منش قبول اشتباه و جبران آن را در در تك تك كاراكترها گوشزد مي كند.
فرهادي فقط به دليل نياز و محدوديت اساس قصه و رخ كشيدن توانايي اش در عرصه هاي جهاني لوكيشن را در فرانسه انتخاب مي كند اما او افسون و مقهور زيبايي هاي توريستي و نماهاي عمومي لانگ شات اگزوتيك نمي شود، صحنه ها در چند لوكيشن خشكشويي، داروخانه و منازل محدود مي شود.
او با آگاهي از اينكه اين داستان در ايران به دليل شخصيت زن فيلم و قوانين ازدواج و طلاق با اتفاقات فيلم تناسب ندارد با انتخاب فرانسه نشان مي دهد كه به خاطر جو زده شدن از تحسين هاي جهاني، خارج از ايران را محل فيلمش قرار نداده است.
از سويي ديگر اين فيلم جواب محكمي است به افرادي كه او را به سياه نمايي از جامعه ايران محكوم مي كردند چرا كه فرهادي حس به مراتب بدتري از روابط خانوادگي غربي به مخاطبان نشان مي دهد اما با تغيير جغرافياي فيلمش، سبك سينمايي اش را منحرف نمي كند و همه عناصر تماتيك فيلم هاي قبلي اش را به همراه دارد.
او در اين فيلم به شدت به فيلمنامه متكي است. آن قدر كه گره هاي داستاني براي مهم بوده، ريتم و پيشرفت روايت كم اهميت است اما روايت آرام شروع مي شود و به تدريج مهيج و نفسگير شده و شخصيت ها را در برابر هم قرار مي دهد.
«گذشته» ملودرامي است با فيلمنامه اي كه به شكلي بديع روي شخصيت ها و تم فيلم، ريزبينانه زوم كرده است؛ صحنه ها درخشان، طبيعي و ديالوگي اضافي نيست. شخصيت ها مهندسي و صيقل شده هستند.
هر ديالوگ و هر اَكتي كد دار و شناسنامه دار است و در جايي ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد؛ ريتم اثر صحنه هاي احساسي بجاست و ظرافت غافلگيري سينما در نمود احساسات و عشق كاركرد خود را يافته است.
شخصيت ها چند بعدي و لايه دار به تدريج در دل وقايع پرتنش و سوار بر زندگي زناشويي، افشا مي شوند. حقيقت و دروغ، به بن بست روابط زناشويي و اعتماد و قضاوت در روندي شتابان كه هر لحظه بيننده ناآشنا را با سووالاتي جديد مواجه مي كند ارمغاني جز تعقيب واكاوانه فيلم نيست.
«گذشته» دركي عميق از ذات و درونيات آشفته و برهم ريخته دنياي مدرن انساني را به نمايش مي گذارد. ابهام و رازآلودگي مخاطب را گرفتار و مجذوب مي كند تا حدي كه بيننده با هر يك از شخصيت هاي فيلم، همدردي و همذات پنداري مي كند زيرا در فيلم هيچ قهرمان يا برنده گل درشتي ديده نمي شود هر يك از شخصيت ها هر گاه زمان و محتوا را در اختيار مي گيرند حق به جانب پيش مي روند و جهت گيري ها را با خود همسو مي كنند.
جهان داستاني، تلخ و تيره است و شخصيت ها اسير جبري هستند كه گريز و چاره اي از آن ندارند و بي قهرمان، آرامش ظاهري به يك تلاطم طوفاني تبديل مي شود كه هر كس تاوان اعمال خويش را در اين خيزش احساسي تماشا مي كند.
با اينها، دلايل و براهين جدايي «احمد» و «مارين»، رفتن «احمد»، خودكشي «سلين»، فرجام رابطه «مارين» و «سمير» و حس «سلين» نسبت به «سمير» و بالعكس در انتهاي قصه مبهم به سرانجام مي رسد و ماجراي خودكشي «سلين» ديرهنگام به مساله اصلي فيلم تبديل مي شود و اينجا فيلمساز مجبور مي شود آهستگي طول داستان را يكباره جبران كند بنابراين بمباران داده ها در كناره گره هايي كه در لحظه بسته شده و فورا باز مي شوند، مخاطب را مرعوب مي كند و فيلمنامه به سرعت رو مي خورد.
اما با اين حال «گذشته» فيلم درخشاني است كه گامي رو به جلو براي فيلمسازي با مديوم جهاني است.
فراهنگ ** ۲۰۲۵ ** ۱۰۷۱