اين اثر سينمايي سال ۲۰۰۷ كره جنوبي هم چنين نيم نگاهي به مسايل خانوادگي، تنهايي انسان، اهميت سرپناه و خانه و رفتار شناسي انسان و محيط دارد.
دراين فيلم كه از برنامه سينما ۴ پخش شد، جلوه هاي زيبايي از زندگي اقليم بياباني براي مخاطبان تصوير شده كه نمايش نماهاي متعددي از اسب، گله هاي گوسفند، گياهان مرتعي، بركه و درختان از جمله آن است.
نماهاي متعدد از بيابان و چمنزار و تلاش شخصيت فيلم به نام هانگاي( Hangai ) براي كاشت درخت و حفاظت از منطقه، نشانگر ديدگاه طبيعت دوستي لو ژانگ( Lu Zhang ) كارگردان اين اثر براي باز نمايي اهميت محيط زيست است.
فيلمساز با نشان دادن بخشي از زندگي مردي كه تك و تنها اقدام به كاشت نهال براي جلوگيري از گسترش زمين هاي بياباني مي كند، مسووليت فردي را براي حفظ محيط زيست يادآور شده است.
گفتار و رفتار ديگران، هانگاي را نسبت به وظيفه اش در قبال محيط زيست دلسرد نمي كند و او تسليم گفته همسرش كه معتقد است كاشتن چند درخت هيچ چيزي را عوض نمي كند و بيابان ظرف دو سال همه جا را مي بلعد، نمي شود.
رفتار ديگران از جمله شكارچيان و نيز قاچاقچيان انسان در اين فيلم كه در آمد خوبي دارند بر هانگاي تاثيري ندارد و سعي آنان در وسوسه كردن اين شخصيت بي نتيجه است.
فيلمساز از بزرگ نمايي كار هانگاي و برخوردهاي شعاري خودداري كرده و اقدامات او را در همان حدي كه هست در قاب تصوير قرا رمي دهد.
داستان با حضور ناگهاني يك زن و پسرش در مقابل كلبه هانگاي وارد مرحله جديدي شده و با طرح پرسشهاي پياپي ادامه مي يابد.
هر چند اين حضور ناگهاني توجيه پذير نيست ولي طرح پرسش هاي مستقيم و غير مستقيم انگيزشي قوي در روند داستان و نيز جلب توجه ببينده ايجاد مي كند.
زن بدون پاسخ به سووال هانگاي كه مي پرسد، كيست و از كجا آمده، وارد كلبه شده و بتدريج روابط عاطفي بين پسرش و هانگاي شكل مي گيرد.
هانگاي نيز همانند بيننده سوال هاي زيادي در خصوص اين پسر و مادر دارد به همين خاطر در پي كنجكاوي اش درمي يابد كه پدر پسرك در جريان گذر از رودخانه كشته شده است.
با اينكه اين مادر و پسر نماينده آوارگان جنگي هستند و در يكي از ديالوگ هاي فيلم از قول يك فرد ارتشي گفته مي شود كه شايد در جنگ آواره شده اند، ولي معلوم نيست كه بر اثر چه جنگي بوده است.
نمايش عبور چند تانك از منطقه و يا پخش صداي روي تصوير راديو ، مبني بر آزمايش موشك توسط كره شمالي، براي توجيه آوارگي زن و كودك، ضعيف است و قوت كافي براي توجيه اين موضوع را ندارد.
صحنه هاي فيلم به گونه اي چيده شده كه ببينده در موارد زيادي بايد پاسخ سووال هاي خود را حدس بزند و شايد احتمال دهد كه پدر اين پسر در هنگام فرار از كره شمالي كشته شده است.
اين فيلم در خلق صحنه هاي خاص و جلوه هاي ويژه نواقصي دارد به طوري كه در به تصوير كشيدن روياهاي مادر و كودك ضعيف است و تنها در چند ديالوگ محدود اين مهم گنجانده شده است اما در عين حال صحنه هاي لطيف و زيبايي نيز در آن وجود دارد كه يكي از آنها، بردن كودك به درون كلبه هنگام ديدن فردي با لباس نظامي است كه نشانگر رسوخ ترس از نظاميان در عمق جان مادر است.
در برخي از ديالوگ هاي اين فيلم ظرافت كافي به كار نرفته، براي مثال در صحنه اي پسر در پاسخ به مادرش مي گويد، وقتي كسي نباشه امنيت خيلي بيشتره كه اين نوع گفتار با سن او سازگار نيست.
فيلمساز با بهره گرفتن از نماهاي دور و گاه متوسط و خودداري از نماهاي نزديك نشان داده كه تنها نگاهي گذرا و شاهدوار به مسائل داشته و سعي نكرده خيلي به جزئيات بپردازد.
همين نگاه شاهدوار باعث شده تا فيلم به يك مستند شبيه شود و پاسخ بسياري از پرسش ها در خصوص حضور گروه فيلمبرداري در بيايان، وارد شدن يك زن اسب سوار در مقابل كلبه، كندن نهال هاي كاشته شده توسط زن به دست هانگاي، نمايش متعدد خوابيدن كاراكترهاي فيلم، حضور چند باره يك فرد ارتشي در نزديكي كلبه، بيماري هانگاي و نظير آن داده نشود.
تاثير محيط بر زندگي افراد نيز با تغيير نوع لباس و رفتار همسر و دختر هانگاي پس از رفتن به شهر به تصوير كشيده شده است.
اين تاثير در صحنه هايي كه زن كره اي آپارتمان نشين با سكونت در بيابان به جمع آوري فضولات حيوانات( به احتمال زياد براي سوخت ) مي پردازد، شير مي دوشد و كارهايي متناسب با محيط انجام مي دهد نيز به چشم مي خورد.
فيلمساز با نمايش وابستگي پسر اهل كره به هانگاي و نيز رفتار محبت آميز آنان نسبت به هم بر اهميت مسايل خانوادگي وسرپناه تاكيد كرده است.
اين كارگردان هر چند مكاني ساده و بياباني را براي روايت داستان خود برگزيده ولي ديدگاه هاي سياسي جانبدارانه عميق خود را نيز در لابه لاي فيلم مطرح كرده است.
ريتم ( ضرباهنگ ) كند، روايت خطي و نداشتن اوج و فرود، بهره نبردن از جلوه هاي ويژه و كم بودن ديالوگ ها از ويژگي هاي اين فيلم است كه افراط در آن ها نتيجه اي جز خسته كردن تماشاگر ندارد.
علي حيدر شاه حسيني
۵۵۹ ** ۱۴۱۸