آل احمد و سبكي نو در نثر
گروه اسناد و اطلاع رساني-هفدهم شهريور يادآور درگذشت جلال آل احمد، نويسنده چيره دست و تواناي ايراني است، او كه با آثار ارزنده خويش ميهمان لحظات ناب اديبان و ادب دوستان اين مرز و بوم شد و با تلفيق زبان سنتي عامه مردم با نثر ادبي، شيوه اي زيبا را ابداع كرد.
کدخبر : 80806047(3518946)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۱۷
زمان مخابره :     ۰۹:۰۱
سرویس خبر : فرهنگی- فرهنگ و ادب- پژوهش- اجتماعی - فرهنگی-

جلال الدين سادات آل احمد، يازدهم آذر ۱۳۰۲ هجري خورشيدي در خانواده‌اي مذهبي و در محله سيد نصرالدين از محله هاي قديمي شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش سيد احمد حسيني طالقاني از روحانيون مبارز دوران استبداد رضاخان بود و تمام تلاش خويش را براي آنكه از جلال، براي مسجد و منبرش جانشيني بپرورد، به كار بست.
جلال پس از آن كه دوران ابتدايي را پشت سر گذاشت، تحصيل در دبيرستان را آغاز كرد؛ اما پدرش تحصيل وي را در مدارس دولتي نمي پسنديد و معتقد بود كه اين مدارس، فرزندش را از راه دين و حقيقت منحرف مي كنند، بنابراين با ادامه تحصيل او مخالفت كرد. اما جلال به هر ترتيبي كه بود تحصيلاتش را در دبيرستان دارالفنون به پايان رساند.
وي پس از پايان تحصيل در دبيرستان، به همراه پدر به نجف نزد عمويش سيد محمد تقي رفت تا در آنجا به تحصيل علوم ديني بپردازد، اما پس از مدتي به قصد تحصيل به بيروت رفت و بعد از آن دو باره به ايران باز گشت و در همان سال در دانشسراي عالي در رشته ادبيات فارسي به ادامه تحصيل پرداخت.
در سال ۱۳۲۴ با چاپ نخستين داستانش به نام زيارت در مجله سخن، گام به دنياي نويسندگي نهاد. او پس از آن كه تحصيلاتش را در دانشسرا به پايان رساند، به استخدام وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) در آمد و در كسوت يك معلم، نويسندگي را نيز ادامه داد. جلال موفق شد كتاب از رنجي كه مي بريم را كه مشتمل بر ۱۰ قصه كوتاه بود، به مرحله چاپ رساند و يك سال بعد كتاب سه تار را به رشته تحرير درآورد.
پس از مدتي جلال كار ترجمه را نيز آغاز و آثاري از آندره ژيد، آلبر كامو، ژان پل سارتر و فئودور داستايوفسكي را به زبان فارسي ترجمه كرد.
از اين نويسنده توانا و زبردست آثار زيادي شامل داستان، مقاله هاي اجتماعي و سياسي، تحقيقات اجتماعي و سفرنامه بر جا مانده است كه از آن جمله مي توان به نفرين زمين، ارزيابي شتاب‌زده، پنج داستان، سنگي بر گوري، غرب زدگي، نون والقلم، مدير مدرسه، سرگذشت كندوها، زن زيادي، در خدمت و خيانت روشنفكران، سفر به ولايت عزراييل، اورازان، تات نشين هاي بلوك زهرا، جزيره خارك در يتيم خليج فارس، مكالمات، يك چاه و دو چاله، پيرمرد (نيما يوشيج) چشم ما بود، در خدمتيم، عامل امپرياليسم و خسي در ميقات اشاره كرد.
جلال آل احمد همچنين آثاري مانند تشنگي و گشنگي، چهل طوطي (كار مشترك با خانم دكتر سيمين دانشور)، عبور از خط (كار مشترك با دكتر محمود هومن)، مائده‌هاي زميني (كار مشترك با پرويز داريوش)، كرگدن، بازگشت از شوروي، دست‌هاي آلوده، سو تفاهم، بيگانه (كار مشترك با دكتر علي اصغر خبره زاده) و قمارباز را از نويسندگان خارجي ترجمه كرده و به يادگار گذاشته است.
نثر آل احمد، نثري شتابزده، كوتاه، تاثير گذار و در نهايت كوتاهي و ايجاز است. شيوه نگارش جلال آميزه اي از كلام ادبي و زبان سنتي مردم بود كه به يكي از نثرهاي پايه گذار و توسعه دهنده سبك ادبي در ايران بدل شد.
وي در شكستن برخي از سنت هاي ادبي و قواعد دستور زبان فارسي شجاعتي كم نظير داشت كه اين ويژگي در نامه هاي او به اوج مي رسد.
وي در صحنه مطبوعات نيز حضوري فعال و تاثيرگذار داشت، چنانچه مقالات متعددي را در مجلات و روزنامه هاي آن زمان به چاپ مي رساند. جلال آل احمد همچنين با ورود به مسائل سياسي زمان خود، افكار و عقايد مختلف گروه ها و احزاب را تجربه و بي پروا به نقد آنها مي پرداخت.
اين نويسنده پر توان كه هماره به حقيقت مي انديشيد و از مصلحت انديشي مي گريخت، در اواخر عمرش به كلبه اي در ميان جنگل هاي اسالم كوچ كرد و در هفدهم شهريور ۱۳۴۸ ديده از اين دنياي فاني فرو بست و پيكرش در شهرري به خاك سپرده شد.
اطلاع**۲۰۵۹**۹۱۳۱

ارسال نظر
نام فرستنده :  
ایمیل فرستنده :  
نظر :
 
نظرات ارسال شده