اينكه درهيئت حاكمه امريكا لابي صهيونيستي حرف اول وآخر را مي زند بركسي پوشيده نيست اما اينكه آنان از اين اقدامات چه نفعي خواهند برد هيچكس نمي داند چون نفعي دركار نيست ، تنها منفعت آنان در راضي كردن رژيم غاصب صهيونيستي است.
در هيچكدام از قواعد و معاهده هاي بين المللي به كشوري اجازه داده نشده كه در امور داخلي كشوري ديگر كه هيچ ارتباطي به او ندارد دخالت و برايش تعين تكليف كند حال اينكه اين اجازه را واشنگتن از كي و كجا گرفته است الله اعلم!
انچه نگارنده مي داند اگر كشور يا نظامي صلح و ثبات جهاني را به مخاطره بيندازد شوراي امنيت سازمان ملل وظيفه دارد بررسي و اعلام نظر و در نهايت در مورد او تصميم گيري كند كه البته در زمينه وظايف اين سازمان و حق وتوي اعضاي دائم آن هم بحث هاي زيادي وجود دارد كه در اين مقال نمي گنجد.
اگر دولت ايالات متحده آمريكا و رييس جمهوري باصطلاح تغيير آن داعيه دفاع از مردم سوريه را دارد و خود را مجاز مي داند از آنان كه هدف يك حمله شيميايي قرارگرفته اند دفاع كند بهتراست درقدم اول با سند ودليل محكم و معتبر مسبب را معرفي و به جهانيان اثبات كند آنچه كه مدعي آن است داراي پايه و اساس است بعدهم طبق مصوبات و منشور سازمان ملل عمل كند ضمن اينكه بايد توجه داشته باشد كه خود از حاميان مستقيم رژيمي است كه صدها بار از سلاح شيميايي در جنگ ۸ ساله عليه رزمندگان ايراني استفاده كرد.
يادمان نرفته ده سال پيش آمريكا به عراق حمله كرد تا سلاح شيميايي بدست آورد اين كشور را زير و رو كرد سلاح شيميايي اما پيدا نشد در اين ده سال يك پرونده جديد استفاده از سلاح شيميايي درعراق باز شد، پرونده بكارگيري اورانيوم ضعيف شده در گلوله هاي شليك شده از لوله تفنگ سربازان آمريكايي ، اسناد و شواهدش هم نوزادان ناقص الخلقه شهرهاي نجف و بصره و فلوجه ، البته آمريكايي ها تاكنون در اين باره سخني نگفته اند.
آن زمان هم جرج بوش و كالين پاول با قاطعيت از وجود تسليحات شيميايي درعراق سخن مي گفتند و روي اطلاعات دقيقشان تاكيد داشتند اطلاعاتي كه بعد پوچ از آب درآمد و اوباما آن را شتابزده و بي اساس اعلام كرد و امروز اوباما و جان كري و چاك هيگل همان حرفها را تكرار مي كنند تا ببينيم روساي جمهور بعدي در باره شان چه خواهند گفت.
راستي بسياري مي پرسند دولت آمريكا زماني كه ارتش بعث عراق اهالي شهرحلبچه در شمال اين كشور را مظلومانه آماج بمباران شيميايي قرار داد كجا بود؟ براي مصدومان شيميايي شهر سردشت ايران چه حوابي دارد وآيا كمك هاي همه جانبه اش مشوق صدام حسين در بمباران شيميايي مهران و جزيره مجنون و صدها نقطه مرزي ايران نبود؟
اگر كسي تصور مي كند حمله به عراق و سقوط صدام بخاطر حملات شيميايي آنان يا وجود سلاح شيميايي در عراق بود سخت در اشتباه است. چون زماني كه در جنگ ۸ ساله ، عراق به كرات حملات شيميايي و ميكروبي انجام مي داد سيل كمك هاي آمريكا و كشورهاي مرتجع منطقه از جمله عربستان و قطر و امارات هرگز قطع نمي شد.
طبق هزاران سند معتبر ارائه شده به سازمان ملل وسازمان هاي مدافع حقوق بشر ، در جنگ ۸ ساله ، رژيم عراق از انواع سلاح شيميايي و ميكروبي برعليه ملت خود و رزمندگان ايراني استفاده كرد و گازهاي خردل و اعصاب و تاول زا را عليه مدافعان انقلاب اسلامي به كار برد و كمتر روزي است كه دركشور سرافراز ايران رزمنده اي پس ازتحمل سالها رنج ناشي از استنشاق گازهاي شيميايي به خيل شهدا نپيوندد اما هيهات از صدور يك بيانيه ساده و حداقلي از سوي كاخ سفيد.
اينكه آمريكا بدون توجه به افكار عمومي جهان و مخالفت هاي گروهها و احزاب و تشكل ها و سازمان هاي مردم نهاد تصميم به حمله به سوريه مي گيرد براي هيچكس حتي دوستان نزديك واشنگتن قابل توجيه نيست . مسائل داخلي هركشور به خود آن كشور مربوط است واين مردم همان كشورند كه در مورد خود و آينده شان تصميم مي گيرند اما اگردولت آمريكا خود را كدخداي خود خوانده جهان مي داند بهتراست بررسي كند آيا دولت سوريه با مردمش مي جنگد يا با مزدوراني كه از ديگر كشورها تجهيز و به انجا اعزام شده اند؟
امريكا كه قادر نيست دولت سوريه را به سقوط بكشاند، مي خواهد شرايط را به گونه اي تنظيم كند تا بشار اسد نتواند در انتخابات ۲۰۱۴ نامزد شود چون خوب مي داند او بار ديگر برنده ميدان خواهد بود ضمن آنكه به اين نكته واقف است گروههاي درحال مبارزه با دولت بشار اسد فاقد مقبوليت لازم براي اداره امور كشورهستند بنا براين مي كوشد به خواست صهيونيست ها كه خواهان منطقه اي آشوب زده هستند عمل كرده باشد و دامنه آشوب را بيشتر كند.
برهمين اساس است كه دولت ايالات متحده آمريكا در نيمه راه متوجه شده در دامي گرفتار شده كه نتانياهوها برايش پهن كرده اند لذا دست به دامن كنگره و سنا شده شايد آنان مخالفت كنند، دست به دامن جي ۲۰ شده شايد اجماعي صورت دهد و دست به دامن ناتو و اروپا شده تا بلكه باري از دوشش بردارند.
باراك اوباما وقتي خود را تنها مي بيند مانند هميشه حكام مرتجع عرب را به عنوان آخرين ياوران به ياري مي خواند و روي ثروت هاي باد آورده آنان حساب باز مي كند اما او نمي داند وقتي تابوت هاي سربازانش در نبردي كه آينده اش اصلا معلوم نيست به واشنگتن مي رسند با آنان چه خواهد كرد؟
اوباما خوب مي داند حمله محدود به سوريه يعني شكستي آشكا و حمله نامحدود نيز يعني فرو رفتن در باتلاقي مخوف. كه در هر دو صورت سرافكندگي را نصيب خود و دولتش خواهد كرد پس بهتر است به نظرات جامعه جهاني توجه كرده و براي موضوعي كه هرگز عامل آن شناخته نشده خود را گرفتار نكند، به فكرجان سربازان و آينده كشورش باشد.
اگر آمريكا واقعا نگران حمله شيميايي به حومه دمشق است خوب است در مورد دو كيلوگرم گاز سارين كه توسط دو افسرقطري از طرق تركيه وارد سوريه شد تحقيق كند.
پاسخ دهد اين افسران كه در بدو ورود توسط پليس تركيه دستگير شدند اما با وساطت نيروهاي امنيتي اين كشور آزاد و گاز را انتقال دادند و سپس در موگاديشو كشته شدند را چه كساني اجير كرده بودند؟ اين بخت برگشتگان چرا كشته شدند و چه كساني آنها را حذف كردند؟ آيا اينان دوستان بشار اسد بودند يا گروههاي اجير شده توسط عربستان و قطر؟ مسبب مرگشان كي بود؟
بشار اسد كه اكنون نسبت به دوسال مداخله كشورهاي عرب در سوريه در بهترين وضعيت قرار دارد چه نيازي به استفاده از سلاح شيميايي داشت؟ اگر او قصد بكارگيري اين سلاح را داشت چرا زماني كه گروه هاي تكفيري به دروازه هاي دمشق رسيدند اين كار را نكرد؟ پس آيا اين حق جامعه جهاني نيست كه نپذيرد دولت بشار اسد مسبب حمله شيميايي بوده؟ آيا نبايد به اهداف آمريكا و رژيم صهينويستي مشكوك بود؟ آيا آمريكا نسبت به واكنش ها و پيامدهاي بعدي هرگونه حمله اي انديشيده است؟
اوباما بايد بداند اسرائيل هيچگاه تامين كننده منافع آمريكا نخواهد بود. بايد يقين كند اين رژيم غاصب و اشغالگر كه مورد انزجار جامعه جهاني است و از حزب الله زخم خورده براي فرار از ضربات كوبنده مقاومت دست به حيله اي زده كه آمريكا را بيش از ديگران گرفتار خواهد كرد.
رژيم اشغالگر قدس مي كوشد منطقه را به اشوب بكشد تا شايد در سايه آشوب و نا امني خاورميانه ،چند صباحي به عمرسراسر ننگ و نفرتش ادامه دهد اما موج هرقدرهم بلند باشدعمرش كوتاه خواهد بود.
از : رشيد بهاروند - سردبير ايرنا
۱۸۳۲