تلاش هاي بسياري براي احياي اين رويداد سينمايي و سينماي كودك ونوجوان در سال هاي اخير انجام شده، اما به باور صاحبنظران، اين تلاش ها از سوي دست اندركاران بنياد سينمايي فارابي به عنوان متوليان آن، مسيري رو به خطا را پيموده و نتيجه تلاش هاي انجام شده، هدف نهايي از برپايي اين رويداد نيست.
پس از ركود سينماي كودك كه از اواسط دهه ۷۰ گريبان سينماي ايران را گرفت و در عين حال همزماني اين اتفاق تلخ با ورود انيميشن هاي خارجي و توزيع مكرر و پخش آثار روز سينماي كودك از تلويزيون كه اغلب فانتزي بودند، اين گونه سينمايي به دست فراموشي سپرده شد.
همزمان با تغيير مديريت سينما در دولت دهم و حضور سيداحمد ميرعلايي از تهيه كنندگان سينما در قامت مديريت بنياد سينمايي فارابي، وي با شعار احياي دوباره سينماي كودك قدم به عرصه گذاشت.
نخستين سياستگذاري بنياد سينمايي فارابي افزايش توليدات سينمايي كودك ونوجوان براي حضور در جشنواره فيلم كودك بود و اين امر با صرف هزينه كلان براي ساخت اين آثار به سرانجام رسيد.
توليد سالانه ۱۵ فيلم سينمايي كودك، شايد به منزله احياي سينماي كودك به شمار مي رفت اما در عمل و در جامعه اثري از سينماي كودك ونوجوان مشاهده نشد تا به رغم صرف هزينه هاي هنگفت در اين بخش، همچنان سبد اكران سينما از فيلم هاي كودك ونوجوان خالي باشد.
نگاه سنتي به توليد فيلم كودك در زمانه اي كه رقباي خارجي در اين عرصه كم نبودند و در عين حال توليد سفارشي آثار سينمايي كودك ونوجوان با بودجه مستقيم فارابي بدون دغدغه نمايش عمومي اين فيلم ها، موجب شد كه در سه سال اخير تنها آرشيو اين بنياد پر از فيلم هاي كودك و نوجواني شود كه در حسرت اكران به سر مي برند.
كارشناسان بر اين اعتقادند كه جشنواره فيلم كودك ونوجوان زماني به جايگاه حقيقي خود باز مي گردد كه فيلمسازان به صورت خودجوش و با توجه به بازار مساعد فيلم كودك به سمت ساخت فيلم كودك بروند و براساس بازخورد كودكان از آثار خود فيلم بسازند و سفارشي سازي در كار كودك ونوجوان همانگونه كه تجربه در سه سال اخير ثابت كرده نتيجه اي در بر ندارد.
يكي از مهمترين معضلاتي كه در سال هاي اخير ضربه جبران ناپذيري بر سينما وارد كرده، مساله اكران است. در اين سال ها بجز توليد برخي فيلم هاي نوستالژيك كودك ونوجوان همچون «كلاه قرمزي و بچه ننه» كه بيشتر فيلمي براي بزرگسالان بود، در حوزه سينماي كودك اتفاق خاصي رخ نداد و ۴۰ فيلم توليد شده در سه سال اخير حتي موفق به اكران نشده اند كه بتوانند بخشي از هزينه هاي توليد خود را تامين كند.
فارغ از اينكه مساله اكران موضوع پيچيده اي در سينماي ايران است، اما مسوولان بنياد سينمايي فارابي نيز اهتمامي به اكران آثار توليد شده كودك ونوجوان ندارند و اكران نكردن فيلم هاي برگزيده جشنواره سه سال اخير كودك ونوجوان و محقق نشدن وعده سيد احمد ميرعلايي براي اختصاص يك سالن سينمايي براي اكران اينگونه آثار، دليلي بر اين ادعا است.
در اين شرايط جشنواره فيلم كودك ونوجوان به رغم جايگاه و پيشينه اي كه دارد به «هياهو براي هيچ» و به ضيافتي چند روزه براي برخي سينماگران تبديل شده و پس از اتمام اين رويداد، فيلم ها به دست آرشيو سپرده مي شود و در سال بعد و به فاصله چندماه مانده به برپايي دوره بعدي جشنواره، باز هم داستان سفارش فيلم هاي كودك به فيلمسازان و آرشيو دوباره آثار توليدي در اين زمينه تكرار مي شود.
كارشناسان بر اين باورند كه كاركرد جشنواره فيلم كودك كه معرفي آثار به توزيع كنندگان و مخاطبان سينماي ايران و تقويت و تشويق بخش خصوصي براي ساخت فيلم كودك است، از ميان رفته و آنچه امروز به عنوان جشنواره فيلم كودك برگزار مي شود بيشتر شبيه ويتريني مملو از آثار متعدد است در صورتيكه سهم كودكان ونوجوانان از اين ويترين تقريبا هيچ است.
از سويي ديگر، فقدان اكران فيلم هاي كودك ونوجوان در سينماي ايران موجب شده، آثار ضعيف و بحث برانگيزي همجون «اخراجي ها» و «چارچنگولي» فرصت ديدن شدن را نزد مخاطبان كودك ونوجوان بيايند.
در چنين شرايطي، اين پرسش ها مطرح مي شود كه كودكان نسل امروز در زماني كه پاي به عرصه جواني گذاشتند چه حس نوستالژيكي از فيلم هاي كودكي زمان خود دارند؟ آيا شخصيت هاي همچون كلاه قرمزي، گربه آوازخوان، پاتال و موش هاي دوست داشتني شهر موش ها كه متعلق به نسلي ديگر هستند، مي توانند نياز مخاطب كودك ونوجوان امروز را تامين كند؟
جواب اين پرسش ها بطور قطع نزد مديراني است كه روزي روزگاري به ارتقاي سينماي كودك مي انديشدند.
فراهنگ(۵) ** ۱۹۸۳ ** ۱۰۷۱