بررسي تيتر و سرمقاله روزنامه هاي داخلي
بازتاب عقب نشيني غرب در حمله به سوريه در روزنامه هاي كشور
گروه نشريات خبري – بررسي روزنامه هاي كثيرالانتشار كشور نشان مي دهد امروز از ميان موضوع هاي مختلف، عقب نشيني غرب در حمله به سوريه در كانون توجه بوده است.
کدخبر : 80796464(3506092)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۹
زمان مخابره :     ۱۳:۳۴
سرویس خبر : پژوهش- سیاسی-

در اين گزارش تيتر اصلي و ستون هاي سرمقاله و يادداشت روزنامه هاي آرمان، اطلاعات، اعتماد، تهران امروز، جمهوري اسلامي، دنياي اقتصاد، شرق، كيهان، مردم سالاري و همشهري مورد بررسي قرار گرفتند.
تيتر اصلي روزنامه ها
-----------------------
- اطلاعات: اعتراض جهاني به جنگ طلبي آمريكا
- جمهوري اسلامي: آمريكا براي حمله نظامي عليه سوريه تنها ماند
- كيهان: خلبانان شهادت طلب سوري آماده حمله به ناوهاي آمريكا
- مردم سالاري: مخالفت هاي جهاني با لشگركشي غرب به سوريه شدت يافت؛ شكاف در جهه متحدين براي حمله به دمشق
- آرمان: خشم چندباره اصولگرايان از اجتماع اصلاح طلبان؛ دوپينگ تلويزيون براي اقليت شورا
- تهران امروز: توان مديريتي؛ مهم ترين ويژگي شهردار
- دنياي اقتصاد: مركز پژوهش هاي مجلس تشريح كرد؛ ماجراي هشت ساله رشد اقتصادي
- همشهري: سخنگوي دولت: قيمت سوخت امسال افزايش نمي يابد
- اعتماد: فراخوان ظريف در فيس بوك
سرمقاله و يادداشت روزنامه ها
-----------------------------------
- روزنامه آرمان در سرمقاله امروز خود با تيتر دليل عقب‌نشيني آمريكا از حمله به سوريه نوشت: ...مهم‌ترين دليل براي اين حمله كه تا به امروز صورت نگرفته و شايعاتي مبني بر توقف آن هم منتشر مي‌شود، اين است كه آمريكا مطمئن نيست با اين حمله سوريه فلج خواهد شد و از سوي ديگر براي نيروگاه ديمونا در اسراييل نگران است. اين نيروگاه هسته‌اي كه عمري ۶۰ ساله دارد، اگر مورد حمله موشكي سوريه قرار بگيرد، به اين معناست كه حدود ۱۶ ميليون نفر از ساكنان فلسطين اشغالي، مصر، سوريه، لبنان و تونس در معرض تشعشعات هسته‌اي خواهند بود. تمام اين دلايل سبب شد كه نيروهاي آمريكايي كه تا دو روز پيش، منتظر دستور اوباما براي حمله به سوريه بودند، اين حمله را به بهانه آماده نبودن پناهگاه‌هاي اسرائيل متوقف كنند. اين مساله البته ميزان تاثيرگذاري تصميمات بنيامين نتانياهو را بر سياست خارجي آمريكا نشان مي‌دهد.
- روزنامه اطلاعات در ستون يادداشت سردبير با تيتر سوت به حمله نظامي غرب عليه سوريه اشاره كرده و نوشته است: آمريكا و انگليس به عنوان هژموني غرب خود را مالك و مدير دنيا مي‌دانند، و در اين چارچوب هدايت و مديريت كره زمين را نه تنها حق خود بلكه حقي مي‌دانند كه مردمان دنيا به گردن آنها دارند و آنها بايد، اين جهان متلاطم را، به ساحل نجات برسانند. عمق سخنان و كنش‌هاي رهبران اين دو كشور، آشكارا نشان از اين ديدگاه دارد. آنها اعتقاد دارند چنانچه ما نباشيم، بقيه دنيا همديگر را مي‌بلعند و در تنازع بقا جهان را به فنا مي‌كشانند...آنها مي‌خواهند جلو وقت‌كشي اسد را، در اين بازي حذفي بگيرند و سوت پايان را بزنند و پس از حذف حكومت بعث سوريه، سوت آغاز بازي ديگري را، در زميني ديگر و سرزميني ديگر بنوازند.
- روزنامه اعتماد در ستون خود مطلبي با عنوان بحران سوريه و بداقبالي روحاني ومنتشر كرده است. در بخشي از اين مطلب مي خوانيم: حتي با اين فرض كه ايران و حزب الله هم واكنش جدي در برابر حملات محدود غرب نشان ندهند باز هم بن بست ديپلماتيك سياست خارجي دكتر روحاني نسبت به غرب هيچ تغييري نمي كند. فضا بين متحدين سوريه و غرب بعد از حمله آنان به سوريه آنقدر سرد و تيره مي شود كه عملا هيچ جايي براي تنش زدايي و بهبود رابطه از جانب روحاني نمي ماند. ايران هم مجبور مي شود لحنش را نسبت به غرب تغيير داده و خصمانه كند. حتي اگر به فرض آقاي روحاني و دكتر ظريف هم لحن شان را تغيير ندهند، مجموعه حاكميت و نظام آنقدر لحن شان راديكال و خصمانه نسبت به غرب خواهد شد كه جاي زيادي براي اعتدال و آشتي جويي از سوي دولت تدبير و اميد باقي نمي ماند. ضمن آنكه خود روحاني هم نمي تواند در آن شرايط خيلي برخلاف جهت آب شنا كند. همه اينها در صورتي است كه دامنه درگيري ها صرفا محدود به بمباران مراكز نظامي سوريه آن هم به گونه يي محدود شود و نه سوري ها، نه ايران و نه حزب الله واكنشي نشان ندهند. اما اگر دمشق و متحدينش واكنش نشان داده و في المثل اهدافي را در اسراييل يا مناطق ديگر مورد حمله قرار دهند، در آن صورت هيچ چيز قابل پيش بيني نخواهد بود.
- روزنامه تهران امروز در يادداشت اول خود با عنوان سوريه و سياست توازن وحشت به عقب نشيني غرب در حمله به سوريه اشاره داشته و مي نويسد: عقب‌نشيني آشكار آمريكا، انگليس و فرانسه از سازماندهي يك حمله گسترده موشكي عليه سوريه نشانه موفقيت‌آميز بودن سياست «توازن وحشت» دولت سوريه است كه براي مقابله با اين حمله احتمالي در پيش گرفته است. چرا آمريكا و غرب ابتدا با عجله ناوهاي موشك‌انداز خود را به سوي شرق درياي مديترانه گسيل داشتند اما به‌طور ناگهاني از حمله به سوريه پشيمان شدند؟ ... سوريه سياست توازن وحشت را در دستور كار خود قرار داد و اين سياست بود كه كارايي خود را نشان داد. سوريه اعلام كرد كه اگر مورد حمله قرار گيرد كليه اراضي اشغالي را با استفاده از موشك‌هاي دور برد هدف قرار خواهد داد كه يكي از اين اهداف نيروگاه ديمونا در صحراي نقب است.
-روزنامه جمهوري در سرمقاله خود با تيتررييس جمهور آمريكا و باتلاق سوريه با اشاره به وضعيت رييس‌جمهور آمريكا در قبال حمله به سوريه نوشت: متأسفانه وضعيت رييس‌جمهور آمريكا نيز بهتر از وضعيت دولتمردان انگليسي نيست. آنچه اكنون بر سر اوباما آمده و قرار است با آتش افروزي در سوريه رخ بدهد نه تنها كمتر از بلائي كه به جان بوش كوچك افتاده بود نيست بلكه با توجه به پيامدهاي خطرناك آن، بيشتر و پرعارضه‌تر نيز خواهد بود. ... اوباما برخلاف شعار محوري تغيير كه به معناي پرهيز از جنگ و روي آوردن به صلح بود، درصدد ورود به جنگي است كه براي ملت آمريكا عوارض خطرناكي دارد. سوريه، باتلاق بزرگي است كه اوباما و هر كس كه با او وارد اين باتلاق شود غير از دست و پا زدن در آن سرنوشتي نخواهد داشت.
- روزنامه شرق در ستون سرمقاله خود مطلبي با عنوان نگاه روسيه به سوريه منتشر كرده است. در بخشي از اين مطلب آمده است: سياست روسيه در خاورميانه از دوران قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، بخش مهمي از روابط خارجي اين كشور را تشكيل داده است. روس‌ها از همه ابزارهاي سياسي و امكاناتي كه متحدانش در سطح منطقه دارند براي بازداشتن آمريكا از ضربه‌زدن به سوريه بهره مي‌گيرند اما با توجه به اينكه آمريكا گفته هدف از حمله نظامي، تغيير رژيم اسد نيست بلكه نوعي «تنبيه» است، مواضع روسيه هم قطعي نخواهد بود. به نظر مي‌رسد نوع اين حمله احتمالي و گستردگي آن مي‌تواند مساله مورد مذاكره روسيه و غرب باشد. تركيب مخالفان اسد، از جمله موارد تناقض است كه هم آمريكا و هم روسيه خود را با آن مواجه مي‌بينند.
- روزنامه كيهان در ستون يادداشت روز خود با تيتر فتيله جنگ چرا نم كشيد! به علل عقب نشيني رژيم هاي آمريكا، انگليس، اسرائيل و عربستان در حمله به سوريه پرداخته و مي نويسد: چهارشنبه گذشته اعلام شد حمله آمريكا و متحدانش به سوريه روز پنج‌شنبه آغاز مي‌شود و ۳ روز ادامه خواهد داشت. پنج‌شنبه اما روز خوبي براي آمريكا نبود. اوباما و كامرون -به اضافه اولاند- ابتدا در شوراي امنيت با مانع روسيه و چين روبرو شدند. شوك دوم را مجلس عوام انگليس به ديويد كامرون داد، هنگامي كه معلوم شد ۲۷۲ نماينده موافق جنگ از عهده ۲۸۵ نماينده مخالف برنيامده‌اند و نه تنها مجلس عوام، ترمز دولت انگليس را كشيده بلكه آشكار شده كه اكثريت حزب حاكم در پارلمان نيز زيرسوال رفته است. اين اولين‌بار از سال ۱۷۸۲ به اين طرف است كه طرح نخست‌وزير براي آغاز جنگ عليه كشور ديگر با رأي منفي پارلمان مواجه مي‌شود. همزمان ۱۴۰ عضو مجلس نمايندگان آمريكا از اوباما خواسته‌اند پيش از هر نوع اقدام نظامي موافقت كنگره را جلب كند. جان بوينر رئيس مجلس نمايندگان از اوباما خواسته تا هدفش از اقدام نظامي به سوريه را توضيح دهد. فعلا تب تند روز چهارشنبه به عرق سرد نشسته است. گويا فتيله‌اي كه رژيم‌هاي آمريكا، انگليس، اسرائيل و عربستان براي چاشني انفجار جنگ تدارك كردند، برخلاف ۱۲-۱۰ سال قبل نم كشيده و به اين سادگي آتش نمي‌گيرد.
- روزنامه مردم سالاري در ستون سرمقاله با عنوان از رنجي كه مي بريم! فقدان كارشناسان ارتباطات و روابط عمومي در دولت يازدهم نوشت: ... مسوولين ارتباطات رياست‌جمهوري ‌بايد پس از مطالعات آغازين و بررسي دقيق‌تر فرايند‌ها و مراحل اجرائي‌، يك راهبرد ارتباطي صد روزه را با كمك اساتيد و كارشناسان و نهاد‌هاي مدني و علمي ارتباطي و فرهنگي و رسانه‌اي‌ تدوين و به دولت به معناي اعم و شخص رئيس دولت به عنوان اخص پيشنهاد مي‌كردند‌، و با عنايت صاحب‌نظران ارتباطات و دست‌اندر‌كاران رسانه‌، خلاء‌هاي احتمالي طرح را تكميل مي‌كردند‌ تا طرح قابليت اجرا پيدا كند.
ارتباطات با چنين نگرشي‌، امتيازات فراواني را در بر دارد‌. تأكيد بر تدوين چنين راهبرد ارتباطي صد روزه در سطح كلان و در سطح هر سازمان و وزارتخانه ستادي از اين جهت است كه راهبرد ارتباطي كارشناسانه چاره بي‌تدبيري‌هاست تا بيش از اين چالش ناخواسته فراروي دولت اميد ايجاد نشود.
- روزنامه دنياي اقتصاد در سرمقاله خود با عنوان ويژگي‌هاي ضروري رييس كل اشاره به ويژگيهاي رييس بانك مركزي داشته و مي نويسد: نقش اصلي بانك مركزي در اقتصاد، كنترل تورم و حفظ ارزش پول ملي است. اين نقش وظيفه‌اي است كه ابزار آن را تا حدودي بانك مركزي دارا است، اما كاري كه نمي‌تواند انجام دهد و اين بسي پر اهميت است و پذيرش آن مي‌تواند به نقش اصلي بانك مركزي كمك كند، عدم توانايي مقامات پولي براي ايجاد سرمايه و افزايش توليد، اشتغال و رشد اقتصادي از طريق ابزار پولي است. اگر رييس كل با تمام وجود اين امر را حس كند، آن‌گاه مي‌تواند پس از پايان كار خود، براي ملت خويش ارمغاني داشته باشد.
نشر**۳۲۱۱**۹۰۲۶**۱۷۳۲

ارسال نظر
نام فرستنده :  
ایمیل فرستنده :  
نظر :
 
نظرات ارسال شده