| کدخبر : | 80793280(3502088) |
| تاریخ مخابره : | ۱۳۹۲/۰۶/۰۶ |
| زمان مخابره : | ۱۸:۱۶ |
| سرویس خبر : | سياسي- رهبر انقلاب- سیاست خارجی و هسته ای- |
به گزارش روزچهارشنبه ايرنا از پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر حضرت آيت الله خامنه اي، يادداشت قاعده «القاعده» به قلم عليرضا رضاخواه كارشناس مسائل منطقه به بررسي چگونگي رفتار گروههاي تكفيري در قبال حاميان خود ميپردازد.
متن كامل اين يادداشت كه امروز چهارشنبه در پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر حضرت آيت الله خامنه اي منتشر شده، بدين شرح است:
«سيمور هرش»، روزنامهنگار شهير آمريكايي، ۶ سال پيش در مقالهاي نسبتاً طولاني در نشريهي «نيويوركر» از همكاري «جورج بوش» رئيسجمهور وقت آمريكا و برخي كشورهاي منطقه براي تضعيف ايران، سوريه و حزبالله لبنان خبر داده بود.
وي تصريح كرده بود: براي تضعيف محور مقاومت در خاورميانه، دولت جورج بوش تصميم به تغيير اولويتهايش در اين منطقه گرفته و با همكاري برخي دولتهاي عربي و از طريق ايجاد سازمانهاي زيرزميني در لبنان، پروژهي مقابله با حزبالله لبنان در بيروت را كليد زده است.
نتيجهي اين همكاري به وجود آمدن گروههاي تكفيري افراطي شد كه گرايشهاي بسيار زيادي به «القاعده» دارند. او در مقالهاش صراحتاً عنوان كرده بود كه با هدف تضعيف دولت بشار اسد و فشار به حكومت سوريه براي مذاكره و كنار آمدن با رژيم صهيونيستي، جريان موسوم به محور سازش با چراغ سبز جورج بوش به حمايتهاي مالي و لجستيكي گستردهاي از گروههاي افراطي تكفيري پرداخته است.
چند سال بعد و به دنبال آغاز موج تحولات در خاورميانه شاهد تكرار همان سناريو، اين بار از سوي يك رئيسجمهور دموكرات هستيم.
افزايش حضور جريانهاي تندرو در سوريه و فعاليت گستردهي تكفيريها در كشورهاي اسلامي از حاشيهي خليج فارس گرفته تا شمال آفريقا، بيانگر احياي نسل جديدي از القاعده ميباشد كه هرچند در تاكتيك و روشهاي عملياتي چون حملات انتحاري، كشتار مردم بيگناه، خشونت بيحد و حصر و ... شباهت زيادي با نسلهاي پيشين دارد اما يك تغيير استراتژيك و كليدي در اهداف آن ديده ميشود و آن هم چرخش از مبارزه با «كفار» به مبارزه با فرق و مذاهب داخل امت اسلامي است.
انفجارهاي زنجيرهاي تكفيريها در عراق كه اين روزها به بخشي از زندگي روزمرهي مردم در اين كشور تبديل شده است، كشتار مسلمانان بيگناه در افغانستان و پاكستان، انفجارهاي اخير در ضاحيه و طرابلس لبنان و جنايات فجيع گروه موسوم به «النصره» در سوريه برخي از بارزترين نمونههاي تحولات اخير در منطقه ميباشد.
*بنيادگرايي اسلامي؛ پروژه يا پروسه
بررسي ريشهشناسي واژهي (fundamentalist) به معناي «بنيادگرا» نشانگر خواستگاه غربي- مسيحي اين واژه است. هرچند اين روزها بيش از همه از اين اصطلاح براي برچسبزني به جريانهاي اسلامي استفاده ميشود. جالب اين است كه در گذشته به پروتستانها «بنيادگرا» ميگفتند؛ چراكه ايشان در برابر كاتوليكها كه مرجعيت ديني و كتاب مقدس را از طريق تفسير انحصاري كتاب مقدس به وسيلهي روحانيون پذيرفته بودند، تنها بر مرجعيت كتاب مقدس تأكيد داشتند و به نوعي نصگرايي معتقد بودند.
پروتستانها ميخواستند از خلال تاريخ و زمان، نقبي به اصول نخستين مسيحي و شيوهي زندگي مسيح و حواريونش (يا همان سلف صالح) بزنند و شعار بازگشت به مباني خالص مسيحي را تحقق بخشند. بعدها «پيوريتنيسم»، همان انگارهي مذهبي كه امروز اصليترين عنصر فرهنگي و مذهبي تمدن آمريكايي است، ادامهي همين مسير در مسيحيت پروتستان قلمداد شد.
جريان سلفيگري تكفيري در اسلام نيز همچون جنبشهاي اعتراضي مسيحي، ناشي از يك حركت انشعابي از بدنهي اصلي دين مادر و ايجاد فرقهاي نو توسط «ابن تيميه حراني» در قرن هفتم هجري بود. ابن تيميه معتقد بود كه مسلمانان حق ندارند در فهم قرآن برداشتهاي عقلي خود را حاكم كنند.
وي بر اين باور بود كه «بايد بسنده كنيم به آنچه از ظاهر قرآن ميفهميم و دربارهي متشابهات قرآن هم بايد سكوت كرد»(نصگرايي). ابن تيميه بسياري از مواردي را كه مسلمانان نشانهي احترام به بزرگانشان ميديدند مصداق شرك معرفي كرد و با ارائهي ايدههاي متفاوت دربارهي اسلام و كفر، بسياري از مسلمانان را تكفير كرد. او براي تبليغ سخنانش بارها مناظره كرد، سالها زندان رفت و كتابها و شاگردان بسيار متعصبي برجاگذاشت كه سالها روش او را در حوزههاي علميهي شام، مصر و حجاز ادامه دادند.
با اين حال ابن تيميه مخالفان سرسخت و جدي هم در ميان اهل سنت داشته و دارد. «سَبُكي» محقق معاصر وي ميگويد: «او در پوشش پيروي از كتاب و سنت، در عقايد اسلامي بدعت گذاشت و اركان اسلام را در هم شكست. با وحدت مسلمانان مخالفت كرد و سخني گفت كه لازمهي آن جسماني بودن خدا و مركب بودن ذات اوست.
با چنين سخناني حتي از ۷۳ فرقه هم بيرون رفت.» علاوه بر اين واقعيت كه انديشههاي ابن تيميه به عنوان سنگ بناي فرقهي وهابيت بدعتي ناهمگون در بدنهي اصلي دين مبين اسلام است، اسناد و مدارك متعددي در رابطه با تزريق اين انديشه به بدنهي اسلام توسط استعمار انگليس وجود دارد.۱
به هرحال انديشمندان سياسي در تبيين چرايي شكلگيري انديشههاي بنيادگرايانه و تكفيري در اسلام كه تبلور آن در شبكهي تروريستي القاعده قابل مشاهده است، نظريات مختلفي را ارائه كردهاند. برخي با تأكيد بر عوامل بيروني، افراطگرايي در اسلام را واكنشي به حضور نيروهاي خارجي و استعمارگر دانسته و برخي متأثر از انديشههاي مسيحي، آن را به ذات شرّ انسان پيوند زدهاند. برخي نيز انديشهي افراط در جوامع اسلامي را محصول تقابل سنت و مدرنيسم تعريف كردهاند.
همهي اين استدلالها هنگامي قابل قبول است كه با اصالت قائل شدن براي بنيادگرايي در اسلام، اين پيشفرض را بپذيريم كه انديشهي تكفيري و تبلور عملي آن يعني شبكهي تروريستي القاعده، يك پروسه و فرايند طبيعي در بطن تاريخ اسلام است. اين در حالي است كه بررسي تاريخي روند شكلگيري آنچه غربيها آن را بنيادگرايي در اسلام ميخوانند، نشان ميدهد كه اين انديشه بيش از آنكه يك پروسه و فرايند طبيعي برآمده از ساختار دين و شرايط اقتصادي، سياسي و فرهنگي جوامع باشد، پروژهاي ساخته و پرداختهي استعمار و غرب است
*اين ما بوديم كه القاعده را به وجود آورديم
هيلاري كلينتون، وزير سابق خارجهي آمريكا چندي پيش در نشستي با برخي از اعضاي كنگره، پيرامون چگونگي مواجههي آمريكا با القاعده در خاورميانه با اذعان به اين واقعيت كه دولت رونالد ريگان براي مقابله با نفوذ شوروي در افغانستان، دو گروه القاعده و مجاهدين را به وجود آورد، صراحتاً گفت: اين ما بوديم كه القاعده را به وجود آورديم.
وي اظهار داشت: ما گذشتهي مشتركي با سازمان القاعده داريم. كساني را كه امروز با آنها در افغانستان و پاكستان ميجنگيم ۲۰ سال پيش خودمان به وجود آورديم؛ زيرا در جنگ عليه شوروي سابق از آنها استفاده ميكرديم. ما القاعده را به وجود آورديم زيرا نميخواستيم شوروي سابق بر آسياي مركزي چيرگي يابد و ريگان، رييسجمهور وقت آمريكا با مشاركت كنگرهي آن زمان كه تحت رهبري دموكراتها بود، از طرح ايجاد القاعده جهت مقابله با اتحاد جماهير شوروي استقبال كرد.
كلينتون در ادامه تصريح ميكند: دموكراتها از اين ايده حمايت و تأكيد كردند. ما با دستگاه اطلاعاتي پاكستان و عوامل پاكستاني وارد عمل شديم تا مجاهداني را از عربستان و ساير كشورها استخدام كنند. انديشهي وهابيت را تزريق كرديم و توانستيم بر شوروي سابق در سايهي عمليات اين افراد پيروز شويم.
پيش از اين نيز «ژاك اتالي» مشاور عالي فرانسوا ميتران، رييسجمهور سابق فرانسه، ۲ هفته قبل از حملهي نظامي آمريكا به افغانستان در نشريهي « اكسپرس» نوشت: گروههاي تروريستي كه آمريكا در افغانستان با آنها درگير است، همان گروههايي هستند كه خود غرب به ويژه آمريكا آنها را به وجود آورد.
اتالي ميافزايد: رهبران اين گروهها از جمله بن لادن، شاگردان سابق سازمان سيا هستند. منابع مالي آنها را آمريكا و متحدان نزديكش فراهم كردهاند و پيامهاي مرگبارشان را شركتهاي بزرگ غربي به سراسر جهان مخابره ميكردند. در يك كلام، اين امكانات سياسي، فني و مالي غرب بود كه امروز عليه خودش به كار رفته است. واقعياتي كه اسناد آن را در مصاحبهها و مقالات افرادي چون ويليام كيسي، رييس سابق سيا، زبينگيو برژينسكي، مشاور سابق امنيت ملي آمريكا و بسياري ديگر از شخصيتهاي سرشناس غربي ميتوان ديد.
** جوجهها به لانهشان بازميگردند
«مالكوم ايكس» از رهبران جنبش حقوق مدني در آمريكا و سخنگوي وقت جنبش «ملت اسلام» در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ هنگامي كه يك خبرنگار آمريكايي نظرش را در رابطه با ترور جان اف كندي، رييسجمهور آمريكا پرسيد، گفت: «Chickens Coming home to roost» يعني «جوجه ها به لانه شان بازميگردند».
مالكوم ايكس از اين اصطلاح انگليسي استفاده كرد تا به صورت كوتاه به خبرنگار بفهماند، اتفاقي كه براي جان اف كندي روي داد نتيجهي عملكرد وي در ترويج خشونت عليه سياهان و مدارا با طرفداران نژادپرستي در ايالات متحده بوده است.
واقعيتي كه سرانجام دامن رييسجمهور آمريكا را نيز گرفت. شايد اگر مالكوم ايكس هنوز زنده بود و سؤالي مشابه در رابطه با پديدهي تكفيريها و حاميان آن در خاورميانه از وي پرسيده ميشد، باز هم از همان پاسخ بهره ميجست. نگاهي به چگونگي عملكرد شبكهي تروريستي القاعده نشان ميدهد اين جريان چه به صورت سازمانيافته و چه به صورت يك انديشهي خشونتطلب، همواره بيشترين تهديد را متوجه جريانهاي حامي خود كرده است.
استفاده از گروههاي تكفيري براي پيشبرد اهداف سياست خارجي، آزمون خود را در منطقه خاورميانه پس داده است. حمايت فكري، مالي و اطلاعاتي برخي از كشورها در منطقه و خارج از منطقه از گروههايي چون طالبان، القاعده، سپاه صحابه، لشكر جهنگوي، شبكهي حقاني و ... انعكاس مطلوبي در اين كشورها نداشته است. زيرا انديشهي تكفيري چاقويي است كه برخلاف آنچه مرسوم است دستهي خود را هم ميبرد.
آنچه امروز پاكستان را به يكي از بيثباتترين كشورهاي خاورميانه تبديل كرده است، آنچه باعث شده سفارت تركيه در مالي مورد حمله قرار گيرد، قتل فجيع سرباز انگليسي در خيابانهاي لندن، حمله به ساختمان مركز تجارت جهاني در نيويورك، بمبگذاري اخير در ماراتن بوستون، قدرتگيري روزافزون القاعده در داخل خاك عربستان، افزايش تهديد جريانهاي سلفي در آلمان، همه و همه پژواك قاعدهي القاعده هستند؛ اين واقعيت كه «جوجهها به لانهشان بازميگردند».
سيام**۷۲۶۱**۱۴۷۸



تهران- فرمانده قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء(ص) ارتش جمهوري اسلامي ايران با اشاره به توانمندي متخصصان توانمند ايراني در تامين تجهيزات مورد نياز اين قرارگاه گفت: گيرنده ارتفاع ياب اكتيو رجال جديدترين دستاورد متخصصان ايراني در عرصه پدافند هوايي بزودي رونمايي مي شود..
تهران - وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي گفت: اگر قرار باشد سازمان تامين اجتماعي حياط خلوت نباشد، اين سازمان نبايد به گروه خاصي تعلق داشته باشد..
تهران - رييس كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه ديگر هيچ بهانه اي براي عدم اجراي طرح پزشك خانواده وجود ندارد، ابراز اميدواري كرد: ناهماهنگي هاي گذشته از بين رفته و دو وزارتخانه بهداشت و رفاه اجتماعي در اين زمينه به طور تگناتنگ با هم همكاري كنند..
تهران - كارگردان «چتر سبز» به سرنوشت تلخ اين اثر سينمايي اشاره كرد و گفت كه بنياد سينمايي فارابي حاضر شده اين فيلم را كه امكان اكران پيدا نكرده به جاي وام فرهنگي آن بردارد..
تهران - معاون محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست گفت: تاكنون 21 استاندارد زيست محيطي دريايي تهيه و تدوين شده كه بررسي ها نشان مي دهد به 97 استاندارد ديگر هم دراين حوزه نياز است..
تهران - اعضاي هيات مديره باشگاه پرسپوليس درتازه ترين نشست اين هيات بر حمايت از علي دايي تا پايان فصل تاكيد كردند..
تهران – خبرگزاري آسوشيتدپرس روز چهارشنبه در گزارشي از شهر دمشق نوشت زندگي در پايتخت سوريه همچون هميشه در جريان است و ظاهرا مردم توجهي به تبليغات جنگي رسانه هاي غربي نمي كنند..
كرج-مدير عامل سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: شان ايرنا به عنوان خبرگزاري رسمي كشور يگانه است، هر چند امروز با جايگاه واقعي و طلايي خود در عرصه اطلاع رساني فاصله دارد..
گروه تحقيق و تفسير خبر- استفاده از رهيافتي تاريخي براي بررسي سياست خارجي آمريكا در قبال مصر مي تواند تا حدي زواياي شيوه بازي واشنگتن در عرصه تحولات اخير مصر را آشكار سازد..
