ميراث شاه آبادي براي معاون جديد امور هنري (بخش نخست)
تهران - معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با زير شاخه هاي متعدد خود يكي از اصلي ترين بازوهاي اداري، اجرايي، برنامه ريزي و قانونگذاري در حوزه فعاليت هاي فرهنگي كشور به شمار مي رود كه ضرورت شناخت دقيق آن به معاون جديد هنري ارشاد اين امكان را مي دهد در راه اميدبخشي به هنرمندان وابسته اين معاونت گام هاي موثرتري بردارد.
کدخبر : 80792607(3501027)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۶
زمان مخابره :     ۱۲:۵۴
سرویس خبر : فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون- موسيقي و تجسمي-

آنچه بيش از هر مساله اي در مسير مديرت صحيح و اصولي مديريت هاي كلان فرهنگي و هنري طبق آنچه از گفته هاي علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت يازدهم در جلسه دفاع خود در صحن علني مجلس عنوان شد، بر مي آيد استفاده از نيروهاي خبره، كارشناس و آشنا به حوزه و داراي تخصص راهبردي و كاربردي مديريتي و اجرايي است كه انتخاب «علي مرادخاني» به عنوان معاونت جديد امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر اساس اين گفته ها صورت گرفته است.
پس ناگفته پيداست كه ضرورت شناسايي و اشراف بر ناهمواري هاي ايجاد شده و موجود در مسير مديريت وي در پست معاونت امور هنري مي تواند نقشه اي نسبتا روشن را براي به كارگيري «تدبير» و «اميد» در امر مديريت و برنامه ريزي اجرايي، جهت بهبود شرايط شاخه هاي متنوع فرهنگي و هنري اين معاونت و هنرمندان و مخاطبان مرتبط با آن پيش روي مرادخاني ترسيم و مجسم كند.
در يك كلام ساده بايد گفت «علي مرادخاني» به عنوان معاون جديد منصوب شده امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ميراث دار محيطي شده كه سياست هاي اجرايي، برنامه ريزي و مديريتي نه چندان كارشناسانه باعث شده كه اغلب كارهاي اين معاونت يا در حد شعار باقي بماند و يا در شكل اجرايي و عملياتي شده تنها ظاهري مرتب و نظام يافته داشته باشد و در بطن و درون از آسيب هاي متعدد ساختاري و اجرايي رنج ببرد.
ناگفته پيداست كه اين ميراث به جا مانده بيش از هر چيزي نيازمند ساماندهي امور، سپردن كارها به دست نيروهاي متخصص، بهره گيري از كارشناسان و بازگردادندن تكريم و احترام به هنرمنداني است كه طي اين مدت با دودستگي ايجاد شده ميان هنرمندان خودي و غير خودي آسيب هاي مادي و معنوي فراواني را متحمل شده اند.
شايد در گام نخست مهمترين چيزي كه معاون جديد امور هنري وزارت فرهنگ و ارشد اسلامي در پي دانستن آن است اين باشد كه دقيقا در عرصه فعاليت هاي حوزه تحت مديريت وي با چه شرايطي روبرو است؟ و در چه بخش هايي حوزه مديريتي وي بحراني و در كدام بخش ها وضعيت در شرايط بهتري قرار دارد؟

** اتكا به شعار دويست سال پيش و دلبستگي به صندلي
به نظر قاطبه كارشناسان، تئاتر به عنوان هنري زنده از بالاترين جنبه تاثيرگذاري بر مخاطب برخوردار است و اينچنين است كه اين هنر در هر كجاي اين كره خاكي در صورت وجود و درخشش نشان دهنده عمق تفكر، انديشه ورزي و خردگرايي و فرهنگ بالاي آن جامعه را بازتاب مي دهد.
اما با وجود ممهور بودن بسياري از برگ هاي زرين تاريخ تمدن بشر به نام فرهنگ وهنرايراني و با وجود سبقه طولاني هنر نمايش (و نه تئاتر) در كشورمان، متاسفانه نوع نگرش و بازخورد و برخورد با اين هنر هيچگاه نه در شان ونه در ساحت و مقدار هويت معنايي و مضموني آن و هنرمندانش بوده است.
چه بسيارند كه هنوز با اتكا به شعار دوره رمانتيسيسزم كه مي گفت: «تئاتر؛ هنري براي بازتاب اعتراضات اجتماعي است»، نسبت به اين هنر تنگ نظري هاي فراواني را روا مي دارند و با سخت ترين فيلترها و ذره بين ها در برابر هنرمندان و افكار آنها مي ايستند، هر چند اين ايستادگي و مخالفت خود را در پس خنده هاي ظاهري و شعارهاي حمايتي مخفي نگه مي دارند اما كيست كه در اين هنر باشد و نداند كه تا چه حد كلام مديران جنبه شعاري دارد و تا چه ميزان در پس و پشت هر وعده و وعيد آنها درصدي از تحقق گفته ها را به انتظار نشست.
متاسفانه در اين زمينه طي هشت سال گذشته مديراني در راس معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان نهاد مادر حمايتي زير شاخه اي به نام تئاتر منصوب شدند كه كوچكترين اشرافي تخصصي و كارشناسانه به اين هنر نداشتند و در چنبره همان تعاريف واپسگراي دويست سال پيش نشستند و نه تنها گاهي جدي، عملياتي و اجرايي براي توسعه اين هنر و رفاه هنرمندان آن برنداشتند كه بر سختي ها و موانع و فيلترهاي متعدد آن افزودند تا مبادا خبطي و خطايي از هنرمندان تئاتر باعث از دست رفتن صندلي رياست شان شود.
هر چند مديران امور هنري طي هشت سال گذشته و با آغاز شروع دوره فعاليت شان به هيچ وجه آشنايي با تئاتر، كاركردها و درصد بالاي اثرگذاري آن در جامعه نداشتد اما در طول دوران حضورشان بر صندلي معاونت امور هنري ارشاد نيز با وجود تمامي گفته ها و فريادهاي هنرمندان، كارشناسان، پژوهشگران عرصه فرهنگ و اهالي مطبوعات مبني بر لزوم تغيير نگرش در نوع مديريت و حمايت از هنر تئاتر، كوچكترين تغييري در رفتار خود ايجاد نكردند.
حاصل اين نديدن ها و نشنيدن هاي سخنان خبرگان و هنرمندان توسط مديران، به حركت كند و كندتر تعالي هنر تئاتر در بستر رشد سريع و سرعت سرسام آور علوم و هنر جهاني منجر شد تا جايي كه در آخرين روزهاي حضور مديران دولت دهم و مشخص شدن تغييرات در بدنه ارشاد، معاونت امور هنري و زيرمجموعه هاي وابسته آن و بازتر شدن فضاي گفت و گو و بيان آراء از زبان هنرمندان متعددي شنيديم كه دور ماندن ايران از حركت ماشين فرهنگ و هنر جهاني و عدم تعامل هنرمندان با همتايان خود در خارج از مرزهاي جمهوري اسلامي ايران خسارت جبران ناپذيري را بر هنر تئاتر كشور وارد كرده است.

** ساز ناكوك زير مجموعه هاي نمايشي
در نگاه اول اينطور به نظر مي رسد كه اداره كل هنرهاي نمايشي داراي زيرمجموعه هاي متعددي نيست چرا كه همواره عنوان شده كه فعاليت انجمن هاي هنرهاي نمايشي سراسر كشور به شكل مستقل و با نظارت اين اداره كل در حال انجام است اما ناگفته پيداست كه وقتي بودجه اين انجمن ها از طرف اداره كل هنرهاي نمايشي صادر و ارسال مي شود، پس آنها به شكل كاملا طبيعي و صدالبته غيرمستقل تحت حمايت اين نهاد اصلي و اجرايي در امر قانونگذري و مديريت اجرايي هنرهاي نمايشي كشور به فعاليت مشغول هستند.
با رصد فعاليت هاي انجمن هاي هنرهاي نمايشي به وضوح مي توان به اين نكته دست يافت كه مديران اين انجمن ها در ظاهر به تبعيت از دستورات رييس تئاتر كشور التزام دارند اما در باطن سعي مي كنند در جنبه حمايتي از هنرمندان استان ها و شهرستان هاي تابعه خود بيشتر به مديريت ارشاد استان خود تاسي كنند.
چه آنكه مديري از تئاتر شناخت داشته باشد و گوشه چشمي به آن، مديران انجمن آن استان براي فعاليت هاي تئاتر تلاش هاي خوبي انجام مي دهند و اگر مدير ارشاد استاني كوچكترين وقعي به تئاتر ننهد، مديران انجمن ها نيز همه كار مي كنند تا تئاتر در آن منطقه حتي بر زبان ها نيز جاري نشود، چرا كه همه آنها بيشتر به جاي تفكر به رشد هنر نمايش كشور به فكر ثبات و طولاني تر كردن دوران حضورشان بر صندلي هاي مديريتي هستند.
اين را بدون شك از زبان مديران نمي توان شنيد بلكه بايد پاي صحبت هنرمنداني نشست كه با عشق و علاقه و با وجود تمام سختي ها سعي كرده اند كه با كم كردن موانع و جلب رضايت مديران انجمن هاي نمايش استان هاي خود اثري تئاتري را توليد و در مواجهه با سنگ محك مخاطبان خود قراردهند و اميد آن است تا معاون جديد امور هنري در همين راستا پاي صحبت هنرمندان شهرستاني بنشيند.
مسوولين جديد معاونت هنري مي توانند با يك برنامه منظم به دعوت از خبرنگاران و هنرمندان چند استان بپردازند و از زبان آنها تمامي دشواري هاي توليد يك اثر نمايشي را در شهرستان ها بشنوند و به قضاوت فعاليت مديراني استاني بنشينند تا دريابند كه تا چه حد در اداره كل هنرهاي نمايشي دولت دهم هر مدير در هر استان ساز خود را كوك مي كرد و مي نواخت و اينچنين بود كه سمفوني تئاتر در طي چهار سال پيش كمترين همخواني را در مجاورت چيده شدن نت هاي هماهنگ در كنار يكديگر داشت.

** مساله اي به نام ساخت تئاتر شهر در استان ها
توسعه زيرساخت هاي نمايشي در سراسر كشور با هدف تحقق شعار «تئاتر براي همه» و فراگير كردن اين هنر فرهنگ ساز و معرفي آن به عموم مردم در گرو ساخت سالن هاي اختصاصي تئاتر و تلاش براي توليد و اجراي مستمر آثار نمايشي در تمام ايام سال در سراسر كشور است.
اينچنين بود كه طرح ساخت تئاترشهر استان ها در سال آخر معاونت امور هنري ارشاد دولت دهم با اهداف بلند پروازانه اي آغاز شد كه در گام نخست اقدامي بسيار تاثيرگذار و قابل تقدير مي نمود؛ اما همين اقدام مثبت بار ديگر در ساحت اجرايي شدن با اما و اگرهاي فراواني مواجه شد.
نخست آنكه قراربود اداره كل هنرهاي نمايشي براي ساخت اين سالن ها كمك يك ميليارد ريالي را به انجمن ها و ارشاد استان ها اهدا كند كه اين امر به دليل محقق نشدن دريافت بودجه كامل تئاتر در سال گذشته با مشكلات فراواني رو به رو شد اما شكل مديريت آماري و چربش ارائه اعداد و ارقام به كار زيربنايي و اصولي در دولت قبلي باعث شد تا وعده ساخت ۱۵ تئاترشهر استاني به شش استان تقليل پيدا كرد ودر اين ميان افتتاح سالن هاي تئاترشهر استان ها بيشتر جنبه ظاهري داشته و از جنبه كاربردي خالي بودند.
شايد جسورترين مديران در اين ميان رييس تئاترشهر كرمانشاه بود كه در آخرين روزهاي فعاليت ارشاد دولت دهم از وزير ارشاد دولت يازدهم درخواست كرد حمايت خود را از اين مجموعه براي تكميل، توليد و اجراي آثار به شكلي عملي و اجرايي مبذول دارد.
ذكر همين نمونه ساده يادآور اين مثل معروف است كه «تو خود بخوان از اين مجمل، حديث حيراني» كه در ساير مجموعه هاي تئاترشهر استان ها ساخته شده تا چد مشكلات زيربنايي و ساختاري وجود دارد و تا چه حد مي توان به تعجيل مديران تئاتر دولت دهم در افتتاح اين مراكز بدون راه اندازي تمام و كمال آن براي ارتقاي جنبه آماري فعاليت شان پي برد.

** تلاش براي جذب بودجه واقعي تئاتر وانتقال التزام توسعه تئاتر
ناگفته پيداست كه تئاتر نيز مانند ساير بخش ها و شاخه هاي فرهنگي و هنري براي فعاليت خود نيازمند حمايت دولتي است و همين مساله باعث شده تا همواره مناقشات فراواني پيرامون جذب بودجه، نحوه اختصاص آن به توليدات و مساله ساخت و ساز و توسعه فضاهاي نمايشي كشور مطرح باشد.
يكي از اصلي ترين چالش هاي اين هنر در بحث بودجه عدم معرفي صحيح آن به نهادهاي قانوني كشور مانند مجلس شوراي اسلامي است كه مهمترين نهاد تخصيص بودجه به فعاليت هاي فرهنگي و هنري كشور است، به دليل عدم اشراف و آشنايي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با اين هنر، همواره در صف تخصيص اعتبار، هنر تئاتر در بندهاي آخر قرار مي گيرد و اختصاص بودجه محدود براي اين هنر در مقابل خانواده بيش از ۱۰۰ هزار نفري آن، هيچگاه نتوانسته است رضايت مسوولان و از همه مهمتر فعالان اين عرصه را با خود به همراه داشته باشد.
مساله بعدي آن است كه هيچگاه طي چند سال اخير رديف بودجه اختصاص يافته به اين هنر به شكل تمام و كمال در اختيار آن قرار نگرفته است و همين مساله سختي هاي حمايت مادي از هنرمندان و توليدات آنها را چند برابر ساخته است.
هر چند در پاره اي از موارد مانند سال گذشته (۱۳۹۱) كه مساله بحران اقتصادي و اقتصاد مقاومتي در تمامي عرصه هاي كشور تاثيرگذار بود، بايد انتظار داشت تا بودجه تئاتر نيز به شكل تمام و كمال پرداخت نشود؛ ولي در شرايط عادي نيز كمتر پيش آمده تا بودجه مشخص شده براي يك سال فعاليت اين هنر به شكل تمام و كمال به مسوولان آن پرداخت شود.
در معاونت هنري قبلي عدم اشراف به فن چانه زني و تلاش جدي براي معرفي هنر تئاتر به نمايندگان مجلس و مشاوران فرهنگي مسوولان باعث شد تا گام هاي برداشته شده در اين مسير الكن بماند و البته آنچه در اين رفت و آمدهاي مسوولان به مجلس به جايي نرسيد، فرياد بود!
اين مشكلات عمده و آسيب هاي فراوان موجود در عرصه هنرهاي نمايشي تنها بخشي از ميراثي است كه علي مرادخاني معاون جديد امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وامدار آن است و البته چشمان فراواني كه براي رفع آنها به وي، مديرانش وفعاليت آنها دوخته شده است.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶ ۱۴۱۸