رجايي؛ بزرگمرد هميشه جاويد
تهران- عبارت خدا نكند به جايي برسيم كه پُست ها ، پَستمان كند شاكله اعتقاد بزرگمردي است كه به تاسي از آموزه هاي مكتب امام خميني (ره) عهده دار مقام رياست جمهوري شد و با شهادتش اسوه ماندگار ساده زيستي را رقم زد.
کدخبر : 80792199(3493134)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۶
زمان مخابره :     ۱۰:۱۷
سرویس خبر : سياسي- ساير-

پيروزي انقلاب اسلامي به زمامداري مرجع گرانقدرعالم تشيع و ارايه يك سبك جديد حكومتداري در دنياي دو قطبي سرمايه داري و كمونيستي، بسياري از نظام هاي دست نشانده را به همراه اربابان استعمارگرشان به تكاپو انداخت.
طلوع حكومت مردم سالاري ديني مي توانست به منزله زنگ خطري جدي براي پايان چندين دهه سردرگمي ملت هايي باشد كه پس از جنگ جهاني دوم كمال آرمان بشر را در پيمودن يكي از دو مكتب ليبراليسم و يا كمونيسيم مي پنداشتند.
انقلاب اسلامي ايران به منزله كورسوي اميدي براي پويندگان راه حقيقت در جهاني بود كه تاريكي بر روشنايي غلبه كرده و انحرافي بزرگ براي جامعه بشريت به ارمغان آورده بود.
امام خميني (ره) توانست رژيم تا بن دندان مسلح پهلوي را كه از حمايت آمريكا و انگليس و برخي از سران مرتجع عرب منطقه برخوردار بود را ساقط كرده و حكومتي ديني بر مبناي اسلام ناب محمدي (ص) را بنا گذارد.
امام راحل، آن پير فرزانه ايران اسلامي با تيزبيني و زكاوتي كه از يك مرجع تقليد انتظار مي رود با صراحتي كه كمتر كسي مي توانست در آن مقطع تاريخي داشته باشد؛ جهانيان را براي بازگشت به مسير الهي دعوت كرد.
بر همين اساس نيز همزمان با استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران كينه ورزي ها و دشمني ها بيشتر شد و دشمنان بشريت با تمامي ترفندهايي كه در اختيار داشتند سعي در سرنگوني نهال نورس انقلاب داشتند.
سازمان منافقين غده اي سرطاني بود كه دشمنان بشريت براي ساقط كردن نظام جمهوري اسلامي در اين كشور بوجود آوردند تا با ايجاد جو ترور، وحشت و القاي ناشايستگي امام خميني (ره) براي رهبري نظام بتوانند به مقاصد پليد و شوم خودشان دست يابند.
سازمان منافقين در ابتداي امر دو هدف را براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي در نظر گرفت كه يكي از آنها نفوذ عناصر نامطلوب به بدنه نظام و ديگري فريب و يا ترور افرادي بود كه در خدمت اين نظام بودند.
مزدوران مسعود رجوي به سركردگي سرويس هاي جاسوسي موساد و سيا به درستي به اين نكته پي برده بودند كه براي ساقط كردن نظام جمهوري اسلامي بايد در ابتدا ريشه هاي اصلي آن را خشكاند و بر همين اساس نيز سعي كردند تا با ترورهاي ناجوانمردانه اين نقشه شوم و پليد خويش را عملي سازند.
لازم به يادآوري است كه جريان هاي معاند جمهوري اسلامي ايران در اوايل انقلاب به سه دسته عمده تقسيم بندي مي شدند؛ گروه نخست جريان هاي ماركسيسيتي حزب توده بودند و ملي گراها نيز به عنوان نوع دوم آن گروه هاي معاند بشمار مي رفتند.
شكل سوم جريان هاي التقاطي به دو دسته تقسيم مي شدند؛ جريان هايي كه علي رغم التقاط ، مبارزه مسلحانه نداشتند وجريان هايي كه پس از گذشت مدت كوتاهي از انقلاب وارد فاز مسلحانه شده وعناد ورزيدند؛ گروهك فرقان و سازمان منافقين از نمونه هاي بارز اين جريان بودند.
معاندان با دامن زدن به جو ترور و وحشت آيات اعظامي همچون قاضي طباطبايي، مدني، دستغيب، صدوقي، اشرفي اصفهاني، بهشتي و يا انديشمنداني همچون مطهري، عراقي، هاشمي نژاد، حقاني و غيره را در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي به شهادت رساندند.
هشتم شهريورماه سال ۱۳۶۰ منافقين بار ديگر چهره پليد و شيطاني خود را به رخ جهانيان كشيدند و با بمب گذاري در دفتر نخست وزيري وقت سبب شهادت تني چند از ياران انقلاب از جمله رجايي و باهنر شدند.
با انفجار دفتر نخست وزيري، جامعه آسيب ديده از عواقب جنگ تحميلي در ماتم جديدي فرو رفت؛ عالي ترين مديران كشور به شهادت رسيدند ؛ تهران تعطيل شد؛ مردم به خيابان ها ريخته و به عزاداري پرداختند؛ آنها با شعارهايشان انتقام گيري و مبارزه با تروريسم را از مسوولان تقاضا مي كردند.
رجايي از نوادري بود كه زندگي و خلقياتش پس از رسيدن به مقامات عاليه تغييري نكرد و همچنان بر ساده زيستن و پاسداشت ارزش هاي انساني تاكيد كرده و بر آنها پايبند ماند.
سال ها از اين حادثه تلخ به عنوان يكي از رويدادهاي سياه دوران انقلاب اسلامي مي گذرد، اما ذره اي از عشق به رجايي در قلوب ملت ايران كاسته نشده و خدمات و صفات برجسته اين شهيد بزرگوار چون مشعلي فروزان در خاطرمان مانده است.
شهيد رجايي نه از تبار ثروت و نه از قافله اشراف بود،بلكه دور از تعلق به بساط زر و زور و فارغ از شعار و هياهيو در شرايطي كه از تكثر رسانه هاي كنوني خبري نبود، بربام ايران و گستره دل ملت مردم ايران به خوشنامي جاي گرفت.
گزارش: حميد بازگشا
گزارميز**۹۱۸۷**۱۶۴۷