چهار آزمون اسلام‌گراها در منطقه
تهران - «چهار آزمون اسلام‌گراها در منطقه» عنوان گفتار منتشر شده از محمد صادق‌الحسيني، كارشناس مسايل خاورميانه در پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي است.
کدخبر : 80791215(3499293)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
زمان مخابره :     ۱۴:۲۶
سرویس خبر : سياسي- تشکل ها و نهادها-

به گزارش ايرنا از پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي، متن كامل اين گفتار بدين شرح است:

** پاسخ به يك سووال
درباره تحولات اخير منطقه و به‌خصوص مصر بايد گفت كه خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد «إِنَّ اللّهَ لاَ يغَيرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يغَيرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»۱ اين آيه را اگر همراه با ساير آيه‌هاي مربوط به تحولات در جوامع بشري، در قالب يك منظومه‌ي واحد مورد توجه قرار دهيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه هيچ اتفاقي در جوامع انساني تصادفي نيست. تا پيش از وقوع انقلاب اسلامي اگر تحولي سياسي در منطقه رخ مي‌داد، در قالب تسلط ابرقدرت‌ها بود. اما وقوع انقلاب در ايران ورق را برگرداند و منطقه را دچار يك تكان شديد نمود. اين تحول كم‌كم از مرزهاي سياسي ايران عبور كرد و بر نخبگان تأثير گذاشت.
بر همين اساس مردم هم از نخبگان متأثر شدند و شرايط منطقه به طور كامل تغيير كرد. در اين تحولات براي اولين‌بار مردم خودشان مستقيم وارد عمل شدند و شانه به شانه‌ي هم در خيابان‌ها شعارها و خواسته‌هايشان را با قدرت اعلام كردند. شعارها و خواسته‌هايي مطرح شد كه همه برخاسته از فطرت خداجو و اسلامي آن‌ها بود.
در اين بين مشكل نخبگان ما يا آن‌هايي كه خواستند اين بيداري اسلامي را ترجمه كنند اين بود كه شكل‌گيري حكومت اسلامي را در اين كشورها قطعي مي‌دانستند. در حالي‌كه نه اين حركت‌ها ظرفيت چنين واقعه‌اي را داشتند و نه تجربه‌ي تاريخي حاكي از اين بود كه حتماً حكومت اسلامي در اين كشورها پديد مي‌آيد. بنابراين بيداري اسلامي حتي پس از پيروزي اسلام‌گرايان در انتخابات نيز به معناي تشكيل حكومت اسلامي و تحقق اهداف اسلام‌گراها نبوده است. كساني كه اين مفاهيم و رويدادها را مساوي با هم مي‌گيرند، با عدم تحقق يكي، ديگري را شكست خورده مي‌پندارند و مثلاً فكر مي‌كنند اگر حكومت اسلامي محقق نشد يا اسلام‌گراها در انتخابات شكست خوردند، اين در واقع به معناي شكست بيداري اسلامي بوده است.

**مردم عقب‌نشيني نمي‌كنند
نكته‌ي بعدي اين‌كه در روند بيداري اسلامي، آيا نشانه‌هايي از پشيماني يا عقب‌نشيني مردم وجود دارد؟ قطعاً جواب منفي است. امروز همچنان همان شعارهاي اوليه در ميان مردم وجود دارد و همين امروز كه ما با هم صحبت مي‌كنيم، اتفافاً بعضي امور و محورها عميق‌تر و واضح‌تر شده است. براي اولين‌بار اسلام‌گرايان، چه آن‌ها كه سركوب شدند و چه آن‌ها كه در رأس حكومت قرار گرفتند، هر دو نسبت به آمريكا ابراز نفرت و انزجار مي‌كنند. به عنوان نمونه هر دو گروه در مصر، يكي از مطالبات عمده‌شان اين است كه سفير آمريكا در مصر بايد اخراج شود، زيرا عليه اراده‌ي مصري‌ها عمل مي‌كند. حتي در همين روزها مردم در خياباني در قاهره، مشغول امضاي طوماري هستند كه در آن اعلام مي‌كنند ما كمك آمريكايي‌ها را نمي‌خواهيم، چون اين كمك استقلال كشورمان را به خطر مي‌اندازد.
مسأله‌ي ديگري كه اين مدعا را ثابت مي‌كند اين است كه بسياري از نخبگان مصري، حتي نخبگان وابسته به رژيم قبل، جرأت و جسارت اظهار تمايل به بازگشت كشور به وضعيت قبل از انقلاب را نداشتند. البته نزاع‌هايي در بطن حاكميت، نخبگان و حتي در بين توده‌هاي مردم بر سر «مشروعيت قديم» كه به معناي ثبات حاكميت قديم است و «مشروعيت جديدالتأسيس» روي داد. اختلافي درباره‌ي مشروعيت قبل از بيداري اسلامي و مشروعيت جديد كه نياز به استحكام، محافظت و صيانت دارد. اين نزاع در حالي بود كه تحقق كامل مشروعيت جديد با نظام‌سازي و نظام‌مند كردن شعارها و اهداف انقلاب و ريشه‌دارتر كردن انقلاب در تمام نهادهاي مردمي و نهادهاي حاكميت اتفاق مي‌افتد.
بنابراين ما نبايد فكر كنيم كه بيداري اسلامي در منطقه همان چيزي باشد كه براي جمهوري اسلامي ايران اتفاق افتاد. بيداري اسلامي در هر كشوري و هر جايي با خصوصيات بومي آن تحقق پيدا مي‌كند. اين مسأله‌اي بود كه ما در تحليل‌هايمان به آن توجه كافي نداشتيم.

**تغيير قواعد بازي
البته شايد بتوان گفت كه روند مردم‌سالاي يا دموكراسي شروع شده و ما الان در اول كار هستيم. منتها قواعد بازي تغيير پيدا كرده است. پاتكي كه مخالفين جهاني و منطقه‌اي بيداري اسلامي و انقلاب‌هاي منطقه و در رأس آن‌ها آمريكا در سوريه عليه ما شروع كردند، يكي از عوامل مؤثري بود كه جريان بيداري اسلامي را مانند يك «الك» تكان داده و در حال تصفيه در اين جريان است. در اين جريان تنها خالص‌ها باقي مي‌مانند و مابقي ريزش مي‌كنند. مسأله‌ي سوريه يك امتحان و آزمايش بسيار بزرگ براي بسياري از جريانات منطقه‌اي و بين‌المللي بود كه البته خيلي‌ها در اين امتحان مردود شدند.
دومين آزمايش بزرگ اسلام‌گراها مسأله‌ي انتخاب بين عمل به تكليف يا قدرت‌طلبي بود. متأسفانه بسياري از آن‌ها به جاي آن‌كه دنبال تكليف باشند، تشنه‌ي قدرت شدند. خام بودن در عمل سياسي، قدرت‌طلبي و زد و بند با قدرت‌هاي خارجي از جمله اشتباهات بزرگ اسلام‌گراها در سياست خارجي و داخلي بود كه منجر به آسيب‌هاي فراواني گرديد. آن‌ها بايد متوجه مي‌شدند كه حل مشكلات داخلي به دست نيروهاي خارجي امكان‌پذير نخواهد بود. متأسفانه بسياري از نخبگان اين كشورها در جنگ باورها و اراده‌ها به راحتي تسليم شدند. دلبستگي به دموكراسي و حقوق بشر با قرائت غربي نيز از اشتباهات عمده‌ي برخي اسلام‌گرايان منطقه بود.
آزمايش سوم كه بسيار مهم بود، آزمون كشورهاي اثرگذار پيرامون بيداري اسلامي بود. متأسفانه اين كشورها نتوانستند مجموعه‌ي سياست‌هاي اعمالي و اعلامي خود را به نحوي قرار دهند كه از فرصت‌هاي پيش آمده بيشترين استفاده صورت بگيرد.
آزمايش چهارم هم به عملكرد استعمار و مشخصاً آمريكا باز مي‌گردد.
«تكفيري‌ها» به عنوان بازوي اصلي استعمار وارد صحنه شدند و توانستند ايران‌هراسي و شيعه‌هراسي را با هدف ايجاد تشتت و تفرقه در جهان اسلام در منطقه گسترش دهند. ايران و مصر به عنوان دو مركز اصلي قدرت در جهان اسلام، يكي از اهداف اصلي اين سياست و وقوع يك جنگ ميان شيعه و سني، نتيجه‌ي مورد نظر طراحان آن بود.

** استراتژي وحدت و بازيگران منطقه‌اي و جهاني
در تحولات كنوني مصر به غير از خود مصري‌ها سه عامل تأثيرگذار ديگر وجود دارد. سه بازيگر اصلي منطقه‌اي و جهاني. اول اسرائيل كه به دنبال هرج و مرج در اين كشور و در تمام جهان عرب است. اين رژيم هر چقدر بتواند هرج و مرج ايجاد كند و به جنگ‌هاي داخلي و فتنه‌هاي متعدد دامن بزند، برايش مطلوب‌تر است.
آمريكا هم به دنبال ايجاد قدرت شكننده در مصر و در جهان عرب براي برطرف شدن مسأله‌ي فلسطين و حل غيرعادلانه‌ي آن است. كشاندن فلسطيني‌ها به روند استحاله‌اي مذاكرات در اين چهارچوب است. بنابراين يكي از حالت‌هاي مطلوب براي آمريكايي‌ها آن است كه حكومتي در مصر روي كار بيايد كه همواره با يك اپوزوسيون قوي دلبسته به خارج در مواجهه و رويارويي باشد. هدف از اين تاكتيك اين است كه اين اپوزوسيون بتواند دائماً حكومت را به خودش مشغول كند و توانايي تصميم‌گيري مستقل و مخالف با نظر آمريكا و اسرائيل را از او سلب كند. لذا زورآزمايي بين اين اپوزوسيون و حاكميت بايد وجود داشته باشد تا احساس نياز به آمريكا به عنوان يك داور و حَكَم هميشه وجود داشته باشد.
بنابراين بازگشت مصر به جايگاه الهام‌بخش و تمدني خود براي جهان عرب كه شريك استراتژيك ايران باشد، خطرناك‌ترين حالت براي آمريكايي‌ها است. آن‌ها درصدد هستند كه هيچ‌گاه اين روند شكل نگيرد.
اما بازيگر سوم كه مي‌تواند در تحولات مصر تعيين‌كننده باشد و بازي بازيگران اول و دوم را به هم بزند ايران است. پيشنهاد ايران براي كشورهاي منطقه، «استقلال»، «آزادي» و «مردم‌سالاري اسلامي» به معناي وسيع آن است. علاوه بر آن «طرح وحدت» در برنامه‌هاي ايران در منطقه نقش اساسي ايفا مي‌كند. اما متأسفانه شرايط كنوني حاكم بر منطقه به گونه‌اي است كه بيشتر از اين‌كه به نفع جهان اسلام باشد، باب ميل اسرائيل است.
«وحدت» تنها نجات‌دهنده‌ي اين منطقه است. به نظر من عامل اصلي و كليد طلايي براي حل تمام اين مسائل و بحران‌ها توصيه به وحدت و عمل به آن توسط تمامي طرف‌ها و متحد شدن آن‌ها با يكديگر است. هر اقدام وحدت‌آميز در منطقه به ضرر آمريكا و اسرائيل خواهد بود؛ حتي خواندن يك نماز وحدت. هرچه گروه‌هاي سياسي و مذهبي و ديني و طايفه‌اي به هم نزديك‌تر شوند، عمر اسرائيل كوتاه‌تر مي‌شود. وحدت بايد به استراتژي اصلي تمام گروه‌ها در منطقه تبديل شود.

**پي‌نوشت:
۱. بخشي از آيه‌ي ۱۱ سوره‌ي مباركه‌ي رعد
خداوند سرنوشت قومي را تغيير نمي‌دهد تا آنها وضع خود را تغيير دهند.
سيام(۱)**۹۲۵۴** ۱۵۷۵