درآمدهاي بالاي ورزشكاران چه توجيهي دارد؟
الگوهاي پولكي و دستمزدهاي نجومي
گروه پژوهش‌هاي خبري- پديده دستمزد بالاي ورزشكاران و هنرمندان در نظر بسياري از مردم بدون توجيه، نادرست و باعث ايجاد تبعيض و شكاف درآمدي عميقي بين اقشار جامعه است.
کدخبر : 80789443(3494718)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
زمان مخابره :     ۱۳:۴۹
سرویس خبر : پژوهش- اجتماعی - فرهنگی- سیاسی- بین المللی-

پيش قرارداد چند ده ميليون دلاري، حقوق هفتگي چندصد هزار يورويي، پاداش هاي كلان به پوند تنها براي حداكثر ۵۰ يا ۶۰ بازي؛ و در كشورخودمان براي يك فصل فوتبال حداكثر ۹ ماهه و آن هم بين ۳۰ تا ۴۰ مسابقه حداقل چند صد ميليون تا چند ميليارد تومان حقوق چيزي عادي براي ورزشكاران حرفه اي تلقي مي شود. جالب اينجاست كه با اين همه، بسياري از اين حقوق بگيران ميلياردي، حق خود را بيشتر از اين مي دانند و مي گويند ما زندگي خود را مي گذاريم، ما بيمه نداريم، ما آينده نداريم و هزاران توجيه ديگر.
گرچه اين پديده، عارضه اي جهاني است، اما ورزشكاران حرفه اي و الگوهاي جوانان به گونه اي حرف مي زنند كه انگار حقوق يك ساله آن ها از حقوق يك سال يك كارمند كه برخلاف آن ها كارش لزوما تفريحش نيست، در كنار كار يا بازي، هزاران امتياز ديگر دريافت نمي كند، هر روز با چندين رييس و ارباب رجوع سروكار دارد، برابر است. تنها خطري كه اين ورزشكاران را تهديد مي كند تغيير تيم در فصل بعد است، حتي در بسياري از موارد اخراج يك ورزشكار از نظر مالي به نفع وي تمام مي شود.
ظاهرا بسياري از ورزشكاران حرفه اي ما ( البته تنها در ورزش فوتبال كشورمان دستمزدها در سطح حرفه اي پرداخت مي شود)، نمي دانند كه حقوق يك هفته اكثريت آن ها از حقوق يك ماه بسياري از كارمندان و متخصصين در كشور ما بيشتر است. اين نكته گفتني است كه نويسنده مانند همه از اهميت اجتماعي-فرهنگي و حتي كاركرد سياسي ورزش فوتبال خبر دارد و مي داند كه اين مشكلات تقريبا در تمامي كشورهاي دنيا به چشم مي خورد، اما در ورزش ما بيشتر و به نوعي بي ضابطه تر از بسياري كشورهاي ديگر است.

** سرگرم سازي، سياست قدرت‌هاي غربي
----------------------------------
اكنون اين موضوع به يك پرسش و انتقاد نه تنها در ايران بلكه در بسياري از كشورهاي جهان تبديل شده است كه چرا فلان ورزشكار حرفه اي ( در تنيس، گلف، بسكتبال، فوتبال و... ) كه براي سرگرمي خود و مردم كار مي كند، بايد درآمد ده‌ها و صدها ميليون دلاري داشته باشد؟ مگر تخصص آنها در اين رشته ها چقدر با ارزش است؟ آيا مجبوريم اين موضوع را به صورت عرف بپذيريم؟ چرا دولت ها حساسيتي نسبت به اين موضوع ندارند؟ آيا دولت ها نيز از سرگرم سازي مردم سود مي برند؟ دليل اينكه برخي معتقدند كه ديگر دوران سلاح گذشته است و بايد به جاي كارخانجات اسلحه سازي، استاديوم هاي ورزشي به ويژه فوتبال ساخت، چيست؟ چرا وينستون چرچيل نخست وزير كهنه كار و سياست باز انگليسي ده ها سال قبل عنوان داشت كه ستون هاي كاخ امپراتوري بر روي استاديوم ها بنا مي شود؟ و ده ها سوال ديگر.

** ورزش يا بازي ؟
------------------
البته با وجود طرح اين انتقادات مشترك، تفاوت هاي فاحشي ميان اصول و برنامه ورزشي در كشورهاي پيشرفته با ورزش در كشور ما كه در بسياري از عرصه ها بيشتر شبيه بازي است وجود دارد. در بسياري از باشگاه ها و ورزش هاي حرفه اي، ورزشكاران به نوعي ابزار در اختيار مديريت آن تيم هستند و برعكس سيستم باشگاه داري ايران بايد مانند يك كارمند ورود و خروج خود را ثبت كنند، براي كارهاي شخصي مرخصي بگيرند، برنامه‌هاي استراحت، تمرين، تغذيه و سرگرمي خود را با مديريت هماهنگ كنند. اين در حالي است كه در ايران، با وجود دريافت دستمزدهاي ميلياردي تنها به حضور ۲ جلسه اي تمريني در روز اكتفا مي شود، بدون اينكه صرف نظر از عادلانه يا غير عادلانه بودن اصل مبالغ دريافتي، حتي از نظارت هاي سختگيرانه نظير كشورهاي پيشرفته خبري باشد.
امروزه در كشورهاي پيشرفته در مورد موضوع روحيات و پذيرش اجتماعي ورزشكاران، برنامه ها و طرح هاي بسياري انجام مي شود. فرهنگ سازي در اين كشورها به گونه اي انجام گرفته است كه نه تنها ورزشكاران، بلكه همه اقشاري كه درآمدهاي بالاتري دارند، بخشي از سرمايه هاي خود را به سمت كارهاي خيرخواهانه و ايجاد صندوق‌هاي حمايت از بخش هاي ناتوان جامعه سوق مي دهند. اعتقاد بر اين است كه در اين شرايط فرد خود را داراي اهميت و مفيد براي جامعه مي بيند و از آنجا كه الگويي براي همه اقشار است، هدفي والاتر از ماديات را براي خود ايجاد مي كند و در نتيجه از انديشه هاي صرفا مادي گرايانه و احتمالا خودكشي و ديگر عوارض، دوري مي كند.
البته تعدادي از ورزشكاران حرفه اي كشورمان نيز با توجه به اين نوع اخلاقيات نه تنها به فعاليت ورزشي و زندگي بي حاشيه و اخلاق مدارانه خود توجه دارند، بلكه به جنبه هاي روحي و خيرخواهانه و حضور فعال مفيد در جامعه نيز مي پردازند.
كشورهاي صاحب ورزش تلاش دارند از آن در بهبود اخلاقيات استفاده كنند. همين چند روز پيش بود كه مسوولان ليگ برتر انگليس اعلام كردند كه وضعيت اخلاقي بازيكنان و تماشاچيان در استادويوم ها در فصل قبل بهتر شده بود. جامعه شناسان، ورزش را دليل براي كنترل و تخليه روحي و كاستن از بار فشار بر جامعه مي دانند و از آن در همين راستا استفاده مي كنند. اين هدف در ليگي حاصل شده است كه فاصله بين ورزشكار و تماشاچي به چند متر هم نمي رسد و در گذشته نه چندان دور، درگيريهاي خونباري ميان طرفداران دو تيم انگليسي به وقوع پيوسته بود.
اما برونداد ورزش ما با چند صد ميليارد تومان گردش مالي و موانع امنيتي مرتفع در كنار قوانين و مجازات هاي متعدد، از نظر بسياري، چيزي جز درگيري و توهين درون زمين هاي ورزشي و حتي بيرون از آن به همراه ندارد. در ورزش ما چه كسي جرات دارد تا دردسر حضور در ورزشگاه ها را به جان بخرد و به همراه كودك خود براي تماشاي بسياري از ورزش‌ها و نه فقط فوتبال، وارد سالن ها و استاديوم هاي ورزشي شود.

** درآمد بيشتر، دستمزد بالاتر
-----------------------------
در همه جاي جهان، شايد هواداري، از فرط خوشحالي ناشي از برد تيم محبوبش به آسمان پرواز مي كند يا از شدت ناراحتي از باخت آن سر به ديوار بگذارد، اما آيا با مشاهده دريافت دستمزد هاي نجومي ورزشكاران حرفه اي و زندگي مجلل آن ها خود را مغلوب زندگي نمي بيند!؟
مدتي قبل بود كه مسوولان تيم فوتبال بورسيا دورتموند آلمان حاضر شدند كه حقوق لواندوفسكي مهاجم خود را سه برابر كنند و به ۵ ميليون يورو در ماه رساندند. تنها دليل مقامات اين باشگاه اين است كه اين بازيكن لهستاني به بايرن مونيخ تيم رقيب دورتموند نپيوندد. نمونه ديگر نيز انتقال پرسر و صدا و حدود ۱۰۰ ميليون يورويي گرت بيل از تاتنهام به رئال مادريد است.
در سال ۲۰۱۱ مايكل ويك بازيكن تيم فيلادلفيا ايگلز قراردادي به ارزش بين ۱۶ تا ۲۰ ميليون دلار با اين تيم در ليگ ملي فوتبال به ثبت رساند، اين بدان معني است كه وي براي هر بازي رسمي در يك فصل مبلغ يك ميليون دلار دريافت مي كند. شايد تا چند سال پيش، چنين قراردادي نجومي بود، اما در ورزش حرفه اي امروز دريافت مبالغ سنگينتر از اين، به يك امر رايج تبديل شده است.
سايت بليدز گرين در مقاله اي مي نويسد: هضم رشد دستمزد دريافتي بازيكنان ورزش هاي محبوب و بزرگ توسط عامه مردم مشكل است، زيرا بسياري از آنها معتقدند حقوق دريافتي ورزشكاران بيش از حد معمول است و صرف چنين پولي براي ورزش و سرگرمي خنده دار است.
اين مقاله در ادامه مي نويسد: علي رغم اين انتقادات، درآمد بالاي بازيكنان حرفه اي و گران قيمت، مسابقات ورزشي را تحت تاثير خود قرار نداده و منجر به تخريب آن نشده است.
شرمان هووارد بازيكن سابق تيم بيرز اخيرا در مصاحبه اي با روزنامه شيكاگو تريبون مدعي شد، نسل جديد بازيكنان ان اف ال (ليگ ملي فوتبال آمريكا)، فقط پول و مسايل مادي را مي شناسند و به چيز ديگري اهميت نمي دهند. (اين همان نكته اي است كه بسياري از ورزشكاران و فوتباليست هاي ما از جمله فرشاد پيوس و محمد پنجعلي و ديگران نيز بر آن تاكيد دارند.)
نظرسنجي سال ۲۰۰۹ در زمينه پر هوادارترين ورزش ها بين مردم ايالات متحده ، حاكي از رشد ۱۰ درصدي طرفداران ۲ ورزش بيس بال و فوتبال آمريكايي در طول دهه هاي قبل است در عين حال تيم هاي ورزشي هرساله صدها ميليون دلار درآمد دارند و ترجيح مي دهند اين هزينه ها را انجام دهند. شايان ذكر است كه بيشتر اين درآمد ها از فروش محصولات باشگاه به هواداران، بليط مسابقه، فروش لباس، اقلام هواداري و حتي بليط براي نمايش يا ديدار خصوصي با بازيكن محبوب طرفداران به دست مي آيد.

** علم بهتر است يا ورزش؟
---------------------------
يك آموزگار آمريكايي بر اين باور است كه مردم اغلب به دستمزد بالاي ورزشكاران كه خارج از عرف دستمزد مشاغل عادي است، واكنش نشان مي دهند. يك نمونه آشكار مايكل جردن است كه براي آخرين فصل حضورش در تيم شيكاگو بولز در مسابقات NBA (مسابقات ليگ حرفه اي بسكتبال امريكا) ۳۶ ميليون دلار دريافت كرد. حتي بسياري از پزشكان حاذق در آمريكا و ديگر كشورها در طول دوران كاري خود نيز چنين حقوقي دريافت نمي كنند. علاوه‌ برآن، رفتارهاي خارج از عرف و قاعده بسياري از ورزشكاران حرفه اي، به عنوان نمونه بزه‌هاي جدي آنها در بعضي از موارد شاهد اين موضوع است كه اين افراد شايسته دستمزد بالا به عنوان الگو هاي رفتاري كودكان نيستند.
سايت آموزشيفي، در مقاله اي به قلم اين آموزگار آمريكايي كه نامي از او برده نشده است، مي نويسد: بسياري از مردم جهان ارزش آموزش را هنوز درك نكرده اند، اين بدان معني است كه شاگردانم بيشتر از تمايل و اشتياق به داشتن شغلي مرتبط با رشته تحصيلي شان، به درآمدهاي ورزشكاران حرفه اي توجه دارند، پيام اين مطلب واضح است مردم حق تقدم و مبناي ارزش خود را اشتباه انتخاب كردند. اگر آنها واقعا به آموزش بيشتر از ورزش هاي حرفه اي ارزش قائل مي شدند، آموزگاران بايد درآمدي بيشتر از ورزشكاران مي داشتند.
سايت ۱۲۳ نيز در همين رابطه در مقاله اي با عنوان «ورزشكاران حرفه اي شايسته دستمزد دريافتي خود نيستند»، دستمزد نجومي برخي از ورزشكاران را به چالش كشيده و مي نويسد: مايكل جردن در فصل ۱۹۹۶ تنها سه هزار و ۱۰۶ دقيقه بازي كرد و ۱۷۰ هزار دلار براي هر روز معادل ۱۶۰ دلار در هر دقيقه دستمزد گرفت. از اين مورد جالب تر، مايك تايسون بوكسور مشهور است كه در رقابت با پيتر مك نيلي در يك دقيقه، ۲۸۱ هزار دلار درآمد داشت. آيا واقعا اين ورزشكاران استحقاق اين درآمد را دارند؟
ورزشكاران حرفه اي اين در آمدها را در جامعه اي كسب مي كنند كه به طور سنتي مردم بر اساس ارزش كاري خود حقوق مي گيرند.

** قيمت هر گل چند؟
------------------------
مقاله فوق تاكيد دارد امروزه هر شخصي بر اساس اهميت شغل خود از لحاظ اقتصادي حقوق مي گيرد. بر اين اساس، آموزگاران و مدرسان دانشگاه با توجه به اهميت اقتصادي شغل خود به دليل ساخت اقتصاد و آينده به آموزش صحيح فرزندان آن جامعه، بايد بيشترين درآمد را داشته باشند، اما اين قشر بسيار كمتر از متوسط درآمد ورزشكاران حرفه اي حقوق مي گيرند. حتي رييس جمهور آمريكا كه تصميماتش تاثير مستقيمي بر اقتصاد كشور دارد سالانه ۲۵۰ هزار دلار حقوق مي گيرد، اما ورزشكاران كه مانند رييس جمهور، نقش حياتي در زندگي ما ندارند، برخلاف اين اصل چندين برابر وي حقوق مي گيرند.
سايت ديبيت در نظرسنجي اينترنتي خود اين سوال را مطرح مي كند: آيا دستمزد ورزشكاران حرفه اي بيش از حد است؟ سايت مذكور اين نتيجه جالب را گرفت كه نزديك به ۶۰درصد از پاسخ دهندگان به اين سوال پاسخ مثبت دادند.
وبسايت بليچر ريپورت نيز در مقاله اي به انتقاد از دستمزد بالاي ورزشكاران حرفه اي پرداخته و مي نويسد: ارزش مالي هر امتيازي كه كوبي برايان بسكتباليست مشهور آمريكايي در يك مسابقه كسب مي كند، برابر با متوسط حقوق دريافتي ساليانه آموزگاران در آمريكاست، در صورتي كه ارزش اقتصادي شغل آنها اصلا قابل مقايسه با هم نيست.
در مورد لواندوفسكي كه فصل قبل بيست و چند گل براي دورتموند به ثمر رساند و ماهي ۱.۵ ميليون يورو دريافت مي كرد، اگر در فصل جاري كه قرار است بيش از ۵۰ ميليون يورو حقوق دريافت كند، عملكرد بسيار بهتري داشته باشد و مثلا ۴۰ گل به دروازه حريفان وارد كند، تقريبا براي هر گلي كه احتمالا خواهد زد، حدود ۱.۵ ميليون يورو دريافت مي كند.

** الگوها و قهرمانان پولكي
----------------------
اين سايت در ادامه مقاله خود مي نويسد: افسران پليس، آتش نشان ها و پزشكان كه وظيفه حفظ جان انسان ها را بر عهده دارند نيز با وجود خطرهاي شغلي خود بسيار كمتر از ستارگان ورزش حقوق مي گيرند. نظاميان و سربازان كه به جنگ مي روند و دور از خانواده با احتمال از دست دادن جان خود دست و پنجه نرم مي كنند، قهرمانان واقعي هستند، اما در مقابل، امثال مايكل جردن و برت فاور و بسياري از ديگر ورزشكاران به عنوان قهرمان ملي به جامعه معرفي مي شوند.
روزنامه‌ انگليسي ديلي ميل از انتقال گرانقيمت ترين بازيكن تاريخ فوتبال خبر داد كه در آن حدود ۱۰۰ ميليون يورو (بيش از ۸۰ ميليون پوند) از طرف باشگاه رئال مادريد به تاتنهام براي انتقال گرت بيل پرداخت مي شود. اين درحالي است كه تاتنهام شش فصل قبل براي به خدمت گرفتن اين بازيكن هفت ميليون پوند به باشگاه ساوت‌همپتون پرداخت كرد.
علاوه بر بخشي از اين پول، گرت بيل هفته‌اي ۳۰۰ هزار پوند از باشگاه مادريدي دستمزد دريافت مي كند.
ديلي ميل ۱۰ بازيكن گرانقيمت فوتبال را اين گونه فهرست كرده است:
۱- گرت بيل از تاتنهام به رئال مادريد ، آگوست ۲۰۱۳ ، ۸۶ ميليون پوند
۲- كريستيانو رونالدو، از منچستر يونايتد به رئال مادريد، ژوئن ۲۰۰۹ ، ۸۰ ميليون پوند
۳- كاكا از ميلان به رئال مادريد، ژوئن ۲۰۰۹ ، ۵۶ ميليون پوند
۴- ادينسون كاواني، از ناپولي به پاري سن ژرمن، جولاي ۲۰۱۳ ، ۵۵ ميليون پوند
۵- رادامل فالكائو، از آتلتيكو مادريد به موناكو، مي ۲۰۱۳ ، ۵۱ ميليون پوند
۶- فرناندو تورس، از ليورپول به چلسي ، ژانويه ۲۰۱۱ ، ۵۰ ميليون پوند
۷- نيمار از سانتوس به بارسلونا، مي ۲۰۱۳ ، ۴۸.۶ ميليون پوند
۸- زين الدين زيدان از يوونتوس به رئال مادريد ، جولاي ۲۰۰۱، ۴۵.۶ ميليون پوند
۹- زلاتان ابراهيموويچ از اينتر به بارسلونا، جولاي ۴۰،۲۰۰۹ ميليون پوند همراه ساموئل اتوئو
۱۰- هالك از پورتو به زنيت، جولاي ۲۰۱۲ ، ۳۹.۵ ميليون پوند
آموزگار آمريكايي در پايان مقاله خود در وبسايت في پرسشي جالب و بدون جواب را مطرح مي كند كه چگونه است كه ورزشكاران حرفه اي برعكس همه اقشار جامعه، با اين دستمزد نجومي قادر به تامين مالي خود و خانواده شان نيستند و همچنان دستمزد بالاتري طلب مي كنند؟
پژوهش ** م. م ** ۹۱۳۰**۹۲۴۱