دولت تدبير و اميد و مسئله فرهنگ
فرهنگ دولتي يا دولت فرهنگي؟
گروه تحقيق و تفسير خبر- تاكيد مقام هاي دولت تدبير و اميد بر كاهش تصدي گري دولت در حوزه فرهنگ و واگذاري امور فرهنگي به اهالي آن، نويد تحولي جدي و رو به جلو را در سياست هاي فرهنگي، مي دهد.
کدخبر : 80789208(3496420)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
زمان مخابره :     ۱۲:۴۵
سرویس خبر : فرهنگی- ساير- پژوهش- اجتماعی - فرهنگی- سیاسی-

فرهنگ يك جامعه، چون خون است براي بدن؛ هويت بخش و حيات بخش. فرهنگ يك ملت جان آن ملت است. نقطه اتكاي آن و عينكي است كه با آن به دنياي پيرامون خود مي نگرد.
توسعه اقتصادي در هر كشوري تنها زماني پايدار و ثمربخش خواهد شد كه با توسعه فرهنگي عجين شود. به عبارتي فرهنگ زيربناي توسعه پايدار است.
تمامي دولت هاي پس از انقلاب اسلامي، با شدت و ضعف هايي دغدغه فرهنگي داشته و همه در پي اعتلاي فرهنگي كشور بوده اند. تلاش هاي بسياري نيز در اين عرصه انجام شده كه نمي توان به سادگي از كنار آن گذشت؛ اما آسيب ها نيز در اين عرصه كم نبوده اند.
مهمترين آسيبي كه حوزه فرهنگ در كشورمان با آن روبرو بوده، دولتي شدن فرهنگ بوده است. گويا دولتي شدن بيماري مزمني بوده كه بسياري از حوزه ها را از اقتصاد گرفته تا فرهنگ مبتلا كرده است.
همچنانكه طي دوره هاي مختلف اقتصاد دولتي، فضاي تحرك را از بخش خصوصي ستانده و موتور توسعه را كند كرده، در حوزه فرهنگ نيز دولتي شدن فرهنگ آسيب جدي را به اين حوزه وارد كرده است، آسيبي كه شايد عميق تر و جبران آن دشوارتر است.
دولتي شدن فرهنگ به يك معنا تصدي گري دولت در عرصه فرهنگي است. فرهنگ هركس، باور و اعتقاد و هويت اوست؛ از همين رو اساسا فرهنگ مقوله اي اقناعي بوده و در تضاد با تحميل و فشار است. به عبارتي فرهنگ مقوله اي است كه از پايين به بالا شكل مي گيرد و ساز و كار فرايند محور و اقناعي دارد. بر اين اساس اصلي ترين نگهبانان فرهنگ، خود مردم و نخبگان فرهنگي برآمده از مردم هستند.
تصدي گري دولت در حوزه فرهنگ گرچه به ظاهر با هدف واكسينه كردن مردم از خطرات تهاجم فرهنگي انجام مي گيرد اما به نظر نمي رسد نتيجه اش نيز چنين باشد. نگاه بنگاه داري به مقوله فرهنگ، نتيجه اي جز دور شدن مردم از فعاليت هاي خودجوش فرهنگي و دافعه آنها نسبت به فرهنگ مسلط و تبليغ شده كه شكلي كالايي به خود پيدا مي كند، نخواهد داشت.
گرچه دولت تدبير و اميد اعلام كرده كه به دليل شرايط ويژه كشور، بيشتر تلاش خود را در دو حوزه اقتصادي و سياست خارجي متمركز خواهد كرد اما اين مانع از توجه به حوزه فرهنگ به عنوان بستر اصلي توسعه كشور نبوده است. مقام هاي دولت تدبير و اميد، اظهارات مشخص و شفافي را در حوزه فرهنگي داشته اند كه ترجيع بند اين سخنان، تاكيد بر كاهش تصدي گري دولت در حوزه فرهنگي و در عوض افزايش حضور اهالي فرهنگ در عرصه مديريتي اين حوزه بوده است.
دكتر حسن روحاني رييس جمهوري اسلامي ايران، در يكي از موضع گيري هايش در جريان رقابت هاي انتخاباتي گفت: تا زماني كه فرهنگ ما دولتي است مسايل ما حل وفصل نمي شود و تا زماني كه به جاي تعميق به ترويج فرهنگ بپردازيم مسايل همچنان باقي مي ماند.
اسحاق جهانگيري معاون اول رييس جمهوري نيز هفته گذشته در مراسم ديدار علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اهالي فرهنگ و هنر در هفته گذشته، گفت كه دولت دكتر روحاني به جاي اينكه فرهنگ را دولتي كند، دولت را فرهنگي خواهد كرد.
وزير فرهنگ نيز در اين مراسم، وزارتخانه متبوع خود را چون خانه پدري خواند كه براي همه سليقه ها جا دارد. وي خطاب به صاحبان فرهنگ و هنر تاكيد كرد كه به اهل اين حوزه اعتماد دارد.
به نظر مي رسد تجربه تلخ تصدي گري دولت در عرصه فرهنگي بوده كه دولت يازدهم را به تغييري اساسي در اين حوزه سوق داده است.
شان فرهنگ اقتضا مي كند كه دولت در اين عرصه، سياستگذار، حامي و نظارت كننده باشد. شفافيت در مقررات و ايجاد فضاي امن و پويا براي فعاليت هاي فرهنگي يكي از وظايف مهمي است كه دولت تدبير و اميد مي تواند گام مهمي در اين رابطه بردارد.
يكي از ثمره هاي كاهش تصدي گري دولت در عرصه فرهنگي و شفاف سازي قوانين، زدوده شدن اعمال برخورهاي سليقه اي و بعضا سياست زده و امنيتي در مواجهه با آثار هنري بويژه در عرصه نشر، موسيقي و سينماست.
ترجمان مواضع و رويكردهاي فرهنگي دولتمردان جديد به يك معنا احياي نهادهاي صنفي در حوزه فرهنگي است. از اين رو بسياري از اهالي فرهنگ اعم از روزنامه نگاران، نويسندگان، سينماگران و... اميدوارند تا نهادهاي صنفي آنها طي دوران دولت تدبير و اميد جان تازه اي پيدا كنند.
احياي نهادهاي صنفي و قدرتمند شدن آنها، نشان دهنده احياي اعتماد به اهالي فرهنگ است. بي ترديد اين اعتماد مي تواند منجر به افزايش انگيزه اهالي فرهنگ براي فعاليت بيش از پيش در اين عرصه شود.
نبايد فراموش كرد كه نسبت اهالي فرهنگ به تصميم هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت كارمندان دولت به نهادهاي دولتي نيست. به عبارتي عرصه فرهنگي به گونه اي نيست كه يك سو به تصميم گيري بپردازد و سوي ديگر به اجراي آن. بلكه در اين عرصه اساسا دولت نقش فرصت ساز و فراهم كننده زمينه براي فعاليت هاي فرهنگي و هنري دارد. ترديدي نيست كه در چنين فضايي كه اهالي فرهنگ حس اعتماد دولتمردان را به خود درك بكنند، حساسيت آنها نسبت به احترام به قوانين و نيز باورها و اصول فرهنگي مردم نيز افزايش پيدا خواهد كرد.
رويكرد فرهنگي دولت تدبير و اميد، اين اميد را ايجاد مي كند كه رابطه يكسويه دولت با اهالي فرهنگ به رابطه تعاملي و دوطرفه و اعتمادزا تبديل شود و در نتيجه عرصه فرهنگي با پيشرفت چشمگير از نظر كمي و كيفي همراه شود.
گرچه بسياري دولت تدبير و اميد را با ويژگي ها و برنامه هاي اقتصادي و سياست خارجي آن، برجسته مي كنند، اما پربيراه نيست اين دولت را به دليل پررنگ بودن و برجسته بودن رويكردها و برنامه هاي فرهنگي اش، يك دولت فرهنگي بدانيم.
از محمد خواجوئي
تحقيق**۲۰۵۴**۱۳۵۸