«اكبر عبدي»؛ بازيگر هزار چهره سينماي ايران
تهران - سال ها پيش كه سينما وتلويزيون با كمبود چهره مواجه بود، بازيگر درشت اندام با صورتي معصوم در برنامه كودك ونوجوان به نام «اكبر عبدي» مورد توجه قرار گرفت و برنامه هاي او به اصطلاح گل كرد.
کدخبر : 80789115(3496243)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
زمان مخابره :     ۱۲:۰۷
سرویس خبر : فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون-

برنامه طنز آموزشي «بازم مدرسه ام دير» شد در برهوت برنامه هاي سرگرم كننده تلويزيون آن سالها، اكبر عبدي بازيگر جوانش را به اوج شهرت رساند.
اكبر عبدي چهارم شهريور سال ۱۳۳۹ در نازي آباد تهران در خانواده اي پرجمعيت به دنيا آمد و در دوران مدرسه به بازي در تئاتر علاقه مند شد و پس از پيروزي انقلاب نيز به صورت حرفه اي به كار در تئاتر مشغول شد و به موازات آن براي گذران زندگي به تراشكاري پرداخت.
بازي در مجموعه هاي «محله بهداشت» ساخته داريوش مودبيان و «محله بروبيا» به كارگرداني بيژن بيرنگ و مسعود رسام، نام وي را بيشتر بر سر زبان ها انداخت و پيشنهادهاي سينمايي بسياري را به سوي او سرازير كرد.
«جنجال بزرگ» يكي از اين فيلم ها بود كه به لحاظ كيفي تفاوت چنداني با كمدي هاي سطحي پيش از انقلاب نداشت و از كيفيت بسيار نازلي برخوردار بود.
«مردي كه موش شد» ساخته احمد بخشي كه سوژه تكراري فرار از ماليات را دستمايه خود قرار داده بود، دومين كار سينمايي عبدي است كه نقشي مكمل را براي او در نظر گرفته بود. اين فيلم كاملا متوسط كه ديدار دوباره او در پخش هاي متعدد تلويزيوني به شدت كسل كننده جلوه مي كرد، با استقبال عموم مواجه شد كه نقش آفريني بانمك عبدي در كنار «حميد جبلي» نقش به سزايي در اين مهم داشتند.
فروش معقول فيلم يادشده عبدي را در صدر ستاره هاي آن زمان سينماي ايران قرار داد و دستمزد او را نيز افزايش چشمگيري داد.
«ماموريت» ساخته حسين زندباف نخستين نقش اولي عبدي در سينماست كه بواسطه فضاي حاكم بر جامعه آن دوران، مورد توجه عموم قرار گرفت و جزو پرفروش ترين هاي سال جاي گرفت.
وي در نقش كاراگاهي دست و پا چلفتي حضوري نسبتا شيرين داشت و با اين نقش جايگاه خود را در سينما محكم تر كرد.
اما نخستين همكاري او با سينماگران برجسته با فيلم «اجاره نشين ها» آغاز شد كه در سال هاي بعد به دايره اي از اين فيلمسازان پر آوازه ختم شد.
شخصيت «قندي» در اين فيلم به قدري خوب نوشته شد كه عبدي نمي توانست هم بازي ضعيفي ارائه دهد و با به آن لطمه وارد كند.
وي با درك درستي از نقش، شخصيت متناقض «قندي» را با استادي خلق كرد كه در تقابل با ديگران كمدي موقعيت درخشاني را رقم زده است.
براي مثال كافيست به سكانس نفسگير درگيري او با «عباس آقا سوپر گوشت» و يا چهره دود زده اش پس از انفجار بنگاه نگاه كنيد تا ظرافت هاي فوق العاده بازي وي را دريابيد.
سال ۱۳۶۸ براي عبدي سال پرباري بود و با موفقيت هاي تجاري و هنري همراه بود.
وي در اين سال در فيلم هاي «اي ايران» اثر ناصر تقوايي، «دزد عروسك ها» ساخته محمد رضا هنرمند و «مادر» شاهكار زنده ياد علي حاتمي به ايفاي نقش پرداخت كه اين آخري سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد را براي عبدي به ارمغان آورد.
شخصيت گروهبان فيلم «اي ايران» با آن عتاب و خطاب هاي مستبدانه، آنچنان كه بايد مورد توجه قرار نگرفت و بازي درخشان عبدي نيز به همين خاطر ناديده گرفته شد.
«دزد عروسك ها» كه به سينماي پر رونق كودك ونوجوان آن سالها تعلق داشت، عرصه مناسبي براي ايفاي نقشي كاملا فانتزي بود.
شخصيت «گنجو» با آن گريم سنگين بسيار مورد توجه مردم قرار گرفت و محبوبيت عبدي را دوچندان ساخت.
قابليت گريم پذيري چهره عبدي كه ايفاي هر نقشي را ممكن مي كرد، با اين فيلم و توسط عبداله اسكندري كشف، و در سال هاي بعد به نقش هايي مسحور كننده منتهي شد.
اما فيلم دوست داشتني «مادر» و نقش «غلامرضا»، شاه نقش كارنامه عبديست كه در بسياري از لحظات به نمونه هاي استاندارد جهاني نزديك مي شود.
وي به مانند بندبازي ماهر در مرز ميان عقل و ديوانگي حركت كرده و شخصيت «غلامرضا» را به سلامت به مقصد رساند.
اوج بازي وي را مي توان در سكانس ورود مادر به خانه و متعاقب آن بوييدن دنباله چادر مادر مشاهده كرد كه قلب هر انساني را مي لرزاند.
دومين همكاري او با زنده ياد حاتمي در «دلشدگان» نيز موفق از آب درآمد و وي در نقش شاگرد چلوكبابي كه استعداد فراواني در نواختن تمبك دارد، بازي درخشاني را ارائه كرده و شيريني خاصي را به اين فيلم نسبتا تلخ افزود.
عبدي روند موفقيت هاي خود را با دو فيلم «ناصر الدين شاه آكتور سينما» و «هنرپيشه» امتداد داد و با فيلم «آدم برفي» به اوج خود رساند.
زن پوشي در ابتداي آغاز به كار تئاتر در ايران به علت منع حضور زنان روي سن، رواج داشته و بازيگران مرد براي لنگ نماندن نمايش خود در اين نقش ها حاضر مي شدند!
اما ايفاي نقش مخالف توسط مردان، نمونه هاي اندك درخشاني همچون «توتسي» را دارد كه «داستين هافمن» در آن در نقش يك زن ظاهر شده است.
حال اكبر عبدي در بزرگترين چالش عمر حرفه اي خود در «آدم برفي» به مقتضي داستان با آرايش و لباس زنانه ظاهر شد.
«عباس خاكپور» كه براي گرفتن اقامت هر راهي را امتحان كرده، در آخر خود را به اين شكل زنان درآورده و شخصيت «دنيا» را خلق مي كند.
بازي فوق العاده عبدي در دو نقش متاسفانه به دليل سوژه خط قرمزي فيلم در زمان خود ديده نشده و زحمات وي به بار ننشست.
اكران ديرهنگام فيلم نيز نتوانست آب رفته زجوي را بازگردانده و عبدي را به سمت فيلم هاي صرفا تجاري ضعيف سوق داد.
فيلم هايي از جنس «سفر به خير»، «كچل عاشق»، «روياي نيمه شب تابستان» و ... كه به هيچوجه قابل قياس با كارهاي پيشين عبدي نبوده و نيست.
در سال هاي مياني و پاياني دهه ۷۰ عبدي همچنان به حضور در فيلم هاي ضعيف و بعضا سخيفي مانند «بدلكاران»، «پاكباخته» و «چشم عقاب» پرداخت كه دليل اصلي آن را مي توان به دستمزد پايين بازيگران در آن سالها مرتبط دانست.
در اين ميان بازي در چند تيپ مختلف در فيلم «آرزوهاي بزرگ» ساخته خسرو شجاعي خوب از كار درآمد كه هنر تقليد لهجه هاي گوناگون در اين موفقيت سهم عمده اي داشته است.
«نان، عشق و موتور هزار» اثر ابوالحسن داودي بار ديگر عبدي را احيا و توجه علاقه مندان جدي سينما را به خود جلب كرد.
فروش فوق العاده فيلم نيز نقش به سزايي در اين بازگشت داشت كه متاسفانه به دلايل گوناگون دوام چنداني نيافت.
عبدي بازيگر هزار چهره سينماي ايران به علت نداشتن امنيت مالي بار ديگر به دامان فيلم هاي تجاري آبكي بازگشت و دوستداران خود را در حسرتي دوباره فرو برد.
ايفاي نقش هاي كوتاه در فيلم هايي مانند «كلاغ پر» و «دلداده» كه تنها رويه ظاهري بازيگري عبدي را طلب مي كرد، به مرور، وي را به حاشيه راند و به خاطره اي دور تبديل كرد.
در اين ميان فقط «اخراجي ها ۱» توانست وي را از ركود خارج كرده و به مقام سوپر استاري سينما برساند.
بخش عمده اي از شوخي هاي «اخراجي ها ۱»، حول شخصيت «بايرام با لهجه شيرين آذري اش شكل گرفته و جذابيت هاي آن را دو چندان كرده است.
براي نمونه به سكانس جواب دادن «بايرام» به سووالات «حاجي گرينوف» توجه كنيد تا دريابيد كه سينماي ايران چه گوهري در وادي كمدي داشته و از آن اينگونه بهره گرفته بوده است!
عبدي در سال هاي پاياني دهه ۸۰ بسيار پركار شد كه حجم وسيعي از آن را كمدي هاي سطحي و زير متوسط همچون «افراطي ها» و «اخراجي ها ۲» تشكيل مي دهد.
وي كه با كارهاي تلويزيوني شهرت يافته بود، بار ديگر به آنجا بازگشت و دو نقش كوتاه اما به شدت تاثيرگذار را در مجموعه «پرانتز باز» به كارگرداني كيومرث پوراحمد ايفا كرد كه در برخي لحظات فوق العاده از كار درآمده است.
وي كه سال گذشته فيلم «خوابم مياد» ساخته رضا عطاران را روي پرده داشت، با گريمي فوق العاده نقش پيرزني ۷۰ ساله را به بهترين شكل ايفا كرد و سيمرغ بلورين جشنواره را هم به خود اختصاص داد.
عبدي در «رسوايي» به كارگرداني مسعود ده نمكي در نقش روحاني عارف نيز ابعاد ديگري از مهارت بازيگري خود را ره رخ كشيد.
وي كه اين روزها مشغول بازي در مجموعه «شاهگوش» به كارگرداني داود ميرباقري است، «جا به جا» را روي اكران دارد؛ يك كمدي پيش پاافتاده و معمولي كه تنها نكته جالب آن حضور «الميرا عبدي» دختر عبدي در كنار او در مقام بازيگر است.
فراهنگ(۵) ** ۹۲۶۶م.ج ** ۱۰۷۱