بحران پلاستيك نتيجه توسعه بي ضابطه گردشگري
تهران - زباله پلاستيك سال هاست به ميهمان ناخوانده طبيعت ايران تبديل شده؛ زباله هايي كه همه جا يافت مي شوند، از نوك قله كوه و لانه پرندگان تا اعماق آب هاي نيلگون خليج فارس.
کدخبر : 80786934(3490486)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۶/۰۳
زمان مخابره :     ۰۸:۰۲
سرویس خبر : فرهنگی- میراث فرهنگی و گردشگری-

با وجود هشدارهاي متوليان، سازمان هاي مردم نهاد فعال در حوزه محيط زيست و نيز اعلام نگراني دوستداران طبيعت و رسانه ها، هنوز هر روز بر عمق بحران رهاسازي زباله در دامن طبيعت بويژه زباله هاي تجديدناپذير افزوده مي شود.
اكنون پس از سال ها تلاش رسانه ها و نهادهاي غيردولتي براي آشنا سازي مردم براي مقابله با اين معضل اجتماعي، ديگر نيازي به يافتن رد پاي زباله ها در دل كوه و دشت و حتي اعماق دريا نيست زيرا هر منظره اي را كه نگاه كني مشتي از همين زباله هاي ريز و درشت در كنار طبيعت بكر اين سرزمين رها شده اند، بي آنكه چاره اي براي آن باشد.
در كنار اين زباله ها كه شايد به اميد بازگشت مجدد به طبيعت و بيشتر از روي تجاهل آگاهانه گردشگران رها مي شوند، آنچه امروز به بحران تبديل شده، زباله هاي پلاستيكي و تجديدناپذير است كه چاره اي براي آن وجود ندارد.
كافيست از تهران به سمت يكي از شهرهاي شمالي حركت كند تا به محض خروج از محدوده شهري، پاي زباله هاي پلاستيكي در اشكال و انواع مختلف آن به طبيعت باز شود.
داستان از آنجايي غم انگيزتر مي شود كه ببيني در مناطق حفاظت شده دريايي و پارك هاي جنگلي كه براي پذيرش مسافران ورودي اخذ مي كنند، هيچ خدماتي براي جمع آوري زباله انجام نمي شود و گردشگر مجبور است در كنار انبوهي از زباله اوقات فراغت خود را خوش كند.
پارك هاي جنگلي «سي سنگان» و «چمستان»، منطقه توريستي «نمك آبرود» به همراه دهها منطقه ساحلي در استان مازندران كه نزديك ترين نقطه به پايتخت در بين شهرهاي شمالي به حساب مي آيند، نمونه ساده و دم دستي اين ادعا است.
اين وضعيت در ديگر شهرهاي گردشگر پذير نيز حاكم است، فرقي نمي كند كه مسافر، تهران را به مقصد كدام شهر ترك كند؛ از هر مسيري كه بروي، صحنه پلاستيك هايي كه سرنوشت خود را به ورزش بادها سپرده اند، قابل رويت است و گويا اين داستان تمامي ندارد.
اين صحنه فقط به محورهاي پرتردد و مسافرپذير ختم نمي شود و حتي در مناطق بكر گردشگري نيز صحنه انبوه زباله هاي رها شده ديده مي شود كه رهاسازي زباله در محور اسالم - خلخال در استان گيلان را مي توان نمونه اي از آن داست.
با اينكه اين جاده در كوه پيچ و تاب مي خورد و جنگل را با آسمان و مه پيونده زده است، اما در ميان مه غليظي كه جاده را فرا گرفته، به راحتي مي توان انواع بطري ها، كيسه هاي پلاستيكي و... را مشاهده كرد كه گردشگران از سرخوشي آنها را به دامن طبيعت سپرده اند.
پس از اين همه سال، ديگر وجود پلاستيك در طبيعت به نشانه اي براي وجود انسان در اين منطقه تبديل شده، يعني اگر در گوشه اي هرچند بكر چند بطري و يا كيسه پلاستيكي مشاهده شد، بطور حتم انساني از آنجا عبور كرده است.
«محمدعلي اينانلو» فعال طبيعت گردي در اين باره معتقد است كه «بحران پلاستيك» كشور را فرا گرفته و متوليان محيط زيست و گردشگري هم به آن بي اعتنا هستند.
به همين خاطر او از كساني است كه مخالف معرفي جاذبه هاي گردشگري به مردم است و مي گويد هر جاييكه پاي مردم به آن باز مي شود، آنقدر منظر آن منطقه زشت مي شود كه حتي مردم محلي نيز ديگر از آمدن گردشگران استقبال نمي كنند.
به اعتراف او و بسياري از فعالان حوزه طبيعت گردي، زيبايي هاي طبيعت ايران رفته رفته زير انبوهي از زباله هاي پلاستيكي دفن مي شود بي آنكه گردشگران بدانند، ضرر نهايي را به زندگي خود زده اند.
سال گذشته كه روز ملي خليج فارس با حضور دانش آموزان بوشهري در اين شهر ساحلي گرامي داشته شد و كودكان به نشانه صيانت از اين هويت زنجيره انساني تشكيل دادند، انبوهي از بطري هاي خالي از آب در دامن همين دريا رها شد تا طعمه ماهي هاي اين خليج نيلگون شود و زنجيره زندگي را در اين زيستگاه آبي به هم بزند.
نمونه هايي از اين دست بسيار زياد است و كافيست چند روز متوالي تعطيل باشد تا انبوه زباله اعم از تجديدپذير يا تجديدناپذير در دامن كوه ها و دشت ها رها شود.
بسياري از كارشناسان طبيعت گردي، اين بحران را نتيجه گسترش بي ضابطه گردشگري داخلي مي دانند زيرا گردشگران بي آنكه از طبيعت چيزي بدانند به مدد تبليغات پر زرق و برق از جاذبه هاي ايران به سمت طبيعت هدايت شدند و نتيجه آن شد كه هم محيط زيست را تخريب كردند و هم بحران زباله را در جايي رقم زدند كه فاقد زيرساخت هاي لازم براي پذيرش گردشگران بود.
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كه خود را مسوول و متولي گردشگري در كشور مي دانست، بي آنكه به عاقبت رونق بي ضابطه سفر فكر كند، بر طبيعت گردي و بويژه گردشگري روستايي تاكيد كرد بي آنكه گنجايش پذيرش مسافران در هر منطقه را بسنجد و هجوم مسافران و زباله هاي آنها آرامش را از طبيعت نگيرد.
در همه اين سال ها كه معاونت گردشگري كشور بر افزايش تعداد روستاهاي هدف گردشگري و مناطق نمونه گردشگري تاكيد داشت، زباله ها آرام و بي صدا به بلاي جان طبيعت ايران تبديل شدند بي آنكه همين معاونت اقدام قابل اعتنايي براي آموزش و آگاهي بخشي به گردشگران از سرانجام رهاسازي زباله در طبيعت انجام داده باشد.
حالا اين معضل مشترك گردشگري و محيط زيست ايران كه با ورود سيل آساي گردشگران تخريب گر به طبيعت رقم خورده است، براي درمان متولي ندارد، شهرداري ها، مناطق مورد نظر را خارج از سيستم شهري دانسته و خود را متولي جمع آوري زباله نمي دانند، گردشگري، آموزش و پيشگيري را جزو وظايف ذاتي خود نمي داند و سازمان محيط زيست نيز ترجيح مي دهد دردسرهاي خود در حوزه هاي ديگر پيگيري كند.
جنگ گردشگران با طبيعت همچنان ادامه دارد و مسافراني كه در فكر كشف مناطق بكرتر و جذاب تر هستند، بطور حتم پوست چيپس و پفك و انواع بطري ها را با خود به سوغات خواهند برد و زميني لگدمال شده تحويل آيندگان خواهند داد.
پسماندهاي پلاستيكي كه در دامن طبيعت ايران رها شده اند، به گفته كارشناسان ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال عمر پايدار در طبيعت خواهند داشت در آن زمان متوليان امروز گردشگري و محيط زيست زنده نيستند تا دست پخت غفلت هاي خود را بچشند اما نسل هاي آينده داور خوبي براي قصور و كم كاري متوليان و عموم شهروندان خواهند بود.
فراهنگ(۵) ** ۲۰۲۵ ** ۱۰۷۱