سياه مشق هاي رييس سازمان سينمايي در روزهاي پاياني
تهران - نامه نگاري هاي رييس سازمان سينمايي براي تطهير عملكرد خود به گواه كارشناسان بيشتر شبيه به سياه مشقي است كه برگرفته از تصورات وي و عاري از حقايق است.
کدخبر : 80782488(3486418)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۳۰
زمان مخابره :     ۱۱:۱۹
سرویس خبر : فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون-

پس از پايان كار دولت ها، مسوولان بخش هاي مختلف گاه اقدام به ارائه عملكرد مي پردازند و فعاليت خود را در معرض نقد اهالي فن و رسانه ها قرار مي دهند.
بخش سينما نيز از اين قاعده در سال هاي اخير مستثني نبوده و رييس سازمان سينمايي دولت دهم در روزهاي اخير تلاش كرده در گفت وگو با سايت هاي نزديك به خود و انتشار نامه ها و دست نوشته ها، عملكرد خود را برجسته ساخته تا جاييكه وي بارها موفقيت فيلم اصغر فرهادي در اسكار را در كارنامه خود به ثبت برساند.
تنها جواد شمقدري نيست كه به فكر ارائه شتاب زده و تيتروار عملكرد افتاده و اين روزها ديگر مديران نيز در اين راه تلاش قابل توجهي از خود نشان مي دهند.

** نامه هاي نمادين و اشتباهات محتوايي
در اين پيوند رييس سازمان سينمايي كه اين روزها از رسانه هاي منتقد عملكرد خود دل خوشي ندارد، تلاش كرده در نامه اي نمادين به «علي جنتي» وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت «تدبير و اميد» به نوعي مجموعه اي از فعاليت هاي خود را ارائه دهد اما به نظر مي رسد نگارندگان اين نامه كوچكترين دقتي در تنظيم برخي بندهاي آن نداشته اند تا جاييكه در آن يكبار «سواديكا» به عنوان اثر مشترك توليد شده معرفي شده و در جاي ديگر از پيگيري توليد اين اثر در بندي ديگر سخن به ميان آورده شده است.

** سازماني با ۳۵۰ مدير و مصوباتي كه روي كاغذ باقي ماند
جواد شمقدري در نامه ياد شده از تشكيل شوراي عالي سينما و تغيير معاونت به سازمان سينمايي به عنوان عملكرد خود ياد كرده در حاليكه به گفته كارشناسان، هيچ يك از مصوبات شوراي عالي سينما به مرحله عمل نرسيد و در نهايت تصميمات اين شورا روي كاغذ باقي ماند.
تبديل معاونت سينمايي به سازمان سينمايي نيز فقط بهانه اي براي افزايش بودجه سينما بود؛ بودجه اي دقيقا اطلاعاتي درباره نحوه خرج كردن آن در دسترس نيست و به گفته برخي فيلمسازان، تشكيل اين سازمان سبب بوجود آمدن ۳۵۰ پست مديريتي و تحميل ۲۵ ميليارد تومان هزينه جاري به سينماي ايران شد.
رييس سازمان سينمايي همچنين به تنظيم و تصويب سند سينما در كارگروه هماهنگي بين دستگاه‌هاي فرهنگي و ارائه به صحن شواري عالي انقلاب فرهنگي اشاره كرده در صورتيكه اين سند براي سينماگران كاملا پنهان و مستتر بوده و بسياري از فيلمسازان از جزييات اين سند اظهار بي اطلاعي مي كنند.

** تخريب نظام صنفي
در اين نامه جواد شمقدري از هموار كردن مسير قانوني شدن صنوف سينمايي و تهيه پيش نويس لايحه نظام صنفي سينما سخن به ميان آورده اما آنچه به گواه اظهارنظر فيلمسازان و سينماگران مشهود است، از هم پاشيدگي نظام صنفي سينمايي با بستن خانه سينما و تلاش براي ايجاد صنفي نزديك به طيف رييس سازمان سينمايي به منظور حضور وي در دولت يازدهم در قالب اين صنف و خلق دست انداز در سينما براي مدير بعدي است.
افزايش تجهيزات و امكانات سينمايي براي توليد حداقل ۹۰ فيلم در سال نيز بيشتر شبيه به يك ادعا است، زيرا به استناد مصاحبه هاي مكرر «سيد احمد ميرعلايي» مدير عامل بنياد سينمايي فارابي، اين بنياد در تامين پوزيتيو مشكل داشته است.
فارغ از اين مهم، امروز بسياري از فيلمسازان كشور براي توليد آثار از دوربين هاي مرسوم ديجيتالي استفاده مي كنند كه با توجه به توسعه و پيشرفت صنعت فيلمسازي در دنيا اين امر طبيعي بوده و امكانات ياد شده به همت رييس سازمان سينمايي به سينماگران تزريق نشده است.
درباره پيگيري و اتمام ساخت فيلمخانه‌ ملي ايران پس از ۲۵ سال و اين ادعا كه حدود ۶۰ درصد عمليات عمراني اين پروژه در اين دوره محقق شد، اطلاعات دقيقي در اختيار رسانه ها نيست و اين مهم بيشتر در حد يك ادعا است كه بهتر است رييس سازمان سينمايي دولت دهم اين مهم را شفاف به اهالي رسانه (البته نه صرفا رسانه هاي خودي) ارائه دهد.

** شهرك سازي سينمايي ذهني
شمقدري در نامه ياد شده به در اختيار گرفتن شهرك سينمايي هشتگرد و انجام كارهاي عمراني اوليه در آن اشاره مي كند كه اين مهم نيز بيش از يك ادعا نيست.
رييس سازمان سينمايي با استناد به اين موضوع به نوعي تلاش دارد اعلام كند كه آنچه را كه در دفترچه سياستگذاري سينما مبني بر احداث شهرك هاي سينمايي بدان اشاره شده، به مرحله اجرا رسانده در صورتيكه دست گذاشتن روي زميني باير كار دشواري نيست و با اين استدلال مي توان همه زمين هاي حومه تهران، قم و حسن آباد شهر ري را شهرك سينمايي ناميد.

** دست خالي سينماي ايران از ارتباط با سينماگران آفريقايي
در بند ديگري از نامه رييس سازمان سينمايي دولت دهم به استفاده از فرصت بيداري اسلامي براي حضور فعال در كشورهاي عربي شمال آفريقا و ايجاد تعامل با سينماگران عرب اشاره شده است.
شمقدري در دوران مديريت خود چند سفر به كشورهاي آفريقايي از جمله تونس داشت و در اين ارتباط چند گروه دست چندم از فيلمسازان يمني به ايران آمدند و پرسش اصلي اينجا است كه از اين سفرها كه با بهره گيري از عنوان بيداري اسلامي انجام گرفت و هزينه هاي هنگفتي براي سينماي ايران داشت چه چيزي حاصل شد؟ چند فيلم سينمايي با سرمايه كشورهاي فقير آفريقايي ساخته شد؟ تعريف دقيق توليد مشترك چيست؟
اين تفكر كه رييس سازمان سينمايي در فكر تغيير نگاه جهان به سينما است جاي تقدير و نيز تعجب دارد اما به نظر مي رسد كه اين مدير از آباد كردن خانه غافل شده و چراغ هاي سينماي ايران را براي ناكجا آبادها روشن كرده است.
رييس سازمان سينمايي همچنين از برگزاري همايش هاليووديسم و جشنواره افق نو براي ارتباط با جريان‌هاي مستقل سينمايي در آمريكا و اروپا به عنوان كارنامه كاري خود ياد كرده است.
كارشناسان بر اين اعتقادند كه اين همايش و جشنواره نوظهور ياد شده فقط محملي براي ميهماني برخي فيلمسازان گمنام خارجي شده و مشخص نيست مديريت سينما از برگزاري اين كنفرانس و جشنواره به دست افرادي كه در كارنامه كاري آنان، فعاليت درخور توجهي ديده نمي شود چه هدفي را دنبال مي كرده است.
اين در حاليست كه برگزاري همايش هاليووديسم از سوي مديران سينمايي به رغم گنجاندن اين مهم در كارنامه كاري، از اهميتي برخوردار نبوده تا جاييكه در آخرين دوره برگزاري اين رويداد، هيچكدام از مديران و حتي دبير جشنواره فيلم فجر نيز در اختتاميه اين رويداد حضور نيافت!
در اين نامه همچنين تاكيد شده كه برگزاري كنفرانس «مجمع گفتگوي همكاري‌هاي آسيايي» دوره اول در سطح كارشناسان و دوره دوم در سطح وزيران از دستاوردهاي مديريت سازمان سينمايي است اما مشخص نيست كه از اين مهم چه چيزي عايد سينما شد؟ كدام همكاري هاي آسيايي؟ كدام توليد فيلم مشترك؟ كدام تبادل تجربه؟ اين پرسش هايي است كه رييس سازمان سينمايي دولت دهم بايد پاسخگوي آن باشد.

** توليد مشترك با بودجه ايران!
رييس سازمان سينمايي در بخش ديگري از ادعاهاي خود، از افزايش توليدات مشترك سينمايي با سوژه‌هاي مشترك با هدف كسب بازار‌هاي جديد خبر داده است؛ وي از فيلم هاي «سي‌وسه روز» (لبنان) - «استرداد»(روسيه) - «فرزند چهارم»(سومالي و كنيا) - «شهدايي از نور»(لبنان) - «سواديكا»(تايلند) - «يك روز ديگر» (فرانسه) - «يهود ستيز»(فرانسه) - «برلين منفي هفت» (آلمان) به عنوان توليدات مشترك ياد كرده است.
به اعتقاد كارشناسان بودجه فيلم هاي ياد شده كه رييس سازمان سينمايي برخي از طرح ها را نيز به اشتباه در جمع توليدات مشترك گنجانده مساوي با گردش مالي يكسال سينماي ايران بوده و هريك از اين آثار ميلياردها هزينه روي دست سينما گذاشته است.
اشتباه بزرگ رييس سازمان سينمايي اينجا است كه وي از «سواديكا» به عنوان اثر توليد شده مشترك ياد مي كند و در جايي ديگر از اين نامه از مذاكره براي ساخت «سواديكا» خبر مي دهد! در حاليكه به استناد اخبار منتشره، «سواديكا» هيچگاه به توليد نرسيد.
شمقدري همچنين در اين بخش اشاره نكرده كه هيچكدام از فيلم هاي توليد شده در خارج از ايران حداقل در ۲۰ سالن اكران نشدند و اين آثار در اكران عمومي همچون «فرزند چهارم» كه با بودجه بيش از چهار ميليارد تومان در سال گذشته ساخته شد به شدت شكست خوردند.
همچنين براي اهالي رسانه و سينماگران اين مهم مشخص نيست كه كشورهاي ياد شده چقدر در توليد اين آثار مشاركت داشته اند؛ و به عبارتي به عنوان نمونه كشور كنيا چقدر در توليد «فرزند چهارم» سهيم بوده است.

** «لاله» و بودجه ميلياردي
شمقدري همچنين هدف از ساخت فيلم «لاله» به زبان انگليسي را با هدف بازاريابي در شمال آمريكا عنوان كرده در صورتيكه بودجه آن از سوي مركز گسترش پرداخت شده و با اينكار بودجه كارگردانان كار اولي صرف توليد فيلمي به كارگرداني فيلمسازي ايراني شد كه در آمريكا تهيه كننده فيلم هاي خاص است.
نكته ديگر آنكه تنها توليد يك اثر به زبان انگليسي شاخص مورد نياز براي اكران بين المللي يك اثر نيست و به نظر رييس سازمان سينمايي همچنان در تفكرات محدود خود درباره سينماي جهان و تسخير اكران هاي جهاني باقي مانده است.
رييس سازمان سيمايي از ساخت فيلم مستند در عرصه بين‌الملل(بيش از پنجاه فيلم) به عنوان دستاورد خود ياد كرده اما از عنوان اين آثار نامي نبرده است.
اين در حاليست كه اخيرا برخي رسانه ها به ساخت فيلم مستند با بودجه اي نامشخص! از سوي فرزند رييس سازمان سينمايي اشاره كرده اند كه اين مهم از سوي وي نيز تاييد شده است. نكته ديگر سطح آثار توليدشده است كه در هيچ جشنواره بين المللي جايگاهي نداشته و اين آثار كه دقيقا تعداد و عنوان آنها براي سينماگران مشخص نيست براي آرشيو مركز گسترش سينماي مستند ساخته شدند و در اين شرايط بسياري از فيلمسازان درجه يك در عرصه مستند خانه نشين شدند.

** آموزش فيلم در عراق و تونس يعني دستاورد
اينكه برگزاري دوره هاي آموزشي فيلم در تونس و يا عراق چه سودي براي سينماي ايران دارد پرسشي است كه رييس سازمان سينمايي بايد به آن پاسخ دهد.
شمقدري همچنين از گسترش وتوسعه‌ برگزاري هفته‌هاي فيلم در خارج از كشور در اين نامه ياد كرده اما در جايي به اينكه چه افرادي در اين هفته هاي فيلم حضور داشتند و اين هفته ها به تورهاي گردشي براي مديران و برخي افراد خاص تبديل شده بود، اشاره نكرده است.
در بخش افزايش توليدات سالانه فيلم سينمايي (پنجاه درصد) همانگونه كه پيشتر در بررسي ريل گذاري سينما در دوره شمقدري اشاره شد مديران مربوطه فيلم هاي ويديويي را بجاي آثار سينمايي جا زدند و اكران برخي از اين آثار و دلزدگي مخاطب از سينما حاصل همين سياستگذاري اشتباه است.

** ساخت پرديس براي عرض ارادت به زادگاه
شمقدري كه اصالتا اهل خراسان رضوي و شهر مشهد است از ساخت و بازسازي پرديس سينمايي هويزه در مشهد(به ادعاي وي الان بهترين پرديس سينمايي كشور است كه بعد از آزادي بيشترين درآمد را براي فيلم‌هاي ايراني به ارمغان مي‌آورد) به عنوان دستاورد خود ياد كرده اما اين مدير سينمايي توضيح نداده كه به غير از زادگاه خود در كدام استان پرديس سينمايي ساخته است؟
اين در حاليست كه مالكيت پرديس مشهد در اختيار حوزه هنري است و پس از چند سال حوزه هنري اين پرديس را در اختيار خواهد گرفت.

** بچه يتيمي به نام جشنواره فيلم كودك
در بخش ديگري از نامه مذكور به استانداردسازي نحوه برگزاري جشنواره بين‌المللي فيلم فجر با انتقال مكان ميزباني آن از سينماهاي پراكنده در سطح شهر به برج ميلاد به عنوان كاخ جشنواره اشاره شده در صورتيكه برج ميلاد اساسا از سوي مديريت سينما ساخته نشده و فقط محل برگزاري جشنواره فيلم فجر در تهران اين برج است.
جالب آنكه شمقدري از انتقال جشنواره بين‌المللي فيلم كودك و نوجوان از همدان به اصفهان به عنوان دستاورد خود ياد مي كند در صورتيكه به اعتقاد بسياري از فيلمسازان امروز جشنواره فيلم كودك همچون بچه اي سر راهي است و براي برگزاري اين رويداد در سال ۹۲ در اصفهان نيز ابهامات بسياري وجود دارد.
در بخش ديگري از اين نامه به تسهيل و حمايت از ورود فيلمسازان جوان و مستعد به عرصه فضاي حرفه‌اي ساخت فيلم سينمايي(هر سال حدود متوسط ۱۷ فيلمساز در سال گذشته سه فيلم فيلمسازان اول جزو فيلم‌هاي برگزيده و ارزشمند سينماي ايران بود) اشاره شده در صورتيكه اين فيلمسازان به دليل معروفيت در سينما همچون بهروز شعيبي، هومن سيدي و... وارد سينما شدند و نهادهاي دولتي براي ورود مستقيم آنان به سينما حمايتي نكردند.
در بحث ديجيتالي كردن سينما نيز سالن هاي فعال كنوني سينما نمايانگر حقيقت بوده و نيازي به طرح ادعاي تجهيز ۷۰ سالن نيست.

** اسكار مبارك آقاي شمقدري
سخن درباره بندهاي مختلف اعلام شده در نامه اخير رييس سازمان سينمايي از جمله تاكيد موكد جواد شمقدري بر كسب اسكار و روياپردازي اين مدير در اين باره و فراموشي از توقف توليد پروژه «جدايي نادر از سيمين» بسيار زياد است؛ اينكه رييس سازمان سينمايي مدعي شده كه به اقشار كم درآمد سينما كمك مي كرده و يا پروژه هاي پرهزينه بنياد سينمايي فارابي خوب فروخته اند عيان است و نيازي به تفسير و تكذيب نيست و به اصطلاح چيزي كه عيان است را نياز به بيان نيست.
سياه كردن كاغذ براي ارائه بيلان كاري بر اساس تصورات ذهني و به دور از حقيقت، كار ساده اي است كه رييس سازمان سينمايي در دولت دهم آن را انتخاب كرده است.
امروز شمقدري كه خود را تنها و به دور از ياران رسانه اي، مديران و فيلمسازان نزديك به خود كه با بودجه هاي ميلياردي فيلم ساخته اند، مي بيند براي تطهير عملكرد دست به قلم شده اما وي در اين نامه هيچگاه به دلايل عزل مشاور جوان و برخي معاونانش اشاره نكرده است.
آسمان آبي سينماي ايران طي چهار سال گذشته آكنده از ابرهاي تيره و تار بود اكنون زمان تابيدن آفتاب گرما بخش «تدبير و اميد» بر كرانه بي پهناي آن است.
فراهنگ(۵) ** ۱۹۸۳ ** ۱۰۷۱