چرا سلاح مقاومت، ركن جدايي ناپذير استراتژي دفاعي لبنان است؟ (بخش دوم)
چه كساني تسليح ارتش لبنان را نمي خواهند؟
گروه پژوهش هاي خبري- تاكيد مقامات لبناني بر دست داشتن رژيم صهيونيستي در انفجارهاي اخير اين كشور و سكوت برخي احزاب مدعي حمايت از ارتش كه در هفته هاي اخير، انتقاد هاي خود را عليه مقاومت تشديد كرده بودند، يك بار ديگر ضرورت وجود سلاح حزب الله را به عنوان ركن جدايي ناپذير استراتژي دفاعي در حمايت از اين همسايه رژيم صهيونيستي، ثابت كرد.
کدخبر : 80779579(3482441)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۲۸
زمان مخابره :     ۱۱:۴۵
سرویس خبر : پژوهش- سیاسی- بین المللی-

انتقاد مقامات لبناني از سكوت احزاب و گروه هاي مدعي حمايت از ارتش لبنان در خصوص سكوت آنان به دنبال حملات اخير رژيم صهيونيستي در حالي است كه در هفته هاي اخير اين گروه ها و رسانه هاي وابسته به آنان، پيكان اتهامات و انتقادهاي خود را به بهانه حمايت از ارتش در ادامه اقدامي كه سابقه اي چند ساله دارد، متوجه حزب الله و سلاح آن كرده بودند.
پس از اظهارات ميشل سليمان، رييس جمهور لبنان در روز ملي ارتش لبنان، برخي طرف هاي معروف به وابستگي به آمريكا و حامي تضمين امنيت اسراييل فرصت را مغتنم شمردند تا بار ديگر سلاح حزب الله را منشا تنش و وجود آن را عامل تضعيف نقش ارتش لبنان نشان دهند. اما سوال اين است: در فضايي كه ضعيف نگاه داشتن ارتش هاي همسايه اسراييل به عنوان يك راهبرد آمريكايي- صهيونيستي از دستوركارهاي قدرت هاي غربي است، چه كساني واقعا مانع از تسليح ارتش لبنان مي شوند؟
اين سوالي است كه پايگاه خبري العهد لبنان در يادداشتي به قلم «ليندا عجمي» و با اين تيتر به آن جواب داده است: ارتش را دوست داري؟ به آن اجازه بده مسلح شود!
اين عنوان، برگرفته از جمله معروفي است كه برخي از سياستمداران لبناني مخالف مقاومت با اين عبارات بر زبان مي رانند: ارتش را دوست داري؟ سلاحت را تحويل بده! شعار كمپين جديد مدعيان حاكميت و تماميت لبنان.
نويسنده اين يادداشت مي افزايد: شايسته بود كه اين افراد شعاري ديگر را با اين عنوان براي كمپين خود انتخاب مي كردند: ارتش را دوست داري؟ اجازه بده مسلح شود. وي مي افزايد: اما وطن نه با شعارها، نه با ترانه ها و سرودها و نه با اشك ها، وعده ها و آرزوها، حفظ و حمايت نمي شود، بلكه يك سرزمين با شمشير هاي فرزندان، سلاح ارتش و قهرمانانش صيانت مي شود.
عجمي در ادامه مي نويسد: اگر وطني در كار باشد، معنايش اين است كه ارتشي براي حمايت و پاسداري از خود دارد و اگر ارتشي وجود داشته باشد، يعني سلاح دارد؛ اين الفباي يك نظام است.
سطوري كه در ادامه مي آيند، تاريخچه اي از تحولات ارتش لبنان مرتبط با تسليح آن و به عبارتي گوياتر، مانع تراشي هاي مكرر در راه اين هدف و ماهيت عاملان اصلي اين كارشكني است كه در پايگاه اينترنتي العهد لبنان منتشر شده است:
از زمان تشكيل اولين لشكر ارتش لبنان در سال ۱۹۴۳ تا امروز، اين ارتش با چالش هاي دشواري روبرو شده است و كمپين عبور از حاكميت لبنان، آخرين چالش نخواهد بود.
حمله برنامه ريزي شده جماعت ۱۴ مارس (مخالفان مقاومت)، چالشي جديد لبنان است و اتهام جانبداري زدن آنان به برخي مقامات، تشكيك در نقش آنها، ادعاي مظلوميت و بازي نقش قرباني در اين ميان، آخرين فصل خلاقيت هاي آنان نيست. آخرين نمايش آنان حتي خونخواهي احمد الاسير تروريست و علم كردن پيراهن او هم نيست.

** طرف هايي كه تسليح ارتش را نمي خواهند
-----------------------------
«حريري ها (طرفداران سعد حريري) و دنباله روهاي آنان، خواهان انحلال ارتش و تشكيل هسته هاي شبه نظامي – مذهبي هستند كه تحت فرمان آنها مانند نيروهاي امنيت داخلي عمل كنند.»
اين خلاصه اي از خواسته مخالفان مقاومت و ارتش لبنان است كه بر زبان عبدالرحيم مراد، وزير دفاع اسبق اين كشور جاري شد. سران ۱۴ مارس، صاحبان نظريه «قدرت لبنان در ضعف آن است»، هستند؛ كساني كه شب و روز، آشكار و پنهان، نهاد نظامي را با هدف خدمت به طرح هاي آمريكايي- اسراييلي هدف قرار مي دهند. مصيبت، فقط به ممانعت از افزايش توانمندي هاي ارتش خلاصه نمي شود، بلكه بلاي بزرگتر، هجمه مداوم به آن و خدشه دار كردن هيبت و ورحيه ارتش با هدف خدمت به اهداف گروهي شان است. ديروز، جنگ لبنان گواهي داد كه برخي از اين گروه، افسران و سربازان را به قتل مي رساندند. برخي از همانها، امروز مدعي هوارداري از ارتش هستند و در همين حال، اموال و سلاح هايشان را براي گروه هاي تروريستي به منظورفتنه انگيزي و ايجاد ناآرامي در راستاي استهلاك و به خونريزي كشاندن ارتش مي فرستند. ترجيح آنان اين بود كه اموال و سلاح هاي مذكور، مستقيما براي دشمن لبنان و ارتش آن يعني اسراييل فرستاده مي شد.
سخن عبدالرحيم مراد را محسن دلول ديگر وزير دفاع سابق لبنان نيز تاييد مي كند. او ابراز تاسف مي كند و مي گويد: كساني در داخل و خارج عليه ارتش لبنان و ممانعت از تسليح آن فعاليت مي كنند و آمريكا هرگز اجازه نخواهد داد كه ارتش با ساز و برگ و وشك هاي جديد مجهز شود.
اين شخصيت لبناني به ياد مي آورد كه « واشنگتن ارتش لبنان را پس از سال ۱۹۹۰ با كمك هاي ظاهري خجالت آوري از جمله بقاياي برخي از انواع سلاح هاي آمريكايي كه سربازانش در آلمان استفاده مي كردند و نفربرهاي مستعملي از قبيل خودروهاي جيپ ويليس و هامفري و كاميونت هاي ريو و ام.۱۱۳ مجهز كرد.» به اختصار، آنچه آمريكا در اختيار ارتش لبنان گذاشت، چيزي جز زره پوش هاي دفاعي و موشك هاي از زده خارج و دور ريختني نبود.
تانك ها، توپخانه، سايت هاي موشكي و برخي سلاح هاي شرقي ساخت اتحاد جماهير شوروي سابق، هديه اي بود كه دمشق پس از «توافق طائف» به ارتش لبنان اهدا كرد. با اين حال، هر دو وزير ياد شده اتفاق نظر دارند كه سوريه، تنها دولتي است كه كمك موثري در تجهيز ارتش لبنان و حمايت بي قيد و شرط از آن كرد، اما بقيه كشورهاي عربي، از جمله امارات، تنها به شكل نمادين در تسليح ارتش لبنان سهيم شدند.
سلاح هاي ديگري هم نصيب دولت لبنان شد: غنيمت ارتش از سلاح گروه هاي مسلح لبناني پس از آنكه جنگ داخلي به پايان رسيد و دولت تصميم گرفت گروه هاي شبه نظامي را منحل كند و سلاح هاي آنان را تحويل بگيرد.
به قاعده «بو بكش اما طعم آن را نچش»، واشنگتن از اطريق ابزارهاي داخلي خود در لبنان، هر گونه طرح جدي را براي حمايت از نهاد نظامي و فعال سازي آن را با مانع روبرو مي كند، چه اين كمك ها داخلي باشد و چه خارجي، تا از اين راه، خدمتي به دست پرورده خود، اسراييل كرده باشد. تصميم آمريكايي و خارجي، مانع از فروش سلاح هاي پيشرفته (موشك هاي ضد هوايي و دفاعيف ادوات سنگين و...) به ارتش لبنان مي شود؛ ارتشي كه دشمني رژيم صهيونيستي را در قلب دكترين رزمي خود جاي داده است، در حالي كه ميلياردها دلار را در قالب كمك هاي نظامي به اسراييل اعطا مي كند تا برتري اين رژيم را مانند حقي محفوظ نگه دارد.
پژوهش**۹۲۴۱