استاندارد مديريت سينما در دولت تدبير و اميد
تهران - واگذاري سكان هدايت سينما به مديري «شايسته» پس از نواخته شدن زنگ پايان فعاليت ضعيف مديريت كنوني سينما، چشم انداز روشني را پيش روي اين هنر - صنعت ترسيم مي كند.
کدخبر : 80777988(3480213)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۲۷
زمان مخابره :     ۰۹:۳۷
سرویس خبر : فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون-

دگرديسي «سينما» از آغازين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي رقم خورد و اين مقوله هنري با تاكيد موكد امام خميني(ره) بنيانگذار كبير انقلاب مبني بر اينكه «ما با سينما مخالف نيستيم، با فحشا مخالفيم» قدم به حياتي تازه گذاشت.
نظر به چنين رويكرد «والايي»، به جرات مي توان گفت سينما در مقايسه با ساير گونه هاي هنري، به عنوان سفيري فرهنگي، نقشي پر رنگ در انتقال مفاهيم ارزشي انقلاب اسلامي در عرصه بين المللي داشته است.
با مرور مختصر جشنواره هاي ريز و درشت سينمايي جهان، رويدادي يافت نمي شود كه خالي از حضور آثار و سينماگران ايراني باشد و يا نمي توان جايزه معتبر سينمايي را جست كه جاي آن در موزه سينماي ايران خالي باشد.
اين روزها با حضور «علي جنتي» بر كرسي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت يازدهم، انتخاب مدير آتي سينما، بحث «داغ» محافل هنري بويژه در ميان سينماگران شده است؛ اينكه چه كسي جانشين «جواد شمقدري» مي شود و چه سياستي را در قبال سينما پيش خواهد گرفت.
عمده فضاي «خوف و رجا»ي ايجاد شده در باره سينما و مديريت آتي آن، بي ارتباط با نوع مديريت و سياستگذاري شمقدري نيست؛ مديري كه با وعده پر طمطراق «ريل گذاري» براي سينما فعاليت خود را آغاز كرد و روزهاي پاياني خود را صرف «مين گذاري» در سينما كرده است.
گفته ها در مورد عملكرد شمقدري و نتايج اسف باري كه اقدامات او در چهار سال گذشته دامان سينماي «نجيب» و اكنون «نحيف» شده سينما را گرفت، بسيار است، اما با تحليل ويژگي هاي دوران تصدي گري وي و يافتن «جعبه سياه» سقوط سينما، مي توان جلوي ضرر را گرفت و براي سينما «طرحي نو» در افكند.
مدير آتي سينما كه به باور بسياري از صاحبنظران، كاري دشوار را براي «آباداني» دوباره سينما دارد، بايد در وهله نخست، تمركز خود را معطوف احياي صنوف و جبران انشقاقي كند كه سينما بدان دچار شده است.
اين انشقاق از ماجراي «شوم» انحلال خانه سينما كليد خورد، با تاسيس «خانه سينما ۲» ادامه يافت و با ايجاد اتحاديه «تهيه كنندگان ۲»، كانون «كارگردانان ۲» و اكنون با «نوگل» از راه رسيده «انجمن بازيگران ۲» قصد دارد به معركه اي جديد تبديل مي شود.
ايجاد فضاي «خودي»، «نخودي» و «بيخودي» در سينما محصول سياست رويكردي انشقاقي مديريت كنوني سينما بود؛ جراحتي كه بايد مدير آتي سينما با ايجاد «همدلي» و واگذاري امور به صنوف قانوني سينما به درمان آن بپردازد.
مدير بعدي سينما بايد نظرگاه «جهاني سازي سينماي نجيب ايران» را در دستور كار خود قرار دهد (سينمايي كه در مرحله نخست استاندارد سازي خود را در ابعاد مختلف توليد، توزيع و اكران با محور برنامه اي مدون و واقع بينانه و بهره گيري از راي و نظر سينماگران و نخبگان اين عرصه در دستور كار قرار دهد)؛ بدون شك اين مهم بدون حضور در رويدادهاي سينمايي جهان محقق نمي شود، از اين رو مديريت آتي سينما نبايد با برداشت هاي «غير معقول»، ارزش جشنواره هاي بزرگ سينمايي را با رويدادي محلي همطراز سازد.
مدير آتي سينما بايد عرصه فعاليت را براي سينماگران «كار بلد»، «كارنامه دار» و «صاحب سبك» فراهم سازد؛ سينماگراني كه طي چهار سال گذشته به خاطر سياست هاي «يك و بوم دو هوا» از قافله فيلمسازي جا مانده و براي ديگران فيلم ساختند.
مدير آتي سينما بايد طي دوره پيش رو، با برنامه ريزي منسجم و بهره گيري از تجربه سينماگران با تجربه و نخبگان اين عرصه بستر تربيت فيلمسازان جوان و مستعد را فراهم و با هدفمندسازي عملكرد بازوهاي اجرايي سازمان سينمايي در عرصه هاي يادشده نظير انجمن سينماي جوانان و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي زمينه آن را فراهم سازد.
مدير بعدي سينما سامان بخشي، بهسازي و احداث سالن هاي سينمايي را با تعامل نهادهاي شهري در برنامه داشته باشد و پرهيز از اجرا و تداوم طرح هاي «ول» شده حوزه اكران را از بي ساماني نجات دهد.
به باور بسياري از صاحبنظران، مدير آتي سينما ضمن آشنايي از تكنيك ها و فناوري پيشرفته سينمايي مي بايست زمينه در دسترس بودن آنها را براي سينماگران كشور فراهم كند.
بر اين اساس مدير آتي سينما بايد به بازتعريف سينمايي «فاخر» بپردازد و با فاصله گيري از «رويا پردازي» و در نظر گرفتن واقعيات، بودجه سينما را مصروف آثاري نسازد كه هيچ بازدهي چه از نظر بازگشت سرمايه و وجوه فرهنگي ندارد.
مدير آتي سينما بايد در چينش مديران خود، از بكارگيري افرادي كه وضعيت مبتلابه سينما، محصول همراهي و همكاري آنان با مديريت كنوني سينماست، پرهيز كند.
سينما اكنون از مرحله «آزمون» گذشته و «خطا» ها را نيز پست سر گذاشته و به افراديكه از «سبوي بشكسته» سينما طي چهار سال گذشته در كسوت هاي مختلف سيراب شدند نيازي ندارد.
صاحبنظران تاكيد دارند كه رييس بعدي عرصه هنر هفتم كشور نبايد از منظر تفكر، شيوه و مشي رفتاري و برنامه اي متاثر از مديريت فعلي سينما كه به هيچ عنوان رويكردشان در اين عرصه ثمر بخش نبوده، باشد.
به تعبيري، مدير آتي سينما مي بايست متناسب با شان و جايگاه اين عرصه از منظر مديريتي فردي قدبلند، داراي سابقه روشن، با تجربه و متناسب با ظرفيت و امكانات موجود در سينما باشد.
بطور قطع تهيه كنندگي چند فيلم سينمايي و دبيري چندين جشنواره متفرق و رزومه سازي هاي پرو پيمان، نمي تواند كلاهي براي افرادي باشد كه قصد دارند از نمد كهنه سينما براي خود دست وپا كنند.
دوران «كوتوله» ها به پايان رسيده و كرسي مديريت سينما كه اكنون به «صندلي داغ» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تبديل شده، به فردي شايسته، متعادل و جامع الاطراف نياز دارد.
بدون شك «صندلي داغ» سينما «سرير خون» نيست، كه بتوان در آن سينماي نجيب و هنرمندان شريف آن را «قرباني» تمناهاي شخصي كرد.
سينما در دولت «تدبير و اميد» نيازمند هوايي تازه است.
فراهنگ(۵) ** ۱۰۷۱