سرنوشتي كه با فرار رقم خورد
گروه اسناد و اطلاع رساني- تاريخ در بيست و پنجم مرداد ماه، بازگوكننده نخستين فرار محمدرضا پهلوي است. او كه توان رويا رويي با مشكلات را نداشت و در اداره كشور به جاي اتكا به قدرت و اعتماد ملت ايران به بيگانگان توسل مي جست، اين سرنوشت بيست و پنج سال بعد فراردوم را براي او رقم زد و اين بار هيچ قدرتي نتوانست سلطنت را به وي بازگرداند.
کدخبر : 80775631(3471914)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۲۵
زمان مخابره :     ۰۸:۰۷
سرویس خبر : پژوهش- اجتماعی - فرهنگی-

دوران حكومت محمدرضا پهلوي، با سايه هاي استبداد و ظلم همراه بود و بيگانگان با تاراج منابع و ثروت هاي ملي ايران مانع هرگونه استقلال و خودكفايي مي شدند.
از جمله منابعي كه مسير خودكفايي و استقلال ملي را به دشواري پيمود، صنعت نفت بود؛ منبعي كه پس از پشت سر گذاشتن مشكلات و موانع فراوان در بيست و نهم اسفند ماه ۱۳۲۹ ملي شد.
پس از اين اتفاق، بريتانيا و آمريكا، كه نابودي اهداف منفعت طلبانه خويش را در ايران به چشم مي ديدند براي بدست آوردن موقعيت قبلي خود راهكار ديگري را در دستور كار خويش قرار دادند.
در اين اثني، دادگاه لاهه نيز در جريان ملي شدن صنعت نفت و شكايت بريتانيا از اين موضوع، به نفع ملت ايران راي صادر كرد. ابرقدرت ها چاره اي جز ارائه نمايشي براي ناكارآمد جلوه دادن دولتي كه مسبب اين تحول ملي بود، نداشتند. بدين دليل با تحريم نفت ايران نخستين گام را برداشتند و به دنبال آن موانع بسياري را در اين مسير ايجاد كردند اما هيچ كدام از اين راه ها در از پا افتادن دولت مصدق موثر واقع نشد.
بنابراين تنها راه حل ممكن را در اجراي كودتايي ديدند كه زمينه آغاز دوباره سلطه آنان را فراهم كند و سبب براندازي دولت مصدق شود. بدين دليل از محمدرضا پهلوي خواستند كه كشور را ترك كند.
محمدرضا پهلوي كه مهره اي در دستان بيگانگان بود، جز اطاعت از اين فرمان چاره اي ديگر نداشت. بنابراين در ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ به صورت محرمانه حكم عزل محمد مصدق از نخست وزيري و جانشيني سرلشكر فضل الله زاهدي را صادر كرد و خود پس از صدور فرمان، با همسرش به رامسر رفت.
ساعت ۲ بامداد، فرمانده گارد شاهنشاهي با ابلاغ فرمان به مصدق، وي را به هنگام خروج از منزل بازداشت كرد. پس از اين واقعه، راديو تهران اين اقدام را كودتا خواند.
در اين اثني مردم در كنار رهبران ديني به حمايت همه جانبه از دولت محمد مصدق پرداختند و توانستند سبب شكست اين طرح شوند. محمدرضا پهلوي پس از شنيدن خبر شكست كودتا در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، با وحشت بسيار فرار را بر قرار ترجيح داد وبا يك هواپيماي دوموتوره از از ايران خارج شد و از عراق به ايتاليا رفت.
پس از اين واقعه، مردم با حمايت هاي همه جانبه از دولت محمد مصدق از وي خواستار لغو نظام سلطنتي شدند اما عوامل بيگانه كه كودتا را نافرجام و موقعيت مهره دست نشانده خويش را در خطر مي ديدند، دستور دادند تا با اجير كردن افراد بي نام و نشان كه اغلب از اوباش تهران بودند، با استفاده از سلاح هاي سرد در مناطق مختلف شرايط و اوضاع كشور را برهم زنند و اينگونه اوضاع سياسي را به نفع خود تغيير دهند.
تا آن هنگام، تمامي حوادث به نفع محمد مصدق پيش مي رفت اما نقشه اي ديگر، راه را براي ادامه دولت وي بست، چنانكه در بيست و هشتم مرداد ماه كودتاي ديگر به وقوع پيوست و محمد مصدق دستگير شد.
محمدرضا پهلوي كه در هاله اي از ترس و ابهام در كشور بيگانه به سر مي برد پس از شنيدن خبر سقوط مصدق در جريان كودتايي امريكا، به ايران بازگشت و دوباره حكومت مستبدانه خويش را ادامه داد.
ماجراي فرار اول محمدرضا پهلوي، كه تجربه اي تلخ اما در ظاهر پاياني شيرين داشت، فرار سرنوشت ساز و تاريخي دوم را در سال ۱۳۵۷ براي وي رقم زد، فراري بي بازگشت كه نقطه عطف پيروزي ملت ايران شد.
اطلاع**۹۱۲۸**۱۷۱۷