حمراء الاسد، جنگي كه به ياس مشركان انجاميد
تهران - بعد از جنگ احد نبردي ميان مسلمانان و كفار در منطقه حمراء الاسد در اطراف مدينه به وقوع پيوست كه اين جنگ با تدبير رسول خدا (ص) دشمن را از حمله مجدد كفار به سپاه اسلام مايوس كرد.
کدخبر : 80775241(3474535)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۲۴
زمان مخابره :     ۱۶:۰۴
سرویس خبر : فرهنگی- قرآن و معارف-

هشتم شوال سال سوم هجري بر اساس برخي منابع تاريخي يادآور نبردي است كه به جنگ حمراء الاسد معروف شد. بعد از جنگ احد و آمدن مسلمانان به مدينه، پيامبر اكرم (ص) براي آنكه مبادا قريش مراجعت كرده و به مدينه حمله كنند؛ دستور داد تا بلال ندا دهد كه امر خدا بر اين قرار گرفته و آنان كه در احد حاضر بوده اند و جراحت ديده اند؛ به تعقيب دشمن بروند و ياران پيامبر (ص) كار معالجه را رها كرده و لباس رزم پوشيدند.
اميرمومنان علي (ع) با اين كه بيش از ۸۰ جراحت برداشته بود؛ لباس رزم پوشيد و رسول خدا (ص) در حالي كه به او نگاه مي كرد و مي گريست؛ پرچم را به آن حضرت داد و مسلمين حركت كردند.
ظهر هشتم شوال بود كه لشكر اسلام در حمراء الاسد اردو زد و رزمندگان ماموريت يافتند تا جهت فراوان نشان دادن ياران پيامبر (ص) و لشكر اسلام، شب ها هر كدام در چند نقطه آتش روشن كنند. بنابراين روزها به جمع آوري هيزم مشغول بوده و شب ها به روشن كردن منطقه با شعله هاي آتش مي پرداختند.
نيروهاي اطلاعاتي قريش، سران كفر را از حضور نيروهاي اسلام، مطلع ساختند. صفوان بن اميه از سران لشكر كفر به پيروزي نسبي لشكر مكه قانع بود ولي ابوسفيان خواهان حمله دوباره و كشتن پيامبر اسلام بود.
روز نهم شوال معبد خزاعي رييس قبيله خزاعه، پس از ديدار با پيامبر اكرم (ص) با ابوسفيان ملاقات كرد و به او گفت كه پيامبر اسلام با لشكري بزرگ كه مانند آن را نديده ام، به سوي شما در حركت است و مردم مدينه يعني قبيله هاي اوس و خزرج همه آمده اند تا با شما بجنگند.
ابوسفيان كه گمان مي كرد با ضربات خود، پيامبر اعظم (ص) و ياران آن حضرت را به ستوه آورده، انتظار شنيدن چنين سخناني را نداشت و به ياد شجاعت پيامبر اسلام در جنگ بدر افتاد و از اين كه سرسختي او موجب شكست ديگري بر مشركين شود؛ از تصميم خود منصرف شد و نظر صفوان بن اميه را قبول كرد و سپس به مكه بازگشت.
آيات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره آل عمران درباره رزمندگان حمراء الاسد نازل شد كه مي فرمايد: آنان كه (در نبرد احد) پس از آنكه زخم برداشته بودند، دعوت خدا و پيامبر را اجابت كردند، براي كساني از آنان كه نيكي و پرهيزگاري كردند؛ پاداشي بزرگ است. اين ها كساني بودند كه (برخي از) مردم به آنها گفتند لشكر
دشمن براي حمله به شما گرد آمده اند، پس، از آنها بترسيد ولي اين سخن بر ايمانشان افزود و گفتند خدا ما را كافي است و بهترين حامي ماست.
فراهنگ(۲)**۱۰۰۳** ۱۴۱۸