در حاشيه تحولات اخير منطقه جنوب و شرق آسيا
مسلمانان آسيا در برابر خشونت، تهديد و تبعيض فزاينده (قسمت دوم و آخر)
گروه تحقيق و تفسير خبر- قرار گرفتن مسلمانان جوامع جنوب و شرق آسيا در وضعيت اقليت مذهبي، سبب پايمال شدن حقوق انساني و شهروندي آنان در برخي كشورهاي منطقه شده كه اين مساله نگراني بسياري از مسلمانان جهان و نيز فعالان مستقل حقوق بشر را برانگيخته است.
کدخبر : 80771820(3469990)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۲۲
زمان مخابره :     ۱۱:۲۸
سرویس خبر : پژوهش- سیاسی- بین المللی-

رخدادهايي كه طي روزهاي اخير در سريلانكا و كشمير به وقوع پيوسته، سبب شده تا توجه برخي از ناظران به وضعيت اقليت مسلمانان جنوب و شرق آسيا معطوف شود.
به موازات حمله بوداييان خشونت طلب به مكان ها و اجتماعات اسلامي در سريلانكا، شماري از مسلمانان ساكن كشمير متعلق به قلمرو كنترل هند نيز همزمان با برگزاري مراسم مذهبي مربوط به عيد فطر، قرباني درگيري با هندوهاي افراطي شدند.
رخدادهايي از اين دست كه پس از خشونت هاي اخير عليه مسلمان ميانمار صورت مي گيرد، بيش از پيش نمايانگر معضلاتي است كه اقليت مسلمانان كشورهاي آسيايي با آن دست به گريبان هستند.

** نگاهي به وضعيت مسلمانان شرق و جنوب آسيا
..............
در زمان حاضر منطقه شرق و جنوب آسيا را مي توان يكي از مهمترين كانون هاي جمعيتي مسلمانان جهان به شمار آورد.
پس از آشنايي مردمان جوامع آسيايي با اسلام كه در ابتدا از طريق داد و ستد با بازرگانان و دريانوردان مسلمان در سده هاي ابتدايي هجري صورت گرفت، اين آيين به يكي از پرطرفدارترين مذاهب منطقه تبديل شد و بسياري از پيروان اديان باستاني و قديمي شرق و جنوب آسيا نظير بوديسم، هندوييسم، شينتو، جين، تائويسم، كنفسيوسيسم و حتي مسيحيت را به خود جذب كرد.
در زمان حاضر، اسلام آيين مذهبي اكثريت شهروندان كشورهايي چون اندونزي، مالزي و برونئي در شرق و پاكستان در جنوب آسيا به شمار مي رود.
و اما در مجاورت كشوري نظير اندونزي كه با نزديك به ۲۵۰ ميليون نفر جمعيت و اكثريت ۸۷ درصد مسلمان، پر جمعيت ترين كشور اسلامي به حساب مي آيد، كشورهايي ديگري هستند كه در آن ها مسلمانان در وضعيت اقليت قرار دارند.
تايلند، فيليپين، سنگاپور، ميانمار و ... را مي توان در زمره اين كشورها به شمار آورد كه اقليتي از مسلمانان را در خود جاي داده اند.
و اما در طول سده هاي گذشته، وضعيت اقليت مسلمانان در جنوب و شرق آسيا دستخوش فراز و نشيب هاي فراواني بوده است. ورود قدرت هاي استعماري به آسيا از جمله مهمترين تحولاتي بود كه وضعيت مسلمانان را دگرگون ساخت و تنگناها و محذورات اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي فراواني را به نسبت گذشته براي آنان به وجود آورد.
پس از دوران استعمار نيز شكاف هاي مذهبي به يكي از مهمترين مولفه هاي جريان ساز در آسيا تبديل شد و تحولاتي نظير استقلال پاكستان به عنوان يك كشور اسلامي را از هند در سال ۱۹۴۷ ميلادي (۱۳۲۶ ه.شمسي) به بار آورد.
و اما در كشوري چون فيليپين در جنوب شرقي آسيا، دهه ها حاكميت استعماري اسپانيايي ها و سپس آمريكايي ها منجر به تشديد فشارهاي گوناگون بر جامعه مسلمانان فيليپين شد. كشوري كه در زمان حاضر ۵ تا ۱۰ درصد از جمعيت ۱۰۵ ميليون نفري آن مسلمان هستند.
با پايان جنگ جهاني دوم و استقلال فيليپين در سال ۱۹۴۶ ميلادي، اكثريت مسيحيان اين كشور قدرت را در دست گرفتند و سعي كردند تا ديگر اقليت هاي مذهبي را تا حد ممكن از مركز قدرت سياسي و اقتصادي دور نگاه دارند.
در اين پيوند بايد به تنش هايي اشاره كرد كه در اواخر دهه ۶۰ ميلادي به وقوع پيوست و تبديل اين تنش ها به درگيري هاي قومي و مذهبي سبب كشتار و آوارگي هزاران تن از مسلمانان فيليپين شد.
در چنين فضايي جبهه آزاديبخش اسلامي مورو شكل گرفت تا در برابر اعمال فشار بر مسلمانان مناطقي چون ميندانائو، باسيلان و ...، از ايده خودمختاري ايالت هاي مسلمان نشين دفاع كند.
در طول دهه هاي گذشته و تا پيش از موافقتنامه خودمختاري ايالت هاي مسلمان نشين در چارچوب دولت محلي بانگسامورو كه در اواسط مهرماه سال گذشته بين دولت مانيل و رهبران جببه مورو به امضا رسيد، هزاران مسلمان فيليپيني قرباني خشونت هاي قومي و مذهبي و ميليون ها نفر نيز مجبور به ترك خانه و كاشانه خود شدند.
در كشوري چون تايلند نيز مي توان شاهد تحولاتي مشابه با فيليپين بود. در اسفند سال گذشته مقامات دولتي اين كشور و نمايندگان جبهه انقلابي ملي در كوالالامپور پايتخت مالزي با يكديگر ديدار كردند تا به سال ها خشونت و ناآرامي در مناطق مسلمان نشين جنوب تايلند پايان دهند.
دور جديد خشونت هاي فرقه اي و ناآرامي ها در مناطق جنوبي تايلند از سال ۲۰۰۴ ميلادي كليد خورده و در جريان درگيري هاي شبه نظاميان استقلال طلب و نيروهاي امنيتي تايلند تاكنون پنج هزار نفر كه بيشتر آنان غير نظامي بودند، كشته شده اند.
برخي تحليلگران زمينه اصلي تمايل برخي گروه هاي مسلح به استقلال ايالت هاي جنوب تايلند را به تبعيض و نابرابري در حقوق شهروندي ساكنان اين ايالت ها و به عبارتي مناطق مسلمان نشين مربوط مي دانند.
در اين كشور ۶۷ ميليون نفري، مسلمانان نزديك به پنج درصد از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند و بزرگترين اقليت مذهبي به شمار مي آيند. اين در حالي است كه به زعم برخي ناظران، دولت بانكوك در سال هاي اخير تلاش كرده تا با سياست هاي همگون سازي فرهنگي، مسلمانان را به سمت استحاله فرهنگي و مذهبي در جامعه اكثريت بودايي سوق دهد.
در اين پيوند، ايجاد محدوديت ها و تنگناهايي بر سر انجام فرايض ديني و استفاده از حجاب، تلاش براي تغيير نام هاي اسلامي براي اشخاص و مكان ها و نيز فرودست و ضعيف نگاه داشتن مسلمانان از نظر اقتصادي از جمله رويكردهايي است كه موجبات تبعيض در حقوق شهروندي مسلمانان را فراهم آورده و سبب شده تا آنان شهرونداني درجه دوم به حساب آيند.
و اما در ميانمار كه كانون اصلي تصفيه نژادي در شرق آسيا به شمار مي آيد، بسياري از مسلمانان بخصوص ساكنان نواحي غربي حتي شهروند ميانماري نيز به شمار نمي روند و از آن ها با عنوان مهاجراني غير قانوني ياد مي شود. اين در حالي است كه روهينگياها داراي سابقه حضور چند صد ساله در سكونتگاهايشان در غرب اين كشور هستند.
و اما كشتار مسلمانان در ميانمار تنها محدود به مناطق مركزي اين كشور نبوده است. در آخرين روزهاي سال گذشته در شهر ميكتيلا واقع در مناطق مركزي ميانمار، نزديك به ۴۰ تن قرباني خشونت بوداييان افراطي شدند.
در جريان رخدادهاي ميكتيلا، ربودن ۲۰ نوجوان مسلمان از مدرسه، كشتن، قطعه قطعه كردن و سپس سوزاندن آنان در انظار عمومي اوج قساوت و كينه اين افراطيون مذهبي از مسلمانان را نمايان ساخت.
در اين كشور آسياي جنوب شرقي كه مسلمانان حدود ۴ درصد از جمعيت آن را تشكيل مي دهند، جنبش هايي سامان يافته كه خود را متصدي اصلي نسل كشي مسلمانان مي انگارند.
جنبش ۹.۶.۹ عنوان سازماني است كه با رهبري آشين ويراتو راهب افراطي بودايي يا همان بن لادن ميانمار، پروسه اعمال خشونت سازمان يافته عليه مسلمانان و تصفيه نژادي و مذهبي در اين كشور را دنبال مي كند و در سكوت معنادار و در واقع زير لواي حمايت هاي دولت، كشتار، آتش زدن سكونتگاه ها و اعمال فشار همه جانبه بر مسلمانان و تخريب مساجد را در دستوركار خود قرار داده است.
علاوه بر كشورهاي مذكور كه جوامع مسلمانان را به عنوان بزرگترين اقليت مذهبي در خود جاي داده اند مي توان به چين و هند اشاره كرد كه به رغم تنوع و تعدد فرقه هاي مذهبي، مسلمانان در اين دو كشور از شرايط و وضعيت مطلوبي برخوردار نيستند.
در جريان درگيري هاي نژادي-مذهبي سال ۲۰۰۹ ميلادي (۱۳۸۸ ه.شمسي) بين مسلمانان اويغوري و هان هاي چيني در ايالت سين كيانگ، ده ها تن كشته و هزاران نفر مجروح شدند و برخي مساجد مسلمانان به آتش كشيده شد.
در هند نيز مي توان هر از چندگاهي شاهد درگيري هندوهاي افراطي با مسلمانان و حمله به مراكز و اماكن مذهبي آنان بود. رخدادهايي كه در سال هاي اخير مشابه آن بارها در مناطق و كشورهاي مجاور هند نظير كشمير يا نپال نيز به وقوع پيوسته است.

** سخن نهايي
........
با توجه به رخدادهاي مربوط به جوامع جنوب و شرق آسيا طي دهه هاي گذشته و سال هاي اخير مي توان گفت كه اقليت مسلمانان كشورهاي منطقه گرفتار تنگناها و تضييقات فراوان اجتماعي، سياسي، اقتصادي و حتي امنيتي بوده اند.
اين در حالي است كه اقليت هاي مذهبي ديگر، همچون مسيحيان در جوامعي با اكثريت بودايي يا هندو، داراي وضعيتي متفاوت با مسلمانان بوده و در لواي حمايت كشورهاي غربي تا حد زيادي از آسيب هاي مربوط به زندگي در چارچوب اقليت هاي ديني بركنار بوده اند.
برخي ناظران فعاليت گروه هاي افراطي مذهبي همچون ابوسياف در كشورهاي منطقه را دليل اصلي شدت گرفتن فشارهاي سياسي و اجتماعي بر مسلمانان بر مي شمرند. اين در حالي است كه عكس اين فرضيه به اثبات رسيده و در كشورهايي نظير سريلانكا و ميانمار كه داراي اقليت مسلمان صلح جو و عاري از گروه هاي خشونت طلب مذهبي هستند، شدت عمل عليه مسلمانان بيشتر بوده است.
به هر ترتيب، اقليت هاي مسلمان در جوامع كشورهاي آسيايي را مي توان ستمديده ترين اقليت هاي مذهبي در جهان به شمار آورد كه در فضاي بي تفاوتي بسياري از دولت هاي جهان اسلام با تنگناهاي جدي و دشواري هاي فراواني دست به گريبان هستند.
تحقيق**۹۲۷۹**۱۳۵۸