برنامه هاي ظريف براي تصدي وزارت خارجه؛
رويكرد همكاري و رقابت به جاي تقابل يا همكاري بي قيد و شرط
تهران - «محمد جواد ظريف» گزينه پيشنهادي رييس جمهوري اسلامي ايران براي تصدي وزارت خارجه در دولت يازدهم، برنامه هاي خود را براي اين وزارت خانه در چهار بخش تشريح كرد.
کدخبر : 80765921(3463229)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۱۶
زمان مخابره :     ۱۱:۴۷
سرویس خبر : سياسي- دولت- سیاست خارجی و هسته ای-

به گزارش ايرنا از پايگاه اطلاع رساني دولت، ظريف داراي سوابق اجرايي طولاني در سمت هاي حساس وزارت امور خارجه است كه از جمله به مدت ۱۰ سال مسووليت معاونت حقوقي و بين‌المللي وزارت امور خارجه را به عهده داشته و پنج سال سفير و نماينده دائم در سازمان ملل متحد در نيويورك بوده است.
سابقه تدريس وي بيش از دو دهه است كه از جمله مي توان به استاد ميهمان در دانشكده روابط بين‌الملل و استاد ميهمان و عضو هيات علمي (گروه حقوق عمومي) دانشكده حقوق و علوم سياسي‌ دانشگاه تهران اشاره كرد.
ظريف، متن كامل برنامه هاي خود براي اين وزارتخانه را به شرح زير اعلام كرده است:

۱- اهداف سياست خارجي
سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران مانند هر دولت ديگري كه خواهان حضور فعال و تأثيرگذار در صحنه متحول منطقه اي و جهاني است بر اساس يك رشته اهداف كلان كه عموما در تمامي شرايط و احوال ثابت و غيرقابل خدشه بوده و همچنين يك سلسله اهداف اجرايي و عملياتي كه در پرتو شرايط و تحولات منطقه اي و جهاني و ضرورت ها، نيازها و مصالح ملي تعيين مي شوند، شكل مي گيرد. هريك از اين موارد بايد به روشني و با صراحت و دقت ترسيم شود.

۱-۱- اهداف كلان سياست خارجي
برمبناي قانون اساسي، رهنمودهاي امام راحل (قدس سره) و مقام معظم رهبري (مدظله العالي) و اسناد بالادستي جمهوري اسلامي ايران و به منظور پيشبرد آرمان هاي انقلاب اسلامي، اهداف سياست خارجي كشور در محورهاي ذيل قابل دسته بندي است:
پاسداري از استقلال، وحدت ملي و تماميت ارضي كشور،
كمك به تأمين امنيت ملي،
اعتلاي منزلت ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي ايران و ايراني،
افزايش نفوذ منطقه اي و جهاني و كاهش آسيب پذيري هاي كشور،
ارتقاي روابط و كاهش تنش ها و خصومت ها،
كمك به توسعه، پيشرفت و رشد همه جانبه كشور،
ترويج مردم سالاري ديني و معيارهاي الهي،
ايفاي نقش مؤثر و نهادسازي به منظور كمك به استقرار صلح و ثبات پايدار در منطقه و جهان.
۱-۲- اهداف اجرايي و عملياتي
به منظور تبيين هوشمندانه اهداف عملياتي سياست خارجي، فهم و شناخت دقيق و عيني شرايط جهاني، ترسيم جايگاه ايران در شرايط متحول فعلي و شناسايي واقع بينانه فرصت ها و چالش ها غيرقابل اجتناب است. لذا:
۱-۲-۱- شناخت محيط سياست خارجي
دوران فعلي در روابط بين المللي دوران انتقالي و گذار است بدين معني كه نظم بين المللي دوقطبي كه در سال هاي پاياني قرن بيستم دچار تحول ساختاري شد، هنوز به نقطه كانوني مشخصي نرسيده و از نظم قطعي و نهادينه برخوردار نشده است.
دوران گذار به دليل سياليت، پيچيدگي و ابهام ذاتي از حساس ترين، مخاطره آميزترين و سرنوشت سازترين مقاطع تاريخي نظام بين الملل به حساب مي آيد. دوران هاي گذار در گذشته اغلب با جنگ ها و رقابت هاي نظامي قهرآميز قدرت هاي بزرگ همراه بوده است. در دوره انتقالي كنوني، رقابت‌ها با توجه به عواقب درازمدت آنها از شدت بيش تري برخوردارند. ولي با توجه به تحولات در محيط تعامل جهاني و تغييرات در ماهيت قدرت و تنوع بازيگران، رقابت ها در دوره گذار كنوني بيشتر در اشكال غيرنظامي صورت مي پذيرد.
مفهوم قدرت با تحول محتوايي مواجه شده است. گذار از تمركز بر قدرت نظامي سنتي به ساير ابعاد نوظهور قدرت، اصالت يافتن مشخصه هاي فرهنگي، معنايي، هنجاري، گفتماني و نامتقارن و اشاعه معاني غير نظامي قدرت مانند قدرت اقتصادي، قدرت تكنولوژيك، قدرت نرم، قدرت بازيگري و قدرت اجماع سازي از نمادهاي اين تحول بوده است. به همين دليل فضا براي قدرت هاي منطقه اي از جمله جمهوري اسلامي ايران به طرز بي سابقه اي باز شده است. افزايش نقش ديپلماسي عمومي و تأثير فزاينده فضاي مجازي بسياري از مؤلفه هاي سياست خارجي را دستخوش تحول كرده است.
عليرغم تحولات بنيادين در ساختار نظام بين المللي، برخي وابستگان فكري، سياسي و اقتصادي نظم فروپاشيده دوقطبي براي حفظ منافع و توجيه سياست هاي خود نياز به تقابل و ترسيم اردوگاه دشمن ايدئولوژيك جديد دارند. به همين دليل خلاء رقابت ايدئولوژيك در سال هاي ابتدايي پس از پايان جنگ سرد تلاش براي جايگزيني دشمني ايدئولوژيك را به همراه داشت.
با توجه به افزايش چشمگير نقش و نيروي اسلام و مسلمانان در شرايط كنوني بين المللي، نظريه هاي پايان تاريخ و برخورد تمدن ها در كنار تلاش هاي سياسي براي تشديد بيگانه ستيزي و جهت دهي آن به سمت اسلام هراسي نشانگر تلاش براي ترسيم دشمن جديد ايدئولوژيك در جامعه جهاني است.
تا آغاز سده بيستم دولت -ملت ها تنها بازيگران، مخاطبان و تصميم سازان روابط بين الملل بودند. اما پايان نظام دوقطبي، زمينه كثرت گرايي را درنظام بين الملل فراهم آورده و بازيگران نوظهور دولتي و غير دولتي ازامكان نقش آفريني بيش تري برخوردارشدند. از مهمترين ويژگي هاي اين تحول، بازيگري و كنشگري فرد و گروه هاي ذي نفوذ در روابط بين المللي است.
پيوستگي متقابل منطق تعاملات و رفتارهاي بين المللي بازيگران در فضاي نوظهور است كه در آن برخلاف دوران هاي گذشته، رفتارهاي انفرادي كشورها و بازيگران و بي اعتنايي آنها به شرايط و الزامات رفتار جمعي سبب مي شود تا در عرصه نظام بين الملل با بن بست و چالش مواجه گردند. دوران انزواجويي ارادي و داوطلبانه در روابط بين الملل سپري شده و عدم نقش آفريني و يا غياب در عرصه هاي منطقه اي و بين المللي نه يك امتياز كه نوعي نقطه ضعف و كاستي محسوب مي شود. حاصل اين فرايند، گرايش به رفتارهاي جمعي و چندجانبه بوده است.
چندجانبه گرايي ضرورت يافتن پاسخ جمعي به مسائل و چالش هاي جهاني است تا جايي كه حتي قدرت هاي بزرگ نيز نمي توانند با رفتارها و سياست هاي يك جانبه به نحو تام و تمامي به اهداف جهاني خود نايل آيند و نياز به ائتلاف سازي دارند. ائتلاف ها عمدتا موقتي و مقطعي بوده و موضوعات مختلف روابط خارجي كشورها را در بر مي گيرند. رويكرد همكاري و رقابت جاي تقابل يا همكاري بي قيد و شرط را گرفته است.
بازي با حاصل جمع صفر جايگاه خود را در روابط بين الملل از دست داده و گرچه هنوز بسياري از حكومت ها تلاش مي كنند منافع و اهداف خود را با هزينه ديگر كنشگران به پيش ببرند، ولي بازيگراني كه بر ديدگاه بازي با حاصل جمع صفر و يا بازي برد-باخت اصرار مي ورزند، شرايط باخت –باخت را به خود و ديگركنشگران تحميل مي كنند.
گرچه در بين دولت‏ها، عمده‏ترين بازيگر كماكان ايالات متحده آمريكا است، اما رهبري جهاني آمريكا با چالش روبرو بوده و آمريكا ناگزير از همكاري بين المللي شده است. قدرت جهاني چين و هند در حال افزايش است و روسيه نيز تلاش براي افزايش نقش بين المللي را بدون ورود به جنگ سرد جديد دنبال كرده است. به نظر نمي رسد قدرت هاي بين المللي، غربي، نوظهور و قدرت هاي در حال رشد وارد منازعات نظامي بين خود شوند.
در شرايط حاضر همه كنشگران جهاني صرف نظر از ميزان قدرت خود، نگاه تجديد نظر طلبانه به وضع موجود داشته و درپي شكل دهي به وضع مطلوب هستند تا از اين طريق به حفظ موقعيت و يا دستيابي به سهم بيش تر و ارتقاي جايگاه خود بپردازند. رقابتي هنجاري، ارزشي و فرهنگي بين همه قدرت ها و كنشگران در جريان است.
نظر به وجود ابهامات و متغيرهاي نوظهور در دوره انتقالي، امكان خطا در برآورد قدرت خود و ديگران و نيز پيش بيني نيات و عكس‌العمل‌هاي ديگران و نيز هزينه ناشي از چنين اشتباه محاسبه اي بسيار بالاست. دريافت و برداشت منطبق بر واقعيت از شرايط جهاني، رفتار ساير بازيگران و توانايي هاي خود، عامل حياتي در شكل دادن به رفتار محاسبه شده و منطبق بر منافع كشورها است. قدرت هاي بزرگ، متوسط و حتي كوچكي كه ارزيابي صحيحي از شرايط انتقالي داشته و برنامه ريزي هوشمندانه اي براي بهره برداري از اين شرايط با شناخت واقع بينانه مزيت هاي نسبي و آسيب پذيري هاي خود داشته باشند، مي توانند جايگاه جهاني خود را ارتقا داده و قدرت و نفوذ خود را نهادينه و تثبيت نمايند. در مقابل آن دسته از كشورها كه ارزيابي صحيحي از شرايط انتقالي و توانمندي ها و آسيب پذيري هاي خود ندارند، موقعيت و نفوذ خود را ازدست داده و به حاشيه رانده مي شوند.
۱-۲-۲- جايگاه ايران در شرايط انتقالي جهاني
در دوران انتقالي كنوني، ايران خود يكي از منابع و موضوعات اصلي در شكل دادن به نظام بين المللي در حال شكل گيري است. لذا در صورت ارزيابي دقيق و ايفاي نقش حساب شده، مي تواند قدرت خود را نهادينه و اثرگذار كند.
با توجه به اين واقعيت كه منابع غيرنظامي قدرت و به ويژه قدرت اقناعي و گفتمان هاي تأثيرگذار در شكل گيري ساختار آتي روابط بين الملل نقش برجسته اي دارند، جمهوري اسلامي ايران از نقش برجسته اي در روابط بين المللي مخصوصا در عرصه ارزشي، هنجاري و معنائي برخوردار است.
۱-۲-۲-۱- فرصت ها:
مجموعه اي از توانمندي هاي فعلي و بالقوه، ظرفيت جدي براي بازيگري مؤثر ايران در دوران گذار كنوني درصحنه جهاني فراهم آورده است.
عدم وابستگي و استقلال ايران در سياست خارجي امكان حضور ايران در صحنه بين المللي بدون محظورات معمول ساير بازيگران را فراهم كرده است.
پيام جهاني مردم سالاري ديني و رسالت جهاني تعريف شده در قانون اساسي و اسناد بالادستي، هويتي تأثيرگذار از ايران ساخته است كه امكان فراتر رفتن گستره حضور و نفوذ ايران از يك قدرت مياني و منطقه اي را فراهم مي سازد.
توان مندي جمهوري اسلامي براي ايفاي نقش به عنوان يك كنشگر ارتباطي ميان مناطق مختلف، كه از آثار استقلال سياسي و ديدگاه و رسالت جهاني كشور است، ظرفيت ويژه اي را براي كشور فراهم مي نمايد.
حضور پرشور مردم در انتخابات ۲۴ خرداد با بازسازي سرمايه اجتماعي كشور زمينه را براي تقويت نقش الهام بخشي ايران مهيا ساخته است.
تقويت جايگاه جمهوري اسلامي ايران در نهضت هاي اجتماعي پس از انتخابات ۹۲ توان بازيگري جمهوري اسلامي ايران را نيز افزايش داده است.
ثبات و آرامش جمهوري اسلامي ايران در زماني كه منطقه در آتش بي ثباتي مي سوزد، فرصت و مسوليت بي نظيري را فراروي نظام قرار داده است.
موقعيت ايران در شكل‌دهي به ساختار معنايي نظام بين‌الملل آينده، با عنايت به فرصت ­هاي استراتژيك ناشي از شرايط انتقالي، بسيار قابل توجه است.
ايران با خودباوري نقش معنايي خود را فراتر از مرزهاي جغرافيايي تعريف كرده و در مورد آينده نظام بين‌الملل داراي ديدگاه مستقل و قابل ارائه است.
سابقة غني فرهنگي و تمدني و عمق و گستره خاستگاه فرهنگي ايران، توان عملي براي نقش آفريني جهاني در حوزه نظام معنايي براي ايران فراهم كرده است.
تركيب خودباوري، پيام جهاني و توان مندي فرهنگي، به ايران توانايي تأثيرگذاري بيشتري بر جهت‌گيري مباني نظم آينده بين‌المللي اعطا كرده است.
آينده منطقه به نقش ايران بستگي بنيادين خواهد داشت وهيچ بازيگري در سياست خود نمي‏تواند نقش ايران را ناديده انگارد.حذف برخي رقباي منطقه اي ايران شرايط را براي بازيگري ايران فراهم تر ساخته است.
چالش هاي داخلي و منطقه اي قدرت هاي رقيب پيراموني و شرايط دشوار آمريكا و ساير قدرت هاي معارض در سوريه، عراق و افغانستان مي توانند زمينه هاي قابل استفاده اي براي تبديل به فرصت و بهره برداري هوشمندانه از وضعيت هاي مذكور تلقي شوند.
موفقيت حركت هاي مردمي در منطقه، چالش هاي فراروي حكومت هاي سكولار اسلام گرا و ضرورت تبيين الگوي بومي مردم سالاري ديني فرصت مناسبي براي تبيين و ارائه عملي اعتدال به عنوان تجلي گفتمان اصيل انقلاب اسلامي به ويژه در سايه انتخابات اخير در كشور فراهم مي كند.
رياست ايران بر جنبش عدم تعهد نيز مي تواند فرصتي را براي بهره برداري بهينه در جهت ارتقاي ديدگاه ها و منافع ايران و كشورهاي همسو و همفكر فراهم سازد.
۱-۲-۲- ۲- چالش ها
تداوم بي ثباتي در منطقه پيراموني ايران
خاورميانه همچنان كانون حادترين و عمده‌ترين بحران‌هاي منطقه‌اي است كه حتي نسبت به گذشته از وضعيت پيچيده‌تري برخوردار شده است. ريشه‌دارترين بحران خاورميانه، اشغال و نقض حقوق مردم فلسطين است كه تمامي روندهاي منطقه‌اي از جمله روند توسعه سياسي و اقتصادي را تحت تأثير خود قرار داده است.
تحولات داخلي دركشورهاي عربي علاوه بر تغيير در وضعيت داخلي كشورهاي منطقه موجب تغيير در موازنه قدرت منطقه‌اي شده و به نظر مي‌رسد اين تحولات در سال‌هاي آينده نيز همچنان تداوم داشته باشد. بحران سوريه با توجه به دخالت هاي قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي يكي از مهمترين عرصه‌هايي است كه مي‌تواند بر آينده موازنه قدرت در منطقه تأثيرگذار باشد.
بحران افغانستان به دليل تأثيرات منطقه‌اي آن، مداخله آمريكا، حضور نيروهاي ناتو، و ارتباط آن با تروريسم، افراطي‌گري و مواد مخدر به چالشي بين‌المللي تبديل شده است.
تلاش آمريكا و رژيم صهيونيستي در گسترش ايران هراسي، اسلام هراسي و شيعه هراسي و امنيتي سازي نقش و جايگاه جمهوري اسلامي ايران:
جلوه دادن ايران به عنوان يكي از تهديدات امنيت بين‌الملل با تصويب قطعنامه هاي متعدد شوراي امنيت حاوي تحريم هاي گسترده عليه كشور و همچنين تصويب قطعنامه هاي مجمع عمومي و شوراي حقوق بشر در مورد ادعاي نقض حقوق بشر،
تلاش براي نهادينه كردن تهديدها عليه كشور،
تلاش براي تضعيف موقعيت واعتبارجهاني ايران،
افزايش وحدت رويه ميان مخالفان كشور،
تلاش براي شكستن و ناموفق نشان دادن الگوي جمهوري اسلامي ايران در مردم سالاري ديني،
افزايش تأثيرگذاري رقبا درسطح منطقه:
تلاش براي تضعيف اهرم هاي راهبردي ايران در برخي كشورهاي منطقه،
تلاش ها براي بازگرداندن طالبان به صحنه تعاملات منطقه اي،
تشديد اختلافات ايران باكشورهاي حاشيه خليج فارس،
پيشي گرفتن برخي كشورهاي منطقه برخلاف هدف گذاري هاي سند چشم انداز و توفيق نسبي آنها در ايفاي نقش مؤثر منطقه اي و ارائه الگوي الهام بخش،
غيبت ايران در سازوكارهاي امنيتي منطقه در خليج فارس، اوراسيا و جهان عرب
۱-۲-۳- اهداف اجرايي و عملياتي در پرتو تحولات جهاني و شرايط ايران
تعامل سازنده و مؤثر با جهان؛
شكست دادن طرح آمريكايي –صهيونيستي امنيتي كردن ايران در نظام بين الملل؛
تنش زدايي، بازسازي و اصلاح تعاملات با قدرت هاي مؤثر بين المللي در جهت منافع ملي؛
عادي سازي و بهبود روابط با كشورهاي منطقه به ويژه همسايگان؛
بازسازي روابط با شركاي سنتي در اروپا و آسيا؛
مديريت، كاهش و لغو تحريم هاي بين المللي، چندجانبه و يك جانبه؛
تأثيرگذاري سازنده بر روند تحولات جهاني به ويژه در حوزه هاي مبارزه با تروريسم و افراط گرايي و جلوگيري از اشاعه سلاح هاي كشتار جمعي؛
تقويت نقش الهام بخشي ايران از طريق تبيين نگاه مبتني بر مردم سالاري ديني.

۲- گفتمان سياست خارجي
۲-۱- تببين گفتمان سياست خارجي
اعتدال به معناي ايجاد توازن ميان آرمان و واقعيت در مسير جهت دادن واقعيات به سمت آرمان هاست. گفتمان اعتدال در سياست خارجي دولت تدبير و اميد حركت واقع بينانه، خودباورانه، متوازن و هوشمندانه از تقابل به گفتگو، تعامل سازنده و تفاهم به منظور ارتقاي جايگاه، منزلت، امنيت و توسعه كشور مي باشد.
۲-۲- عناصر شكل دهنده گفتمان اعتدال
واقع بيني: شناخت نظام بين الملل، ماهيت، ساختار و روابط قدرت، و محدوديت و امكان زايي آن، باور به آرمان ها و ارزش هاي انقلاب اسلامي، شناخت ظرفيت ها، توانمندي ها و محدوديت هاي ملي و پرهيز از تحقير، تخفيف و يا بزرگنمايي ديگران؛
خودباوري: اتكا به توانمندي هاي مادي و معنايي كشور، عقلانيت و خرد جمعي، طراحي، تدبير، شجاعت و ابتكار عمل در سياست خارجي، استقامت در پاسداري از ارزش ها، منافع و آرمان ها، صلح طلبي و عدالت خواهي و همچنين صداقت، پاسخگويي و اصلاح پذيري در سطح ملي؛
آرمان گرايي واقع بينانه
توازن در آرمان و واقعيت، اهداف ملي و فراملي، نيازمندي هاي ملي، منطقه اي و جهاني و ابزارها و روش هاي اعمال قدرت، به همراه استمرار و تغيير در سياست خارجي، تناسب اهداف و ابزار و بهره گيري از روش هاي متنوع و متكثر در جهان متنوع و متكثر؛
تعامل سازنده و مؤثر بر اساس تعامل و گفتگو از جايگاه برابر، احترام و منافع متقابل، كاستن از خصومت ها و تنش زدايي متقابل و اعتماد سازي متقابل.

۳- راهبردها
۳-۱- راهبرد كلان
راهبرد كلان سياست خارجي، تفاهم و اجماع در سطح ملي و اعتدال گرايي، همكاري و تعامل سازنده و تأثيرگذار در روابط خارجي براساس رويكرد عزت، حكمت و مصلحت مي‌باشد. راهبرد مزبور در راستاي دستيابي به اهداف سند چشم‌انداز، تقويت امنيت ملي، رفع تهديدات خارجي، محوري قرار دادن اقتصاد و توسعه ملي درروابط خارجي، خنثي‌سازي برنامه اسلام ستيزي و ايران هراسي در جهان و به ويژه منطقه، ارتقاي اعتبار و افزايش احترام و عزت ايران در سطح منطقه و جامعه بين‌المللي و جهان در حال گذار تعريف مي‌شود. بر اين اساس راهبرد كلان سياست خارجي دولت تدبير و اميد در محورهاي ذيل دسته بندي مي شود:
ايجاد نظام برنامه ريزي و تصميم گيري متمركز و منسجم در سياست خارجي،
تقويت فهم مشترك و اجماع داخلي در حوزه سياست خارجي از طريق تعامل فعال و مؤثر با مجلس شوراي اسلامي، دانشگاه ها و مؤسسات مطالعاتي
شناسايي مستمر تهديدها و فرصت ها به منظور استفاده و بهره گيري به موقع از فرصت ها و تبديل تهديد به فرصت و يا مقابله با آن با هدف تأمين امنيت و منافع ملي
طراحي امنيت ملي محور و منافع ملي بنيان در عرصه روابط و سياست خارجي،
فرصت سازي، تهديد زدايي و جلوگيري از افزايش تنش در حوزه هاي منافع حياتي

برقراري، تقويت و تعميق مناسبات دوجانبه و چندجانبه در جهت تحكيم امنيت ملي، پيشبرد منافع ملي و اعتلا و ارتقاي اقتدار، شأن، موقعيت و نقش كشور در منطقه و نظام بين الملل
تعامل فعال با كشورها و نهادهاي مؤثر در اقتصاد جهاني و بنگاه هاي بزرگ اقتصادي جهت توسعه، تحكيم و تثبيت مناسبات اقتصادي، جذب سرمايه هاي خارجي، گسترش بازارهاي صادرات كالا و خدمات و افزايش قدرت رقابتي ايران،
مقابله تئوريك و ديپلماتيك با ساختار قدرت‌محور جهاني و يك جانبه گرايي،
مشاركت فعال و هدفمند در تأمين ثبات و امنيت بين المللي و منطقه اي و مديريت چالش ها و بحران ها به منظور ارتقاي اعتبار جهاني، تأمين منافع و امنيت ملي،
تقويت روند چندجانبه گرايي، ائتلاف سازي سياسي با كشورهاي همسو و مشاركت فعال در شكل دهي هنجارها و قواعد منطقه اي و جهاني براساس منافع ملي و ارزش هاي اسلامي
حمايت از حقوق فردي و جمعي ايرانيان در خارج از كشور، تقويت هويت ايراني - اسلامي و ايجاد زمينه هاي لازم جهت مشاركت آنان در توسعه ملي،
ترويج فرهنگ و تمدن ايراني در جهان، به ويژه حوزه جغرافيايي ايران بزرگ با هدف همگرايي و ارتقاي هويت ايراني
بهره گيري از ظرفيت هاي ديني و فرهنگي جهت توسعه و تعميق هويت اسلام راستين
دفاع از مسلمانان و ملت هاي مظلوم به ويژه مردم فلسطين بر اساس اصول قانون اساسي، عقل سياسي و مصالح كشور و جلوگيري از نفوذ و رسوب رژيم صهيونيستي در منطقه، كشورهاي اسلامي و نهادهاي بين المللي.

۳-۲- راهبردهاي عملياتي
راهبردهاي عملياتي براي دستيابي به اهداف كوتاه مدت و ميان مدت كه بر اساس شرايط جهاني و موقعيت و جايگاه جمهوري اسلامي ايران طراحي شده اند در محورهاي ذيل قابل دسته بندي است:
برنامه ريزي عملياتي و هدفمند براي خنثي سازي پروژه اسلام هراسي، ايران هراسي و امنيتي سازي جهاني جمهوري اسلامي ايران:
شناسايي، تقويت و توليد فرصت ها، ظرفيت ها، مزيت هاي نسبي، و توانمندي هاي كشور براي حضور فعال در عرصه منطقه اي و جهاني با استفاده از ابزارهاي نوين
خنثي سازي اهرم هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي در مديريت روابط كشورها و نهادهاي چندجانبه با ايران
تلاش در جهت خارج كردن پرونده هسته اي ايران از شوراي امنيت
پيگيري عادي سازي پرونده هسته اي ايران با حفظ حقوق كشور
پيشگيري از شكل گيري مجدد اجماع و اتخاذ تصميمات بين المللي عليه كشور به ويژه در حوزه حقوق بشر
گسترش شبكه هاي همكاري دو جانبه و چندجانبه سياسي، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي درون و فرامنطقه اي
اعتمادسازي با همسايگان و تعيين تكليف موضوعات اولويت دار با همسايگان بر مبناي اصول شناخته شده حقوقي، و با هدف حفظ تماميت ارضي و منافع كشور؛
حل و فصل تدريجي و هوشمندانه موضوع هسته اي با حفظ حقوق و دستاوردهاي علمي كشور:
اجماع سازي داخلي بر اساس فهم مشترك، شفاف سازي شرايط و توقعات، تعيين شفاف اهداف، توافق بر روي دستاوردهاي ممكن، توافق بر روي هزينه هاي قابل قبول، توافق در مورد زمان بندي واقع بينانه
تغيير فضاي امنيتي جهاني، شكستن هماهنگي قدرت هاي بزرگ و خنثي سازي تلاش صهيونيستي –آمريكايي براي ايجاد اجماع بين المللي عليه كشور
ديپلماسي عمومي قوي، منطقي، منسجم، با برنامه و غير واكنشي
رفع ابهامات جهاني در مورد صلح آميز بودن برنامه هسته اي
مذاكره جدي، هدفمند و زمان دار براي رسيدن به تفاهم بر مبناي اهداف و پايان دادن به تعيين زمان، چارچوب و محتواي مذاكره توسط طرف مقابل
دوسويه كردن منافع و مضار ادامه روند كنوني براي همه طرف ها با تدبير و آينده نگري
گرفتن ابتكار عمل از طرف مقابل براي ايجاد فضا با حركت هاي نمادين
استفاده از كليه اهرم هاي سياسي، اقتصادي و تبليغاتي
رفع نابرابري سطح طرفين مذاكره؛
تقويت ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي ايران:
استفاده منسجم و هدفمند از كليه ابزارها و روش هاي مكمل ديپلماسي
ارتقاي جايگاه كشور در صحنه جهاني
خنثي سازي و تغيير جهت پروژه ايران هراسي و اسلام ستيزي
توجه ويژه به جامعه مدني، رسانه ها، شبكه ها و سازمان هاي غيردولتي به ويژه در فضاي مجازي؛
استفاده از ديپلماسي پارلماني و تقويت مناسبات پارلماني دوجانبه و چندجانبه؛

مديريت روابط با آمريكا:
مهار تشنج و جلوگيري از بروز تنش هاي غيرضرور در روابط دو كشور
شناسايي واقع بينانه اهداف، سياست ها و نگراني هاي متقابل
تعيين اختلافات مبنايي، موضوعات قابل مديريت و موارد قابل حل
گرفتن ابتكار عمل از آمريكا در حوزه هاي مختلف روابط دوجانبه
برنامه ريزي هدفمند براي استفاده از كليه ظرفيت هاي سياسي رسمي و غيررسمي در جهت دستيابي به اهداف
كاستن تدريجي ظرفيت هاي خصومت سازي آمريكا و تبديل آن به توانايي هاي اثباتي؛
عادي سازي روابط با ديگر كشورهاي غربي:
خارج كردن موضوعات غيرضروري، انحرافي و نامربوط از دستور كار روابط با اروپا
بهره گيري از موضوعات و نگراني هاي مشترك
بازسازي روابط دوجانبه و چندجانبه بر اساس احترام و منافع متقابل
حذف تدريجي موانع و بازسازي همه جانبه روابط به ويژه روابط اقتصادي؛
تقويت روابط با قدرت هاي جديد و نوظهور:
ارتقا و مديريت روابط با روسيه، چين و هند در جهت منافع ملي
دوسويه كردن و همه جانبه سازي روابط
ارتقا و تقويت همه جانبه روابط بر اساس مصالح و منافع متقابل
مديريت روابط درجهت منافع ايران
تقويت روابط با ساير قدرت هاي نوظهور و در حال رشد؛
بازسازي و تقويت نقش منطقه اي و بين المللي جمهوري اسلامي ايران:
مهار افراط گرايي، فرقه گرايي و اختلافات مذهبي در منطقه
تعامل و همگرايي با كشورهاي همسايه، منطقه و جهان اسلام
ايجاد پيوندهاي اقتصادي و سياسي امنيتي پايدار دو و چندجانبه
ايجاد نهادهاي منطقه اي به ويژه ترتيبات امنيت و همكاري در خليج فارس
ممانعت از شكل گيري تهديدات منطقه اي عليه ايران
استفاده حداكثري از ظرفيت رياست ايران بر جنبش عدم تعهد جهت تقويت جنبش
ارتقاي همكاري هاي جمعي و حل بحران هاي منطقه اي
بهره گيري از ظرفيت هاي سازمان همكاري اسلامي در جهت پرداختن به مشكلات جهان اسلام
تقويت روابط بين منطقه اي و برجسته سازي نقش ايران به عنوان رابط بين منطقه اي؛
اقتصاد محور نمودن سياست خارجي:
رنامه ريزي هوشمندانه، انسجام تصميم گيري و يكپارچگي عملياتي به منظور ارتقاي نقش مثبت سياست خارجي در توسعه ملي
جذب سرمايه‌گذاري، فن آوري و دانش خارجي، وگشودن بازارهاي بسته و نيمه بسته
تبديل تدريجي مناسبات تجاري با كشورهاي توسعه يافته به همكاري هاي اقتصادي بلندمدت و تعميق هم پيوندي اقتصادي و صنعتي
رفع محدوديت ها و تسهيل و توسعه دسترسي ايران به بازارهاي سرمايه، علم و فن آوري هاي نوين
اتخاذ ديپلماسي مؤثر انرژي با هدف ارتقاي نقش مديريتي ايران در امنيت، توليد و انتقال انرژي، افزايش فرصت هاي صادرات و جذب سرمايه گذاري و فن آوري پيشرفته در اين حوزه
استفاده از ظرفيت هاي ويژه ايران براي تبديل شدن به قطب منطقه اي در زمينه هاي گوناگون حمل ونقل، انرژي، اطلاعات؛
درك واقعيات ساختاري منطقه اي و جهاني و طراحي ساختار گفتماني و اقدامي متناسب:
ايجاد ساختار متناسب با نقش استراتژيك جمهوري اسلامي
متناسب سازي تخصيص منابع و سرمايه هاي مادي و انساني در مناطق جغرافيايي و موضوعات بين المللي با جايگاه آن در حوزه منافع ملي؛
بهره گيري حساب شده،برنامه اي، هماهنگ و موثر از ديپلماسي دوجانبه، چندجانبه، عمومي، اقتصادي، فرهنگي، پارلماني، دفاعي، امنيتي و غير رسمي در جهت نيل به اهداف توسعه و امنيت كشور؛
احياي جايگاه وزارت امور خارجه در چرخه سياست سازي، سياست گذاري و اجراي سياست هاي مصوبه، و يكپارچه سازي وانسجام برنامه اي و مديريت سياست خارجي:
ارتقاي ظرفيت ساختاري و كاركردي دستگاه سياست خارجي، وآماده سازي آن براي تعامل با چالش هاي ويژه سياست خارجي درشرائط موجود
استفاده از ظرفيت، قابليت و اعتبار بين المللي چهره هاي ملي در پيشبرد اهداف سياست خارجي
نظام دادن به تصميم سازي و تصميم گيري در حوزه سياست خارجي
ايجاد سازوكار قانوني پيشگيري از مداخله و اظهار نظر مقامات غيرمسئول در مسايل سياست خارجي
استقرار نظام شايسته سالاري در جذب و استفاده از سرمايه هاي انساني متعهد و حرفه اي.
۴- روش ها و راهكارها
اعتماد به نفس، ابتكار عمل، برنامه ريزي هوشمندانه:
اتكا بر عقل جمعي و تلاش براي اجماع سازي ملي
ابتكار عمل و پيشگيري از تحميل شرايط داخلي، منطقه اي و بين المللي بر تصميم گيري ها
اجتناب از تصميمات و حركات شتابزده
استواري بر نظرات و تصميم هاي كارشناسي در سطح ملي
بكارگيري ديپلماسي فعال در عرصه جهاني؛
واقع بيني:
شناخت و درك واقع بينانه شرايط جهاني و فرصت ها و چالش هاي كشور
تبيين و اجماع ملي پيرامون چالش ها و برنامه ريزي براي برخورد با آن
سياست سازي وسياست پردازي واقعيت محور؛
صداقت:
صداقت با مسئولين و درست كاري و راستگويي در ارتباط با مردم
تنظيم و تعديل مطالبات عمومي
بكارگيري تمامي توانايي هاي ملي در جهت افزودن بر توان سياست خارجي.
سيام(۱)**۹۳۰۳**۱۵۷۲