از حدود دو دهه پيش بدين سو شبكه هاي تلويزيوني براي سي روز ماه رمضان اقدام به توليد مجموعه هايي با مضامين عمدتا اخلاق گرايانه رفته و سعي در پر كردن اوقات فراغت روزه داران پس از افطار كردند.
در يك دهه اخير رقابت ميان شبكه ها شدت بيشتري پيدا كرده و هريك براي اين ايام مجموعه هايي را با كيفيت هاي متفاوت تدارك ديدند كه برخي از آنها به محبوبيت فوق العاده اي نزد مردم دست پيدا كردند.
براي مثال مي توان به مجموعه هاي زاينده رود و ميوه ممنوعه هردو از ساخته هاي حسن فتحي و او يك فرشته بود به كارگرداني عليرضا افخمي اشاره كرد.
گونه كمدي همواره پاي ثابت مجموعه هاي ماه رمضان بوده و اغلب نيز با توجه به حال و هواي خاص اين ماه به شدت از سوي مخاطبان مورد استقبال قرار مي گيرد كه البته گاه استثناهاي ضعيفي مانند: چمدان ساخته خسرو ملكان و ...در ميان آنها نيز به چشم مي خورد كه به واسطه ساختار ضعيف خود مورد توجه مخاطبان قرار نگرفتند.
در رمضان امسال نيز مجموعه هاي كمدي سهم عمده اي را به خود اختصاص داده و با دو مجموعه خروس ساخته سعيد آقاخاني و دودكش به كارگرداني محمدحسين لطيفي گوي سبقت را از ملودرام تلخ مادرانه ساخته جواد افشار ربوده اند.
دودكش را به جرات مي توان موفق ترين مجموعه كمدي چند سال اخير سيما به حساب آورد كه اجزاي آن با وجود همه كم و كاستي ها به درستي كنار هم قرار گرفته و به يك كل دوست داشتني تبديل شده است.
طيفي پس از مدت ها دوري از تلويزيون اين بار به سراغ قصه اي رفته كه آدم هايش براي مخاطب ملموس و باورپذير بوده و براي همذات پنداري با آنها كار سختي را پيش رو ندارند.
برزو نيك نژاد به عنوان نويسنده فيلمنامه بخش مهمي از موفقيت خود را مديون همين سادگي و شناخت عميق خود از شخصيت هايش است كه اغراق هاي به كار رفته در آن نيز از جنس خود كمدي است.
در واقع وي با تبعيت از كهن الگوهاي گونه كمدي،دنياي دودكش را ترسيم كرده و شخصيت هاي خود را با توجه به الگوهاي ياد شده خلق كرده است.
به همين خاطر هم شخصيت هاي اغراق شده اي مانند: بهروز،فيروز و نصرت براي مخاطب باورپذير و قابل همذات پنداري شده اند.
بخش مهمي از كمدي هاي تلويزيوني ساخته شده در دو دهه اخير وابستگي شديدي به كمدي كلامي و تكيه كلام هاي قهرمان هاي خود داشته و كمتر نويسندگان آن به سمت كمدي موقعيت و خلق لحظات ناب كمدي متكي بر آن رفته اند.
در دودكش اين دو بخش كمدي به موازات هم پيش رفته و تكيه كلام هم حضور پررنگي در خلق لحظات كميك كار دارند اما كار به هيچيك از آنها كاملا وابسته نبوده و تلفيقي از همه آنهاست.
براي مثال مي توان به نشستن نوبتي نصرت و فيروز روي اجاق گاز همچنان داغ داخل حياط پس از تقسيم آش نذري اشاره كرد كه نمونه درخشان و در عين حال ساده اي از يك كمدي موقعيت است.
قصه ساده دودكش برپايه زندگي دو خانواده از طبقه زير متوسط كه يك قاليشويي كوچك را اداره مي كنند،شكل گرفته و آنچه كه قصه را به جلو هل مي دهد اتفاق هاي مختلف و پياپي اي است كه براي آنان رخ مي دهد.
از پلمپ قاليشويي به خاطر چاه فاضلاب گرفته تا ورشكستگي و بي پولي نصرت و خرابكاري هاي پي در پي بهروز!.
اين ماجراهاي فرعي كه گاه بيش از اندازه به نظر مي رسند به خوبي كم آوردن هاي نويسنده فيلمنامه در گسترش قصه را پوشش داده و جلوي افتادن ريتم آن را گرفته است.
نيك نژاد در پرداخت شخصيت ها به درستي از كليشه ها بهره گرفته و از اغراق در شخصيت پردازي كه در ذات كمديست به بهترين شكل در اين كار بهره گرفته است.
بخش مهمي از موفقيت دودكش نزد مخاطبان به دو شخصيت فيروز و نصرت بازمي گردد كه شباهت هاي كمرنگي هم به همان الگوي لورل و هاردي(چاق و لاغر)دارد.
دو آدم كاملا متفاوت و به شدت در تضاد با يكديگر كه در هر حالتي با هم كل كل داشته و در عين حال مجبور به تحمل هم با چاشني يك دوستي قديمي چندين ساله هم هستند.
اين تضاد شيرين و دوست داشتني از ديد مخاطب به خوبي به تصوير كشيده شده و سروشكل متقاعدكننده اي دارد.
ضلع سوم مثلثي كه دو ضلع ديگرش را نصرت و فيروز تشكيل داده اند،بهروز است كه بخش عمده اي از شوخي ها روي او اتفاق مي افتد.
در حقيقت بهروز خود آغازكننده شوخي ها نيست بلكه بخش مهمي از شوخي ها از سمت ديگري آغاز شده و در نهايت به او ختم مي شود.
نويسنده فيلمنامه دودكش به خوبي روي گيج و منگ بودن او مانور داده و شوخي هاي درخشاني همچون:خريد بوگير براي وانتش را بر اين اساس شكل داده است.در مجموعه هاي كمدي زنان اغلب نقش بسيار كمرنگي در شكل گرفتن شوخي ها داشته و در بيشتر موارد حالتي كاملا خنثي به خود گرفته اند. اتفاقي كه در دودكش عكس آن رخ داده و شخصيت هايي همچون:عفت،عاليه و ...كاملا كنشمند و اكتيو عمل كرده و بعضا شوخي هاي درخشاني را نيز شكل داده و مكمل هاي خوبي براي مثلث مردان بوده اند.
دودكش بخش مهمي از موفقيت خود را مديون بازيگرانش به ويژه هومن برق نورد و بهنام تشكر در دو نقش فيروز و نصرت است كه همچون قوتبالسيت هاي قهار پاس هاي خوبي جلوي دوربين به هم داده و لحظات درخشاني را خلق كرده اند.
در كنار آنها بايد به حضور غافلگير كننده بازيگران زن اين مجموعه(سيما تيرانداز،نگار عابدي و الناز حبيبي)اشاره كرد كه بخش مهمي از شوخي هاي فوق العاده كار را شكل داده اند. همينطور اميرحسين رستمي كه در نقشي نزديك به شكور مجموعه شمس العماره حضوري دلنشين و دوست داشتني داشته است.
محمدحسين لطيفي كه مجموعه هاي تلويزيوني درخشاني همچون: وفا،صاحبدلان و ...را در كارنامه دارد پس از مدت ها دوري با دودكش نشان داده كه به خوبي مديوم تلويزيون را مي شناسد و به ضعف و قوت هاي مربوط به قاب كوچك آن اشراف دارد.
به همين خاطر است كه مجموعه فوق شسته رفته و تماشايي و در عين حال چشم نواز از كار درآمده و از تيتراژ ابتدايي تا پاياني اثري از شلختگي در آن به چشم نمي خورد.
مجموعه تلويزيوني دودكش به عنوان يك كمدي سرگرم كننده تلويزيوني كار دوست داشتني و جذابي است كه مخاطبان خود را به هر بهانه اي نخندانده و شوخي هايش را براساس زمانه خود شكل داده است.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶**م.ج**۱۵۸۸
