گذران سال ‌هاي زندگي با ۱۰۱ كتاب پيشنهادي
کدخبر : 80764715(3461861)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۵/۱۵
زمان مخابره : ۱۳:۳۳
سرویس خبر : فرهنگی- فرهنگ و ادب-
تهران - روزنامه ايران روز سه شنبه در گزارشي تحقيقي، اجراي طرح صد ويك كتاب را بررسي كرد.

به گزارش ايرنا، در اين گزارش تحقيقي كه به قلم «مريم سادات گوشه» نگاشته شده، آمده است: كتاب كه همچنان مهمترين و بزرگترين حامل بي‌چون و چراي انديشه و محصولات آن يعني تمدن و فرهنگ باقي مانده، هنوز سهم خود را با وجود رقيبان بسيار جدي كه در دنياي مدرن پيدا كرده حفظ كرده است و همچنان قطب اصلي انتقال و ارائه انديشه و تمدن همين عنصر مهم فرهنگي است.
مادامي كه از تمدن و فرهنگ سخن به ميان مي‌آيد بي‌هيچ تعصب و خود شيفتگي بايد از ايران و سهم مهمش در تاريخ و فرهنگ بشري سخن گفت، چرا كه راه انتقال فرهنگ و تمدن چند هزار ساله به آوردگاه و عرصه عرضه فرهنگ‌ها در جامعه امروز از طريق همين كتاب بوده و هست.
بنابراين معرفي صد و يك كتاب در مقايسه با كشورهايي كه چند سالي از تاريخ تأسيس شان نگذشته و تمدن چنداني در عقبه خود ندارند گويي بسيار اندك است، اما چون نگاه مدرن بر پايه تمدن غرب بر دنياي امروز سيطره پيدا كرده مسلماً سعي مي‌كند دستاوردهاي فرهنگي خود در حوزه‌هاي مختلف از جمله كتاب را بي‌نظير بداند و به دلايل مختلف به دستاوردهاي فرهنگ‌ها و تمدن‌هايي چون ايران كه در وضعيت جهان سومي قرار گرفته‌اند آنچنان كه بايد وقعي ننهد، چرا كه اين نگاه با در اختيار داشتن غول‌ها و امپراتوري‌هاي بزرگ رسانه‌اي و اينترنتي اگر به خوبي از دستاوردهاي فرهنگي تمدن ايراني در حوزه كتاب مطلع مي‌شد مسلماً در معرفي هزار و يك(۱) كتاب خود فقط به دو عنوان(۲) كتاب، آن هم از يك نويسنده ايراني بسنده نمي‌كرد.
البته يكي از دلايل اين ناآگاهي، ناتواني و ترجمه نشدن كتاب‌هاي معتبر فارسي به زبان‌هاي مختلف و عدم نشر وسيع آن در دنيا است. و نيز از ديگر دلايل مهم اين بي‌اطلاعي يا تغافل، نبود اطلاع‌رساني و نظرسنجي و تبليغات مناسب در مورد اين ميراث تمدني و فرهنگي از طرف خود ما ايراني‌ها است.
طرح صد و يك كتاب هيچ گاه به دنبال رقابت يا تلافي كردن اين كار سايت‌ها يا روزنامه‌هاي غربي نبوده و نيست، چرا كه اصولاً فرهنگ و تمدن ايراني در اين حوزه به گواه آگاهان و خبرگان خود غربي‌ها آنقدر غني است كه نياز به چنين كارهايي نباشد.
اما با اين حال اين يك بي‌عدالتي صرف است كه سهم فرهنگ و تمدن ايران در نظرسنجي‌هاي امروز برخي از اين رسانه‌هاي معتبر دنيا اينقدر ناچيز و اندك باشد.
«صد و يك كتابي كه هر ايراني بايد در طي حياتش بخواند». طرح ما با همين جمله شروع شد، پي گرفته و پايان يافت. اين طرح با هدف ارائه يك نقشه راه براي كتابخوانان و علاقه‌مندان به كتابخواني در ايران - و نه لزوما و حتماً با هدف ترويج فرهنگ كتابخواني -- شكل گرفت و نيز قطعاً ارائه فهرست صد و يك كتاب، كنجكاوي بسياري را در مورد كتاب‌هايي كه معرفي مي‌شوند بالا برده و موجب انگيزه كتابخوانان و حتي افرادي كه شايد اهل كتابخواني نباشند، مي‌شود.
هر چند اين جمله طرح: (صد و يك كتابي كه هر ايراني بايد در طي حياتش بخواند) سووالات بسياري را در ذهن استادان و صاحبنظران به وجود آورد كه البته بايد به آن‌ها پاسخ مي‌داديم و مشي خود را بر اقناع و تبيين هرچه بيشتر نهاديم و در راستاي آن كوشيديم اما نكته حائز اهميت در اين طرح اين است كه صدويك كتاب براي عام جامعه و به عنوان يك فرد ايراني، فارغ از تخصص و حرفه‌اش در نظر گرفته شده نه متخصصان و نخبگان هر علم و فن؛ چرا كه هدف اين طرح ورود به آن عرصه‌هاي تخصصي نبوده و نيست؛ طبعاً كتاب‌هايي كه معرفي شده به حيطه كار و تخصص برخي عرصه‌ها و علوم از جمله ادبيات و تاريخ بسيار نزديك شده و برخي از آنها از كتاب‌هاي تخصصي اين علوم هم محسوب مي‌شوند، اما رويكرد اين طرح معرفي كتبي براي عموم و كليت جامعه است، نه ارائه فهرستي از كتب تخصصي، علمي يا فني براي افراد خاص. همچنين بالطبع در جامعه ايران كه آمار كتابخواني درصد پاييني به خود اختصاص داده است بايد به همان يكصد عنوان كتاب بسنده كرد.
مسأله ديگر اين است كه در شرايط امروز اكثر ايراني‌ها از ميراث ارزشمند خود بي‌خبر هستند، چرا كه تنوع ارائه محصولات فرهنگي در قالب رسانه‌هايي چون روزنامه، راديو وتلويزيون، اينترنت، بازي‌هاي رايانه‌اي و جديداً برنامه‌هاي جانبي تلفن‌هاي همراه كه اكثراً در خدمت فرهنگ استيلا يافته است، متاسفانه موجب شده عموم جوامع از جمله جامعه ايراني نسبت به دستاوردهاي فرهنگي خود مخصوصاً حوزه كتاب دچار رخوت و فراموشي و پس از مدتي بي‌اطلاع شوند.
بنابراين معرفي صدو يك كتاب به جامعه ايراني و نيز به جامعه جهاني قدمي است شايد كوچك اما مهم در جهت معرفي ميراث گرانبهاي نويسندگان و مفاخر ايراني؛ با معرفي صد و يك كتاب از اين فرهنگ غني مي‌شود با گوشه‌اي از دستاوردهاي آن به‌طور قطع اشاره كرد، البته جاي بسيار شعف دارد كه باوجود اين‌كه هدف ما معرفي صد و يك كتاب بود، اما با ارائه نظر استادان و صاحبنظران اين زمينه در حقيقت عناوين معرفي شده به بيش از يكهزار و ۷۰۰ عنوان كتاب رسيد كه به مردم معرفي خواهد شد.
اين طرح كه به همت برخي استادان تراز اول، محققان، نويسندگان و مفاخر فرهنگي و هنري برگزار شد با شركت بيش از ۷۰۰ نفر از ايشان مورد نظر‌خواهي قرار گرفت كه از مجموع آنها بيش از ۲۵۰ نفر كتاب‌هاي پيشنهادي خود را عنوان كردند.
اين طرح در ابتدا با اين روش شروع شد كه در وهله اول تصميم گرفتيم نظرخواهي را به سه دسته تقسيم كنيم؛ گروه اول استادان و صاحبنظران، گروه دوم دانشجويان و سومين گروه عام مردم، اما پس از اجرايي شدن طرح در ادامه به اين نتيجه رسيديم كه فاصله نظر استادان و صاحبنظران با گروه دوم و سوم بسيار زياد است، بنابراين نظرات استادان و صاحبنظران درجه يك را پرسيديم و مجموع مشتركات كتاب‌هاي استادان مهم و تراز اول را فهرست پايه قرار داديم.
در اين ميان برخي استادان خود به معرفي صد و يك كتاب و گاهي حتي بيش از ۲۰۰ عنوان كتاب پرداختند و برخي به معرفي تعداد اندكي از كتاب‌ها بسنده كردند، اما دسته ديگري از استادان و صاحبنظران به دلايل مختلفي چون مشغله كاري، كهولت سن يا بيماري ترجيح دادند از فهرست پايه كه شامل ۲۳۰ عنوان كتاب بود، گزينه پيشنهادي خود را عنوان كنند و در انتهاي فهرست كتاب‌هايي را پيشنهاد مي‌دادند.
لازم به ذكر است هيچگونه پيشداوري و تصميم بر القاي انتخاب كتب خاص يا ترجيح نوع خاصي از سليقه فكري در مورد صد و يك كتاب وجود نداشت و فهرست پيشنهادي استادان و صاحبنظران كاملاً آزاد بود، يعني هر استاد يا نويسنده مختار بود هر عنوان كتابي را كه خود تشخيص مي‌دهد به ما معرفي كند.
ما هم اگر مشتركاتي در فهرست اين استادان بود در نتيجه نهايي اين طرح انعكاس داديم؛ اما گستره انتخاب اين كتاب‌ها بسيار زياد بود و ما اگر صرفاً به اين روش بسنده مي‌كرديم، جمع بندي در مورد صد و يك كتاب مشترك حاصل نمي‌شد.
بنابراين مشتركات فهرست‌ها و فهرست‌هاي چند استاد درجه يك در حيطه‌هاي مختلف علمي كه به لحاظ زماني پيش از بقيه در اين طرح شركت كردند، در يك فهرست واحد گنجانديم و منظور از فهرست پايه همين فهرست ۲۳۰ عنوان كتابي است كه هر يك در حيطه خود سرآمد بوده است و صرفاً به جهت نزديكي تبادر به ذهن براي استادان اين كتاب‌ها را در فهرست پايه گنجانديم.
اما ارائه هر فهرست از سوي هر صاحبنظر و كارشناس از ديدگاه خود و تخصصش براي عامه مردم بوده است.
بنابراين فهرستي كه از صد و يك كتاب مي‌دهيم فهرستي چند وجهي است يعني از وجوه مختلف كارشناسان براي عام در نظر گرفته‌اند.
اما در مورد معرفي برخي كتاب‌هاي خارجي بايد گفت كه بسياري از شركت‌كنندگان در اين طرح چون به اين كتاب‌هاي ادبي مطرح دنيا رأي دادند ما نيز ناگزير شديم كتاب‌هاي خارجي را در طرح شركت دهيم. لازم به ذكر است كتاب‌هاي ايراني بيشتر مورد توجه قرار گرفتند تا كتاب‌هاي خارجي چرا كه برخي كتاب‌هاي ايراني در اين رتبه‌بندي صعود حيرت‌انگيزي به خود اختصاص دادند.
بسياري از استاداني كه در اين طرح شركت كردند با تشويق و حمايت معنوي خود مايه دلگرمي مجريان اين طرح شدند، اما يكي از مشكلات مهمي كه در اين طرح (صد و يك كتاب) با آن مواجه شديم، متاسفانه عدم وجود يك نگاه ملي در برخي ديگر از استادان و نويسندگان كه به اين طرح دعوت شدند، بود چرا كه برخي يا با روزنامه ايران يا با دكتر احمدي‌نژاد مشكل داشتند و با شركت نكردن، طعنه زدن و حتي تحقير كردن و گاه با سركار گذاشتن و تلف كردن وقت، در صدد نوعي تصفيه حساب‌هاي شخصي بودند. در صورتيكه نه شخص دكتر احمدي‌نژاد توصيه خاصي به انجام اين طرح داشتند - و البته قطعاً مخالفتي هم با اجراي اين طرح نداشتند ـ و نه اين طرح در راستا يا جهت‌گيري خاص سياسي انجام شد؛ برخي نيز فارغ از جهت‌گيري و دعواهاي سياسي و جناحي درخواست‌هاي مالي گاه هنگفتي داشتند كه از وسع مالي اين طرح و روزنامه خارج بود.
به غير از نشر ققنوس و ني، بي‌مهري بسياري از ناشران و نيز دانشگاه‌هاي معتبر كشور كه از آنها در اين طرح با رويكرد ملي تقاضاي همكاري ‌كرده بوديم و با عدم همكاري و انواع كارشكني‌شان مواجه شديم جاي بسي تاسف و تاثر داشت كه موجب تعويق و تاخير در معرفي صد و يك كتاب شد. چرا كه مي‌بايست با همت خودمان و از طريق كانال‌هاي غيردانشگاهي به استادان مطرح دسترسي پيدا مي‌كرديم. البته نام اين ناشران و دانشگاه‌هايي كه همكاري نكردند در روزنامه ايران محفوظ است كه انتشار آن شايد در حال حاضر به صلاح نباشد.
اما نكته اينجا است كه اكنون اين طرح انجام شده و هرچند نتيجه نهايي آن امروز در اين روزنامه درج شده و همچنان البته نظرات برخي ديگر از استادان هنوز در حال ارائه به هسته اجرايي اين طرح در روزنامه است، لكن اين سووال براي برخي از دوستان محقق و كارشناس كه با طعنه و توهين به اين طرح حمله مي‌كردند مطرح مي‌شود كه از چه كسي يا چه چيزي در اين طرح استفاده ابزاري شده؟
از نظرات چه كسي يا چه چيزي در اين طرح مصادره به نفع مطلوب شده؟ اينكه اين طرح صرفاً در دوره تصدي گري دولت نهم و دهم بر كشور يا مجموعه روزنامه ايران انجام شود از نظر برخي نكوهيده و مردود است و اگر در دوره دولت قبلي يا بعدي صورت بگيرد نيكو و پسنديده است؟ اين نشان مي‌دهد كه براي برخي از اهل علم و فرهنگ ما هنوز نگاه به (ما قال) (آنچه گفته مي‌شود) در درجه اهميت كمتري قرار دارد و نگاهشان بيشتر به (من قال) (چه كسي آن حرف را مي‌زند) امور جلب است.
در پايان از آقايان مهرداد شريف‌زاده، مسعود طاهري، عليرضا مرادي، و محمدتقي شهبازي و خانم‌ها مونا طاهري، مهرانگيز غفوري، حميرا حيدريان و مريم سخا كه بنده را در اين طرح ياري كردند، كمال سپاس و امتنان دارم. همچنين از همكاران گروه فرهنگي و ساير گروه‌هاي خبري روزنامه ايران، پژوهشگاه انديشه و فرهنگ اسلامي، انجمن مفاخر فرهنگي و روابط عمومي دانشگاه شهيد بهشتي كه در اين طرح همكاري كردند، سپاسگزارم.
از ۲۵۰ استاد پيشنهاد دهنده صد ويك كتاب، نام ۴۲ نفر از استادان برگزيده در همين صفحه در جدول ذيل ذكر شده است و مابقي اسامي در روزهاي آتي درج خواهد شد.

** معرفي ۱۰۱ كتاب از زبان آمار
در تحليل رده‌بندي صد و يك كتاب نكته‌هاي جالب و جديدي به چشم مي‌آيد كه گاهي اعجاب‌‌برانگيز هم است.
ورود كتاب‌هاي تازه منتشر شده در رتبه‌هاي بالا تا حذف كتاب‌هاي به نظر معتبر يا خيلي قديمي از فهرست صد و يك كتاب كه البته به انتخاب استادان و كارشناسان در اين نظرسنجي قرار گرفتند، از مهمترين مسايلي است كه در نگاه اول به رتبه‌بندي اين كتاب‌ها بر‌اساس رأي اين كارشناسان به چشم مي‌خورد.
نكته بسيار مهمي كه كاملاً توجه را به خود جلب مي‌كند، فاصله بسيار زياد دو كتاب اول (مثنوي معنوي و ديوان حافظ) اين فهرست از جهت آرا با كتاب‌هاي سوم به بعد است.
از ديگر نكات جالب توجه راهيابي كتاب‌هاي تقريباً تازه تاليف و نشر يافته (مفاتيح‌الحياه) نوشته حضرت آيت‌الله عبدالله جوادي آملي و كتاب (دا) اثر سيده زهرا حسيني در اين فهرست است.
نكته ديگر اين است كه حدود ۷۰ درصد كتاب‌هاي صدر اين فهرست از آن آثار شعري و منظوم ادبيات فارسي است.
از طرفي قرار گرفتن كتاب‌هايي به نظر كاملاً متضاد در عرصه‌ها و حيطه‌هاي مختلف در اين رتبه‌بندي از ديگر نكات بسيار جالب و عجيب اين نظرسنجي بود.
مسلماً رتبه‌بندي معرفي شده از طرف استادان و صاحبنظران داراي قطعيت تمام و تصويب شده ارگان يا نهاد خاصي نيست و شايد با ورود استادان ديگر در اين نظرخواهي دستخوش تغيير و دگرگوني شود.
مسأله حائز اهميت اين است كه رتبه‌بندي اين طرح به معناي برتري كتابي بر كتاب ديگر نيست و اين مهم بايد مورد دقت خوانندگان عزيز باشد. كه اين كتاب‌ها در نظرسنجي از استادان و كارشناسان رأي بيشتري آورده‌اند.
بنابراين جاي تأمل است كه رجحان كتاب‌ها بر يكديگر به نوعي اولويت‌بندي خواندن اين كتاب‌ها براي مخاطبان باشد.
ضمن اينكه همانطور كه در گزارش تهيه طرح صد ويك كتاب به تفصيل اشاره شد، كتاب‌هاي پيشنهادي استادان كتاب‌هاي تخصصي نبوده بلكه جنبه‌ عمومي براي مردم داشته است. البته يكي از آن جنبه‌ها نفس لذت بردن از كتابخواني در كنار بهره‌گيري از مضامين و محتواهاي آن‌ها بوده است. از ديگر نكات حائز اهميت اين است كه كتاب‌هاي ايراني بيش از كتاب‌هاي خارجي در اين رتبه‌بندي قرار گرفتند.
با اينكه دو كتاب مقدس دين مبين اسلام «قرآن» و «نهج‌البلاغه» حائز رتبه‌هاي بالا در اين نظرسنجي بودند، اما به دليل قداست و حرمت اين كتاب‌ها و ساير كتاب‌هاي مقدس ديگر اديان از ذكر آنها در اين ليست خودداري كرديم، چرا كه ضرورت خواندن كتاب‌هاي مقدس و آسماني از منظرها و ابعاد ديگر همچون وجود نوعي تكليف ديني مطرح است.
اما نكات ديگري كه در اين طرح به چشم مي‌خورد، اين است كه دو اثر «سووشون» نوشته سيمين دانشور و «دا» به قلم سيده زهرا حسيني تنها آثاري هستند كه نويسندگان آنها زن است.
ديگر اينكه از بين صد ويك كتاب معرفي شده به خوانندگان دو نويسنده شهير ايراني و خارجي (استاد عبدالحسين زرين كوب و شكسپير) با داشتن چهار عنوان كتاب در بين نويسندگان ديگر رتبه نخست را كسب كردند.
و پس از آنها سعدي عليه الرحمه، استاد شهيد مرتضي مطهري و صادق هدايت هر يك با سه عنوان كتاب در مقام دوم قرار گرفتند.
اما از بين ناشراني كه در فهرست صد ويك كتاب رتبه آوردند، به استثناي كتابهاي شعر مثل مثنوي معنوي، بوستان و ... كه ناشران بسياري آنها را به چاپ رسانده‌اند، به ترتيب انتشارات اميركبير، علمي فرهنگي، خوارزمي، نگاه، نيلوفر، صدرا، هرمس و بوتيمار است.
در بررسي كلي آثار معرفي شده فرم ها و مضامين مختلفي به چشم مي خورد.
تقسيم‌بندي و طبقه‌بندي‌اي كه در اين مجموعه كتاب‌ها ناگزير به ايجاد آن شديم، نوعي تقسيم ‌بندي و طبقه‌بندي تركيبي مركب از ابتدا تقسيم‌بندي موضوعي و بعد تقسيم‌بندي ساختاري و فرعي و تاريخي است، لذا ابتدا كل كتاب‌هاي اين فهرست را به چهار گروه بزرگ: كتابهاي هنر و ادبيات، كتاب‌هاي مذهبي، كتاب‌هاي تاريخي و كتاب‌هاي شرح حال، سرگذشت‌ها (اتوبيوگرافي) و سفرنامه‌ها تقسيم‌بندي شد. بدين ترتيب فراواني هر يك از اين گروه‌ها به صورت درصدي در اين فهرست قرار گرفت.
كتاب‌هاي دسته اول يعني كتاب‌هاي ادبيات و هنر با فراواني ۷۲ درصد، كتاب‌هاي تاريخي با ۱۴ درصد، كتاب‌هاي مذهبي با ۱۲ درصد و گروه سرگذشت‌ها و سفرنامه‌ها با ۲ درصد حاصل سهم هر يك از اين گروه‌هاي بزرگ در فهرست صد و يك كتاب بود.
دسته اول (كتاب‌هاي هنري و ادبيات) به سه گروه (۱- نثر «متون كلاسيك ادبي»، ۲- شعر و نظم، ۳- متون نظري و تئوريك جديد) تقسيم‌بندي شد كه اختصاص سهم هر يك از اين سه گروه در مجموعه كتاب‌هاي هنر و ادبيات هم جالب به نظر مي‌آيد. نظم و شعر با ۵۲ درصد از كل كتاب‌هاي ادبيات و هنر بيشترين فراواني و سپس كتاب‌هاي نثر (متون كلاسيك ادبي) نيز با ۴۵ درصد و گروه كتاب‌هاي نظري و تئوريك معاصر ادبي با سه درصد از كل فراواني در انتها قرار گرفت.
اين سه گروه به گروه هاي كوچك‌تر تقسيم‌بندي شدند. گروه بزرگ نظم و شعر به دو گروه بزرگ نظم و شعر تقسيم شد. در اينجا فرق نظم و شعر براي خوانندگان عزيز لازم به توضيح است. شعر به معني كلام منظوم همراه با خيال‌انگيزي و انواع صورخيال با رعايت قواعد و اسلوب عروضي و قافيه است مانند غزليات حافظ، سعدي و اشعار شاملو و سهراب و نيما. اما متون نظم صرفاً كلامي هستند با رعايت قواعد و اسلوب عروضي و قافيه براي روايت يك داستان، مانند منظومه ليلي و مجنون، خسرو و شيرين و تا حدي بخش‌هاي مختلف شاهنامه و... هرچند خط ‌كشي دقيق ميان اين عرصه هيچگاه حاصل نمي‌شود، از اين رو بيشتر، كليت اين آثار در اين بررسي توجه شده است، بنابراين در مجموعه شعر و نظم دو گروه بزرگ شعر و نظم هر يك به ترتيب با ۶۵ و ۳۵ درصد تقسيم‌بندي اين مجموعه را به خود اختصاص دادند.
گروه نظم به سه دسته بزرگ تقسيم شد كه منظومه‌هاي روايي با ۵۶ درصد فراواني و پس از آن منظومه‌هاي «تمثيلي و حكمي» و منظومه‌هاي اندرزي هر يك با ۲۲ درصد فراواني اين دسته را به خود اختصاص دادند.
لازم به ذكر است منظومه هاي اندرزي مانند منظومه مخزن الاسرار است و منظومه هاي تمثيلي و حكمي مانند مثنوي معنوي است.
اما گروه بزرگ نثر (متون كلاسيك ادبي) به پنج دسته بزرگ ۱ - نثرهاي ادبي، ۲ - نثرهاي علمي و نظري كلاسيك مانند كتابهاي ‌چهار مقاله و ترجمه تفسير طبري ۳ - كتاب‌هاي داستان ۴ - رمان‌ها، ۵ - نمايشنامه‌ها تقسيم شدند كه حاصل سهم هر يك از پنج گروه از اين قرار است:
رمان‌ با ۳۸ درصد فراواني بالاترين درصد را به خود اختصاص داد و پس از آن نثرهاي ادبي با ۳۱ درصد، نمايشنامه‌ها با ۱۰ درصد، كتاب‌هاي داستان و داستان‌هاي كوتاه هر يك با هشت درصد و نثرهاي علمي و نظري كلاسيك با پنج درصد فراواني آراي اين دسته (نثر متون كلاسيك ادبي) را به خود اختصاص دادند.
نثرهاي ادبي در اين گروه به معني نثرهاي كلاسيكي بود كه صبغه آفرينش‌هاي هنري و ادبي در آنها بر ساير وجوه و ابعادشان تفوق و برتري داشت مانند كتاب‌هاي گلستان، مناجات نامه و ...، خود اين گروه به سه دسته نثرهاي روايي كلاسيك نثرهاي ادبي مذهبي كلاسيك و نثرهاي اندرزي و حكمي كلاسيك تقسيم شدند كه سهم نثرهاي روايي - داستاني كلاسيك ۴۷ درصد، سهم نثرهاي ادبي مذهبي كلاسيك ۳۲ درصد و سهم نثرهاي اندرزي و حكمي كلاسيك ۲۱ درصد از اين گروه است.
نكته قابل توجه در باب رمان‌ها اين است كه ۵۲ درصد فراواني از كل رمان‌ها به رمان هاي خارجي اختصاص يافت.
اين در حاليست كه رمان هاي ايراني ۴۸ درصد فراواني را كسب كرده است.
لازم به ذكر است كه در گروه نمايشنامه ها صد در صد نمايشنامه‌هاي خارجي رأي آورده‌اند. كه البته جاي بسي تأسف دارد چرا كه در فهرست پيشنهادي استادان نمايشنامه‌هاي بسيار خوب ايراني هم وجود داشت.
در بخش داستاني در كل ۶۰ درصد فراواني به داستانهاي مشاهير خارجي اختصاص يافت درحاليكه بخش داستان ايراني فقط ۴۰ درصد فراواني از آن خود كرد.
اما دومين سرگروه بزرگ اين فهرست كتاب‌هاي تاريخي بودند كه كلاً ۱۴ درصد اين فهرست را از آن خود داشتند، اما اين بخش (سرگروه كتاب‌ها) به چهار گروه ديگر تقسيم‌ شد. كتاب‌هاي تاريخ عمومي، تاريخ باستان، تاريخ دوره اسلامي و تاريخ معاصر.
اختصاص درصدي در اين دسته سهم متعادل هر يك از دسته‌هاي كوچك‌تر بوده، بطوريكه گروه كتاب‌هاي تاريخ دوره اسلامي با ۴۷ درصد فراواني، تاريخ عمومي (تاريخ عمومي مانند كتاب تاريخ طبري يا كتاب تاريخ اجتماعي ايران و..) و تاريخ معاصر هر كدام با ۲۰ درصد و كتاب‌هاي تاريخ دوره باستان با ۱۳ درصد، مجموع تقسيم‌بندي كتاب‌هاي تاريخي اين فهرست را به خود اختصاص دادند، كه بالاترين رتبه را از مجموع كل اين كتاب‌ها در اين رده‌بندي كتاب تاريخ بيهقي با رتبه ۱۰ به خود اختصاص داد.
ديگر سرگروه بزرگ اين فهرست، كتاب‌هاي مذهبي بودند كه ۱۲ درصد كل كتاب‌هاي فهرست ۱۰۱ عددي را به خود اختصاص داده است.
گوناگوني عناوين در اين دسته از كتاب‌ها با آراي يكسان بسيار بيشتر بود، لذا به تقسيم‌بندي عمده آماري در اين گروه نمي‌شد اقدام كرد.
از اين رو بزرگترين دسته كتاب‌هايي كه در اين گروه فراواني عمده‌تري به خود اختصاص ‌داد، كتابهاي تفسير قرآن مجيد بود كه ۱۵ درصد فراواني از اين كتاب‌ها را از آن خود كرد.
ديگر سرگروه اين فهرست دسته كتاب‌هاي شرح حال و سرگذشت‌ها (اتوبيوگرافي) و سفرنامه‌ها بود كه البته فراواني اين دسته با دو درصد در كل در اين فهرست، فراواني خيلي بالايي را به دست نياوردند، يعني تقريباً دو كتاب كه يكي كتاب پله پله تا ملاقات خدا با مضمون شرح حال مولانا و ديگري كتاب «سفرنامه» ناصرخسرو ديگر كتاب اين گروه بود.
فراهنگ(۵) ** ۱۰۷۱

آخرین اخبار