كشور با يك جبهه دشمن معاند مواجه است. مثل خيلي از چيزهاي ديگر و عرصههاي ديگر كه ما در دنيا تكيم، در اين قسمت هم در دنيا تكيم! نداريم كشوري را كه يك جبهه معارضِ معاندي با اين عرض و طول در مقابلش وجود داشته باشد؛ در مقابل ما هست.
جبهه ارتجاع هست، جبهه استكبار هست، برخي از سردمداران كشورهاي غربي هستند، برخي از ضعفاي مسئولان دولت هاي منطقهاي هم هستند؛ بالاخره يك جبههاي است در مقابل ما.
البته اينها دلائل مشخصي دارد، قابل توضيح و قابل تحليل هم هست - كه جايش اينجا نيست - ليكن واقعيت امر اين است كه يك چنين جبههاي وجود دارد. خب، ما در مواجهه با اين جبهه، با تكيه به آن واقعيت ها، با نگاه به آن هدف هاي كلي، بايد تصميم بگيريم.
هر مسوولي در هر بخشي بايد بداند كه در يك چنين شرايطي راه آينده چگونه است؛ بايد بتواند اين را تشخيص دهد. به نظر ما اين واقعيت ها راه آينده را به ما نشان مي دهد.
ابتكاراتي كه دولت ها و مديران بخش هاي مختلف به كار مي برند، براي كشور فرصت است و نعمت الهي است. دههاي كه ما امروز در آن قرار داريم - دهه چهارم انقلاب - مي تواند به معناي واقعي كلمه، دهه پيشرفت و عدالت باشد.
اين واقعيت هايي كه ما مشاهده مي كنيم، همه به ما اين را املاء مي كنند كه ما مي توانيم اين دهه را به معناي واقعي كلمه، دهه پيشرفت و عدالت قرار دهيم. در پيشرفت به سمت هدف هاي آرماني، بايد ساخت دروني قدرت را استحكام بخشيد؛ اساس كار اين است.
ما اگر مي خواهيم اين راه را ادامه دهيم و به اين سمت حركت كنيم و اين هدف ها را دنبال كنيم و چشم به اين آرمان ها بدوزيم و پيش برويم و در مقابل اين معارضهها ايستادگي كنيم و صبر و توكل را به كار بگيريم؛ بايد ساخت قدرت ملي را در درون كشور تقويت كنيم و استحكام ببخشيم.
عناصر اين استحكام، برخي عناصر هميشگي است، برخي هم عناصر فصلي است. آنچه كه جزو عناصر هميشگي است، عزم راسخ است؛ كه عرض كرديم.
مسوولان كشور بايد تصميمشان را در مواجهه با مشكلات حفظ كنند؛ عزم راسخ خودشان را محفوظ بدارند؛ دچار تزلزل نشوند. به سمت آرمان ها حركت كردن، اين عزم راسخ را نياز دارد. اينجور نباشد كه با مشاهده اخم دشمن، ترشرويي دشمن، حركت معارضه دشمن با شكل هاي مختلفش - تبليغاتياش، سياسياش، اقتصادياش و امثال اينها - متزلزل شوند.
هم عزم راسخ مسوولين لازم است، هم عزم راسخ مردم لازم است. البته اين دومي - عزم راسخ مردم - الزاماتي هم دارد، كه حالا معلوم است. ما اگر بخواهيم عزم راسخ مردم را حفظ كنيم، يك سلسله وظائفي را بايد انجام دهيم.
اما آنچه كه فصلي است - آنچه كه در حال حاضر براي كشور اولويت دارد - به نظر من مساله اقتصاد و مساله علم است. مسوولان كلان كشور، سياستگذاران كشور، كساني كه اداره امور اساسي را در كشور به عهده دارند، به اين دو نقطه اصلي براي پيشرفت بايد توجه كنند؛ روي مساله اقتصاد كشور بايد تكيه شود؛ روي مساله پيشرفت علمي كشور هم بايد تكيه شود.
توجه به اقتصاد خوشبختانه نسبتا عمومي است؛ همه توجه دارند. حماسه اقتصادي هم جزو شعار امسال بوده؛ اميدواريم همچنان كه حماسه سياسي انجام گرفت، حماسه اقتصادي هم با همت مسوولين انجام بگيرد. البته كار اقتصادي، كار كوتاهمدتي نيست؛ كار يك ماه و دو ماه و يك سال نيست؛ ليكن بايد حركت آغاز شود.
روي مساله علم هم من تكيه مي كنم. در اين ۱۰ سال گذشته، حركت علمي ما خيلي خوب بوده؛ پيشرفت علمي و سرعت پيشرفت، بسيار خوب بوده است؛ اما اين سرعت پيشرفت بايد كند نشود. اگر ما بخواهيم به آن سطح مطلوب برسيم، اگر بخواهيم به خطوط مقدم دانش جهاني برسيم، بايد اين سرعت پيشرفت را همچنان حفظ كنيم.
* از بيانات رهبر انقلاب در ديدار مسوولان نظام در سي ام تير ۱۳۹۲
فراهنگ(۲)**۱۰۰۳**
