فرهنگ عاميانه ايران برخاسته از سنت ها، آداب و رسوم، باورها و اعتقاداتي است كه ميراثي به وسعت تاريخ دارد و همواره اين نمادها و نشانه هايي از اين فرهنگ در ميان آثار هنرمندان بازتاب داشته است.
درطي ساليان سال همين عناصر شامل سنگ ها، گياهان، حيوانات، طلسم ها و ادعيه در آثار هنرمندان نقاشي سقاخانه اي ايران به عنوان عنصر فرهنگي زمان خود براي خلق آثار نمادين و معناگرا به كارگرفته شده اند. از اين رو بررسي اين نمادها و نشانه ها علاوه بر آشنايي ما با اين شيوه هنري،ديد وسيعي از فرهنگ و باورهاي جامعه مقابل ديدگان مخاطب قرار مي دهد.
اصطلاح هنر «سقاخانه اي» براي نخستين بار اوايل دهه ۱۳۴۰ از سوي «كريم امامي» مترجم ،روزنامه نگار و منتقد براي توصيف آثار گروهي از هنرمندان ايراني كه مي كوشيدند تا پلي ميان سنت و مدرنيسم ايجاد كنند،به كار گرفته شد.
اين شيوه نقاشي كه برگرفته از فرم هاي سنتي ايراني بود،ابتدا درميان هنرمندان نقاش شكل گرفت و رفته رفته به هنرمندان عرصه مجسمه سازي نيز منتقل شد.
بنابراين آغاز پيدايش اين شيوه هنري را بايد سال هاي نخستين دهه ۴۰ دانست.در ايامي كه مكتب رايج در عرصه بينالمللي، «هنر مردمي يا پاپ آرت» بود و عرصه هنر شاهد درگيري مدرن گرايان و سنتي ها بودند.
در واقع جنبش هنري سقاخانه را ميتوان نوعي واكنش بياختيار روشنفكران و هنرمندان دهه ۴۰ شمسي، عليه مدرنيسم و گسترش دامنه نفوذ فرهنگ غرب دانست چرا كه اين مكتب هنري با وارد كردن باورهاي ملي و ديني در هنر مدرن شكل گرفته بود و به نوعي بازگشت به سنت هاي گذشته بود.
از اين رو واكنش هنرمندان به اوج گيري مدرن گرايي و نگاه ضد غرب گرايي آنها را بايد از زمينه هاي شكل گيري اين شيوه هنري دانست كه به باور بسياري از محققان عرصه هنر،اين مكتب جديد تاثير شگرفي بر تحولات نقاشي امروز ايران و حتي نوآوريهاي عرصه خوشنويسي گذاشت.
ويژگي بازگشت به گذشته،استفاده از نقشمايههاي ايراني با استفاده از عناصري چون درها، قفل ها، كليدها، ضريح اماكن متبركه، سقاخانه ها، نگين هاي انگشتري، الواح و شمايل ها و چيزهايي از اين قبيل بود كه از دير باز با زندگي مردم جامعه سنتي ايران عجين بود،در آثار فعالان اين سبك هنري به خوبي ديده مي شد.
نقش و نگارهاي موجود روي علمها و كتلها (وسايل آييني اجراي مراسم عاشورا در عزاي امام حسين (ع) )و نقوش حك شده روي ضريحها و درهاي اماكن مقدس در امامزادهها ، سقاخانهها، مهرها، سنجاقها ،تكه سفالهاي دوران باستان و نگارههاي نمدها، ترمهها و اشياي قديمي ماده اصلي كار نقاشان سقاخانهاي است.
بنابراين آثار اين عرصه را بايد هنرهايي برگرفته از فرهنگ شيعه به ويژه مشهورترين نماد آن يعني واقعه عاشورا دانست.
علاوه براين ،رفته رفته استفاده از خوشنويسي و خط فارسي كه بيان كننده مفاهيمي از فرهنگ ايراني بود نيز از جمله شناسه هاي هويتي آثار اين عرصه محسوب شد.
حسين زنده رودي، فرامرز پيل آرام،پرويز تناولي، مسعود عربشاهي، صادق تبريزي، ناصر اويسي و ژازه طباطبايي جزء نخستين هنرمنداني بودند كه آثارشان با اين عنوان خلق شد.
بعد ها اين تفكر در هنر نقاشاني چون جعفر روحبخش، پرويز كلانتري، منصوره حسيني، شهلا حبيبي و محمد علي ترقي جاه دنبال شد و سبب شكل گيري جريان ها و مكاتب ديگري در عرصه هنرهاي تجسمي كشورمان شد.
مكتب سقاخانه كه در كار شماري از هنرمندان ايراني ظهور پيدا كرد و با تقليد از فرمهاي سنتي گذشته و تلفيق آن با تجربههاي هنر مدرن كوشيد كه براي نقاشي معاصر ايران زبان بصري تازهاي تدارك ببيند،با وجود خلق آثار ماندگار و هنري بسيار از سوي فعالان اين عرصه ،اما اين روزها ديگر نشاني چنداني از آن وجود ندارد.
شايد برپايي نمايشگاه فرصتي باشد تا از آثار بزرگان اين عرصه كه غبارفراموشي و مرور زمان بر روي آنها نشسته است،زدوده شود.
به گزارش ايرنا،نمايشگاه موزه هنرهاي معاصر مجموعه اي از آثار هشت هنرمند به نام مكتب سقاخانه اي است كه از گنجينه موزه،آرشيو مجموعه داران خصوصي و آرشيو شخصي هنرمندان گردآوري شده و به معرض نمايش گذاشته مي شود.
دبيري اين نمايشگاه را «مهدي حسيني» برعهده دارد و اين نمايشگاه تا ۲۱ مردادماه بر پا خواهد بود.
ضمن اينكه در طول برگزاري اين نمايشگاه نشست هاي تخصصي پيرامون مكتب سقاخانه برگزار خواهد شد.
فراهنگ۵**۹۱۷۳**
