نظام بازار آزاد در بوته نقد (بخش هشتم)
شوك درماني شيلي؛ آزمون شكست خورده تعديل اقتصادي
کدخبر : 80760848(3451141)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۵/۱۲
زمان مخابره : ۱۴:۵۰
سرویس خبر : پژوهش- اقتصادی- سیاسی- بین المللی-
گروه پژوهش هاي خبري - طرفداران مكتب تعديل اقتصادي بازار آزاد با استفاده از شوك درماني بلايي بر سر شيلي آوردند كه بعد از پايان ديكتاتوري ژنرال پينوشه، وضعيت اين كشور بسيار اسفبار شد.

در ادامه گزارش هاي پيشين و در تلاش براي كالبد شكافي واقعي نظام بازار آزاد و خصوصي سازي مورد ادعاي مكتب شيكاگو، به بررسي كارنامه اين مكتب در كشورهايي كه شاگردان اين مكتب و به خصوص، شاگردان فريدمن فعال بودند، پرداخته مي شود. اين افراد، كارشناسان و يا اقتصاددانان توانستند با رخنه و از طرق غير قانوني و حتي غيرانساني قدرت را به دست گيرند و جراحي اقتصادي را در راستاي اهداف شان بكار ببندند. در اين زمينه كشورهاي آمريكا لاتين در صدر ليست اين نوع جديد سلطه گري در كنار برخي نمودها از وحشي گري قرار دارند، البته كشورهايي همچون روسيه، عربستان و كشورهاي شرق آسيا نيز از گزند تهاجم خط مشي اقتصادي آنها در امان نبودند.
كشورهاي آمريكاي لاتين كه در سال هاي مياني سده بيستم با پيروي از الگوي خاص خود(الگوي توسعه گرايي) توانسته بودند به رشد قابل توجه اقتصادي دست يابند، در معرض اولين ضربه هاي نظام اقتصادي مكتب شيكاگو قرار گرفتند. همانگونه كه خانم كلاين در كتاب دكترين شوك به آن اشاره داشت، با رسيدن دهه ۱۹۵۰، حالا ديگر توسعه گرايان در اين كشورها نيز مانند پيروان مكتب كينز و سوسيال دموكرات ها در كشورهاي ثروتمند مي توانستند درباره مجموعه اي از موفقيت هاي تاثيرگذارشان سخن بگويند و به آنها مباهات كنند.

**الگوي توسعه گرايي موفق در قيف جنوبي
------------------------------------
پيشرفته ترين آزمايشگاه‌هاي توسعه گرايي دماغه جنوبي آمريكاي لاتين بود كه تحت عنوان قيف جنوبي شناخته مي شد و كشورهاي شيلي، آرژانتين، اوروگوئه و برزيل را در بر مي‌گرفت.
كانون توسعه گرايي كميسيون اقتصادي سازمان ملل براي آمريكاي لاتين مستقر در سانتياگو پايتخت شيلي به رياست رائول پربيش اقتصاددان بود. پربيش گروه هايي از اقتصاددانان را در حيطه نظريه توسعه گرايي آموزش داد و به سرتاسر آمريكاي لاتين اعزام كرد تا در مقام مشاور دولت ها در زمينه توسعه اقتصادي فعاليت كنند. سياستمداراني ملي گرا همچون خوان پرون در آرژانتين، با حسي آكنده از انتقام، ايده هاي اين مشاوران را به مرحله اجرا گذاشتند و پول دولت را به طرح هاي زيربنايي مانند احداث بزرگراه ها و كارخانجات فولاد سرازير كردند، يارانه هاي سخاوتمندانه اي در اختيار موسسات محلي گذاشتند تا كارخانه هاي جديدي براي توليد خودرو و لوازم خانگي تاسيس كنند و با وضع تعرفه هاي بالا بر واردات، مانع ورود كالاهاي خارجي شوند.
در اين دوران، توسعه سرسام آور اين كشورها باعث شد كه كشورهاي واقع در قيف جنوبي آمريكاي لاتين بيشتر به اروپا و آمريكاي شمالي شباهت داشته باشند تا به بقيه آمريكاي لاتين يا ساير قسمت هاي جهان سوم. كارگران كارخانه هاي جديد، اتحاديه هاي قدرتمندي تشكيل دادند كه در چانه زني هايشان، دستمزدهاي طبقه متوسط را مطالبه مي كردند و فرزندانشان را براي تحصيل به دانشگاه هاي تازه تاسيس دولتي مي فرستادند.

** توسعه گرايي در برابر اقتصاد ليبرال
-------------------------
طي دوره اي، توسعه گرايي به چنان موفقيت حيرت آوري دست يافته بود كه قيف جنوبي آمريكاي لاتين به يك نماد توانمند توسعه براي كشورهاي فقير در سراسر دنيا تبديل شد؛ اين نماد اثبات كننده اين نكته بود كه سياست هاي اقتصادي هوشمندانه و عملي، چنانچه با قاطعيت اعمال شوند، فاصله طبقاتي بين جهان اول و جهان سوم را مي تواند واقعا از ميان برد. اما همين مساله باعث برانگيختن حساسيت اعضاي مكتب شيكاگو و شخص فريدمن شد كه مقابله هر الگوي بديلي براي رسيدن به رشد و توسعه اقتصادي در برابر الگوي ليبرال دموكراسي را بر نمي تافت.
فريدمن و پيروانش، كشورهاي اين منطقه را كه هم حياط خلوت امريكا بود و از بسياري جهات به ايالات متحده نزديك بودند، به عنوان اولين آزمايشگاه نظريات فريدمن و جولانگاه دار و دسته مكتب شيكاگو انتخاب كردند. شروع اين برنامه ها و تغييرات نيز از شيلي بود. شيلي كشوري بود كه شخص فريدمن بسيار به آن علاقه مند بود و دوست داشت خود ناظر بر چگونگي اجراي دستورالعمل هاي اين مكتب در آن باشد.

** شيلي و دار و دسته شيكاگويي
---------------------------------
پسران (دار و دسته هاي) شيكاگويي (Chicago Boys) گروهي از جامعه شناسان و اقتصاددانان شيليايي بودند كه همگي تحت نظر اساتيدي نظير ميلتون فريدمن و آرنولد هاربرگر، در دانشگاه اقتصاد شيكاگو و بعضا شعبه اين دانشگاه در بخش اقتصاد دانشگاه كاتوليك شيلي به تحصيل پرداخته بودند. آموزش اين افراد در راستاي پيشبرد طرحي با عنوان پروژه شيلي بود كه ايده اوليه آن در سال ۱۹۵۰ توسط وزارت كشور آمريكا داده شده بود و بنياد فورد (Ford) هم مسووليت تامين هزينه آن را بر عهده گرفته بود. بنياد فورد بنيادي خيريه اي در نيويورك است كه در سال ۱۹۳۶ توسط اِسِل(Esel) و هنري(Henry) فورد تاسيس شد. هدف اصلي تشكيل اين بنياد- البته به ادعاي مديران ارشد آن- بهبود وضعيت بشر در سراسر جهان است.
هدف از تنظيم پروژه شيلي تاثيرگذاري بلندمدت بر روي تفكر اقتصادي شيليايي ها بود. پسران شيكاگويي گزارش ۵۰۰ صفحه اي و جامعي را درباره پروژه شيلي و چگونگي اجرا و پيشبرد آن تهيه كردند كه البته تا سال ۱۹۷۰ امكان اجرا پيدا نكرد.
اين گزارش كه در اصطلاح به آن Brick (به معني آجر) گفته مي شد، در زمان دولت خورخه الساندري به او ارايه شد؛ ولي الساندري استقبالي از اجراي آن نكرد. با اجراي كودتاي نظامي، با حمايت امريكا، در يازدهم سپتامبر ۱۹۷۳ عليه دولت سالوادور آلنده، دوره اول قتل عام عمومي توسط آگوستو پينوشه آغاز شد. در همين هنگام با به قدرت رسيدن او كه به پشتوانه مالي و سياسي گروه هايي در آمريكا انجام شده بود، اين طرح دوباره مورد بررسي قرار گرفت و تبديل به سياست اقتصادي اصلي دولت پينوشه شد.
۸ نفر از ۱۰ نويسنده اي كه اقدام به نوشتن گزارش مزبور كرده بودند از پسران شيكاگويي بودند كه بسياري از آن ها بعد از به قدرت رسيدن پينوشه نيز به پست هاي دولتي مهمي در كشور دست پيدا كردند.
اين افراد عبارت بودند از :
- سرخيو كاسترو، وزير خزانه داري
- پابلو باراهونا، وزير خزانه داري
- جوزه پينرا، وزير كار/ وزير معدن
- هرنان بوچي، وزير خزانه داري
- آلوارو باردون، وزير اقتصاد
- خوان كارلوس مِندِس، مسوول تنظيم بودجه
- اِميليو سانفونتِس، مشاور ارشد بانك مركزي
- خواكين لاوين، وزير آموزش و برنامه ريزي
- كريستين لاروت، مشاور عالي رييس جمهور
خوان گابريل والدِز ( وزير خارجه سابق شيلي در سال ۱۹۹۰) در توصيف پروژه شيلي مي گويد: اين پروژه نمونه بارز انتقال سازماندهي شده يك ايدئولوژي از ايالات متحده به شيلي بود كه تاثير مستقيم آن بر روي تحصيلات شيليايي ها و با هدف تغيير تفكر اقتصادي آنها انجام گرفت.

** طرح تحول شيلي با شوك درماني
-------------------------------------
بعد از اتمام كودتا و به دست گرفتن امور توسط پسران شيكاگو، اجراي طرح تحول اقتصادي به عنوان اولويت طرح توسعه شيلي در برنامه دولت پينوشه قرار گرفت. شيكاگويي ها معتقد بودند كه نظام بازار آزاد به ويژه در بازار نيروي كار كه تحت تاثير مطلق عرضه و تقاضاست، پديده ايست لازم و ضروري كه بخصوص در كشورهاي كم توسعه، منجر به تعيين دستمزدها مي شود .
آنها تاكيد داشتند كه دولت‌ وظيفه ندارد ‌با سياست‌هاي ‌پولي ‌خود در تثبيت ‌دستمزدها و حفظ‌ سطح ‌قيمت‌ها يا مهار تورم‌ و يا ايجاد طرح‌هاي ‌توسعه ‌اقدام‌ كند. دولت ‌بايد صرفا عرضه‌ پول‌ را تنظيم ‌و آن ‌را براي ‌اقتصاد تامين ‌كند. عرضه ‌پول ‌بايد عاقلانه ‌و معتدل ‌انتخاب‌ شود. ‌‌البته ‌عرضه‌ پول‌ به‌ تورم‌ مي‌انجامد.
به‌ موجب ‌درس ‌شيلي، اين ‌اشكالي ‌ندارد كه ‌ كارگران ‌ومصرف‌كنندگان‌ كم ‌درآمد‌ زيان ‌مي‌دهند، بلكه بايد دلخوش ‌باشند كه‌ نظام ‌بازار آزاد در بلندمدت ‌همه‌ چيز را حل ‌مي‌كند. تورم‌ توليد را تشويق‌ مي‌كند و آن ‌هم ‌اشتغال‌ را بالا مي‌برد و اين ‌يكي ‌هم ‌دستمزدها را زياد مي‌كند.
آنان ‌با اين ‌سياست‌ به ‌ميدان ‌اقتصاد شيلي‌ آمدند. ‌‌تمام ‌دستاوردهاي ‌بيمه ‌اجتماعي ‌كارگران ‌را پايمال ‌و ورود سرمايه‌گذاري‌هاي‌ خارجي‌ و آغاز جريان ‌غارت‌ را تسهيل ‌كردند. با اينكه اين گروه سطح ‌زندگي ‌واقعي ‌را براي ‌مدت‌ها چنان بر ‌زمين كوبيدند كه ‌كمر ندارها شكست، اما هميشه ‌وعده ‌دادند كه ‌تعادل،‌ خود به ‌خود رشد را تضمين ‌خواهد كرد.

** رعب آفريني براي ايجاد شوك
-------------------------------
آنها سياست شان‌ را كه‌ با تزريق‌ پول ‌و آغاز هجوم سرمايه‌گذاري‌هاي‌ غارتي ‌و سرمايه‌گذاري‌هاي ‌توليد بر اساس بسيج ‌نيروها و سرمايه ‌ملي‌ همراه ‌بود، «شوك‌درماني» نام‌ نهادند.
بر اساس كتاب دكترين شوك، حاكمان نظامي در اين كشورها به ويژه در شيلي عمدتا با حمايت شركت هاي بزرگ چندمليتي آمريكايي و اروپايي نه تنها قدرت را به دست گرفتند بلكه شركت هايي همچون خودروسازي فورد، صنايع جنرال الكتريك و شركت آمريكايي ITT كه در زمينه مخابرات در اين قاره فعال بود و حتي مرسدس بنز آلمان، پشتيباني هاي مالي و لجستيكي نظاميان را بر عهده گرفتند و گروه هاي نظامي ويژه و جوخه هاي مرگ را براي شكنجه و ترور صدها هزار نفر از مخالفين و يا حتي بيگناهان وارد ميدان كردند.
اين جوخه ها از افراد بيگناه تنها به عنوان ابزاري براي ايجاد رعب، وحشت شوك اجتماعي و درنتيجه تحكيم پايه هاي قدرت خود از طريق نمايش آشكار سركوبگري در انظار عمومي استفاده كردند.

** شيلي ويران؛ دستاورد شيكاگويي ها
---------------------------
در يك ‌كلام، آنها اقتصاد شيلي ‌را قتل‌عام‌ كردند. دنياله روي اقتصاد سياست هاي بازار آزاد، كشور را در دو دوره (۱۹۷۴ و ۱۹۸۲) دچار ركود اقتصادي شديدي كرد. نتيجه اين اقدامات اين بود كه در پايان دوران رياست جمهوري پينوشه نزديك به ۴۰% جمعيت شيلي زير خط فقر زندگي مي كردند. علاوه بر اين، پيروي از اصول صادرات تعديل ساختاري و صادرات بي رويه منابع طبيعي و كشاورزي، باعث شد تا فشارهاي عظيمي بر محيط زيست شيلي وارد شود. سواحل شيلي بابي‌ثباتي زيست‌محيطي ناشي از پرورش ماهي سالمون درمراكز پرورش ماهي همراه شدند. شكوفايي صادرات چوب، رشد درختكاري را به تخريب جنگل‌هاي طبيعي كشاند كه نتيجه آن اين بود كه شيلي بعد از برزيل رتبه دوم درميزان جنگل‌زدايي درآمريكاي لاتين را از آن خود كرد.
از ميان دانش آموختگان فارغ التحصيل از دانشگاه اقتصاد شيكاگو، علاوه بر شيلي افرادي از ساير كشورهاي آمريكاي لاتين( برزيل، اروگوئه، پرو، پاناما، كاستاريكا و ....) نيز وجود داشتند كه البته هيچ يك از آن ها به اندازه پسران شيكاگويي در شيلي در پيشبرد اهداف آمريكايي ها موفق نبودند.
پژوهش**ع.م.**م.ج.**۹۱۳۰

آخرین اخبار