احمدي نژاد؛ از پرچمداري مبارزه با استكبار تا بزرگترين خطر از صدر اسلام و بي توجهي به حوزه هاي علميه
تهران- در حالي كه رييس جمهور احمدي نژاد در اين سالها بعنوان پرچمدار مبارزه با اسكتبار جهاني و هسته اصلي آن يعني رژيم غاصب صهيونيستي در عرصه هاي بين المللي عرصه را بر جبهه استكبار و حاميانش بيش از پيش تنگ كرد، برخي مدعيان اصولگرايي و انقلابي بودن نه تنها احمدي نژاد را در اين عرصه تنها گذاشتند بلكه مواردي چون بزرگترين خطر از صدر اسلام، فراماسونر، بابيت دوم، منحرف از اسلام و انقلاب و مواردي از اين قبيل را به احمدي نژاد و دولت وي منتسب كردند.
کدخبر : 80759002(3454069)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۱۱
زمان مخابره :     ۱۲:۱۶
سرویس خبر : اقتصادي- ساير-

مبارزه با رژيم غاصب صهيونيستي بدون شك يكي از اهداف و آرمانهاي امام راحل بوده است، اما به نظر مي رسد در راهبرد به چالش كشيدن هولوكاست و مبارزه با رژيم غاصب اسرائيل بين برخي روحانيون، اصولگرايان و احمدي نژاد اختلاف راهبردي وجود دارد.
در سال ۱۳۸۸ سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق كشورمان در سفري به استراليا در مصاحبه با يك رسانه استراليايي هولوكاست را يك تراژدي وحشتناك خواند كه در اروپا رخ داده است ! اين موضع خاتمي نه تنها هولوكاست را تاييد ضمني مي كرد بلكه با نظر رييس جمهور وقت در اين زمينه متفاوت بود. اما چالشهايي كه احمدي نژاد در برابر هولوكاست ايجاد كرد نه تنها در داخل كشور بلكه در سرتاسر جهان نيز با اقبال افكار عمومي مواجه شد. اينكه در درجه اول هولوكاست دروغي بزرگ است و مقدس كردن آن رمز بقاي تروريسم دولتي و آدم كشي در جهان است، و حتي در صورت رخ دادن آن در اروپا تاوانش را نيز بايد همانهايي كه كرده اند بپردازند، نه مردم مظلوم و مسلمان فلسطين.
بيان اين موارد از تريبونهاي جهاني پايه هاي سست رژيم فاسد اسرائيل را به شدت به لرزه درآورد، اما به نظر مي رسد اين تنها پايه هاي رژيم غاصب صهيونيستي نيست كه لرزان شده است بلكه باورهاي برخي از روحانيون و سياستمداران داخلي كشورمان نيز سست تر از آن چيزي است كه افكار عمومي فكر مي كردند. به همين دليل احمدي نژاد آماج تهمت ها و فشارها در داخل كشور قرار گرفت كه طرح مسايلي چون هولوكاست از طرف ايران چه لزومي دارد؟ حتي علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي در سال ۱۳۸۷ در ديدار با يك هيات يوناني مدعي شد هولوكاست به ما مربوط نيست !
ما معتقديم پس از گذشت بيش از ۳۳ سال از انقلاب اسلامي مردم ايران، تنها احمدي نژاد بود كه در دفاع از انديشه هاي انقلاب اسلامي و آرمانهاي متعالي آن صادق تر و بي پرواتر از ديگر سياستمداران و فعالان اين حوزه به صحنه آمد و نه تنها سست نشد بلكه تا پايان نيز در مواضع خود ايستادگي كرد. اما سوال اصلي اين است كه چرا احمدي نژاد در اين مبارزه تنها ماند؟ چرا مدعيان نزديكي به امام و پيروي از خط امام نه تنها در صف اين مبارزه نايستادند بلكه به تقابل با احمدي نژاد برخاستند!؟ چرا احمدي نژاد كه در دنيا نماد اصلي مبارزه با استكبار جهاني و هسته فاسد آن يعني رژيم صهيونيستي است، در داخل كشور بزرگترين خطر پس از صدر اسلام خوانده مي شود؟
اما براي اينكه شفاف تر از هميشه به اين موضوع بپردازيم، اينگونه به ماجرا ورود مي كنيم كه آيا احمدي نژاد به آرمانهاي امام خميني (ره) وفادار نبوده است؟ دليل اصلي اين پرسش را بايد در مواضع سالهاي اخير برخي روحانيون اصولگرا نسبت به احمدي نژاد جستجو كرد.
مواردي چون بزرگترين خطر از صدر اسلام تاكنون، فراماسونر، خطر بابيت دوم و كليد واژه هايي از اين دست توسط برخي از روحانيون سرشناس و بلندپايه همچون آيت الله مصباح يزدي و آيت الله علم الهدي در دولت دوم احمدي نژاد در حجم عظيمي در رسانه ها منتشر شد و جرياني را شكل داد كه در محافل اصولگراي حوزوي اين جمله بسيار شنيده شد؛ احمدي نژاد به حوزه ها و روحانيت توجه ندارد. شايد اكنون كه دولت احمدي نژاد در روزهاي پاياني عمر خويش است زمان مناسبي باشد كه نگاهي منصفانه به اين موضوع داشته باشيم.
در مقابل از محافل سنتي چون موتلفه اسلامي، جامعه مدرسين، روحانيت مبارز و . . . بايد پرسيد آيا تخصيص بودجه هاي كلان و به مراتب بيشتر از سالهاي گذشته به اين مراكز، بي توجهي است؟ اصولا انجام كار فرهنگي وظيفه كدام نهادهاست؟ آيا مراكزي كه از بودجه هاي كلان سالهاي اخير بهره مند شدند به وظيفه ذاتي خود كه گسترش انديشه هاي فرهنگي و ديني بوده است عمل كرده اند؟ آيا اين نهادها در عملياتي كردن آرمانهاي امام و انقلاب نقش خود را آنگونه كه بايد ايفا مي كنند؟
به گزارش روز جمعه ايرنا، عملكرد دولت هاي نهم و دهم در بخش هاي مختلف نسبت به دولتهاي پيشين قابل توجه و چشمگير بوده است. هرچند كه در ارزيابي عملكرد دولت بيشتر نگاهها به حوزه هاي اقتصادي و سياسي معطوف است اما حوزه هاي فرهنگي و ديني نيز از جمله بخشهايي است كه مورد توجه دولت احمدي نژاد بوده است. البته برخي افراد و گروهها در فضاي رسانه اي اينگونه وانمود مي كنند كه دولت احمدي نژاد به نهادهاي فرهنگي و مذهبي همچون حوزه هاي علميه و موسسات فرهنگي فعال در زمينه مذهب و دين بي توجه بوده يا از پرداختن به امور آنها پرهيز داشته است. اين در حالي است كه نگاهي به آمارهاي موجود حكايت از چند برابر شدن بودجه هاي اين مراكز در دولت احمدي نژاد نسبت به گذشته دارد.
البته آمار مدون و دقيقي از ميزان كمك ها و بودجه هاي دولت به اين موسسات در دسترس نيست و همين مساله ارزيابي عملكرد دولتها در اين زمينه را تا حد زيادي با مشكل روبرو مي كند. به همين دليل ارقام برگرفته از بودجه هاي مصوب مجلس شوراي اسلامي در سالهاي ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۰ مورد استناد اين گزارش قرار گرفته است
** مجموع بودجه و حمايتهاي مالي از مراكز فرهنگي مذهبي و حوزه ها
بر اساس ارقام ذكر شده در بودجه سال ۱۳۸۷ دولت نهم بيش از ۱۰ هزار ميليارد ريال در اين سال در قالب بودجه و كمكهاي حمايتي به اين مراكز اختصاص داده است. اين رقم با افزايشي ۶۸ درصدي در سال ۱۳۸۸ و اولين سال فعاليت دولت دهم به رقمي بيش از ۱۶.۸ هزار ميليارد ريال رسيده است. ميزان اين بودجه ها و كمكها در سال ۱۳۸۹ به بيش از ۱۵ هزار ميليارد ريال و در سال ۱۳۹۰ به رقمي بالغ بر ۱۸ هزار ميليارد ريال رسيد.
در مجموع رقم اين بودجه ها و حمايتهاي صورت گرفته از سال ۱۳۸۷ تا پايان سال ۱۳۹۰ بيش از ۶۱ هزار ميليارد ريال بوده است كه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي كنيم.
** حوزه هاي علميه
حوزه هاي علميه، ثمره بيش از هزار سال مجاهدت هاي علمي و عملي فقهاي شيعه است كه با خون دل و دود چراغ ستونهاي علمي مكتب تشيع را در طول هزار و ۴۰۰ سال به خوبي پايه گذاري كردند تا امروز جمهوري اسلامي بر اين ستونهاي عظيم تكيه كند. نگاهي به بودجه تخصيص يافته به حوزه ها توسط دولت احمدي نژاد نشان دهنده عمق نگاه اين دولت به ساختار فقهي تمدن شيعه است.
شوراي عالي حوزه علميه قم، شوراي برنامه ريزي مديريت حوزه هاي علميه خراسان، مركز خدمات حوزه علميه قم و مركز مديريت حوزه علميه قم نيز از جمله مراكز حوزوي هستند كه نام آنها در فهرست مراكز فرهنگي و ديني برخوردار از بودجه و كمكهاي دولتي به چشم مي خورد. رقم تخصيص يافته به اين مراكز در سالهاي ۸۷ تا ۹۰ نيز بيش از ۱۰ هزار ميليارد ريال بوده است كه بيش از ۵۰ درصد آن به شوراي عالي حوزه علميه قم اختصاص يافته است.
**بنيادهاي علمي فرهنگي
يكي از ساختارهاي مجموعه هاي فعال در حوزه هاي ديني و فرهنگي بنيادها هستند. از جمله آنها مي توان به بنياد بين المللي غدير، بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس، بنياد دايره المعارف علوم اسلامي، بنياد علمي حريري و بنياد علمي شهيد مطهري اشاره كرد. بودجه و كمكهاي درنظر گرفته شده از طرف دولت براي اين مجموعه ها در سالهاي مذكور بيش از هزار و صد ميليارد ريال بوده است. سهم بنياد بين المللي غدير كه زيرنظر آيت الله خزعلي فعاليت مي كند در سالهاي ۸۹ و ۹۰ بيش از يك ميليارد و ۴۰۰ ميليون تومان بوده است. براي بنياد علمي فرهنگي شهيد مطهري نيز كه زير نظر علي مطهري نماينده مخالف دولت و يا بهتر بگوييم مخالف احمدي نژاد فعاليت مي كند در سال ۸۹ معادل ۵ ميليارد تومان اختصاص يافته است.
** پژوهشگاههاي فرهنگي و حوزوي
پژوهش هاي فرهنگي و حوزوي از جمله مقوله هايي است كه از نظر دولت پنهان نمانده است. سهم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و همچنين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي از بودجه ها و كمكهاي دولت در اين سالها به ترتيب بيش از ۱۳۰ هزار ميليارد ريال و افزون بر ۳۸۷ هزار ميليارد ريال بوده است.
** سازمانهاي فرهنگي و ديني
از جمله معروفترين سازمانهاي فعال در اين زمينه مي توان به سازمان اوقاف و امور خيريه، سازمان تبليغات اسلامي، سازمان حج و زيارت، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني و اسلامي اشاره كرد. بودجه ها و كمكهاي دولت به اين سازمانها در اسلهاي ۸۷ تا ۹۰ نزديك به ۱۰ هزار ميليارد ريال مي باشد. در ميان اين سازمانها تقريبا نيمي از منابع ( نزديك به ۴ هزار و ۵۰۰ ميليارد ريال ) به سازمان تبليغات اسلامي اختصاص يافته است.
** موسسات فرهنگي و ديني
برخي نهادهاي فعال در زمينه هاي فرهنگي و ديني در كشور بصورت موسسات فرهنگي فعاليت مي كنند. موسسه ترجمان وحي، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، موسسه آينده روشن (پژوهشكده مهدويت)، موسسه بصيرت، موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، موسسه دارالهدا، موسسه علمي و تحقيقاتي امام رضا (ع) و موسسه نشر آثار حضرت امام (قدس سره) از جمله موسساتي هستند در اين سالها از كمكهاي مالي دولت در جهت انجام فعاليتهاي فرهنگي و ديني برخورد دار بوده اند. مجموع اين كمكها نزديك به ۸۵ ميليارد تومان بوده است كه از اين ميان بيش از ۴۴ ميليارد تومان به موسسه نشر آثار حضرت امام (قدس سره) اختصاص يافته است.
** نهادهاي منتسب به امام راحل
امام خميني به عنوان بنيانگذار جمهوري اسلامي نقش مهمي در هندسه سياسي انقلاب اسلامي دارد اما نبايد فراموش كرد كه ايشان در بعد علمي نيز از فقهاي ممتاز و طراز اول شيعه بوده اند و آثار برجسته اي نيز در حكمت و عرفان نظري در كارنامه درخشان حيات پربار ايشان به چشم مي خورد. اين نكات سبب شده است كه در ساليان گوناگون براي مجموعه عمراني و علمي منسوب به ايشان رديف هاي بودجه اي مناسبي درنظر گرفته شود. البته در دولتهاي گذشته شعار و ادعاي پيروي از خط امام (ره) و يا نزديكي به ايشان به بهانه خاطرات سياسي در اوج خود بود اما از بودجه و حمايت عملي خبري نبود.
با وجود اينكه مجموعه سياسي، عمراني، علمي و پژوهشي و خبري منسوب به ايشان از لحاظ سياسي جزو مخالفان دولت شمرده مي شوند اما در ۸ سال دولت احمدي نژاد اعتبارات مناسبي براي گسترش انديشه هاي امام خميني (ره) در نظر گرفته شده كه به بخشي از آنها اشاره مي كنيم.
رقم كمكهاي دولت در سالهاي ۸۷ تا ۹۰ براي تكميل آستان مقدس امام (ره) بيش از ۷۰۰ ميليارد ريال بوده است. در اين مدت به موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) نيز بيش از ۳۰۰ ميليارد ريال اعتبار اختصاص يافته است. رقم اختصاص يافته به موسسه نشر آثار حضرت امام نيز در همين مدت بيش از ۴۴۰ ميليارد ريال بوده است. مجموع اين كمكها و بودجه هاي در نظر گرفته شده بيش از ۱۴۴ ميليارد تومان بوده است.
** ساير موارد
در اين سالها طرح ولايت كه توسط تيم فكري منتسب به علي زاكاني از ديگر نمايندگان مخالف احمدي نژاد در مجلس اداره مي شود نيز از كمك ۱۰۰ ميليارد توماني در سال ۱۳۹۰ برخوردار شده است. مجمع عالي حكمت اسلامي نيز از ديگر مراكزي است كه در سالهاي ۸۷ و ۸۸ رقمي معادل با ۶ هزار ميليون ريال به آن اختصاص يافته است. اين مركز زير نظر شاگردان آيت الله جوادي آملي و آيت الله مصباح يزدي فعاليت مي كند.
آمارها حكايت از آن دارد كه دولت مبالغ قابل توجهي را براي بسط و گسترش فعاليتها در اختيار اين مجموعه ها قرار داده است. اما متاسفانه بايد گفت موارد بسياري در سالهاي اخير از طرف شخص رييس جمهور مطرح شد كه نيازمند پشتيباني و حمايت مراكز حوزوي و چهره هاي سرشناس آن بود اما نه تنها حمايتي از اقدامات دولت صورت نگرفت بلكه در برخي موارد مخالفت ها و تخريب هايي نيز انجام شد كه جاي تعجب فراوان دارد. برخي از آنها را با هم مرور مي كنيم :
** وقتي يك روحاني مي گويد افزايش جمعيت خلاف عقل و شرع است !
پس از آنكه بحث كاهش نرخ رشد جمعيت با تيزبيني رييس جمهور احمدي نژاد مطرح شد، سر و صداي زيادي به راه افتاد. بسياري از افراد در اين زمينه نظر دادند اما واكنش منفي برخي روحانيون و علما به اين مساله جاي تعجب فراوان داشت. حسين انصاري راد يكي از اين روحانيون است كه سابقه رياست بر كميسيون اصل نود مجلس را نيز در كارنامه خود دارد. وي در اظهار نظري در اين زمينه مدعي شد افزايش جمعيت خلاف عقل و شرع است ! غلامرضا مصباحي مقدم يكي ديگر از روحانيون حاضر در مجلس شوراي اسلامي نيز در آن زمان اعلام كرد كه آقاي احمدي نژاد استراتژيست نظام نيست بلكه مجري قوانين مصوب است، سياست نظام كنترل جمعيت است نه افزايش جمعيت! حتي آيت الله مكارم شيرازي كه اكنون پس از گذشت ۳ سال تغيير موضع داده است هم در آن زمان در حكمي فقهي اعلام كرد كه افزايش جمعيت واجب نيست!
اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب چندي پس از سخنان احمدي نژاد نسبت به ضرورت افزايش جمعيت و بازنگري در سياست كاهش جمعيت تاكيد كردند و حتي در رابطه با اصرار بر كاهش جمعيت در سالهاي گذشته عذرخواهي كردند. اما امثال آقاي مصباحي مقدم باز هم مدعي شدند كه سياست نظام كاهش جمعيت است. از ميان شخصيت هاي روحاني بلندپايه و سرشناس تنها حضرت آيت الله جعفر سبحاني از همان ابتدا با ارسال نامه اي به احمدي نژاد ضمن تاييد اين موضوع راهكارهايي را براي رفع موانع افزايش جمعيت ارائه كرد.
آيا انتظار از مراكز حوزوي و مذهبي در اين زمينه براي حمايت از موضع صحيح و اصولي رييس جمهور كه مورد تاييد كتاب آسماني ما قرآن نيز مي باشد، انتظار نابجايي است؟
** اتهام گداپروري و اقتصاد صدقه اي !
آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت آبانماه ۱۳۸۷ در دومين سمپوزيوم بين‌المللي ايران ۱۴۰۴ مي گويد : “ما بايد مردم را در سطح مطلوب و متوسط همان چيزي كه اسلام از آن به عنوان كفاف و عفاف ياد كرده تامين كنيم نه يك زندگي رياضت‌كشانه؛ ما امكان تامين مردم در حد متوسط را داريم نه به عنوان گداپروري و صدقه‌خوري بلكه بايد انسان‌هايي بسازيم كه روي پاي خود درس بخوانند كار كنند و خود را تامين كنند.” آيت الله جوادي آملي هم در آذرماه همان سال در مراسم كنلگ‌زني مجتمع فرهنگي هدايت مي گويد : “كميته امدادي و صدقه‌اي اداره كردن كشور هنر نيست، بايد كشور را با كار و توليد اداره كرد.”
اين در حالي است كه به اذعان دوست و دشمن كار و تلاش اين دولت به مراتب بيشتر از دولت هاي گذشته بوده است. حتي بهره وري كشور در زمينه نيروي كار با افزايش مواجه شده است. اما براي تحقير عدالتخواهي، ساده زيستي و پرهيز از اشرافيگري دولت و توجه به طبقه ضعيف جامعه و همنشيني با محرومان، دولت احمدي نژاد را گداپرور و اقتصاد آن را صدقه اي مي نامند. نمي دانيم چرا اگر بخش ناچيزي از حقوق طبقه ضعيف جامعه احيا و به آنان پرداخت شود يك يا چند فرد ملبس به لباس روحانيت با بكارگيري واژه اي مقدس در دين اسلام همچون صدقه به آن معترض مي شوند!؟ آيا انتظار از روحانيون و حوزويان براي پشتيباني از طبقه ضعيف جامعه و عدالتخواهي انتظار نابجايي است؟ آيا امام علي (ع) كه مقتداي همه ما شيعيان است با به دوش كشيدن نان و خرما در شبهاي كوفه فقر را بين مردم توزيع مي كرد؟ آيا اين كار گداپروري و اقتصاد صدقه اي است؟
** گسترش فرهنگ مهدويت و رجوع به امام
شكي نيست كه احمدي نژاد نه تنها اولين رييس جمهور بلكه اولين شخصيت رسمي نظام جمهوري اسلامي است كه حتي در رسمي ترين جلسات بين المللي نه تنها اعتقادات خود را فراموش و پنهان نكرد بلكه آن را به جهانيان و پيروان ديگر ادعيان نيز ارائه كرد. هنوز يادمان نرفته است نقدهاي پرطعنه و طنزهاي تلخ برخي نوسيندگان را كه خواندن دعاي فرج توسط احمدي نژاد در سازمان ملل را به سخره مي گرفتند و مي گفتند آنها كه امام زمان نمي فهمند و نمي شناسند ! آيا در آن زمان از عزيزان روحاني در كشور كسي نه به حمايت از احمدي نژاد بلكه به حمايت از اهل بيت و فرهنگ مهدويت برخاست؟ آيا اين انتظار نابجايي است كه قشر روحاني و حوزوي كشور از مفاهيم ناب و اصيل دين اسلام و جوهر تشيع دفاع كند؟
** قرض الحسنه و نرخ سود بانكي
ايجاد بانكهاي خصوصي در دولت اصلاحات و كوبيدن بر طبل افزايش نرخ سود بانكي يكي از مشكلات اصلي كشور و مردم بود كه تا قبل از روي كار آمدن دولت احمدي نژاد مديريت كشور به آن بي توجه بود. افزايش نرخ سود بانكي عملا موجب تعطيل شدن كار و فعاليت در كشور و گذاشتن پول در بانك و گرفتن سود آن توسط افراد شده بود. احمدي نژاد از همان ابتدا با اين شيوه مخالف بود و اقداماتي را براي كاهش نرخ سود بانكي انجام داد. مهمترين اقدام وي گسترش فرهنگ قرض الحسنه در كشور با راه اندازي بانك قرض الحسنه مهر بود. تقريبا همين خط كشي هاي سياسي كه در فضاي كشور وجود دارد در فضاي بانكي كشور نيز حاكم است. چند بانك با اين جناح ، چند بانك ديگر با آن جناح، فلان بانك خصوصي براي فلان حلقه اقتصادي و . . . اما بانك منتسب به احمدي نژاد همين بانك قرض الحسنه است. فرهنگي كه مردم مي خواهند و مي پسندند.
از همان ابتداي كار دولت احمدي نژاد عده اي با مخالفت با كاهش نرخ سود بانكي هر روز بهانه تراشيدند. يك روز گفتند نقدينگي زياد شده، روز ديگر گفتند پول ارزان كه احمدي نژاد در جامعه ريخته اوضاع اقتصادي را پريشان كرده، بازار ارز و سكه اگر نوساني دارد به خاطر پايين بودن نرخ سود بانكي است و هزاران دليل نادرست ديگر. آنقدر گفتند تا حرف خودشان را اجرايي كنند، چرا كه منافع اين حلقه ها و گروهها با افزايش نرخ سود بانكي تامين مي شود. اصرار مي كنند كه همه تصميمهاي اقتصادي كشور از اين مسير عبور كند تا در درجه اول منافع آنها تامين شود. حالا سوال امروز ما از عزيزان روحاني و علما و بزرگان حوزه و مراكر ديني اين است، مگر نه اينكه اقدام احمدي نژاد در گسترش فرهنگ قرض الحسنه و كاهش نرخ سود بانكي مطابق با دستورات دين مبين اسلام و در جهت مبارزه با گسترش بهره خواري و جلوگيري از گسترش ربا در كشور بوده است، پس چرا اين عزيزان و بزرگان در اين زمينه از موضع رييس جمهور حمايت نكردند؟
نه تنها حمايتي نشد بلكه متاسفانه كار به جايي رسيد كه حتي برخي ائمه جمعه در سخنان خود دليل افزايش قيمت در برخي بازارها را پايين بودن نرخ سود بانكي عنوان كردند آنهم نه به دلايلي عقلي و منطبق با شرع و مذهب، بلكه آن را لجبازي احمدي نژاد در عدم افزايش نرخ سود بانكي عنوان كردند. اكنون كه دولت در پايان كار خود است همگان شاهدند كه نقدينگي كشور در هشت سال فعاليت دولت احمدي نژاد در مقايسه با ساير دولتهاي پيشين كمتر افزايش يافته است، اما عده اي از عزيزان و روحانيون دلسوز در كشور با بي توجهي به نظرات رييس جمهور، گوش به سر و صدا و هياهوي طبلهاي توخالي برخي مدعيان علم اقتصاد در كشور سپردند و نه تنها حاضر به حمايت از موضع اصولي احمدي نژاد نشدند بلكه با آن مخالفت كردند. هرچند كه قبول داريم افزايش تورم و گراني براي همه طبقات اجتماعي بويژه طبق محروم بسيار آزار دهنده است اما نمي توانيم جوابي براي اين سوال بيابيم كه چرا با كوچكترين افزايش در نرخ تورم روحانيون عزيز و حتي برخي مراجع به ايراد سخنراني و تذكر به دولت و دستگاهها در اين زمينه مي پردازند اما در مقابل افزايش نرخ سود بانكي سكوت اختيار مي كنند و احمدي نژاد و مردم را همراهي نمي كنند!؟
** استكبارستيزي و مساله هولوكاست
استكبار ستيزي و ايستادگي در برابر زياده خواهي شرق و غرب از آموزه هاي معمار كبير انقلاب اسلامي و اهداف اصلي انقلاب بوده است. اين موضوع همواره مورد تاكيد رهبر معظم انقلاب نيز قرار داشته است. اما پس از آنكه رييس جمهور احمدي نژاد آرمان استكبارستيزي انقلاب ايران را آشكارا و با شجاعت در برابر جبهه استكبار مطرح كرد و ستون فقرات اين جبهه كه همانا رژيم فاسد، نامشروع و غاصب صهيونيستي است را هدف گرفت، زمزمه هاي نوعي بازگشت از اين آرمان متعالي از داخل كشور و از طرف برخي روحانيون شنيده شد. برخي گفتند اين درست كه ما رژيم اشغالگر قدس را قبول نداريم اما چرا بايد آن را اعلام كنيم و يا به مساله هولوكاست بپردازيم. حتي در جريان مناظره انتخابات ۸۸ شيخ مهدي كروبي در رسانه ملي احمدي نژاد را خادم اسرائيل خواند ! به نظر مي رسد برخي از آقايان آرمانهاي انقلاب را فقط در حد برگزاري يك راهپيمايي نمادين يا نوشتن چند مقاله و نصب چند پلاكارد مي دانند و وارد شدن در ميدان عمل را نه تنها صحيح نمي دانند بلكه ديگران را نيز از آن برحذر مي دارند.
امروز اين سوال در افكار عمومي مطرح است كه چرا در دفاع از اين موضع به حق رييس جمهور كه مورد استقبال بسياري از مردم آزاده جهان قرار گرفت، روحانيون سرشناس و تاثير گذار در حوزه مسايل ديني سكوت اختيار كردند و اجازه دادند برخي كوته فكران و منفعت طلبان اقدام شجاعانه احمدي نژاد را تحقير كرده و آن را ماجراجويي عنوان دهند.
** انقلاب و عقب نشيني از آرمانها
شايد دلايل زيادي براي اينكه چرا برخي روحانيون و سياستمداران اين روزها ترجيح مي دهند به هر بهانه اي برخي آرمانهاي انقلاب علني نشود يا به آن پرداخته نشود وجود داشته باشد اما اين دلايل هرچه باشد نمي توان آنها را بهانه اي براي عقب نشيني از آرمانها و يا حتي توقف در ادامه راه انقلاب اسلامي دانست. حتي محافظه كاري و مصلحت انديشي هاي درست و نادرست نيز نمي تواند مبنايي باشد براي ادامه ندادن انقلاب و تحقق آرمانهايش. البته اين روزها برخي ميان تكليف و نتيجه سرگردان شده اند و البته رهبر معظم انقلاب هم مواردي را در ديدار اخير خود با دانشجويان مطرح كردند. اما فراي همه اين مباحث آنچه مسلم است اينكه عقب نشيني و بازگشت از آرمانها در اين مقطع از تاريخ نه تنها راهگشا نخواهد بود بلكه سدي محكم خواهد شد در برابر مسير تعالي كه بايد طي مي كرديم.
نمي دانيم شايد برخي ها از تحريم خسته اند از فشارهاي داخلي و خارجي خسته شده اند، فكر مي كنند چند صباحي هم استراحت و عافيت طلبي خيلي مشكل ايجاد نمي كند. اما اگر كمي دورتر را نگاه كنيم متوجه نكات ديگري مي شويم كه اين موضع را توجيه نمي كند. امروز جنس تحريمها مادي است. از داشتن برخي ابزارها منعمان مي كنند. لوازم خودرو، تجهيزات صنعتي و پزشكي و دهها مورد ديگر، اگر امروز عقب نشيني كنيم، فردا كه تحريمها در حوزه هاي فرهنگي و مذهبي رفت چه مي كنيم؟
متاسفانه برخي در داخل كشور آنقدر كوته بين هستند كه در اين سالها سعي كردند بنشينند و در بازيهاي رسانه اي خود هر روز تعداد واژگان انسان در نطق هاي احمدي نژاد را بشمارند و خود را سرگرم كنند. حال آنكه عده اي ديگر در دنيا در تلاشند تا با تغيير تعريف انسان در ساز و كارهاي بين المللي اهداف خود را پياده كنند. ساده ترين نمونه اش حقوق همجنس بازي است كه تلاشها براي گنجاندن آن در برخي كنوانسيون ها و معاهدات بين المللي هر روز تشديد مي شود. آيا اگر فردا روزي شرط برداشتن برخي تحريمها پذيرش تعريف غربي ها از انسان و به رسميت شناختن حقوقي چون همجنس بازي باشد باز هم آقايان عقب نشيني مي كنند!؟ ديگر آن روزها براي عذرخواهي از تمسخر رييس جمهور احمدي نژاد به دليل معرفي انسان كامل در دنيا و ايراد سخنراني در اين زمينه خيلي دير شده است. درك اين مساله خيلي سخت نيست، به قول آقاي احمدي نژاد اگر به فكر مديريت در جهان نباشيم، مديريت خواهيم شد، و انقلاب و حركتي كه توسط دشمنان مديريت شود نتيجه اي جز نابودي نخواهد داشت.
اقتصام (۲)**۲۰۷۴

آخرین اخبار