آيين هاي نمايشي ماه رمضان (۲۳)؛
منشور «نقالي» از «هوره خواني» تا «بسلمشاق»
کدخبر : 80756703(3450183)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۵/۰۹
زمان مخابره : ۱۱:۴۶
سرویس خبر : فرهنگی- قرآن و معارف- سینما - تئاتر - تلویزیون-
تهران- «نقالي» به عنوان كهن ترين شيوه اجرايي نمايش هاي آييني در طول حركت از شمال به جنوب و از شرق به غرب كشور، در سير تحول خود به شاخه ها و گونه هاي مختلف اجراي آيين هاي نمايشي بدل شده است.

هنر روايي، آييني و نمايشي «نقالي» در طول تاريخ تمدن و فرهنگ ايراني، در بطن زندگي ايرانيان و مردمان ديار پارس همواره حضور داشته و به تعبيري در تار و پود زندگي جمعي مردمان اين سامان تنيده شده است.
اين هنر به دليل ويژگي هاي جذاب داستاني، اجرايي، روايي و جنس تاثيرگذاري اش بر مخاطبان - به دليل شيوه اجراي منحصر به فردش - در تمامي مناسك ملي و مذهبي ايرانيان جاي خود را باز كرد؛ كه يكي از اصلي ترين جايگاه هاي ظهور و بروز شيوه هاي متنوع اجرايي اين هنر ، ماه مبارك رمضان بود.
مسلمانان روزه دار در ماه صيام در كنار انجام اعمال و مناسك مذهبي، بخشي از زمان خود در حد فاصل افطار تا سحر را در مكان هاي عمومي چون قهوه خانه ها، خانه هاي بزرگ اهالي شهر و روستا و يا ميادين اصلي محل زندگي شان جمع مي شدند و پاي نقل راويان، نمايشگران، نقالان و گوسانان پارسي گو مي نشستند.
در ادامه اين نوشتار سعي خواهيم كرد هر چند موجز، به معرفي برخي از گونه هاي منبعث و متكثر از هنر نقالي كه در جاي جاي سرزمين پهناور ايران با ورود به فرهنگ اقوام مختلف پاي ثابت فعاليت هاي فرهنگي آنها بدل شده است بپردازيم؛ هنري آييني و نمايشي كه در تمامي مناسبت هاي ملي و مذهبي به خصوص شب هاي ماه مبارك رمضان همراه ايرانيان بوده است.

** «هوره خواني» كهن ترين آيين موسيقايي و نمايشي ايران باستان
«هوره خواني» در معناي ابتدايي عبارت از خواندن آوازهاي ويژه در سوگ كسان خود يا در رساي عزيزان، بزرگان و سلحشوران طايفه و ايل است.
«هور» و «هوره»، واژگاني هستند كه بي ارتباط با واژه «اهورا» نيستند. آواها و نيايش هاي باستاني كه به گونه اي مربوط به ستايش «اهورا مزدا» بود و پس از ورود اسلام به ايران و پذيرش آن توسط اكثريت مردمان اين سرزمين از ميان رفت و به صورت يك گونه «مويه سرايي» و «سوگ خواني» در لحظات اندوه بار انسان ها خوانده مي شوند، باقي ماند.
اين نوع هنر آييني نمايشي كه تلفيقي از دو هنر موسيقايي توام با انجام حركات و صورت هاي نمايشي آييني است در تمام نواحي غرب ايران چون لرستان، ايلام، كرمانشاهان، كردستان و برخي نقاط ديگر اجرا مي شود.
برخي پژوهشگران «هوره» را مجموعه نيايش هاي آييني و نمايشي مي دانند كه در بردارنده باورهاي نخستين زرتشتيان است. «هوره» از آوازهاي بسيار كهن است و احتمال دارد كه موبدان زرتشتي هنگام نيايش در كنار آتشگاه به خواندن «هوره» مي پرداختند.
هم اكنون نيز اين آيين موسيقايي و نمايشي در بين عشاير مرسوم است كه در آن مردان و زنان دور آتش مي نشينند و مناسك و مناسبت هاي مذهبي و ملي مانند ايام عزاداري، سوگواي چون ماه هاي محرم، صفر و ماه مبارك رمضان و يا در غم از دست دادن عزيزان و نزديكان شان دور آتش جمع مي شوند و «هوره» مي خوانند.
اشعاري كه در «هوره» خوانده مي شوند معمولا ۱۰ هجايي و غالبا با مضامين تغزلي وحماسي اند. در خواندن «هوره» آلات موسيقي به كار برده نمي شود. در نقطه نظرات ديگر پژوهشگران آمده است كه «هوره» نوعي موسيقي نمايش كلامي ويژه كردها با پيشينه كهن است.
«هورا» يكي از مهمترين مقام هاي كردي است و از آنجايي كه از يورش اقوام بيگانه در امان مانده است مي توان آنرا دست نخورده ترين نوع موسيقي - نمايش فولكلريك ايران دانست. «هوره» به صورت تك خواني بدون ساز در منطقه كرمانشاهان اجرا مي شود و به بدين نوع موسيقي - نمايش در كردستان «هورا» مي گويند.
«هوره» از ريتم آزاد پيروي مي كند و بيشتر در مناطق «گوران»، «سنجابي»، «قلخاني» و «كلهر» از توابع استان كرمانشاهان منسبوب است.

** «پيشخواني»، آييني مناجات گونه در سحرهاي ماه رمضان
«پيشخواني» چند گونه در تاريخ نمايش هاي سنتي ايران جلوه كرده است كه از آن ميان مي توان به خواندن حكايت هاي كوتاه و منظوم، اغلب در قالب مثنوي كه وردست قصه خوان و نقال، معمولا آنها را پيش از آغاز قصه و براي جلب توجه حاضران مي خواند، اشاره كرد.
«بهرام بيضايي» در كتاب «نمايش در ايران» درباره اين آيين نمايشي و شيوه اجراي آن آورده است: به ندرت پيش مي آيد كه «پيشخوان» با پوشيدن «خود» و «زره » و غيره در اجراي نقل به كمك قصه خوان يا نقال برود.
گونه «پيشخواني» هم منتسب به ماه رمضان است كه جنبه هاي نمايشي آن بيشتر به روايات و حوادث مذهبي با تمركز بر فراز و فرودهاي داستان زندگاني حضرت اميرالمومنين علي(ع) باز مي گرد.
اينگونه «پيشخواني» بخشي از آداب رمضان بود كه مردم و نمايشگران «پيشخوان» در طي آن، يك تا سه روز پيش از ديدن هلال ماه رمضان به پيشواز رمضان مي رفتند، بدين شكل كه در هنگان سحر و يك ساعت مانده به اذان صبح «پيشخوانان» به بام خانه ها مي رفتند يا در بسياري از جاها در گلدسته هاي مساجد، مناجات سحري را با آداب ويژه اي مي خواندند كه بدان «پيشخواني رمضان» گفته مي شد.
آوازهاي «پيشخواني رمضان» اغلب در «چهارگاه» اجرا مي شد و بهره اي از هنر «چاووشي خاني» داشت. از همين رو در برخي نقاط به اين افراد «چاووش سحري» مي گفتند.

** «بسلمشاق»، آييني بر اساس رقابت دو «عاشيق»
«بسلمشاق» به گونه اي نقالي اي موسيقيايي به زبان آذري و در قالب مسابقه كه هنوز هم در خاستگاه اصلي خود در «اردميل» از روستاهاي ساوه مرسوم است. در اين روستا بزرگان محل دو «عاشيق» (نوازندگان چيره دست ساز «چگور» از سازهاي سنتي آذري زبانان را گويند)، به مجلس سرور خود دعوت مي كنند و از نقالي دو نفري آن عاشيق ها مسابقه اي ترتيب مي دهند با عنوان «بسلمشاق»، بدين شرح هر يك از اين دو عاشيق به جاي يكي از آدم هاي بازي قرار مي گيرد و با ساز و آواز قسمت مربوط به خود را اجرا مي كند.
«بهرام بيضايي» در مقاله اي در راستاي معرفي اين آيين آورده است: در اين مسابقه آييني مثلا يكي به جاي «شخصيت اصلي» و ديگري در جايگاه «شخصيت دوم ملقب به كرم» قرار مي گيرند و هر يك بايد پاسخ هايي را كه در كتاب تدوين شده اين داستان در برابر پرسش هاي ديگري آمده از بر بخواند و اين بازي پيش مي رود تا آنكه يكي از آنها از ادامه مسابقه باز بماند و ميدان را به حريف واگذار كند.
ناگفته پيداست كه جميع آيين هاي نمايشي مشتق شده از هنر مادر و پيشرو «نقالي» به عنوان سنتي ترين و كهن تيرن شيوه اجرايي بازمانده از «گوسانان» پارسي (برخوانان نقل ها و روايت هاي حماسي كهن) در ايام ماه مبارك رضان به عنوان ماه ميهماني خدا تنها با هدف سرگرم ساختن روزه داران مسلمان اجرا نمي شده؛ بلكه اين آيين هاي نمايشي كه اغلب در گاه افطار تا سحر، نَقل محافل روزه داران بوده با اهدافي چون تقويت روحيه همبستگي و اتحاد و دعوت روزه داران به پيروي از پندها و اندرزهاي اين آيين هاي عرفاني و معنوي با محوريت احكام ديني و اسلامي در بين مردم رواج پيدا كرده و گونه هايي از آنها تا امروز نيز باقي مانده است.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶**۱۵۸۸

آخرین اخبار