كتاب اعترافات يك جنايتكار اقتصادي با كنار زدن نقاب سازمان هاي مالي بين المللي، نقش سياستمداران غربي و حتي نظاميان آمريكايي در پيشبرد اهداف اقتصادي قدرت هاي بزرگ را نمايان ميسازد. اعترافات يك جنايتكار اقتصادي عنوان كتابي است كه جان پركينز با هدف برملا ساختن توطئه نظريه پردازان نظام بازار آزاد و نوليبراليسم نوشته است. بعد از انتشار اين كتاب، كه به وسيله يكي از عمّال دستگاه اطلاعاتي آمريكا و از ماموران (كار چاق كن) تحميل شروط وام ها به كشورها نگاشته شد جنايات سرمايه داري جهاني در استثمار كشورها و دست اندازي به منابع و امكانات آن ها روشن شد.
** امپراتوري شريرانه يك درصدي
-----------------------------
جان پركينز در سال ۲۰۰۴ در كتاب اعترافات يك جنايتكار اقتصادي، عليه پشت پرده نظام به ظاهر موجه سرمايه داري نو ليبرالي دست به افشاگري گسترده اي زد. وي زماني تحت امر آژانس امنيت ملي آمريكا ماموريت داشت، قامت اقتصادي كشورهاي در حال توسعه را زير بار وام هاي كمرشكن خم كند و با تحميل شروط بانك جهاني و صندوق بين المللي پول براي بازپرداخت وام ها، كشورها را ناگزير كند تا خدمات اجتماعي، بهداشتي آموزشي دولت ها به طبقات محروم و متوسط را به شدت محدود و حتي متوقف كنند، اين موضوع در كشورها فاجعه مي آفريد.
پركينز و همكارن وي به گونه اي عمل مي كردند كه در صورت عدم بازپرداخت اقساط وام، امكان تاراج منابع طبيعي كشورهاي قرباني (وام گيرنده) براي صاحبان منافع تجاري آمريكا و امكان امر و نهي هاي سياسي و نظامي براي دولت آمريكا فراهم مي آمد.
پركينز در گفتمان جهاني بررسي هاي اجتماعي ( WSF) در ژانويه ۲۰۰۵ مي گويد: اگر فقط يك امپراتوري شرير در جهان وجود داشته باشد، ماييم (ايالات متحده آمريكا)! در حالي كه مالكان اين امپراتوري فقط ۱ درصد مردم آمريكا هستند، در كشورهاي فقير روزانه پنجاه هزار نفر به سبب عدم دسترسي به غذا و داروهاي عادي جان مي دهند.
وي از از اين گردهمايي جهاني خواست با اين امپراتوري شرير مبارزه پيشه كند و افزود: در نظام سرمايه داري، اقتصاد بيش از آنكه يك علم باشد، وسيله توجيه راه هايي براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده نظام است.
** ابرشركت ها و بازسازي بعد از ويران سازي
------------------------------------
پركينز تاكيد دارد: اكنون زمان آن رسيده است كه به پاخيزيم و فرياد سر دهيم كه بدهي هاي كشورهاي توسعه نيافته غير قانوني است و بايد ابطال شود. اگر WSF فعالانه به دنبال آرماني براي جايگزيني وضع كنوني نباشد، براي كساني كه به حاشيه رانده شده و از هر حقوقي محروم مانده اند، تنها جايگزين، تروريسم خواهد بود.
وي با بيان اينكه ۲۵كشور در ليست انتظار محرمانه آمريكا براي تهاجم قرار دارند تا سپس توسط ابر شركت هاي آمريكايي به اصطلاح بازسازي شوند، اذعان مي كند تروريسم چيزي است كه آمريكاي ابرشركتي به استقبالش مي رود و آن را بهانه قرار مي دهد تا به دور باطل تروريسم-جنگ دامن زند و كشورهاي ناهمراه را به آتش و ويراني بكشد و سپس به بهانهي بازسازي براي چپاول و غارت هرچه بيشتر در اختيار مالكان امپراتوري جهاني يعني ابرشركت ها قرار دهد.
وي متذكر شده است: قرارداد بسياري از اين بازسازي ها حتي پيش از تهاجم آمريكا، ميان پنتاگون و ابرشركت هاي خاصي به امضا رسيده است.
جان پركينز در پيشگفتار كتاب اعترافات يك جنايتكار اقتصادي شغل خود را به عنوان يك جنايتكار اقتصادي تعبير و اين گونه توصيف مي كند: جنايتكار اقتصادي افرادي حرفه اي اند كه كلاه كشورهاي مختلف را در سراسر جهان در ارقام نجومي تريليون دلاري بر مي دارند. آنان وجوه مالي بانك جهاني، آژانس ايالات متحده براي توسعه جهاني و سازمان هاي خيريه را به صندوق شركت هاي بزرگ و جيب ثروتمنداني كه منابع طبيعي كره زمين را در اختيار دارند، سرازير مي كنند.
**هدايت راهبران به سوي دام
---------------------------------
ابزار اين جنايتكاران عبارت است از گزارش هاي مالي مجعول، انتخابات ساختگي، تشويق هاي مالي، اخاذي و قتل. آنان بازيگران همان بازي قديمي امپراتوري هستند كه در حال حاضر و در اين روزگار جهاني سازي، ابعاد جديد و وحشتناكي به خود گرفته است.
وي در خصوص فردي كه به او آموزش مي داد تا يك جنايتكار اقتصادي شود در كتاب خود اين گونه نگاشته است: او در بيان آنچه از من انتظار مي رفت انجام دهم هيچ گونه ملاحظه اي نداشت و مي گفت شغل تو تشويق رهبران جهان به پيوستن به شبكه گسترده اي است كه از منافع تجاري ايالات متحده حمايت مي كند. در نهايت، چنين رهبراني در تار تنيده شده بدهكاري به دام مي افتند كه وفاداري آنها را به نظام تضمين مي كند. در جهت ارضاي نيازهاي نظامي، اقتصادي و سياسي خود، هر موقع دلمان خواست به آن رهبران رجوع مي كنيم. در عوض آنان با ايجاد شهرك هاي صنعتي، نيروگاه هاي توليد برق و فرودگاه، موقعيت سياسي خود را در ميان ملت شان حفظ و تحكيم مي كنند. ضمن آنكه به واسطه اين موضوع صاحبان شركت هاي مهندسي و ساختماني آمريكا به طور شگفت انگيزي ثروتمند مي شوند.
اين جنايتكار اقتصادي به دوهدف عمده در كار خود اشاره مي كند: نخست اينكه مي بايست وام هاي كلان بين المللي را توجيه اقتصادي كنم، به طوري كه اين پول ها از سر گشاد قيف پروژه هاي عظيم مهندسي-ساختماني وارد و از ته تنگ آن به شركت مين (مؤسسه بين المللي مهندسان مشاور چيس ـ تي ـ مِين) و ساير شركت هاي آمريكايي از قبيل بكتل، هاليبرتون، استون و وبستر و بران و روت برگردانده شوند. دوم بايد كاري كنم كه كشورهاي وام گيرنده ورشكسته شوند (البته بعد از پرداخت پول به شركت مين و ساير پيمانكاران آمريكايي)، به طوري كه تا ابد مديون وام دهندگان باقي بمانند [ و زير منّت باشند ] و هنگامي كه ما نياز به ايجاد پايگاه نظامي، راي گيري در سازمان ملل و يا دسترسي به نفت و منابع طبيعي و امثال آن داشتيم، مجبور باشند به مساعدت و طرفداري ما برخيزند.
** به سوي امپراتوري جهاني
--------------------------------
نويسنده كتاب با بيان اينكه ابرشركت سالاري يك توطئه نيست، بلكه شاكله هاي آن ارزش ها و اهداف مشتركي دارند و مهمترين وظايف ابرشركت سالاري تداوم و تقويت بلاانقطاع نظام است، مي افزايد: به آدم هايي مثل من حقوق هاي گزافي پرداخت مي شود تا شغل كارچاق كني نظام را برعهده بگيريم و چنانچه احساس ترديد و تزلزل كنيم، نوع شريرتري از جنايتكاران يعني شغال ها (عمال ترور فيزيكي سازمان سيا) وارد صحنه مي شوند و در صورت شكست شغال ها، ادامه كار به ارتش و نظاميان واگذار مي شود.
به اين ترتيب جنايتكاران اقتصادي مركز ثقل تحقق امپرياليسم كنوني در لباس سرمايه داري ليبرالي، بازار آزاد و يا تعديل ساختاري اقتصادي هستند؛ و اين جنايتكاران همان جاسوسان و سربازان بي نام و نشان اين نظام استثمارگر نيز تعبير مي شوند.
اين نظام (اقتصاد جهاني مبتني بر بازار آزاد) نه تنها توسط باند كوچكي اداره مي شود، بلكه با طرز فكري هدايت مي شود كه مثل وحي منزل مورد قبول واقع شده است كه هر نوع رشد اقتصادي به نفع بشريت است و اينكه هر چه رشد اقتصادي بيشتر باشد، اين نفع گسترده تر خواهد بود.
اين اعتقاد يك نتيجه طبيعي به دنبال دارد: از آناني كه به افتخار گرم كردن آتش رشد اقتصادي نايل مي شوند( يعني سرمايه داران كشورهاي متروپل) بايد تجليل و قدرداني كرد در حالي كه مردم كشورهاي پيراموني بايد استثمار شوند.
پركينز اذعان مي كند: ساختن امپراتوري جهاني هدف غايي تلاش جنايتكاران اقتصادي است. ما گروهي زن و مرد نخبه هستيم كه با بهره گيري از سازمان هاي مالي بين المللي شرايطي را فراهم مي كنيم كه در آن ساير ملل، مطيع ابرشركت سالاري مي شوند.
**جنگ؛ حربه آخر براي كسب سود
--------------------------------
پركينز ابرشركت سالاري را حاكم بر مديريت بانك ها، اداره دولت و مديريت ابر شركت ها مي داند و مي افزايد مشابه همتايان ما در مافيا، جنايتكاران اقتصادي نيز آدم هاي دست و دلبازي هستند. اين دست و دلبازي در قالب وام براي ساختن پروژه هاي زير بنايي از قبيل نيروگاه هاي برق، بزرگراه ها، بنادر، فرودگاه يا شهرك هاي صنعتي ظاهر مي شود. شرط اعطاي چنين وامي اين است كه ضرورتا شركت هاي مهندسي و ساختماني ايالات متحده آمريكا اين پروژه ها را بسازند. در واقع بخش اعظم وام هيچ گاه از ايالات متحده خارج نمي شود، بلكه صرفا از بانك هاي واشنگتن به حساب دفاتر مهندسي در نيويورك، هوستون يا سان فرانسيسكو انتقال مي يابد.
در اين كتاب جمع وام هاي اعطايي به كشورهاي در حال توسعه تا سال۲۰۰۰ برابر دو هزار و پانصد ميليارد دلار با سود سالانه ي ۳۷۵ ميليارد دلار بيان شد. اين مبلغ بيشتر از كل بودجه كشورها در امر بهداشت است و ۲۰برابر تمام كمك هايي است كه به كشورهاي درحال توسعه مي شود.
جالب اينجاست كه اين وام ها نيز مستقيما به اين كشورها داده نمي شد. بلكه به عنوان مزد و هزينه ي اجراي پروژه ها به حساب شركت هاي سرمايه گزاري و عمراني واريز مي شد.
در همين ارتباط جان پركينز در يكي از مصاحبه هاي خود با امي گودمن روزنامه نگار برجسته آمريكايي تصريح كرد: اساسا چيزي كه ما براي آن آموزش ديده بوديم و آنچه كه شغل ما است و مي بايستي آنرا انجام دهيم، عبارت است از ساختن امپراطوري آمريكايي. جهت اين كار مي بايستي موقعيتهايي خلق و ابداع شود كه منابع تا جايي كه امكان دارد، به سمت كشور ما- آمريكا- و به سمت كمپاني هاي ما و دولت ما هدايت شوند. اين كاري بوده است كه ما در واقع در آن بسيار موفق بوده ايم. ما بزرگترين امپراطوري جهان را در تاريخ بوجود آورده ايم. ساختن اين امپراطوري چيزي معادل ۵۰ سال از جنگ دوم جهاني به اين طرف و با مقداري دخالت نظامي صورت گرفته است. البته فقط در موارد معدودي مثل عراق به عمليات نظامي بعنوان آخرين حربه متوسل شده ايم.
پژوهش**ن.م.**م.ج.**۹۱۳۰
