به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از گزارش شاخصههاي گفتماني دولت احمدينژاد است كه امروز دوشنبه در روزنامه ايران منتشر شد.
متن كامل اين گزارش به شرح ذيل است:
نگاه كارشناسي بي نظير به مسائل خرد و كلان
محمد سليماني نماينده مردم تهران در مجلس در گفتوگويي در خصوص نگاه كارشناسي دولت دكتر احمدينژاد به فرآيندهاي تصميمسازي در كشور گفت: بدنه دولت از هزاران نيروي كارشناس تشكيل شده است كه در فرآيند تصميمات هر دولت اين بدنه كارشناسي لاجرم به كار گرفته ميشوند اما بخش زيادي از اتهاماتي كه در طول اين سالها به دولت احمدينژاد زده ميشد، جنجالهاي رسانهاي افرادي بود كه از بيرون گود نظارهگر امور بوده و تنها خود را معيار و ملاك نظرات كارشناسي ميپندارند و اگر تصميمات دولت با سليقه و نظر شخصي و گروهي آنان همخواني نداشته باشد، دولت را متهم به اتخاذ تصميمات غيركارشناسي ميكردند.
به عقيده وزير سابق دولت احمدي نژاد به طور عمده مسائل اجرايي دولت با صلاحديد و مشورت بدنه پرحجم كارشناسي دولت انجام ميشود، اما آقاي احمدينژاد براي نشان دادن حسن نيت در برخي مقاطع جلساتي نيز با منتقدان و مخالفان براي مثال در بخش اقتصادي برگزار كرد اما باز هم اتهامزنيها پايان نيافت.
وزير ارتباطات دولت نهم با بيان مثالي چون طرح عظيم هدفمندي يارانهها كه هيچ دولتي جرأت ورود به آن را نداشت گفت: اجراي اين طرح آنقدر پيچيده و حساس بود كه با وجود ضرورت اجرا، روي زمين مانده بود، در نتيجه اين سوال مطرح ميشود كه مگر امكان دارد يك دولت عزم اجراي چنين طرح مشكلي را به جان بخرد و در نگاه كارشناسي به آن غفلت ورزد؟
محمد سليماني ميگويد: دكتر احمدينژاد به عنوان يك رئيس جمهور، اشراف بينظيري نسبت به مسائل خرد و كلان كشور به ويژه مسائل پيچيده اقتصادي داشت و نوع نگاه وي به اقتصاد كشور در سخنان وي به خوبي قابل مشاهده است.
به گفته اين وزير سابق دولت دكتر احمدي نژاد، آقاي رئيس جمهور هميشه براي اتخاذ تصميمات بزرگ تيم و كارگروه تشكيل ميداد و زماني را براي مطالعه روي موضوعها صرف ميكرد و به نسبت رؤساي جمهور سابق از ذكاوت و تيزهوشي زيادي نسبت به مسائل كلان كشور برخوردار بود و اينگونه نبود كه تنها يك تداركاتچي باشد و نظرات حلقه اطرافيانش را امضا كند.
كار كارشناسي، برنامه محوري، تحولگرايي، جوانگرايي، قانونگرايي، مردم محوري و خدمت به مردم از مهمترين ويژگيهاي خدمتگزاران مردم در دولتهاي نهم و دهم است كه نمود عيني پيدا كرد، اما تلخند ماجرا آنجايي بود كه از مجراي همين نقاط مثبت و پررنگ بيشترين حملات و هجمهها عليه دولت صورت گرفت.
دولت بيقانون، بدون اعتقاد به كار كارشناسي، عقب مانده، متحجر و... از جمله صفتهايي بود كه بيانصافان و مخالفان با اتكا به آن دولت را وصف ميكردند. هر چه دولت بيشتر برنامه ارائه كرده بيشتر به بيبرنامگي متهم شد، هر چه بيشتر قانون را اجرايي كرد بيشتر متهم به بيقانوني شد و هر چه بيشتر در وراي پيشرفت و كار و تعالي قدم نهاد بيشتر به تحجر و عقب?ماندگي متهم شد.
اگر اسم سهميهبندي بنزين، اجرايي كردن هدفمندي يارانهها (كه سالها هيچ رئيسجمهوري جرأت انجام آن را نداشت) طرح تحول اقتصادي، سفرهاي استاني، هشدار درباره خطر تحديد نسل و دهها نمونه وافر ديگر را كار كارشناسي و كار به واسطه عقبه فكري كلان نگذاريم پس بايد اسم چه كار و اقدامي را كار با عقبه فكري و كارشناسي بناميم؟!
روزنامه در بخشهاي قبل از سلسله گزارشهاي بررسي شاخصههاي گفتماني دولت احمدينژاد به خصوصياتي چون عدالت، ساده زيستي، مهدويت، احياگري ارزشها، عزتمداري جهاني، مردمي بودن، تلاش و پركاري، روحيه تحولگرايي و اصلاح حقيقي، مهرورزي، مبارزه با فساد، هويت ملي، كرامت انساني، آزادي، مديريت مشترك جهاني، توحيد، استقامت و پايداري، تعالي و پيشرفت و اعتماد به نفس پرداخته است.
در قسمت نوزدهم به ويژگياي پرداخته شده كه از ناحيه آن بيشترين حملات و تخريبها متوجه دولت شد. يعني تصميمات و كار كارشناسي.
عقبه كارشناسي نداشتن را به هيچ وجه تاييد نميكنم
مقام معظم رهبري در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاي مختلف دانشجويي در سال ۸۵ در پاسخ به منتقدان و مخالفان دولت احمدينژاد كه آن را به اعتقاد نداشتن به كار كارشناسي متهم ميكنند، ميفرمايند: «نكته ديگري كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اين گونه تصور ميشود كه عقبه كارشناسي دولت نهم، عقبه ضعيفي است يا اصلاً چنين عقبهاي وجود ندارد!
من هر روز حدود شايد ۱۷-۱۶ تا روزنامه را با گرايشهاي مختلف از جريانهاي مختلف كشور مرور ميكنم و ميبينم.
اين، عيناً يكي از همان نقاطي است كه جريانهاي مخالف با اين دولت مورد تاكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اين گونه اظهارات و شايعهپراكنيها خيلي تاثير ندارد، اما حالا ميبينيم نه، بيتاثير هم نبوده است! يعني شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبه كارشناسي ندارد! نميشود چنين قضاوتي بكنيد. اين طور نيست. يا مثلاً در اظهارات شما بود كه: تغييراتي كه در دولت انجام ميگيرد، تا آن اعماق بدنه اجرايي، تغيير ايجاد ميشود! اين گونه نيست.
خب، دولتهاي متعدد و پي درپياي با من سر و كار داشتهاند و من با آنها كار كردهام، نوع كارشان، نوع تحركشان، نوع اقدامهايشان و تعويضهايشان را ديدهام، اين ايرادي كه تقريباً يكي از سرلوحههاي مخالفان- حالا مخالفان مذاقي، سياسي و هر چه هست- با اين دولت هست و مطرح ميكنند، من به هيچ وجه تاييد نميكنم؛ اين طوري نيست. البته تغيير و تبديلهايي در همه دولتها شده است؛ در بعضي دولتها بيشتر و در بعضي كمتر و اين دولت نهم جزو آن بيشترها نيست. از اين تغييرات وسيعتر و عميقتر فراوان داشتيم. اين شايعات روزنامهاي و اينها را خيلي ترتيب اثر ندهيد.»
معظم له همچنين در ديدار با رئيس جمهور و اعضاي هيات دولت در شهريورماه سال ۸۵ در اين خصوص تاكيد ميكنند: «من بارها در دولتهاي قبل و شايد با بعضي از شما دوستان هم در جلسات خصوصي و غيرخصوصي گفتهام كه گاهي كارشناسيهاي مغرضانه، پوست خربزه زير پاي مسئولان است.
به عنوان يك كارشناس يك كاغذ را روي ميز انسان ميلغزانند و اين ميشود يك سندي كه آدم بايد دنبالش برود؛ اما آدم نميفهمد از كجا آمده است. من از اين قبيل ديدهام. اما اين يك روي قضيه است؛ روي ديگر قضيه اين است كه همه به كار كارشناسي احتياج داريم. كار بدون كارشناسي، ابتر و عقيم و خنثي خواهد بود.
اين حرف موجب نشود كه ما به كار كارشناسي بياعتنايي كنيم. كارشناسان صادق و خوب در دستگاهها و مجموعه ظرفيت عظيم انساني كشور هستند؛ حتماً از نظر كارشناسي اين افراد صادق و مومن استفاده كنيد. كار بدون كارشناسي نبايد انجام بگيرد.»
حرفهاي مخالفان شما را جدي نميگيرم
امام خامنهاي درست يك سال بعد از ديدار هيات دولت در سال ۸۵، اين بار و در ديدار هيات دولت در سال ۸۶ باز هم به اين برچسب مخالفان دولت ميپردازد و خاطرنشان ميكند: «سفارش دوم مسأله تقويت كارشناسي است.
من حرفهايي را كه مخالفان شما و منتقدان باانصاف و بيانصاف شما در زمينه كارشناسي نشده بودن كارهاي دولت ذكر ميكنند، هيچ جدي نميگيرم و آنها ملاك قضاوت من نيست؛ چون ميبينم كه يك جاهايي كارهاي كارشناسي بسيار خوبي هم انجام ميگيرد؛ اما ميخواهم تاكيد كنم بر اين كه كار كارشناسي را حقيقتاً جدي بگيريد؛ بهخصوص در كارهاي مبنايي و بنياني، مثل مسأله برنامهريزي و بودجهنويسي يا مسأله شوراها و امثال اينها؛ اينها كارهاي بنياني و ماندگار است؛ يعني بايد بماند. اگر كار كارشناسي عميق، دقيق، همهجانبه متبحرانهاي انجام گرفت، اين كار ماندگار خواهد شد؛ والا اگر چنانچه گوشه كارشناسياش سائيده بود، زحمات شما به هدر خواهد رفت.
اولاً خود شماها ممكن است در آينده به اشتباهاتي كه اتفاق ميافتد، واقف بشويد و بعضي اشتباهات ديگر قابل جبران نيست؛ ديگر اين كه كساني كه بعد از شما ميآيند و آيندگان- شما كه فقط براي همين دوره دولت خودتان اين كارها را انجام نميدهيد، شما ميخواهيد اين كارها در ساختار تشكيلاتي دستگاه كشور باقي بماند- آنها را جدي نخواهند گرفت؛ برخلاف آن وقتي كه كار كارشناسي دقيق شده باشد.
بالاخره در پايهها، كوچكترين اشتباه در محاسبه، خطرات بزرگ درست ميكند. فونداسيون يك ساختمان با ديواري كه بين دو اتاق كشيده ميشود، فرق ميكند؛ آنجا محاسبات بايد خيلي دقيق و كارشناسي باشد تا بنا باقي بماند و دچار مشكل نشود.»
نظر كارشناسي مخالف به معناي ضدولايت بودن نيست
ايشان همچنين در ديدار دانشجويان در سال گذشته با اشاره به بحثهايي كه در حوزه نظرات كارشناسي و ارتباط آنها با ديدگاه رهبري ميشود، تصريح ميكنند: «گفته شد كه بعضيها نظرات كارشناسي ميدهند، با نظر رهبري مخالف است، ميگويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسياي كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضحتر؟! نظر كارشناسي، نظر كارشناسي است.
كار كارشناسي، كار علمي، كار دقيق به هر نتيجهاي كه برسد، آن نتيجه براي كسي كه آن كار علمي را قبول دارد، معتبر است؛ به هيچ وجه مخالفت با ولايت فقيه و نظام هم نيست. البته گاهي اوقات ميشود كه اين حقير خودش در يك زمينهاي كارشناس است؛ بالاخره ما هم در يك بخشهايي يك مختصر كارشناسياي داريم؛ اين نظر كارشناسي ممكن است در مقابل يك نظر كارشناسي ديگر قرار بگيرد؛ خيلي خب، دو تا نظر است ديگر؛ كساني كه ميخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند.
در زمينههاي فرهنگي، در زمينههاي آموزشي، در بخشهاي مخصوصي، بالاخره ما يك مختصري سررشته داريم، يك قدري كار كرديم؛ اين ميشود نظر كارشناسي. به هر حال هيچ گاه اعلام نظر كارشناسي و نظر علمي، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدايي از رهبري و ولايت و اين حرفها به حساب نميآيد و نبايد بيايد.»
مردم، مرجع تصميمگيريهايمان بود
محمود احمدينژاد، رئيس جمهور دولتهاي نهم و دهم كه همواره متهم به انجام كار بدون عقبه كارشناسي در دولتهايش بود، معتقد است دولت در همه تصميمات، خود را به جاي مردم ميگذارد كه اين تصميمات در زندگي مردم چه آثاري دارد و اگر آثار منفي داشته باشد، نبايد اين تصميمات اتخاذ شود. ما نيامديم مردم را له كنيم، بلكه به كمك مردم آمديم تا سطح زندگي مردم بالاتر برود.
وي در گفتوگوي زنده تلويزيوني خود در تيرماه گذشته تأكيد ميكند: «ما تا آنجا كه توان داشتيم، سعي كرديم از حقوق مردم دفاع كنيم، البته اين ادعا را نداريم كه تماماً چنين شد. ممكن است كسي در لايهاي تصميم اشتباه بگيرد، اما نيت هيچكس در كابينه اين نبود.»
عدم رعايت برنامهها و عقود اسلامي در بعضي بخشها
دكتر احمدينژاد در ديدار با علما و روحانيون استان چهارمحال و بختياري خاطرنشان ميكند: «... مشكل برنامهريزي ما از ابتدا همين بود، و الا پيامبر عزيز اسلام وقتي وارد مدينه شدند، نخستين كاري كه كردند چه بود؟ مسجد را ساختند. چون نگاه عوض ميشود، بعد دائماً نگاه ميكنيم، ميبينيم هر چه جلوتر ميرويم پيچيدهتر و دست و بالمان بستهتر ميشود. من اهل گله و اينها نيستم. معمولاً ديگر خيلي شرايط جوري بشود كه ببينم آسيبي به كشور وارد ميشود، يك جمله بگويم.
در بعضي قسمتها ما ميبينيم بعضي عقود اسلامي رعايت نميشود و آشكارا زيرپا گذاشته ميشود، بعد من كه مسئول همين كارها هستم، ميآيم اعتراض ميكنم، بعد بعضي دوستان حتي در لباس روحاني ميآيند ميگويند آقا اينها را كنار بگذار، ببين كارشناسان چه ميگويند. ميگوييم كارشناس يعني چه؟ كارشناس بايد به من بگويد كه دستور اسلام چيست، نه اينكه محاسبات مادي دو دو تا چهار تاي خودش را. اين محاسبات مادي در يك مقطع كوچك ممكن است ذهن ما را قانع كند، اما وقتي روي هم در محيط اجتماعي جمع شد، يك اثر ديگري ميگذارد.
ما بايد برگرديم. امروز هم مشكل همينجاست. ما با حجم وسيعي از افراد مواجهيم كه ذهنهاي آنها اين طور شكل گرفته است. هر چه ميخواهي به سمت احكام درست بچرخاني، ميبرند آن طرفي عمل ميكنند. بعدش هم جالب است ميگويند اشكال از اينهايي است كه ميگويند ديني عمل كن. نه بابا اشكال از شماست كه اين عمل حاصل عمل شماست. عمل مادي همين ميشود. البته بايد اصلاح بشود و به فضل الهي اصلاح خواهد شد.»
مشكل اصلي برنامهريزي بعد از انقلاب اسلامي
وي همچنين تأكيد ميكند: امروز ملت ايران و ملتهاي دنيا به اسلام معتقدترند يا ۳۰ سال قبل؟ با همه اين ضعفهايي كه هست. خيلي روشن است كه امروز اعتقاد به اسلام ناب، چه در ايران چه در دنياي اسلام چه در جهان صدها برابر اول انقلاب است. آنها كه اين ايراد را مطرح ميكنند، وقتي وارد انديشه و عمل آنها ميشويم ميبينيم يك ذره پايشان را اين طرف ميگذارند، يعني چه؟ يعني وقتي به عمق حرفهايشان نگاه ميكنيم، ميبينيم تمام آن مباني نظري دنياي مادي را در عمل پذيرفتهاند.
وقتي ميخواهند جامعه، اقتصاد و زندگي مردم را تحليل كنند، همه ديدگاههاي ماديون را پذيرفتهاند، اما يك مارك اسلام را بالاي آن گذاشتهاند.عزيزان من! مشكل اصلي برنامهريزي بعد از انقلاب ما همين نكته است؛ يعني به جاي اينكه برويم از نگاه الهي برنامهريزي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي را طراحي كنيم، رفتهاند همان مدل برنامهريزي دنياي مادي را گرفتهاند آوردهاند و ميخواهند آن را به ضرب و زور در جامعه اسلامي جاري كنند.
بعد ميبينيم كه فاصله و اختلاف درست ميشود. يك عده ميشوند قارونها يك عده هم ميشوند فقرا. هر كاري ميكنيم، سر و ته قضيه با همديگر جور در نميآيد. طبيعي است كه اين نگاه بعد از بيست سي سال به جايي ميرسد كه صريحاً اعلام ميكند آقا اصلاً حكومت ديني معنا ندارد. خب معلوم است شما عمل نكرديد كه ببينيد معنا دارد يا ندارد.
همه تلاشهاي دولت در چارچوب برنامهاي جامع
رئيس جمهور در مراسم نكوداشت هشت سال تلاش جهادي در تيرماه گذشته با تأكيد بر اينكه تمام تلاشهاي دولت در چارچوب يك برنامه معين صورت گرفته و هيچ اقدام پراكندهاي نداشته است، تأكيد ميكند: دولت نهم و دهم از ابتدا، فعاليت خود را بر اساس يك نظر جامع، روش و برنامه عملياتي آغاز كرد و در طول هشت سال گذشته حتي يك روز يا ساعت نبوده است كه دولت نداند چه كاري ميخواهد يا بايد انجام دهد.
دكتر احمدينژاد در تشريح دكترين و مباني حركت دولت طي ۸ سال گذشته خاطرنشان مي?كند: معمول است كه در نگاه به عملكرد دولت، تك تك كارها مورد بررسي قرار ميگيرد و كمتر اتفاق افتاده كه مباني نظري و فكري در عملكرد سه ساله بررسي شود.
سيام(۱)**۱۰۵۸
