هنر روايي، آييني و نمايشي «نقالي» در طول تاريخ تمدن و فرهنگ ايراني، در بطن زندگي ايرانيان و مردمان ديار پارس همواره حضور داشته و به تعبيري در تار و پود زندگي جمعي مردمان اين سامان تنيده شده است.
به تعبير «جابر عناصري» پژوهشگر و محقق نمايش هاي آييني، بعد از ورود اسلام به سرزمين پارس، هنر باستاني نقالي در كنار «تعزيه» به عنوان دو شاخه اجرايي آيين ها و خرده روايت هاي آييني در بافت اجتماعي و فرهنگي مردمان ايران زمين به حيات خود ادامه داد و با ورود به تفكرات قومي و فرهنگي اقوام مختلف ايراني در كنار تبديل آن به اشكال و شيوه هاي گوناگون، با اتكا به ريشه هاي اصلي منبع حياتي اش (نقالي) به طي كردن مسير حركت تاريخي خود تا امروز ادامه داده است.
اين هنر به دليل ويژگي هاي جذاب داستاني، اجرايي، روايي و جنس تاثيرگذاري اش بر مخاطبان - به دليل شيوه اجراي منحصر به فردش - در تمامي مناسك ملي و مذهبي ايرانيان جاي خود را باز كرد؛ كه يكي از اصلي ترين جايگاه هاي ظهور و بروز شيوه هاي متنوع اجرايي اين هنر مادر، ماه مبارك رمضان بود.
مسلمانان روزه دار در ماه صيام در كنار انجام اعمال و مناسك مذهبي، بخشي از زمان خود در حد فاصل افطار تا سحر را در مكان هاي عمومي چون قهوه خانه ها، خانه هاي بزرگ اهالي شهر و روستا و يا ميادين اصلي محل زندگي شان جمع مي شدند و پاي نقل راويان، نمايشگران، نقالان و گوسانان پارسي گو مي نشستند.
در ادامه اين نوشتار سعي خواهيم كرد هر چند موجز، به معرفي برخي از گونه هاي منبعث و متكثر از هنر نقالي كه در جاي جاي سرزمين پهناور ايران با ورود به فرهنگ اقوام مختلف پاي ثابت فعاليت هاي فرهنگي آنها بدل شده است بپردازيم؛ هنري آييني و نمايشي كه در تمامي مناسبت هاي ملي و مذهبي به خصوص شب هاي ماه مبارك رمضان همراه ايرانيان بوده است.
** «دفتر خواني»، آييني از بطن حماسه هاي شاهنامه تا قلب روايت بزرگان دين
«دفتر خواني» در اصل خواندن و اجراي داستان هاي مكتوب در مجلس امرا و بزرگان بوده است كه به دليل شيوه جذاب روايتي اش راه خود را از دربار پادشاهان به ميان مردم كوچه و بازار باز كرده است.
بر اساس اسناد مكتوب قابل استناد و موجود، نخستين نشانه هاي دفترخواني را در شاهنامه مي توان يافت. زماني كه «هرمز چهارم» (از پادشاهان پيشدادي) بعد از نابينايي، مي خواهد كه دو مرد در اختيار وي قرار داده شود تا روزهاي ملال انگيزش را سپري كند.
مردي كهنسال و خردمند (تمثيلي بر داناي كل) كه از روي كتابي، اعمال پادشاهان را براي وي بخواند و ديگر نجيب زاده اي جنگ ديده كه براي او از جنگ ها و شكار سخن بگويد؛ كه مرد نخستين در اين روايت همان ِسمَت دفتردار (دفترخوان) را داشته است.
اما اين آيين نمايشي و شكل اجرا و مضامين داستني آن بعد از ورود اسلام به فلات ايران، از شكل روايت پادشاهان به سمت نقل داستان بزرگان دين از رسول اكرم(ص) گرفته تا امامان معصوم(ع)، حركت كرد و در ايام ماه مبارك رمضان به روايت داستان رشادت ها، جنگ ها و حماسه آفريني ها حضرت علي(ع) تا زمان شهادتش معطوف شد.
** «خنياگري»، آييني تلفيقي از نمايشي و موسيقي در ستايش پهلواني و جوانمردي
دركتاب «نمايش در ايران» به قلم «بهرام بيضايي» در تعريف آيين نمايشي «خنياگري» آمده است:هنرنمايي «خنياگر»، هنرمند ايران باستان بر اين نمط بود كه وي به زبان شعر؛ افسانه، داستان، ستايشگري و تاريخ را بازمي گفت و با موسيقي خودساخته كه خود مي نواخت، اشعارش را به آواز مي خواند و به هنگام صحنه هاي هيجان انگيز به شكل نمايشي به روايت داستان قهرمان مي پرداخت.
در دوره ساسانيان به جز ادامه سنت نمايشگران «گوسان» در شمال ايران، از درخشش خنياگري در سراسر ايران بزرگ، شواهد و مدارك فراواني در دست است. اشعار خنياگران در دوران ساساني بيشتر مضامين پهلواني چون روايت هاي«آيين جمشيد»، «كين ايرج» ، «نوروز»، «كي قباد و سياووشان»، «كين سياوش»، «پيكر گردي»، «حماسه هاي خسرواني» و شماري نيز جنبه ديني را در بر مي گرفت.
اما با ورود اسلام و حركت آيين هاي اجرايي و خرده روايت هاي نمايشي به سمت اشاعه و تبليغ اين دين هدايتگر، شاهد تغيير اشعار هنر تلفيقي نمايشي و موسيقيايي
«خنياگري» با مضاميني چون ستايش پروردگار، روايت جنگ هاي صدر اسلام و غزوات رسول اكرم(ص) و زندگي و شهادت امامان معصوم(ع) بوديم كه اوج اين اشكال نمايشي و روايي را در استان هاي مركزي ايران به ويژه فارس و اصفهان در ايام ماه مبارك رمضان شاهد بوديم.
** «جنگ نامه خواني»، روايت فتوحات از پادشاهان صفوي تا بزرگان اسلام
«جنگ نامه خواني» صورتي از آيين روايي «برخواني» است كه ويژگي پرداختن به موضوعات واقعي محلي و قومي، عنصر متمايز كننده آن از تاريخ برخواني است.
از روزگاران «صفويان» سبك جديدي از «قصه خواني» رواج يافت كه از آن به عنوان اجراي نمايشي قصه هاي تاريخي ياد شده است كه درباره «شاه اسماعيل» و «شاه طهماسب» نگاشته شده است. اين كتاب ها به سبك داستاني و حماسي و با ادبياتي مسجع به شرح فتوحات و جنگ ها و اخبار تاريخي شاهان صفوي پرداخته اند.
قصه خوان هاي دوره گرد و قهوه خانه اي اين داستان ها را در قهوه خاه ها مي خواندند و مردم را سرگرم مي كردند و در كتاب «ايران سرزمين آيين ها» به قلم «كريستين سن» (سياح و تاريخ نگار بريتانيايي) ذكر شده كه احتمالا رواج اين گونه قصه خواني مي تواند يكي از سرچشمه هاي «جنگ نامه خواني» تلقي شود.
به دليل اقبال صفويان به دين اسلام و توسعه و تعالي چشمگير هنر «تعزيه» در اين دوران، روايت هاي اجرايي و نمايشي «جنگ نامه خواني» با گذار از تاريخ فتوحات پادشاهان به نقب زدن در نبردهاي صدر اسلام و داستان هاي واقعي غزوات رسول اكرم و همچنين نبردهاي حضرت علي در تثبيت جايگاه اسلام و به ويژه حماسه و قيام عاشورا و نهضت كين خواهي قاتلان امام حسين(ع) وارد شد.
اينچنين بود كه در استان هاي غربي كشور به ويژه در نزد آذري زبان ها شاهد توسعه آيين نمايشي «جنگ نامه خواني» در مناسبت هاي خاص مذهبي چون ماه محرم و صفر و ماه مبارك رمضان بوديم كه «جنگ نامه خيبر» و «جنگ نامه صفين» از مشهورترين اسناد مكتوب اين گونه روايي و آييني بوده كه اجراي آن در ماه صيام بسيار مرسوم بوده است.
امروزه نيز بخش هايي از اين گونه اجرايي در برخي از شهرستان ها و روستاهاي استان هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل و زنجان هنوز مورد توجه است و توسط نمايشگران شيفته اهل بيت(ع) براي مشتاقان حماسه هاي واقعي سرداران اسلام در شب هاي ماه مبارك رمضان روايت مي شود.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶
