شخص اول كشور اسلامي حضرت امير-سلام الله عليه- بود و دايره امرش هم از حجاز تا مصر، تا ايران، تا عراق، سوريه و همه اين جاهايي كه در اين جاست و يك مقداري هم از اروپا، در عين حالي كه اين طور بوده است؛ مع ذلك وضع زندگياش آن طور بوده؛ يعني جوري بوده است كه براي ديگران قابل تحمل نبوده است.
خودش هم ميفرمايد كه شما قدرت بر اين نداريد؛ به اين طور زندگي قدرت نداريد لكن من را اعانت كنيد به تقوا. يك حاكمي كه سعه مملكتش آن است، وقتي كه شب ميشود، شبش آن طور است. وقتي ميرود دنبال خانههايي كه بيبضاعت هستند.
در يك نقلي است كه ايشان تشريف بردند در يك خانهاي كه چند تا بچه بودند و پدرشان را از دست داده بودند، ايشان رفتند بچهها گريه ميكردند، رفتند و نوازش كردند، و يك چيزهايي مثلا به آنها دادند و پرستاري كردند و آن آخر كه ميخواستند خدا حافظي بكنند؛ يك جور صدايي كردند كه بچهها را بخندانند. فرمودند من وقتي آمدم اينها گريه ميكردند، و من ميل دارم حالا كه ميروم اينها خنده بكنند.
اين يك حاكمي (است) كه سير حكومتش از حجاز تا مصر و تركيه و همه اين جاها تحت فرمانش بوده، و آن وضع زندگياش بوده است.
... اگر عرضه بشود يك همچو حكومت عدلي كه بين آن كسي كه شخص اول مملكت است و آن شخصي كه در آخر مملكت هست، اينها فرق نيست بلكه رييس مملكت زندگياش بدتر از آنهاست. حضرت ميفرمايد كه شايد در اطراف مملكت يك كسي باشد كه گرسنه باشد. ايشان به خودش آن گرسنگي را ميداد.
* از بيانات امام خميني (ره) در جمع خانواده شهيد آيت الله محمد مفتح در دوم دي ۱۳۵۸
فراهنگ(۲)**۱۰۰۳**
