نظام بازار آزاد در بوته نقد(بخش پنجم)
فريدمن و تعديل ساختاري به نفع بازار آزاد
کدخبر : 80753661(3444702)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
زمان مخابره : ۱۳:۲۴
سرویس خبر : پژوهش- اقتصادی- سیاسی- بین المللی-
گروه پژوهش هاي خبري- نظرات ميلتون فريدمن كه در مكتب شيكاگو نمود پيدا كرد نقش مهمي را در آغاز سياست هاي تعديل ساختاري براي ايجاد بازار آزاد داشت.

برنامه‌هاي تعديل اقتصادي از كاربرد الگوي نئوكلاسيك در دانش توسعه و همچنين از مكتب اقتصاد پولي شيكاگو، سرچشمه گرفته‌اند. الگوي نئوكلاسيك اقتصاد، نظريه مسلط در اقتصاد رايج سرمايه‌داري است.
فردگرايي افراطي، باور به كارآيي بازار و مكانيزم‌ها قيمت‌ها، آزادي نقل و انتقال سرمايه، آزادسازي تجارت، تاكيد بر خصوصي‌سازي اقتصاد، عدم مداخله دولت در اقتصاد (به‌جز در موارد عملكرد ناقص بازار) مولفه‌هاي اصلي اين الگو را تشكيل مي‌دهند. همين مولفه‌ها است كه اجزاي سياست‌هاي تعديل ساختاري را به‌عنوان يك وجه از سياست‌هاي تعديل اقتصادي شامل مي‌شود.

** فريدمن و اقتصاد كينزي
-----------------------
ميلتون فريدمن( Milton Friedman) نظريه پرداز، نويسنده و اقتصاددان آمريكايي برنده جايزه نوبل، در سال ۱۹۱۲ در منطقه بروكلين نيويورك (Brooklyn, New york) متولد شد. او تا پيش از مرگ( نوامبر ۲۰۰۶) بيش از سه دهه بود كه در دانشكده اقتصاد دانشگاه شيكاگو تدريس مي كرد.
فريدمن بيش از همه به دليل تلاش ها و كتاب هايش در زمينه تئوري سياست تثبيت، تاريخچه مالي جهان و مصرف گرايي شناخته مي شود و بسياري او را در كنار مينارد كينز (John Maynard Keynes) برجسته ترين نظريه پرداز اقتصادي قرن بيستم مي دانند.
تلاش هاي فريدمن در جهت آنچه خود او آن را نظريه كينزي خام و بي تجربه مي داند، در دهه ۱۹۵۰و در پي بازنگري در عملكرد هاي مصرف گرايانه صورت گرفت و به تئوري اصلي رو در روي اقتصاد كينزي مبدل شد. در طي دهه ۶۰، فريدمن خود اقدام به معرفي و تقويت تئوري كرد كه زبان و شيوه آن نظير اقتصاد كينزي بود، ولي در عين حال، اصول اوليه آن را نيز زير سوال مي برد. او اصطلاح پول گرايي را براي اين تئوري برگزيد. او در اين تئوري عنوان داشت كه براي هر كشوري يك نرخ طبيعي بيكاري وجود دارد و دولت ها مي توانند براي استخدام افراد مختلف تا بيش از اين نرخ اقدام كنند و در اين راه نيز از افزايش مجموع مطالبات استفاده كنند اما تنها يك نكته وجود دارد: كشورها بايد پذيراي ريسك احتمالي تورم باشند.
فريدمن براي چندين سال مشاور اقتصادي دولت رونالد ريگان(Ronald Reagan) رييس جمهور وقت آمريكا بود. فلسفه سياسي فريدمن مبتني بر سياست اقتصادي بازار آزاد با كمترين ميزان دخالت دولت بود.
خانم نائومي كلاين در كتاب دكترين شوك بيان مي كند كه در تحميل برنامه هاي فراگير بازار آزاد، توصيه ميلتون فريدمن به حكومت ها همواره شوك درماني سريع و ضربتي بوده است به گونه اي كه سياست هاي مورد نظر بايد بين ۶ تا ۹ ماه از زمان فراهم آمدن يك فرصت مناسب، يعني پيش از آنكه مردم به خود آيند، اعمال شود. ممكن است مردم در برابر تغييرات تدريجي واكنش هايي نشان دهند، اما اگر به يكباره از هر سو با ده ها متغير مواجه شوند، احساس مي كنند همه تلاش ها عبث است و به همين علت نيز امكان تحرك از آنها سلب مي شود.

** بحران، سرآغاز تغيير است
--------------------------
فريدمن به عنوان بنيان گذار مكتب اقتصادي شيكاگو، با به سخره گرفتن حق حيات و ابتدايي ترين حقوق مدني مردم، مدعي بود كه آرمانش رسيدن به ناب ترين شكل دموكراسي مشاركتي است، زيرا با آزادي انتخاب مصرف كننده در بازار آزاد، هر فردي براي آنچه مي خواهد مي تواند راي دهد. از ديد فريدمن، وظيفه دولت منحصرا حفظ آزادي هاي شهروندان در برابر تهديداتي است كه از سوي دشمنان خارج از مرزها متوجه كشورهاست. هر چيز ديگر، از جمله فراهم آوردن امكانات تحصيل رايگان، از ديد او، دخالتي غير منصفانه در بازار محسوب مي شود.
فريدمن عقيده دارد كه فقط يك بحران- چه بحراني واقعي و چه رويدادي كه درست يا نادرست، همچون بحران تلقي شود- مي تواند به تغيير واقعي منجر شود. آنگاه كه چنين بحراني روي دهد، اقداماتي كه صورت مي گيرد به آرا و عقايدي كه پيرامون آن مطرح هستند بستگي خواهد داشت.
به باور وي، وظيفه اساسي ما اين است كه براي سياست هاي اقتصادي موجود بديل هايي بپرورانيم و آن ها را حيّ و حاضر و در دسترس نگه داريم تا زماني فرا رسد كه آنچه از نظر سياسي تاكنون ناممكن بود به لحاظ سياسي، ديگر اجتناب ناپذير شود.
فريدمن از اقدامات خود كه منجر به حذف سيستم خدمت اجباري در آمريكا شد، با غرور ياد مي كرد. او همچنين در راستاي حمايت از حق انتخاب مدرسه (بومي گزيني مدارس)، بنياد فريدمن براي انتخاب تحصيلي را تاسيس كرد. در سال ۱۹۶۲ فريدمن كتابي با عنوان سرمايه داري و آزادي (freedom and capitalism) منتشر كرد و در آن از لزوم كاهش هر چه بيشتر نقش دولت در بازار آزاد براي ايجاد آزادي هاي سياسي و اجتماعي دفاع كرد.
از ديگر مباحث مهم مطرح شده در كتاب مي توان به سربازي داوطلبانه، نرخ شناور مبادلات، لغو پروانه هاي پزشكي، رشد منفي نرخ ماليات بر درآمد و هزينه تحصيلي (educational vouchers) - به اين معني كه والدين دانش آموزان خود براي محل تحصيل و هزينه تحصيلي فرزندانشان تصميم مي گيرند و مدارس دولتي نقشي در اين مورد ندارند -اشاره كرد.
از نظر فريدمن، شرط لازم براي تحقق اين اهداف، سرمايه داري است. بعد از آغاز به كار دولت پينوشه در شيلي، فريدمن كه از طراحان اصلي كودتاي شيلي بود، طي نامه اي به پينوشه مسير اقتصادي را كه شيلي از نظر او بايد پيش مي گرفت، متذكر شد.
فريدمن در طول دوران ديكتاتوري نيز بارها به شيلي سفر كرد و از سياست هاي اتخاذ شده توسط ژنرال پينوشه (كه در اصل دستپخت خود او بود) بسيار تقدير كرد. چنين اقداماتي باعث شد، فريدمن بارها از سوي اعضاي حزب آزاديخواه آمريكا مورد مواخـذه قرار بگيرد. ايده نظام سرمايه داري فريدمن در كنار نظريه پولي او، بر واكنش فدرال رزرو (Federal Reserve) - عنواني كه به سيستم بانكداري مركزي آمريكا اطلاق مي شود- به بحران اقتصادي جهان در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ تاثيرگذار بود. سيستم فدرال رزرو اولين بار در سال ۱۹۳۱ و در پي بروز بحران بزرگ اقتصادي پديد آمد. اهداف اصلي كه براي اين نهاد در برابر بحران مالي در نظر گرفته شد، حداكثر اشتغال زايي، قيمت هاي ثابت و تعديل نرخ بهره عنوان شد.

** شكست هاي پي در پي نظريه فريدمن
------------------------------
فريدمن جنبش خود را تلاش براي آزاد كردن بازار از چنبره دولت تصوير مي كرد، اما هر جا كه ديدگاه بنيادگراي وي در جهان واقعي پياده شده و تحقق يافته است، نتايج بر جا مانده مبيّن چيزي غير از آن پيش بيني است كه او مي گفت.
ظرف چند دهه گذشته در هر كشوري كه سياست هاي مكتب اقتصادي شيكاگو پياده شده است، آنچه به منصه ظهور رسيده، يك ائتلاف قدرتمند حاكم بين چند شركت بسيار بزرگ و طبقه اي از سياستمداران اكثرا ثروتمند بوده است. گروه ميلياردرهاي بخش خصوصي در ائتلاف مورد اشاره در روسيه، اليگارشي، در چين، شازده ها، در شيلي، پيرانا و در ايالات متحده،پيشگامان فعاليت هاي گروه بوش-چني ناميده مي شوند.
فريدمن در سال ۱۹۴۶ براي تدريس نظريه اقتصادي به استخدام دانشگاه شيكاگو در آمد. او در طي سي سالي كه در اين دانشگاه فعاليت مي كرد، اقدام به تاسيس انجمني از كارشناسان و متخصصان اقتصادي، تجاري و اجتماعي برنده جايزه نوبل كرد كه اين افراد، به نوعي بنيان گذاران نسل دوم مكتب اقتصادي شيكاگو (Chicago school of economics) بودند. از ميان اعضاي اصلي مكتب شيكاگو مي توان به جورج استيگلر (George Stigler) كه از دوستان و همكاران قديمي فريدمن بود اشاره كرد. فريدمن را مي توان عامل تغييرات اساسي اقتصاد كلان (Macroeconomics) و جورج استيگلر را عامل ايجاد چنين تغييراتي در اقتصاد خُرد (Microeconomics) دانست.

** انتخاب آزاد، درونمايه مكتب شيكاگو
-------------------------------
مكتب شيكاگو در كنار مكتب اخلاق گرايي اقتصادي، مكتب تاريخي باستاني و مكتب سوداگري، چهار مكتب مهم اقتصادي هستند. اصلي ترين رويكرد مكتب شيكاگو حمايت همه جانبه و نامحدود از ليبراليسم و اتخاذ تصميماتي است كه به تحقق چنين هدفي كمك كند.
اين مكتب دولت را عامل تمام مشكلات اقتصادي يك جامعه مي داند و بر كمرنگ شدن و حذف تدريجي اين نقش تاكيد دارد. از نظر بزرگان مكتب شيكاگو، كنترل دولتي بر روي امور، منافع عمومي را فداي منافع فردي مي كند. علاوه بر اين، مكتب شيكاگو از كاهش نقش دولت در تعيين نرخ بهره نيز حمايت مي كند و تعيين كننده اصلي نرخ بهره را مصرف كننده مي داند.
از نظر اين مكتب، اصلي ترين وظايف دولت به دفاع از مردم كشور در برابر عوامل خارجي و حفظ آرامش و امنيت داخلي محدود مي شود.
شايد بتوان ريشه هاي اصلي مكتب شيكاگو را همزمان با تاسيس دانشكده اقتصاد دانشگاه شيكاگو جستجو كرد. جايي كه افرادي نظير جِي لارنس لافلين (J. Laurence Laughlin)، فرانك نايت (Frank H. Knight)، جيكوب وينر (Jacob Viner) و هنري سيمونز (Henry Simons) در طول ساليان با مطرح كردن نظريات اقتصادي خود اقتصاددانان فراواني را تربيت كردند كه يكي از آنها ميلتون فريدمن بود.
فريدمن و ساير اعضاي مكتب، بر روي آزادي بشري تاكيد فراواني داشتند، زيرا معتقد بودند اصلي ترين تضمين كننده بازار آزاد، انتخاب آزاد است و اين آزادي را در گرو حذف كنترل دولتي بر زندگي مردم مي ديدند. فريدمن نمونه ها و شرايط اين آزادي را در كتابي با عنوان آزادي انتخاب(Free to choose) توضيح داده است.
از بُعد جامعه شناسي، مكتب شيكاگو بيشتر بدليل جامعه شناسي شهري و توسعه روش كنش متقابل نمادين شناخته مي شود. اين مكتب بر رفتارهايي از انسان متمركز شده است كه توسط ساختارهاي جامعه و شاخصه هاي كالبدي محيط تعيين مي گردد و نه خصوصيات شخصي و ژنتيكي.
زيست شناسان و انسان شناسان، نظريه سير تطوري را كه ثابت مي كند حيوانات با محيط خويش تطبيق پيدا مي كنند، پذيرفته اند و مكتب شيكاگو با بكار بردن اين نظريه براي انسان ها كه مسوول سرنوشت خودشان پنداشته مي شوند، عقيده دارد كه محيط طبيعي كه جامعه در آن ساكن است، يك شاخصه اصلي در شكل دهي به رفتار انـسان است و شهر مانند يك مجموعه كيهاني كوچك عمل مي كند.
اهداف تعيين شده از سوي مكتب شيكاگو همگي در حمايت از نظام سرمايه داري و سرمايه داران بزرگ جهان است. تركيب اين اهداف (كه بر طبق نيازهاي بازار و كشورهاي بزرگ و صنعتي جهان تنظيم شده اند) با سياست هاي نهادهاي مالي دنيا نظير IMF، WB و WTO بعدها به شكل گيري سيستم جامعي از تعديل ساختاري در راستاي تحقق اين اهداف منجر شد.
پژوهش**م.ج.**ن.م.**۹۱۳۰

آخرین اخبار