| کدخبر : | 80752563(3444379) |
| تاریخ مخابره : | ۱۳۹۲/۰۵/۰۵ |
| زمان مخابره : | ۱۴:۱۹ |
| سرویس خبر : | فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون- |
اين بازيگر خراساني پنجم مرداد سال ۱۳۲۳ در تهران به دنيا آمد و در دانشگاه مشهد در رشته جامعه شناسي فارغ التحصيل شد و دوره فوق ليسانس خود را در رشته سينما و تئاتر از دانشگاهي در پاريس گذراند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ارجمند نيز به مانند بسياري از همنسلان خود وارد سينماي نوپاي ايران شده و خون تازه اي به رگ هاي خشكيده آن تزريق كرده و در رشد و بالندگي سينما نقش مهمي را ايفا كرد.
اين بازيگر توانا خيلي دير وارد عرصه سينما شد اما نقشي يگانه را در تاريخ اين سينما ايفا كرد كه هيچگاه فراموش نخواهد شد.
«ناخدا خورشيد» نخستين فيلم سينمايي كارنامه پربار حرفه اي اوست كه همچنان لقب بهترين فيلم اقتباسي را يدك مي كشد بي آنكه به مولفه هاي بومي خود بي توجهي كرده باشد.
شخصيت مقتدر و جذاب «ناخدا خورشيد» كه به نمونه هاي كلاسيك تاريخ سينما پهلو مي زند، فضاي مناسبي را براي بروز استعدادهاي نهفته ارجمند فراهم كرده كه به نقش آفريني حيرت انگيزي منجر شد.
او در اين نقش بازي نكرده بلكه زندگي كرده و با فراز و فرودهاي نقش يكي شده است.
براي مثال به كبريت زدن هاي او با يك دست كه با مهارت خاصي هم صورت گرفته توجه كنيد تا دريابيد كه وي چه اندازه براي نقش زحمت كشيده و ريزه كاري هايش را هم فراموش نكرده است.
البته در اين بين پارتنرهاي درجه يكي همچون «علي نصيريان» و «سعيد پورصميمي» نيز در كيفيت والاي نقش موثر بوده و وجوه مثبت آن را برجسته تر كرده اند.
ارجمند براي اين نقش يكي از اولين سيمرغ هاي جشنواره فيلم فجر را از آن خود كرد كه در تاريخ سي ساله جشنواره يكي از بي شك و شبهه ترين سيمرغ به حساب مي آيد كه به حق در دستان او قرار گرفت.
اما اين جايزه و ستايش هاي بسيار منتقدان نيز چيزي از سخت گيري هاي ارجمند در انتخاب نقش نكاست و در نهايت به فيلم «پاييزان» اثر رسول صدرعاملي ختم شد.
فيلمي پرفروش با بازيگراني سرشناس همچون «امين تارخ» و «كتايون رياحي» با داستاني سرگرم كننده و تا اندازه اي معمايي كه براي ارجمند حاصل چنداني در برنداشت.
در سال هاي پاياني دهه ۶۰، ارجمند پركارتر از گذشته شد و در فيلم هايي همچون «كشتي آنجليكا»، «سفر عشق»، «جستجوگر»، «تيغ آفتاب» و «پرده آخر» ايفاي نقش كرد كه اولي و آخري در زمره بهترين كارهاي سينمايي او قرار گرفته اند.
وي در «كشتي آنجليكا» شخصيت «احمد بيك» را به فيلم هاي دريايي قديمي هاليوود نزديك كرده و شمايل قهرمانانه اي بدان بخشيده كه براي تماشاگران بسيار جذاب جلوه مي كند.
نقش كاملا به قامت ارجمند نشسته و به لحاظ فيزيكي نيز هارموني خوبي با آن دارد. در اينجا هم همبازي هاي فوق العاده اي همچون «مهدي فتحي» داشته كه نقش مهمي در افزايش كيفيت بازي او داشته است.
چهره مردانه ارجمند در كنار فيزيك بدني او، فيلمسازان بسياري را به صرافت بهره گيري از او در فيلم هاي حادثه اي انداخت كه فقط در يك مورد به فيلم «تيغ آفتاب» ساخته مجيد جوانمرد منتهي شد.
جوانمرد كه علاقه بسيار به سينماي وسترن دارد در «تيغ آفتاب» سعي در خلق يك وسترن ايراني داشته كه به علت ضعف فيلمنامه و پرداخت سطحي شخصيت ها به نتيجه نرسيد.
اما «پرده آخر» ساخته واروژ كريم مسيحي حكايت ديگريست كه ارجمند را به دوران اوج خود بازگرداند و يكي از به يادماندني ترين آثار وي را رقم زد.
وي در نقش «كامران ميرزا» شازده قجري اهل مطالعه و نوشتن، بسيار متقاعدكننده ظاهر شده و علاقه تدريجي او به بيوه برادرش نيز به اين واسطه باورپذير جلوه مي كند.
ارجمند براي نزديك شدن به اين شخصيت، اندكي به وزن خود افزوده و شباهت هاي فيزيكي اش را به شازده اي قجري همچون «كامران ميرزا» بيشتر و بيشتر كرده است.
ارجمند در دهه ۷۰ نيز روند رو به رشد خود را ادامه داد و با فيلم هاي «قرباني»، «زمين آسماني» و «آدم برفي» خود را در سطح اول بازيگري سينماي ايران حفظ كرد.
وي در دومين همكاري با رسول صدرعاملي در «قرباني»، شخصيتي را ايفا كرد كه بعدها در فيلم ها و مجموعه هاي ديگر تكرار و به نوعي در اين گونه نقش ها كليشه شد.
«حاج نصرت» بارفروش ثروتمندي است كه اختلاف هاي عميقي با پسر بزرگ خود داشته و با زورگويي هايش نسبت به او فاجعه اي را شكل مي دهد.
«زمين آسماني» به كارگرداني محمدعلي نجفي فيلمي در گونه ديني بود كه ايفاي نقش حضرت ابراهيم(ع) را براي ارجمند به ارمغان آورد و در آينده كاري وي نيز تاثير عميقي بر جاي گذاشت و كفه ترازو را به سمت آثاري از اين دست سنگين تر كرد.
با اين همه «زمين آسماني» به علت ساختار دوپاره نتوانست آنچنان كه بايد با مخاطبان خود ارتباط برقرار كند و آنها را تحت تاثير عميق قرار دهد.
پس از آن ارجمند در فيلم جنجالي «آدم برفي» ساخته داود ميرباقري در نقش «اسي دربدر» فوق العاده ظاهر شد و نقشي به شدت كليشه را بگونه اي بديع و غافلگيركننده اجرا كرد.
يك لات قديمي كه در تركيه از راه خلاف، روزگار مي گذراند اما قوانين خاص خود را هم از ياد نمي برد.
پارتنر فوق العاده اي مثل «پرويز پرستويي» كه بيشترين حجم بازي را روبروي ارجمند دارد در كيفيت نقش فوق بسيار موثر بود و تيم دو نفره فوق العاده اي را خلق كرده اند كه طراحي گريم عبدالله اسكندري نيز آن را تكميل كرده است.
در همين ايام وي در تلويزيون نيز پركار شد و در چند مجموعه ايفاي نقش كرد كه از آن ميان مجموعه هاي «امام علي(ع)»اثر داود ميرباقري و «به سوي افتخار» ساخته سيروس مقدم بيش از سايرين با موفقيت روبرو شد و ارجمند را به ستاره اي محبوب بينندگان تلويزيون تبديل كرد.
نقش «مالك اشتر نخعي» از آن دسته نقش هايي است كه هر بازيگري آرزوي ايفاي آن را دارد زيرا ايشان از ياران اميرالمومنين(ع) بوده و نقش برجسته اي در رويدادهاي آن سالها داشته است.
از طرفي ارجمند به لحاظ فيزيكي تناسب بسياري با نقش داشته و قادر به ايفاي آن نقش به گونه اي كاملا باورپذير بود كه گريم فوق العاده اسكندري با آن زخم شمشير كنار ابرو آن را تكميل كرد.
در سال هاي پاياني دهه ۸۰ ارجمند همچنان پركار ظاهر شد و نقش هاي زريني را به كارنامه كاري خود مي افزود كه از مهمترين آنها مي توان به فيلم هاي «اعتراض»، «مسافر ري» و «سگ كشي» اشاره كرد كه آخري دومين سيمرغ بلورين را براي وي به ارمغان آورد كه همچون سيمرغ قبلي، كاملا استحقاق دريافت آن را داشت.
در «اعتراض» ساخته مسعود كيميايي شاهد يكي از پخته ترين و كامل ترين نقش آفريني هاي او هستيم كه غناي خاصي در سرتاسر آن موج مي زند.
شخصيت «اميرعلي» قهرمان تنهايي است كه در سينماي كيميايي بارها تكرار شده اما كمتر به جذابيت و غربت «امير علي» بوده بگونه اي كه مرگش در پايان فيلم تاثير عميقي را برجاي مي گذارد.
سكانس آزادي او از زندان كه همراه با تك گويي شاهكار زنده ياد مهدي فتحي در كنار گفتگويش با برادرش در پيتزافروشي شاهديم، تا مدتها از ذهن نمي رود.
در «مسافر ري» نيز ارجمند بار ديگر در قامت شخصيتي ديني به نام «حضرت عبدالعظيم حسني(ع)» قرار گرفت و نقشي به يادماندني را از خود به جاي گذاشته است.
مهمترين نكته اي كه در بازي ارجمند در اين نقش به چشم مي خورد، آرامشي دروني است كه در چهره اش نمايان بوده و وي را در نزديكي هرچه بيشتر به نقش ياري كرده است.
شخصيت «حاج نقدي» فيلم «سگ كشي» به عنوان يكي از نقش هاي فرعي از ديگر نقش هاي مشابه درخشش بيشتري داشته كه بخش عمده اي از آن به بازي رندانه ارجمند بازمي گردد.
وي با بهره گيري از خصلت هاي تيپيك اين تاجر زيرك و باهوش، شخصيتي چند وجهي را ساخته كه مخاطبان را به حيرت وامي دارد.
ارجمند در اين رابطه از عنصري به نام چشم بيشترين بهره را گرفته و شخصيت مذكور را به بهترين شكل ممكن از كار درآورده است.
در دهه ۸۰ ارجمند در اين وادي كم كارتر شد و حيطه هاي ديگري همچون اجراي تلويزيوني را تجربه كرد كه در اين كار هم موفقيت هايي به دست آورد.
«ازدواج به سبك ايراني» ساخته حسن فتحي، «رييس» ساخته مسعود كيميايي در كنار «راه آبي ابريشم» و «گزارش يك جشن» از مهمترين فيلم هاي او در اين دهه هستند كه تقريبا هيچيك از آنها به گردپاي فيلم هاي درخشان دهه ۶۰ و ۷۰ وي نمي رسند.
ارجمند در سال هاي اخير همچنان در سينما پركار ظاهر شد كه فيلم هاي «شكلات داغ»، «مي زاك»، «راه آبي ابريشم» و «جرم» از آن جمله آثار سينمايي وي هستند.
فراهنگ(۵) ** ۹۲۶۶م.ج ** ۱۰۷۱
