| کدخبر : | 80752201(3443316) |
| تاریخ مخابره : | ۱۳۹۲/۰۵/۰۵ |
| زمان مخابره : | ۱۲:۲۰ |
| سرویس خبر : | فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون- |
از جمله آيين هاي نمايشي مورد استفاده در محيط هاي قهوه خانه اي، علاه بر «نقالي» و «پرده خواني» كه آشناي ذهن عموم مخاطبان فرهنگ ايران زمين است مي توان به آيين هايي چون «سخنوري» و «بحر طويل خواني» كه سبقه اجرايي آنها در ايام به خصوصي از سال مانند ماه مبارك رمضان در بين عموم مردم جايگاه والايي مي يافت، اشاره كرد.
** «سخنوري»، ميراثي ماندگار از نظم پارسي در زندگي عموم مردم
«سخنور»، مردي شعردان و شعرشناس با حافظه قوي و داراي اين قابليت منحصر به فرد است كه مي تواند هر شعر را در جايگاه خود و به مناسبت و فراخور خود براي جمع مخاطب بخواند.
«سردُم» محلي شاخص از قهوه خانه است كه در زمان هاي گذشته «سخنور» در آن جايگاه مي نشسته و با حريفي مثل خود شعردان و آشنا به اشعار ايراني به «سخنوري» مي پرداخته كه او را «سردُم دار» مي گويند.
آرايش قهوه خانه نيز ضمينه زينت «سردم» بود كه در و ديوار و ستون ها و طاق نماهايش را با قاليچه ها، تبرزين، منتشاء و ده ها شي ديگر تزيين مي كردند.
در اين ميان «سخنور» كه لباس درويشي مي پوشيد بر روي تخت مي نشست و با حريف خود به سخنوري مي پرداخت و در حقيقت با ابزار ادبي چون شعر به نبرد با حريف خود مي پرداخت و قهوه چي نيز در شروع اين مراسم آييني و نمايشي با اسفند و صلوات به استقبال آنها مي رفت.
سخنور مهمان، همزمان با ورودش شعري را مي خواند و سخنور ديگر كه آن قهوه خانه و محله به اصطلاح «پاتوق» وي به شمار مي رفت و آن كوي و برزن و قهوه خانه را به نام آن سخنور مي شناختند، با شعري به استقبال او مي رفت.
آنگاه ميان اين دو نمايشگر با زبان شعر، انواع تعارفات اوليه صورت مي گرفت و چنين ادامه مي يافت كه هر قصيده، غزل و يا قطعاتي كه سردم دار مي خواند را بايد حريف او در همان مضمون يا اگر شرط شده بود در همان وزن جوابگو مي بود و اگر جواب مناسب داده بود كه مورد تاييد مخاطبان و جماعت حاضر به عنوان داوران بي طرف اين آيين نمايشي قرار مي گرفت حق داشت كه از سردم دار جواب بخواهد و همينطور ادامه مي يافت تا يكي از آن دو مات شده و از جواب باز بماند.
سپس طرف مقابل به گرو كشيدن اشيايي از حريف مغلوب بر مي آمد، به اين صورت كه مثلا شعري در وصف كلاه مي گفت و حريف بايد كلاه را به وي تسليم مي كرد. يا گاهي كار به تنبيه مي رسيد از قبيل چاي دادن به همه جماعت حاضر در قهوه خانه يا چوب زدن به دست حريف كه اين مورد در ايامي چون ماه مبارك رمضان به دليل فضاي معنوي جاري در آن با خواست مردم حاضر در قهوه خانه به ذكر صلوات يا فاتحه اي ختم و فرد مغلوب بخشيده مي شد.
غالبا سخنوري و اشعار با نزاكت و ادب شروع مي شد و گاهي نيز به طنز پايان مي گرفت.
** «بحر طويل خواني» آييني منشعب از فرهنگ مذهبي جاري ميان مردم
مقصود و مراد از بحر طويل، كلامي منظوم و موزوني است مركب از تعدادي افعال كه تعداد و شمار آنها بيشتر از حد تعيين شده و معين اشعار عروضي است.
طبق تاريخ و اسناد موجود، كاربرد آيين «بحر طويل خواني» در كلام و ادبيات تعزيه از دوران قاجار متداول شده است و كاربرد اين شيوه آييني و نمايشي را مي توان از موارد تحول ادبي در هنر «تعزييه» به شمار آورد.
بحر طويل را دو گروه «اولياء» و «اشقياء»، هم به تنهايي به صورت رجز و خطابه و هم به شيوه مناظره و مفاخره با يكديگر مي خواندند.
در اين ميان «اشقياء» طبق شيوه معمول خود كلمات مسجع و مسلسل بحر طويل را به صورت عادي و با پرخاش و تندخويي بيان مي كردند و «اولياء» خوانان با آهنگ (نه با آواز) و با زباني نرم، پاسخ آنها را مي دادند.
بيان سريع و پي در پي كلمات مسجع و موزون در اين گفتار بسيار موثر و هيجان انگيز است و بر قوت و قدرت تم دراماتيك كلام مي افزايد.
فراهنگ(۵) ** ۹۲۶۶ ** ۱۰۷۱
