رسوخ آيين هاي مذهبي و مناسبتي از باورهاي جاري و متعدد مسلمانان در ماه هاي خاص سال به فرهنگ و زندگي عادي و روزمره افراد از جمله مناسبات اجتماعي و عادي روزانه آنها از يك سو و تبديل وضعيت اشكال اجرايي برخي از آيين هاي خاص نمايشي از ماهي به ماه و از مناسبتي به مناسبت ديگر از سوي ديگر قابليت تبديل شدن نوع و شيوه اجراهاي نمايش آييني و خرده روايت هاي مذهبي را به يكديگر مهيا مي ساخت.
به عنوان مثال شيوه «شبيه خواني» و «شبيه گرداني» ماه هاي محرم و صفر در ايام ماه رمضان به «منقبت خواني» و «فضائل خواني» بدل مي شد و با توجه به تغيير نام اين آيين و سنن نمايشي، اما ريشه ها و هويت هاي اجرايي مشتركي ميان اغلب آنها را به راحتي مي توان پيدا كرد.
** «فضائل خواني»، آيين به درازناي تاريخ اسلام
در كتاب «ادبيات عامه ايران» به قلم حسن ذوالفقاري درباره پيشينه هنر آييني و نمايشي فضائل خواني آمده است: قديمي ترين و مهمترين سند مكتوب در باب فضائل خواني از «عبدالجليل رازي» صاحب كتاب «النقص» است. در كتاب« النقص» كه در نيمه قرن ششم هجري تاليف شده، تصريح شده است كه فضايل خواندن قاعده اي نو نيست و سابقه اي طولاني دارد.
فضايليان (فضائل خوان ها) در بازارها مي گشتند و از فضيلت و بزرگواري انبيا و اولياء الهي مي گفتند و اشعار مورد بهره آنها نيز از شعرهاي درجه اول فارسي بود.
وقتي فضائل خوانان در بازار فضائل مناقب مي خواندند، تركان كه در آن روزگار فرمانروايي داشتند، آن را مي شنيدند اما نمي دانستند، چيست.
در يكي از سه نسخه خطي فارسي «ابومسلم نامه» كه در كتابخانه پاريس نگهداري مي شود، سه قصيده فضائل خواني ثبت شده است. در اين نسخه، سه قصيده فضيلت آمده كه يكي از اين قصايد را كه ۱۸ بيت دارد، «سيد قحطبه» يكي از پهلوانان لشكر ابومسلم در جنگ مي خواند.
دومين قصيده فضائل خواني را «محمداسماعيل» يكي از دوستداران «ابومسلم» مي خواند كه ۳۳ بيت دارد.
طولاني ترين قصيده فضائل خواني نيز در يك مجلس مهماني و رايزني براي تهيه امكانات و اسباب و ابزار قيام به وسيله شخص «ابومسلم» خوانده شد و داراي ۴۹ بيت است.
** فضائل خواي آييني متعلق به اهل تسنن و تشيع
آنچه مشخص است بر خلاف برخي از آيين هاي نمايشي مانند «تعزيه» و «شبيه خواني» كه نمايشگر آن بايد شيعه باشد ضرورتي ندارد كه فضائل گويان و فضائل خوانان رسماً پيرو مذهب شيعه باشند.
يكي ديگر از مسايل جالب توجه در مناقب خواني، آداب و ترتيب آن و آراستگي سر و وضع مناقب خوانان است. مناقب خوانان مي خواستند در نخستين نگاه با هيات آراسته، شنونده را تحت تاثير قرار دهد.
در حدود دو قرن و نيم پيش از نوشته شدن« ابومسلم نامه»، «مولانا حسين واعظ كاشاني» در «فتوت نامه سلطاني» بابي در مورد «ارباب معركه» (نمايشگران آييني) نوشته و آنها را به سه طايفه تقسيم كرده است. دسته اول «مداحان و غراخوانان و سقايان»، دسته دوم «خواص گويان و بساط اندازان» و دسته سوم «قصه خوانان و افسانه گويان».
در ميان اين سه دسته، نخستين گروه يعني «مداحان، غراخوانان و سقايان» بازماندگان مناقب خوانان و فضائل خوانان هستند. و تفاوت آنها در اين بود كه مداحان به نظم و غراخوانان به نثر در رثاي اهل بيت (ع) مي خوانند. مداحان جايز به پوشيدن همه نوع جامه و در دست داشتن نيزه، چراغ و تبرزين بودند چرا كه اين ها علاماتي خاص آنها بود.
در ماه مبارك رمضان «فضائل خوانان» پا به پاي «مناقب خوانان» در كوي و برزن و شهر و ميدان مي گشتند و در بين ساعت هاي افطار تا سحر با صوتي خوش به مدح انبياء و اولياء الهي مي پرداختند و جالب آنكه اين نمايشگران در خلال اشعار فضيلت خواني خود در مقابل هر خانه اي كه مي رسيدند دعاي آن روز ماه مبارك رمضان را بلند مي خواندند و براي اهل خانه آرزوي سلامتي مي كردند و در ازاي اين كار گاهي صاحبخانه خوراكي يا وجه نقدي به آنها مي داد.
فضائل خوانان و منقبتيان وجوه مالي را در وقت سحر و هنگام اذان صبح به امام جماعت مسجد مي سپردند و او آن وجوه را در راه خدا به خانوده هاي بي سرپرست و كم بضاعت اهدا مي كرد.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶**۱۵۸۸
