به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از يادداشت مهدي كلهر، مشاور فرهنگي سابق رييسجمهوري است كه در شماره امروز(سه شنبه) روزنامه ايران منتشر شده است.
متن كامل اين يادداشت در ادامه امده است:
به ياد ميآورم مهندس بازرگان، اوايل انقلاب و در زماني كه رياست دولت موقت را بر عهده داشت در يكي از سخنرانيهاي خود گفته بود: «من فولكس واگن هستم كه نميتوانم جاده خاكي بروم و سياستم گام به گام است.» حضرت امام هم در جواب مهندس بازرگان فرموده بودند: «اگر گام به گام حركت كني قلم پايت را ميشكنند بايد انقلابي حركت كني.»
تاكيدات اخير و چند باره رهبر فرزانه انقلاب درخصوص رجوع به وصيتنامه امام، حاوي نكات مهمي است. چرا كه آنچه در برخي مواقع در جمهوري اسلامي رقم خورده با سيره امام تفاوتهاي بنيادي و اساسي داشته است. تفاوت جمهوري اسلامي با ساير حكومتهاي شبيه به ما اين است كه نظام و مهندسي آن حكومتها اساساً حزبي است. يعني احزاب، نمايندگاني در پارلمان دارند و نخستوزير را انتخاب ميكنند. مانند بسياري از كشورها از جمله انگليس، فرانسه و...
وصيتنامه حضرت امام از جهت توجه به اين نكته بسيار مهم است و ما در لحظه بايد خودمان را با آن تنظيم كنيم. چرا كه امام به نقش مهم مردم در آينده انقلاب اسلامي توجه ويژه دارند. مهمترين مسيري كه ما براي مردمسالاري ديني و احقاق حقوق مستضعفين و محرومين بايد طي كنيم از اين بزرگراه (يعني وصيتنامه امام) ميگذرد. آيا ميشود با شيوههاي غيرمردمي و ديپلماتيك متعارف در جهان در اين مسير حركت كرد. رهبر انقلاب ميفرمايند من ديپلمات نيستم، من انقلابيام چون اينها با هم تفاوت دارند آيا يك ديپلمات، ميتواند انقلاب اسلامي را حركت دهد و به اهداف خود برساند. اين فرض بعيد به نظر ميرسد چراكه اينها يك تضاد ماهوي با هم دارند.
در اين خصوص بايد شيوه حضرت امام و راه ايشان را كاملاً شفاف كنيم و اگر در مقطعي هم انحرافي احساس شد بايد به وصيتنامه امام برگرديم، اساساً وصيتنامه براي بعد از رحلت است. وصيتنامه را براي زمان حيات كه نمينويسند، براي آينده است. براي وصيتنامه هم نام گذاشتند: «سياسي و الهي» يعني بعدها كسي نگويدكه اين متن فقط جنبه معنوي دارد وبه اين بهانه كنار گذاشته شود. وصيتنامه امام(ره) سياسي است و تا روزي كه انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي كه فرزند آن است بخواهند حركتي داشته باشند لازمه آن توجه به وصيتنامه امام(ره) به عنوان نقشه راه انقلاب است. هر زماني كه ما از اين نقشه عدول كرديم و مانند مهندس بازرگان گفتيم ميخواهيم گام به گام حركت كنيم، نتيجه آن مانند سرنوشت همين آقاي محمد مرسي ميشود. آقاي محمد مرسي ۲ ضعف داشت يكي اينكه ناپلئوني رأي آورده بود و تقريباً نيمي از جامعه با او موافق نبودند. و از سوي ديگر به جاي اينكه انقلابي حركت كند، ضدانقلابي حركت كرد. يعني انقلاب مصر كه بطن حركت آن كاملاً ضدصهيونيستي بود را به سمت صهيونيستها كشاند.
انقلاب يك منظومه است، هم بايد در مسير خود حركت كند، هم بايد با شيوههاي انقلابي مورد نظر بنيانگذارش منطبق باشد و در غيراين صورت قطعاً دچار مشكل ميشود. كاملاً مشخص است كه ديپلماسي حضرت امام(ره) ديپلماسي متعارف جهاني نبود و ايشان اصرار داشت كه اينگونه نباشد. امام اصرار داشت كه از چارچوبهاي اين نظام تعريف شده خارج شود. وصيت حضرت امام(ره) نقشه راه جمهوري اسلامي است كه بسيار شفاف است. هم مسير را كاملاً مشخص كرده كه متفاوت است با مسيرهاي ديگر و هم شيوه حركت در اين مسير را بيان كرده است. هر زمامداري در اين انقلاب اگر در اين خط و راه حركت كند پيروز و موفق است و اگر غيراز اين حركت كند شايد بدون اينكه متوجه باشد متوقف خواهد شد و موج انقلاب از روي او خواهد گذشت و اين نكته مهمي است. توفيقاتي كه دولتهاي نهم و دهم به دست آوردند به علت حركت در مسير همين نقشه راه بود چرا كه دولت احمدينژاد وصيتنامه امام(ره) را بازخواني كرد و آن را به كار گرفت كه منجر به دستاوردهاي عظيم داخلي و خارجي شد كه حاصل آن سازندگي عظيم داخلي و بيداري اسلامي در خارج از كشور است.
سيام(۱)
