تهران– ديويد ايگنيشس روزنامه نگار و تحليلگر سرشناس آمريكايي با اشاره به تحولات سوريه و فتنه انگيزي غرب در اين كشور، اغواي گروه هاي مخالف دولت ها و سپس تعلل و ترديد در اجراي وعده هاي داده شده به آنها را نشانگر رويكرد فريبكارانه و فرآيندي پرمصداق در سياست خارجي آمريكا دانست.

ايگنيشس در اين گزارش كه در پايگاه خبري آمريكايي اوماها منتشر شد، يكي از بدترين خصيصه هاي همواره در حال تكرار سياست خارجي آمريكا را تمسك به فرآيند اغوا و انصراف معرفي كرد، فرايندي كه نمونه اي از آن اكنون در سوريه در حال اجراست.
اين تحليلگر امريكايي در گزارش خود افزود: بخش اغوا در اين فرآيند با حمايت هاي لفظي و ستايشگرانه از گروه هاي مخالف دولت ها شروع مي شود. اوباما حدود دو سال قبل، در ۱۸ اوت سال ۲۰۱۱، براي نخستين بار اعلام كرد كه زمان كناره گيري اسد از قدرت فرا رسيده است. با وجودي كه اوباما هيچ طرح خاصي براي حمايت از دعوت به تغيير رژيم در سوريه نداشت، اما از آن زمان به تكرار جمله اسد بايد برود، ادامه داده است.
مرحله بعدي در اين رويكرد امريكا، افزايش دلجويي ها و وعده هاي ضمني و اعلام تعهد و پايبندي است. سازمان مركزي اطلاعات آمريكا (سيا) در سال ۲۰۱۱ همكاري با مخالفان سوريه را آغاز كرد و از آن زمان تاكنون در حال ارائه آموزش و كمك هاي ديگر به اين گروه بوده است. زماني كه حاميان ديگر (مثلا تركيه و قطر) به پشتيباني از شورشيان سوريه پرداختند، آمريكا با ادامه وعده و وعيدهاي خود تلاش كرد آن ها را از ميدان به در كند.
پس از اين مرحله، نوبت به تعامل رسمي مي رسد. در ۱۳ ژوئن، كاخ سفيد از تصميم خود به كمك نظامي به مخالفان سوريه خبر داد و دليل آن را عبور رژيم اسد از خط قرمز استفاده از تسليحات شيميايي عنوان كرد.
ايگنيشس در گزارش خود تصريح كرد كه اين رويكرد شورشيان سوري را دچار توهم كرد و آنها دست به كار آماده ساختن انبارهايي براي دريافت محموله هاي تسليحات مورد نظر خود شدند.
بر اساس اين گزارش، وعده هاي پوچ و حس فريب خوردگي شورشيان سوري تا آن جا ادامه يافته است كه حتي سالم ادريس فرمانده گروه موسوم به ارتش آزاد سوريه چندي پيش از عقب نشيني انگليس از تصميمش درباره ارسال سلاح به مخالفان، انتقاد و وعده وعيدها را به لطيفه تشبيه كرد.
ايگنيشس در بخش ديگري از گزارش خود، گسترش دامنه فعاليت گروه هاي تندرو و عناصر القاعده از جمله افزايش كشتارها و بمبگذاري ها را يكي از تبعات سياست آمريكايي تنش زايي و گسترش ناآرامي در سوريه خواند و هر گونه ذهنيت را در زمينه تلاش واشنگتن براي مقابله با تروريست ها و مبارزه با عوامل تندرو در سوريه رد كرد.
اين تحليلگر آمريكايي نوشت: ماجرايي كه در سوريه شاهدش هستيم، آنقدر آشناست كه مي توان آن را به عنوان ترجيع بند سياست خارجي آمريكا به شمار آورد. واشنگتن مي خواهد شاهد تغيير دولت در سوريه باشد و از اين روست كه به ترغيب شورشيان محلي مي پردازد. اما وقتي اين شورشيان برانگيخته شدند و در سنگر قرار گرفتند، سياستگذاران غالبا به اين نتيجه مي رسند كه از حمايت عمومي برخوردار نيستند و در نتيجه بايد وعده هاي خود را نقض كنند.
اين روند در انقلاب مجارستان در سال ۱۹۵۶، خليج خوك ها در سال ۱۹۶۱، بهار پراگ در سال ۱۹۶۸، برنامه كنتراها در نيكاراگوئه در سال ۱۹۸۱، و در لبنان، لائوس، جنوب عراق و نقاط ديگر نيز رخ داده است.
ايگنيشس در پايان نوشتار خود با اشاره به مشابهت عملكرد آمريكا در حوزه سياست خارجي با رمان هاي قرن نوزدهم، يادآور شد: گرچه در انتهاي آن رمان ها، اغواگر از اغواگري دست مي كشد و معمولا به آن چه كه لياقتش است، يعني بي آبرويي و نابودي مي رسد و شخصيت هاي درستكار و ثابت قدم هم پاداش دريافت مي كنند، اما اين فرجام شامل حال دست اندركاران سياست خارجه آمريكا نمي شود.
مترجمام**۹۱۵۶**۲۰۱۷

آخرین اخبار