در لا به لاي صفحات تاريخ هر ملت و جامعه اي، نام افراد متعددي را مي توان يافت كه به منظور اصلاح روند امور سياسي، فرهنگي و اقتصادي جامعه خود تلاش كرده و متحمل رنج هاي فراواني شده اند. بالطبع برخي از آن اصلاحات كوچك و مقطعي بوده و خيلي زود به دست فراموشي سپرده شده اند و گاه برخي به اندازه اي عميق و تاثيرگذار بوده كه سرنوشت ملت و جامعه اي را متحول ساخته و دستخوش دگرگوني هاي بنيادين قرار داده است.
رژيم آپارتايد پس از روي كار آمدن در سال ۱۹۴۸ در آفريقاي جنوبي اقدام به جداسازي نژادي كرد. در حالي كه اقليت سفيدپوست آفريقاي جنوبي از بالاترين استاندارد زندگي برخوردار بودند، سياهپوستان از هرگونه حقي همچون درآمد، تحصيل و حتي ورود به ادارات دولتي محروم بودند. نلسون ماندلا از فعالان برجسته مخالف آپارتايد كه به دليل مخالفت با سياست هاي نژادپرستانه، ۲۷ سال زندان را سپري كرد، سرانجام با حمايت كنگره ملي آفريقا در سال ۱۹۹۰ از زندان آزاد شد. قوانين آپارتايد به تدريج از كتابهاي قانون حذف شدند و اولين انتخابات چند نژادي در سال ۱۹۹۴ برگزار شد. ماندلا در بخشي از خاطرات خود مي گويد: در طول زندگيام خود را وقف مردم آفريقا كردهام. با استيلاي سفيدپوستان مبارزه كردهام و با استيلاي سياهان نيز مبارزه كردهام. به دنبال آرمان جامعهاي آزاد و دموكراتيك كه همه بتوانند در آن در توازن و با فرصتهايي برابر زندگي كنند بودهام. اين آرمان من است كه اميدوارم با آن زندگي كرده و بدان دست يابم. اما اگر نياز باشد آمادهام براي اين آرمان بميرم.
مهاتما گاندي در خانواده اي متعلق به طبقه بازرگانان هندو به دنيا آمد. وي پس از تحصيل حقوق در انگلستان در سال ۱۹۱۵ به هند بازگشت و به مبارزه براي رهايي هند از حاكميت انگلستان پرداخت. گاندي حركات دسته جمعي نافرماني مدني را آغاز كرد و انگليسي ها را واداشت تا بسياري از قوانين نژادي را كنار بگذارند. نخستين جنبش نافرماني مدني در ۱۹۲۰ پيش آمد اما وقتي راهپيمايي آرام به كشتار منجر شد، گاندي آن را متوقف كرد. جنبش نافرماني در اوايل دهه ۱۹۳۰ تاثير بيشتري داشت، ميليون ها تن كه از قوانين انگلستان سرپيچيده بودند ضرب و شتم را تحمل كردند و به زندان رفتند. تنها چند ماه پس از دستيابي هند به استقلال، يك هندوي متعصب، گاندي را به قتل رساند. گاندي در بخشي از بيوگرافي خود آورده است: وقتي نااميد مي شوم بخاطر مي آورم كه در طول تاريخ راه حق و عشق همواره پيروز بوده است حكمرانان در برهه اي شكست ناپذير جلوه مي كنند ولي درنهايت همه آنها سقوط كرده اند؛ هميشه به اين واقعيت فكر كنيد.
تاريخ نشان مي دهد كه اصلاحات ايجاد شده در جوامع همواره در جهت منافع ملت ها نبوده است؛ چه بسا تغيير و تحولات ايجاد شده برخلاف ظاهر اصلاح گرايانه خود، جامعه را در معرض سقوط و تباهي قرار داده است.
ناپلئون بناپارت متولد جزيره كرس در وقايع بعد از انقلاب كبير فرانسه به تدريج رشد كرد و در جنگهاي مختلف فرماندهي نيروهاي فرانسوي را برعهده گرفت. در سال ۱۷۹۹، ناپلئون طي يك كودتا خود را به عنوان كنسول اول منصوب كرد و عملاً قدرتمندترين فرد فرانسه شد تا آن كه پنج سال بعد به مقام امپراتوري فرانسه رسيد. بناپارت اگر چه بنيان گذار اصلاحات ماندني مثل قانون ماليات، سيستم فاضلاب، سيستم راهداري و بانك مركزي در كشور فرانسه بود اما قدرت طلبي و زياده خواهي او جان صدها هزار نفر شهروند فرانسوي را بيهوده از بين برد. ناپلئون در سال ۱۸۰۲ قانون بردهداري را كه بعد از انقلاب فرانسه ممنوع شده بود، دوباره در مستعمرات فرانسه برقرار كرد. وي همچنين لوئيزيانا از جمله سرزمينهاي مورد ادعاي فرانسه به مساحت بيشتر از دو ميليون كيلومتر مربع را در ازاي مبلغ ۱۵ ميليون دلار به ايالات متحده واگذار كرد.
مروري بر تاريخ ايران حكايت از آن دارد كه جامعه ايران نيز هيچ گاه از اين قاعده مستثني نبوده است. به عبارتي در طول تاريخ چه بسيار اشخاصي بوده اند كه با همت و پشتكار خود اصلاحات بنياديني را در ايران پايه گذاري كرده اند كه مردم از مواهب آن تا قرن ها بهره مند بوده اند و در مقابل نيز افراد و تفكراتي مجال بروز و ظهور يافته اند كه با اظهارات و اعمال به ظاهر اصلاح گرايانه خود، جامعه را در مسير قهقرايي قرار داده و موجبات عقب ماندگي سياسي، فرهنگي و اقتصادي ملت را فراهم آورده اند.
سيداحمد حكمآبادي معروف به كسروي، تاريخنگار، زبانشناس، پژوهشگر و حقوقداني بود كه در تاريخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در ساختمان كاخ دادگستري تهران توسط گروه فدائيان اسلام كشته شد. وي بنيانگذار جنبشي موسوم به پاك ديني بود كه هدف آن ايجاد جامعه اي با هويت سكولار بود. كسروي با ادعاي مبارزه با واپسماندگي فكري به مقابله با ارزشهاي سنتي و فرهنگي پرداخت. انديشههاي ضدشيعي كسروي، از زمان طرح با عكسالعملهايي در سراسر ايران مواجه شد به نحوي كه اعتراضات گسترده اي را در ميان مردم ايجاد كرد. كسروي انتقادات سنگيني به اعتقادات شيعه وارد كرد. وي كتابهايي با نامهاي شيعيگري، صوفيگري و بهائيگري چاپ كرد و از اين باورها انتقاد كرد. كسروي به شعر و شاعران نيز تاخت تا آنجا كه حافظ را شاعرك ياوهگوي مفت خوار و سعدي را مرد ناپاك خواند. كسروي و پيروانش در يكم ديماه هر سال جشن كتابسوزي برگزار ميكردند و كتابهايي را كه مضر تشخيص ميدادند، ميسوزاندند.
وضعيت اصلاحات در طول سال هاي پس از انقلاب به عنوان حساس ترين مقطع تاريخ ايران طي قرن هاي گذشته، با چالش-هاي جدي و انكارناپذيري مواجه بوده است. با پيروزي انقلاب اسلامي زمينه هاي رشد و پرورش روشن انديشان و اميد به گسترش خردورزي و بالطبع اصلاحات بنيادين و قابل قبول در ايران فراهم شد. امام خميني (ره) به عنوان بزرگترين منادي و احياگر دين در دوران معاصر با انديشهها و عملكرد خويش به احياي معارف اصيل اسلامي در عرصه فكر و عمل و مبارزه با خرافه و تحجر پرداخت. اين موضوع باعث شد تا در سه دهه گذشته، پرورش يافتگان مكتب آن بزرگوار نيز همواره در سنگر احياي ارزش هاي واقعي دين و مبارزه با تحجر، خرافات و كجفهمي به مبارزه بپردازند.
اما به موازات رشد و گسترش اين تفكر، باورهايي نيز رشد و نمو يافته است كه در قالب طرح مباحث اصلاح طلبي و حتي گاه با نيت خيرخواهانه، جامعه را در مسيري قرار داده كه به يقين با نقطه مطلوب و هدف اصلي انقلاب كه همانا كرامت بخشيدن به نوع انسان مي باشد، فاصله طولاني دارد. به عنوان مثال در دولت هاي هفتم و هشتم به رغم خواست و اراده مردم و مسئولان وقت در گسترش تفكر روشن انديشانه اسلامي، تفوق تفكر جريان دگرانديشي، وضعيت فرهنگي و سياسي نامطلوب و غير قابل تحملي را فراهم آورد كه واكنش منطقي جامعه نسبت به آن در انتخابات سال ۱۳۸۴ نمودار شد.
مروري بر وضعيت فرهنگي و سياسي حاكم بر جامعه در دهه هفتاد نشان مي دهد كه مردم ايران با انگيزه حذف تبعيض هاي موجود، اصلاح كج انديشي هاي مرسوم نسبت به مردم و گسترش نگاه عاشقانه و محبت آميز در آن سال ها انتخاب خود را انجام دادند لكن تفوق نگاه دگرانديشانه در لايه ها و سطوح بالاي دولت و درگير شدن مسئولان در دهليزهاي هزار توي مباحث پلوراليستي و سكولاريستي، قطار پيشرفت جامعه را از ريل اصلي خود خارج ساخت.
اين كه چرا اين قبيل تفكرات توانايي رشد و پايايي در ايران را نداشته و خيلي زود از جامعه ترد مي شوند آن است كه اساسا مطرح كنندگان اين مباحث بيش از آنكه نگاه خود را بر فرهنگ و سنت مردم ايران متمركز كنند بر دانش ها و باورهايي استوار ساخته اند كه حاصل تحقيقات و دستاوردهاي جوامع غربي با فرهنگ هاي متفاوت مي باشد. در واقع راز مانايي باورها و اعتقادات شخصيتي چون امام خميني(ره)، در مردمي بودن و با زبان مردم سخن گفتن است نه تجويز نسخه هاي انديشمنداني كه شناخت و درك دقيقي از فرهنگ و باور مردم بزرگ ايران دارد.
شايد اين پرسش در ذهن بسياري از مردم نقش بسته باشد، پس اصلاح گر واقعي كيست؟ به عقيده نگارنده پيش از پاسخ به اين پرسش بايد به اين سوال پاسخ داده شود كه هدف از اصلاحات چيست؟ بر اساس آموزه هاي ديني ما هدف از اصلاحات چيزي نيست جز حرمت نهادن به كرامت انسان ها و عشق ورزيدن به آنها و لقد كرّمنا بني آدم و حملناهم في البّر و البحر و رزقناهم من الطّيبات و فضّلناهم علي كثير ممّن خلقنا تفضيلا (سوره اسرا – آيه ۷۰)
در واقع حفظ شان و كرامت افراد و عشق ورزيدن به همه انسان ها كه دكتر احمدي نژاد در ۸ سال دوران رياست جمهوري، پايبندي خود را به حفظ و گسترش آنها به اثبات رسانده است، شيوه خردورزانه اصلاحات و اصلاح گري در جامعه است. در شرايطي كه قدرتمندان جهان كمترين ارزشي بر حرمت انسان ها قائل نمي شوند، شايسته ايران با آن سوابق درخشان و بي نظير نيست كه تنها نظاره گر باشد بلكه همانگونه كه جناب آقاي مشايي نيز بر آن تاكيد داشته اند در اين بزنگاه تاريخي بايد فعالانه وارد عرصه شده و زيبايي ها و توانمندي هاي مكتب اهل بيت(ع) را به دنيا بنماياند.
با حضور دكتر احمدي نژاد و راه كارها و تفكرات ويژه اي كه خود و برخي اطرافيان وي در خصوص مهرورزي، توجه به كرامت انسان ها، نحوه تعامل صحيح با اقشار مختلف، پرهيز از افراطي گري و سخت گيري به مردم، صحيح انديشيدن، گسترش عدالت در سراسر كشور، مبارزه با رانت خواري و جهاني انديشيدن و ... ارائه كرده اند بار ديگر بارقه هاي احياي اصلاح گري مورد نظر دين و تنفس روشنفكران ديني كه همواره دغدغه دين و ارزش هاي واقعي دين را دارند، نمايان شد. اگر چه به سياق گذشته، دو نحله متحجران و دگرانديشان دست از تلاش نكشيده و با تهمت هايي چون انحراف، فراماسون، حجتيه و ... سعي در منزوي كردن وي و ياران او كرده و به خيال خود به مطلوبشان دست يافته اند اما رشد سطح آگاهي عمومي جامعه به خصوص در دهه اخير كه بر گرفته از رشد و گسترش سطح ارتباط در جهان است، شرايطي را فراهم آورده است كه اين بار اين مردم هستند كه خردورزي و اصلاح طلبي منطقي و صحيح را مطالبه مي كنند.
رامين شريف زاده
