پس از واقعه جانگداز عاشورا در سال ۶۱ هجري اولين گزارشها را همان شاهدان عيني واقعه يعني خانواده امام حسين (ع) به ويژه حضرت زينب كبري(س) و حضرت سجاد(ع) به تاريخ ارائه كردند. گزارشهايي بدون غلو(اغراق)، مستند به مشاهدات و مبتني بر واقعيت و عقلانيت كه بدون آن كه احساسات و عواطف خارجي به آن افزوده شود به خودي خود مظلوميت، شهامت و حماسه و عرفان واقعه عاشورا را نشان ميدهد.
مقتلخواني در چند سال اخير جاي خود را به انواع ديگري از ذكر مصيبتهاي اهل بيت پيامبر(ص) داده و مداحان سعي مي كنند با اشعار خاص و بروز، عواطف و تهييج احساسات صادقانه اما كمتر مستند به بازخواني واقعه را به مخاطبان ارائه دهند.
** «مقتل» چيست و مقتل خواين از كجا به وجود آمد
«مقتل» به معناي قتلگاه و محل كشتن است اما در فرهنگ ايراني، لفظ «مقتل» در مورد كتابهايي به كار مي رود كه يك حادثه خونين را شرح بدهد و منجر به قتل شخصيتي شده باشد و معروف ترين «مقتل خواني»، خواندن از روي كتاب هاي «مقتل» است، كاري كه قبلا به جاي مداحي انجام ميشد.
ذكر اين نكته نيز خالي از لطف نيست كه با توجه به خاستگاه اصلي شكل گيري آيين مقتل خواني درباره حماسه عاشورا و قيام امام حسين (ع) در برابر بيش از ۷۰ مقتل نگاشته شده مربوط به امام حسين(ع)،تنها چهار مقتل درباره حضرت اميرالمومنان علي(ع)، شهادت اين بزرگوار در ليالي قدر نوشته و به ثبت رسيده است.
«مقتل خواني»، خواندن و در پاره از مواقع ايفاي حركات نمايشي از روي كتابهاي «مقتل» است؛ كاري كه قبلا به جاي مداحي انجام ميشد و حالا جايش را به «روضه خواني»، يعني خواندن از روي يك مقتل خاص (كتاب روضه الشهداء) داده است.
در كتاب «شرح تاريخ اسلام از رسالت تا امامت» ذكر شده است كه راويان حادثه كربلا سه گروه هستند؛ گروه اول خود خانواده از ميان اهل بيت(ع) و امام سجاد(ع) كه بيشتر از ديگران در اين باره روشنگري كردند.
گروه دوم از راويان عاشورا، خود دشمنان بودهاند. وقتي كه «ابن زياد» ميخواسته به لشكريانش جايزه بدهد، هر كسي اعلام ميكرده من چه كار كردم و چه كسي را كشتم. اين اتفاق در قيام «مختارم، وقتي نوبت انتقام از قاتلان شهداي كربلا رسيده بود، دوباره اين حرف ها از سوي سفاكان «آل زياد» بار ديگر تكرار شد و توسط نويسنگان مقاتل به ثبت رسيد.
گروه سوم از منابع كتاب هاي مقتل هم آن دسته از شيعيان و دوستداران امام حسين(ع) و پيروان رسول خدا و ائمه معصومان هستند كه نتوانستند در روز عاشورا امام را همراهي كنند.
يكي از اين افراد «اصبغ بن نباته» بود؛ او يكي از اصحاب خاص امام علي(عليه السلام) بود كه در «صفين» براي امام جنگيد و در آخرين لحظات عمر امام هم بر بالين او بود. او در زمان عاشورا، در زندان به سر ميبرد. اولين مقتل را «اصبغ بن نباته» (درگذشت ۶۴ ق) نوشت.
از مقتل «اصبغ بن نباته»، امروزي چيزي به جا نمانده، اما بعد از او هم كار مقتل نگاري زير نظر امامان(ع) ادامه پيدا كرد؛ از جمله كسي به نام «لوط بن يحيي» و معروف به
«ابومخنف» (درگذشت ۱۵۷ق) از اصحاب امام صادق(ع) زير نظر خود امام، مقتلي را تهيه كرد كه هر چند از اصل آن كتاب هم چيزي به جا نمانده اما مورخان بزرگي مثل «طبري» (درگذشت ۳۱۰ ق)، «يعقوبي» (درگذشت ۳۲۳ق)، «مسعودي» (درگذشت۳۴۵ق) و «ابن اثير» (درگذشت۶۳۰ق) مطالب مقتل او را در كتاب خودشان نقل كردهاند و اين مقتل از طريق كتابهاي آنها به ما رسيده است.
** «مقتل خواني» آييني زنده و پابرجا در فرهنگ تشيع
ارادت شيفتگاه دين هدايت گر اسلام به حضرت علي (ع) به عنوان سلسله جنبان امامت در آيين تشيع و همچنين همزماني سالگرد شهادت اين امام همام در ايام ماه پرفيض و بركت رمشضان باعث شد تا آيين مقتل خواني از خاستگاه و ريشه اصلي خود يعني ايام ماه محرم و صفرف گذر و گريزي به ماه صيام داشته باشد و در اين ماه نيز شيفتگان خاندان عصمت و طهارت پاي نقل «مقتل خوانان» مي نشستند و بر مصيبت رفته بر امام علي(ع) و ائمه معصومين(ع) مي گريستند و ذكر مرثيه مي گفتند.
در اين آيين، «پرده خوانان»، «نقالان» و نمايشگران آييني خوش صدا و خوش الحان در ايام ماه مبارك رمضان در مساجد، تكايا، ميدان هيا شهر و قهوه خانه ها به خواندن مقاتل مختلف شهادت حضرت امير(ع) و ذكر مصيبت شهادت اين امام همام مي پرداختند و روح مردمان روزه دار در ماه صيام را با مفاهيم معنوي و مذهبي جلا مي دادند.
خوشبختانه آيين «مقتل خواني» برخلاف برخي آيين هاي ماه مبارك رمضان كه رنگ موزه اي گرفته و يا به محاق فراموشي رفته اند، آييني برجسته و پايدار بوده و امروزه نيز در ليالي قدر در اغلب نقاط كشور اجرا مي شود.
** «روضة الشهدا» اولين مقتل به زبان فارسي
كار مقتل نگاري كه زا زمان شهادت امام حسين(ع) در سال ۶۱ هجري قمري آغاز شده بود در قرن هاي بعدي هم ادامه پيدا كرد، يكي از مهمترين اتفاقات در حوزه مقتل نويسي، وقتي پيش آمد كه «ملا حسين كاشفي سبزواري» (متوفي ۹۱۰ ق)، اولين مقتل به زبان فارسي را نوشت.
بزرگي مثل «سيد بن طاووس»، «علامه حلي» يا «شيخ صدوق» ( يا همان ابن بابويه كه مزارش در ري است) هم «مقتل» نوشتهاند. اما همه مقتلهايي كه نوشته ميشد، به زبان عربي بود.
در سالهاي اخير رهبر معظم انقلاب، خود به فراخور در هنگام نماز جمعه تهران در ماه محرم به خواندن بخشهايي از مقتل «لهوف» از سيدبن طاووس پرداختند و در عين حال مداحان و ذاكرين را عملا به رجوع به متون معتبر و به ويژه احياي سنت مقتلخواني دعوت كردند.
شايد همين مطلب سبب شده كه اين روزها در راديو و تلويزيون كلماتي مثل «مقتل» و «مقتلخواني» را ميشنويم و از لزوم مراجعه به مقاتل معتبر حرف زده ميشود.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶
