| کدخبر : | 80744518(3431505) |
| تاریخ مخابره : | ۱۳۹۲/۰۴/۳۰ |
| زمان مخابره : | ۰۹:۵۶ |
| سرویس خبر : | سياسي- دفاعي - امنيتي- |
در اين شرايط، به طور مسلّم يكي از ابزارهاي موجود، استفاده از فشارهاي سياسي و افزايش تحركات سياسي با هدف جلب حمايت كشورها براي كمك نظامي و سياسي و تضعيف دشمن بود؛ به عبارت ديگر برخورداري هر يك از كشورهاي ايران و عراق از يك نظام سياسي برتر در منطقه، مقدمات پيروزي را فراهم ميكرد.
*** ۸ ماه فشار همه جانبه
قبل از فتح خرمشهر، عراق در چنين جايگاهي قرار داشت و يك سر و گردن از ما بالاتر بود و ميتوانست با فشارهاي سياسي، خود را به ما تحميل كند ولي با فتح خرمشهر، قضيه برعكس شد و نظام بينالملل شاهد شكست نظامي - سياسي عراق در اين منطقه استراتژيك شد و اين در حالي بود كه عراق برگ برنده خود را براي اعمال نظارت نامشروع در منطقه، از دست داد.
در اين شرايط كه خرمشهر آزاد شده بود، كشورهاي عرب منطقه كه روي صدام و ارتش آن تكيه داشتند دچار وحشت شدند.
از آغاز عمليات ثامن الائمه در مهر ماه سال ۱۳۶۰ تا پايان عمليات بيت المقدس در خرداد ماه سال ۱۳۶۱، فشارهاي نظامي ايران بر عراق به حدي بود كه رژيم بعثي، تعداد زيادي از تجهيزات و نيروهاي خود را از دست داده بود و اين در حالي بود كه اين كشور حمايت همه جانبه اكثر دولت هاي عربي و استكبار جهاني را پشت سر داشت.
در اين شرايط سياسي، آمريكا و برخي كشورهاي عرب توصيه كردند كه در اين فضا و شرايط حاكم، هرچه سريعتر بايد آتشبس برقرار شود.
***اجلاس سران كشورهاي غير متعهد
در همين زمان، جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي اشغال شده بود و عراق در يك ترفند هماهنگ با استكبار جهاني اعلام كرد كه مي خواهد نيروهاي خود را از مناطق اشغالي ايران خارج كند و به مقابله با اين رژيم بشتابد، تا به اين وسيله سرپوشي بر شكست هاي پي در پي خود از رزمندگان اسلام بگذارد.
در همين هنگام نوبت عراق شد تا ميزبان اجلاس سران كشورهاي غير متعهد باشد كه ميزباني آن به صورت ادواري مشخص مي شد. بعضي سران كشورهاي غيرمتعهد با اعلام اين نكته كه بغداد به دليل جنگ ناامن است، خواستار برگزاري اجلاس در كشوري ديگر بودند.
*** بيانيه هاي ايران و عراق درباره اجلاس
جمهوري اسلامي ايران نيز به عنوان يكي از فعال ترين كشورهاي عضو جنبش غيرمتعهد، تمايلي براي شركت در اين اجلاس در بغداد نداشت و در بيانيه اي شديدالحن اعلام كرد: در حالي كه كشور عراق بخش هايي از ايران را اشغال كرده است، تهران هيچ هياتي را به اين اجلاس اعزام نخواهد كرد و اصولا بغداد براي برگزاري اين اجلاس محل امني نيست.
رژيم بعثي عراق نيز بلافاصله براي ميهماني بنزهاي سفارشي اش را روي اتوبان هاي نوساز به راه انداخت. صدام كه براي برگزاري اين اجلاس هزينه هاي هنگفتي كرده بود، اعلام كرد ايراني ها نمي توانند بغداد را ناامن كنند.
ارتش عراق نيز در بيانيه اي اعلام كرد كه بغداد از هر لحاظ امن است. اين شهر در طول شبانه روز توسط سايت هاي موشكي زمين به هوا، انواع توپ هاي ضد هوايي، سيستم گسترده راداري و هواپيماهاي رهگير محافظت مي شود و هيچ كس نمي تواند بدون اجازه وارد حريم هوايي اين شهر شود.
*** دستور ناامن نشان دادن بغداد براي نيروي هوايي صادر شد
جمهوري اسلامي ايران مصمم شده بود كه به هيچ عنوان اجازه برگزاري اين اجلاس در شهر بغداد را ندهد؛ پس بايد به نحوي اين شهر ناامن نشان داده مي شد و بهترين گزينه براي ناامن نشان دادن آنجا، استفاده از توان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود كه بهترين و مطمئن ترين گزينه بود.
پس از ابلاغ اين فرمان از سوي فرماندهي نيروي هوايي، دستور طراحي اين عمليات صادر گرديد.
*** طراحي عمليات
اين اولين باري بود كه طراحان عمليات نيروي هوايي بايد عملياتي را طراحي مي كردند تا از آن بتوان به عنوان اهرم قوي و قدرتمندي در برابر سياست هاي دشمن استفاده كرد.
كار طراحي عمليات آغاز شد و مشكلات يكي پس از ديگري در راه بود:
در آن زمان پدافند هوايي بغداد با پدافند مسكو ( پايتخت شوروي سابق و روسيه فعلي) مقايسه مي شد.
سايت هاي موشكي بلند سام ۲ و سام ۳ و سام ۶ و...، سايت هاي موشكي كوتاه، مدرن و چابك كروتال و رولند در فواصل معين كه در بين و اطراف آنها توپ هاي ضد هوايي ۲۳ و ۳۵ و ۵۷ ميلي متري استفاده مي شد.
اين تجهيزات به صورت رينگ هاي پدافندي از فاصله حدود ۲۰ كيلومتري بغداد به صورت فشرده در كنار يكديگر قرار داشتند، ضمن اين كه در طول مدت شبانه روز هواپيماهاي رهگير و مدرن آن زمان (ميگ هاي ۲۳ و ۲۵) يا برفراز شهر بغداد و اطراف آن در پرواز بودند و يا درحال آمادگي كامل براي مقابله به حملات احتمالي بودند.
اين عامل مهم در طراحي عمليات و موفقيت آن بسيار حياتي بود؛ به شكلي كه كوچكترين اشتباه، منجر به شكست طرح مي شد. پس بايد به دقت انديشيده مي شد كه نوع و تعداد هواپيماها بايد به چه شكل باشد؟ كدام نقطه بايد مورد هدف قرار گيرد؟ آيا نتيجه حاصل مي شود و يا نياز به تكرار عمليات است؟
تمام اينها سوالاتي بود كه ذهن طراحان را به خود مشغول كرده بود. در اولين اقدام، به دليل اين كه نياز بود تا مهمات زيادي بر روي اهداف فرو ريخته شود، پس از بحث و تبادل نظر قرار بر اين شد كه اين عمليات توسط جنگنده بمب افكن هاي اف ۴ انجام شود.
اما هدف ها، بايد هدفي انتخاب مي شد كه رژيم بعثي نمونه آن را در خاك ايران قبلا بمباران كرده بود تا در افكار عمومي، ترديدي در مقابله به مثل ايجاد نكند.
نكته ديگر آن بود كه بايد هدفي مد نظر قرار مي گرفت كه با حمله به آن، اعتبار دفاع قدرتمند هوايي عراق زير سوال برود و مدت زيادي آثار آن در ذهن ها باقي بماند. ضمن اين كه بايد هدفي مورد نظر قرار مي گرفت كه خبرنگاران و منابعي كه اخبار جنگ را مخابره مي كردند، بتوانند آن را و يا اثرات آن را خود ببينند و رژيم بعثي عراق نتواند آنرا كتمان كند.
پايگاه هوايي الرشيد، نيروگاه هسته اي تموز، ايستگاه ماهواره مخابراتي بعقوبه، مجلس الوطني بغداد، كاخ صدام، پالايشگاه الدوره و پادگان هاي نظامي مختلف مورد بررسي قرار گرفتند.
*** چرا پالايشگاه الدوره
در نهايت پالايشگاه الدوره بغداد كه به واسطه گسترش شهر، اينك در داخل شهر بغداد قرار داشت، به عنوان هدف تعيين شد.
بمباران پالايشگاه مهم الدوره از چند جهت مي توانست بسيار مهم و حياتي باشد:
اول آن كه به علت اين كه پالايشگاه در نزديكي پايگاه هوايي الرشيد كه مهمترين پايگاه هوايي عراق بود، قرار داشت و در مورد وجود پدافند قوي در آن منطقه هيچ ترديدي نبود كه با اين حمله ايران مي توانست ناتواني عراق را در دفاع از شهر بغداد و از آن مهمتر دفاع از مهمترين پايگاه هوايي اش اثبات كند.
از سوي ديگر با بمباران اين پالايشگاه دود و آتش ناشي از سوختن مواد نفتي تا مدت ها غيرقابل كنترل بود و علاوه بر اختلال در تامين سوخت شهر بغداد، سوختن آن جا در ديد تمامي خبرنگاران خارجي حاضر در شهر بغداد قرار مي گرفت و رژيم بعثي صدام نمي توانست آن را انكار كند.
در همين حال نيروي هوايي عراق بارها پالايشگاه هاي ايران را بمباران كرده بود و اين عمليات به نوعي تلافي جويانه تلقي مي شد و هيچ اشكالي از اين حيث متوجه اين ماموريت نمي شد.
*** كار طراحي به پايان رسيد
كار طراحي به سرعت شروع و به پايان رسيد و براي انجام اين عمليات غرور آفرين و كاهش ميزان ضايعات احتمالي و دستيابي كامل به اهداف عمليات، قرار شد اين عمليات توسط ۳ فروند فانتوم مسلح و انتخاب شش نفر از بهترين خلبان هاي نيروي هوايي انجام شود. به شكلي كه هر سه فروند به پرواز در آيند و در نزديكي مرز يكي از آنها جدا شده و دو فروند ديگر وارد خاك عراق شوند و ماموريت را انجام دهند و يك فانتوم ديگر در نزديكي مرز قرار گيرد تا در صورت بروز اشكال براي يكي از فانتوم ها، به سرعت وارد عمل شده و خود را به منطقه عملياتي برساند.
همزمان با پرواز فانتوم ها، هواپيماهاي رهگير اف ۱۴ نيز به پرواز درآيند و خود را براي مقابله با هواپيماهاي رهگير دشمن كه احتمال داشت در راه بازگشت به تعقيب فانتوم ها بپردازند، آماده كنند.
هواپيماي سوخت رسان نيز در همان زمان و از پايگاه ديگري به پرواز درآيد و خود را در منطقه مناسبي قرار دهد. در همين زمان دو فروند فانتومي كه از مرز گذشته بودند، با سرعت به سمت پالايشگاه الدوره بغداد حركت كرده، آن جا را به شدت بمباران كرده و در راه بازگشت با عبور از فراز شهر بغداد، ديوار صوتي را در اين شهر بشكنند.
زمان عمليات نيز سحرگاه روز سي ام تيرماه سال ۱۳۶۱ (صبح روز ۳۱ تير ماه سال ۱۳۶۱) تعيين شد.
*** پايگاه هوايي نوژه محل استارت عمليات
بعد از تاييد طرح عمليات توسط فرماندهي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران و انجام هماهنگي هاي لازم، دستور اجراي آن به پايگاه هوايي همدان ابلاغ گرديد.
براي انجام اين عمليات شش نفر از بهترين خلبانان نيروي هوايي از ميان داوطلبان انتخاب شدند و سرلشكر شهيد (سرهنگ آن زمان) عباس دوران به عنوان ليدر دسته پروازي انتخاب شد.
خلبانان بدين شكل انتخاب شدند: هواپيماي شماره يك به خلباني سرلشكر شهيد عباس دوران و سرتيپ آزاده منصور كاظميان .
هواپيماي شماره دو به خلباني سرتيپ محمود اسكندري و كمك سرهنگ ناصر باقري.
هواپيماي شماره سه به خلباني كاپيتان توانگريان و كاپيتان خسروشاهي .
*** سرلشكر خلبان شهيد دوران
دوران در اين زمان به اميديه رفته بود و قرار بود در صورتي كه در عمليات رمضان نياز شد، پرواز كند. زيرا نيروي زميني ارتش در اين عمليات نياز به حمايت هاي هوانيروز داشت. در نتيجه دو روز قبل از شروع عمليات او وارد پايگاه شد.
۲۹ تيرماه سال ۱۳۶۱ حدود ساعت ۱۱ جلسه توجيهي پرواز برگزار شد كه دوران به عنوان ليدر دسته پروازي به همراه سرلشكر شهيد ياسيني مسئول عمليات پايگاه همدان و سرتيپ شهيد خضرايي فرمانده پايگاه، به همراه پنج خلبان ديگر در مورد چگونگي انجام عمليات صحبت كردند.
نتيجه جلسه بر اين شد كه سه فروند هواپيما تا لب مرز با هم پرواز كنند و وقتي به مرز رسيدند، يكي از هواپيماها (هواپيماي شماره سه) برگردد و دو جنگنده ديگر با ارتفاع كم وارد خاك عراق شوند يعني يك حالت ايذايي ايجاد گردد و رادارهاي عراق گمان كنند كه جنگنده ها برگشتند.
توجيهات اصلي تمام شد و نام دسته پرواز منصور تعيين گرديد. در اين هنگام خلبان هاي كابين هاي جلو و عقب، صحبت هاي خصوصي را با هم انجام دادند. شهيد دوران به كمك خود تاكيد كرد كه بيشتر حواسش به هواپيماهاي دشمن باشد كه به هواپيما حمله نكنند و اگر زماني هواپيما دچار نقص فني شد و نتوانستند به پروازشان ادامه دهند، به تنهايي اجكت كند، منتظر خروج او نباشد و حق ندارد دكمه خروج اضطراري او را فشار دهد چون او قصد خروج اضطراري از هواپيما را ندارد و مي خواهد به هر نحو ممكن ماموريت را ادامه دهد.
*** شرح عمليات
سحرگاه روز سي ام تير ماه سال ۱۳۶۱ (صبح زود روز ۳۱ تير ۱۳۶۱) مصادف بود با ۳۰ ماه رمضان. ساعت ۳۰/۵ صبح، خلبانان بدون فوت وقت همگي به اتاق تجهيزات مي روند و پس از تحويل گرفتن تجهيزات، به سمت جنگنده ها حركت مي كنند.
در كنار جنگنده ها، خلبانان مشغول چك كردن هواپيماها مي شوند كه كمك خلبان شهيد دوران كاظميان متوجه مي شود سمت نما و حالت نماي هواپيما در حال گردش است در صورتي كه بايد ثابت مي ايستاد. اين موضوع را به عوامل فني اطلاع مي دهد و آنها مي گويند: در حال حاضر نمي توانيم آن را درست كنيم. شما مي توانيد پرواز را كنسل كنيد.
اما دوران نمي پذيرد و مي گويد: اين سمت نما در هواي صاف و بدون ابر اصلا كاربرد ندارد و ما در اين هوا نياز به اين وسيله نداريم.
طولي نمي كشد كه سه فروند فانتوم مسلح بر روي باند فرودگاه قرار مي گيرند و بدون تماس با برج مراقبت و در سكوت كامل راديويي، با صداي غرشي سهمگين ثانيه هايي بعد در دل آسمان جاي مي گيرند.
هوا هنوز تاريك بود. شهرهايي كه هواپيماها از فراز آنها مي گذشتند، هنوز بيدار نشده بودند. فقط ريسه لامپ هاي خيابان و جاده هاي عمومي روشن بود. كمك خلبان به دقت مواظب اطراف بود كه مبادا مورد تعقيب گشتي هاي خودي قرار گيرند. تا نزديكي مرز خلبانان براي اين كه سوخت كم تري مصرف كنند، با ارتفاع ۱۵۰۰۰ پا و سرعت نسبتا كم ۳۵۰ نات به مسير ادامه دادند.
بر روي شهر ايلام هواپيماها ارتفاع را تا ده متري زمين پايين آوردند و همزمان سرعت را تا هزار كيلومتر در ساعت افزايش دادند تا دشمن نتواند آنها را در رادارش ببيند. هواپيماها از جنوب ايلام وارد مرز عراق شدند كه در همين هنگام طبق طرح قبلي، هواپيماي شماره سه جهت منحرف كردن رادار دشمن، با مانوري بر روي نوار مرزي دور زده و به داخل كشور بازمي گردد.
*** شليك نخستين موشك و رهگيري جنگنده ها
هواپيماها با فاصله حدود دويست متر از يكديگر در پرواز بودند كه ناگهان كمك خلبان هواپيماي شماره يك (سرتيپ كاظميان) موشكي را مي بيند كه به سمت هواپيماي شماره دو شليك مي شود و حدس مي زند سام هفت باشد و به آنها نرسد. ولي به هواپيماي شماره دو اعلام مي كند كه مواظب باشند. حدس او درست بود. موشك كمي كه دنبال آنها مي آيد، در حدود ۳۰۰ متري هواپيما در هوا منفجر مي شود. در همين هنگام راداري هاي عراقي موفق به رهگيري هواپيما مي شوند و كمك خلبان از طريق دستگاه ECM متوجه مي شود كه رادار بغداد نيز آنها را مي بيند لذا به دوران اين موضوع را اطلاع مي دهد كه در همين زمان هواپيماي شماره دو نيز اين موضوع را به دوران به عنوان ليدر دسته پروازي اطلاع مي دهد كه ايشان به شوخي مي گويد: از اين پايين تر كه نمي شه پرواز كرد. مي خواهيد بريم زيرزمين؟
قرار بر اين بود كه جنگنده ها از شرق شهر بغداد به سمت جنوب شرق اين شهر حركت كرده و سپس به سمت پالايشگاه الدوره كه به شهر چسبيده بود رفته و آنجا را بمباران كرده و پس از ماموريت مستقيم به سمت ايران حركت كنند تا مجبور نشوند گردشي داشته و مورد اصابت گلوله ضد هوايي قرار گيرند.
*** برخورد با ديوار آتش
همه چيز بخوبي پيش مي رفت هواپيماها جاده بغداد - بصره را رها كرده و به سمت شمال شرقي گردش مي كنند. ساعت شش و ده دقيقه جنگنده ها در آسمان حومه بغداد قرار داشتند.
هوا هنوز تاريك بود، ولي ناگهان در ده مايلي جنوب شرقي بغداد انگار شهر چراغاني شده بود، دو خط ديوار آتش پدافند جلوي جنگنده ها درست شده بود. خلبانان ديوار آتش اول را رد مي كنند كه دوران به كمك خود مي گويد چراغ هاي نشان دهنده آتش سوزي موتور راست روشن شده است.
قاعدتا در اين حالت بايد كمك موتور راست را خاموش مي كرد، ولي نبايد از سرعت هواپيما كم مي شد. لذا كاظميان به دوران مي گويد از شهر كه رد شديم خاموشش مي كنم.
*** پالايشگاه منهدم مي شود ولي ...
جنگنده ها ديوار آتش دوم را كه رد كردند، دكل هاي پالايشگاه نمايان شده بود. موقعيت آن جا نسبت به بغداد مثل موقعيت پالايشگاه تهران بود نسبت به شهر تهران. هواپيماها وقتي به نزديكي پالايشگاه رسيدند، از دور و اطراف پالايشگاه سايت هاي موشكي سام ۲ و سام ۳ و سام ۶ شروع كردند به شليك به سمت جنگنده ها.
پدافند قدرتمند چهارلول پنجاه و هفت ميلي متري دقيقا به سمت هواپيماي شماره يك آتش مي گشود. در اين هنگام كمك از طريق دستگاه ECM مشاهده مي كند كه رادار موشك هاي سام ۶ و سام ۳ دشمن روي آنها قفل كرده است. او با دقت تمام سعي خود را مي كند كه رادار پدافند دشمن را از كار بيندازد. سرانجام با تمام مشكلات هواپيماها بر روي پالايشگاه مي رسند و تمامي بمب هاي خود را بر روي پالايشگاه فرو مي ريزند. كاظميان بعد از عبور از روي پالايشگاه به عقب برمي گردد تا ببيند كه چند بمب به هدف اصابت كرده است كه متوجه مي شود دم هواپيما تا نزديكي كابين عقب آتش گرفته است. لرزش خفيفي در هواپيما ايجاد شده بود ولي دستگاه ها چيزي نشان نمي داد. هواپيما به شدت در حال سوختن بود و خلبانان بايد هرچه سريع تر هواپيما را ترك مي كردند.
***امكان برگشت هواپيماي شماره يك نيست
در همين هنگام هواپيماي شماره دو كه در راه رفت پشت سر هواپيماي شماره يك قرار داشت، بعد از گردش اينك در جلو پرواز مي كرد مورد اصابت پدافند سبك دشمن قرار مي گيرد و هر دو خلبان زخمي مي شوند. دوران به آنها اطلاع مي دهد كه مورد اصابت موشك قرار گرفته اند و موتور سمت راست را از دست داده اند و با توجه به حجم بالاي پدافند دشمن امكان برگشت براي آنها نيست و تاكيد مي كند كه آنها سريعا به سمت مرز حركت كنند. در همين هنگام كاظميان به دوران اطلاع مي دهد كه هواپيما ديگر قابل كنترل نيست و خود را آماده خروج اضطراري كند. كاظميان دست خود را بر روي دستگيره صندلي پران دو نفره قرار مي دهد كه ناگهان دوران كه آمادگي كمك خود را براي خروج از هواپيما شنيده بود، دكمه صندلي پران كابين عقب را فشار مي دهد و كاظميان با سرعت به سمت بالا پرتاب مي شود.
*** دوران با هواپيمايش به هتل محل برگزاري اجلاس مي كوبد
هواپيماي دوران به شدت در آتش مي سوخت و تقريبا تعادل خود را از دست داده بود. دوران در آخرين دقايق، هواپيما را به سمت هتل محل برگزاري اجلاس برده و هواپيما را در حالي كه خود در آن قرار داشت، به آن جا مي كوبد و جان خود را فداي آرمان هاي والاي خويش مي كند.
بدين ترتيب فرمانده دسته پروازي منصور هرگز پرواز خود را پايان نداد. بعدها مشخص شد دوران كه در بين خلبانان شكاري بالاترين ركورد عمليات هاي برون مرزي را دارا بود، عليرغم مخالفت فرماندهان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران داوطلبانه در اين ماموريت شركت كرده بود.
*** بر سر كاظميان كمك شهيد دوران چه گذشت
كاظميان در هنگام خروج بي هوش شده بود و وقتي بهوش مي آيد، خود را در وزارت دفاع عراق مي يابد كه يكي در حال بخيه زدن لبش كه پاره شده بود مي باشد. او با خود مي گويد: خدايا من توي هواپيما بودم. اين جا كجاست بعد از لحظاتي كاظميان تازه ماجرا را به ياد مي آورد.
پس از حدود ۶۰ روز كاظميان به اردوگاه اسرا انتقال مي يابد و در اردوگاه از چگونگي حادثه پرس و جو مي كند كه براي او شرح داده مي شود.
بيست دقيقه قبل از اين كه شما به بغداد برسيد، آژير خطر را زدند و زماني هم كه پالايشگاه را مورد هدف قرار داديد، فردايش عكس سانحه را روزنامه هاي عراق چاپ كردند و بدين صورت بود كه تكه هاي هواپيما نزديك يكي از ميادين شهر به زمين خورد و از شهيد دوران فقط پوتين و دستكشش بر جاي مانده بود.
سرتيپ كاظميان نقل مي كند: وقتي خبر شهادت عباس دوران را شنيدم به ياد صحبت شب قبل از عمليات افتادم كه او به من مي گفت كه منصور جان اگر يك وقت هواپيما دچار مشكلي شد تو خودت را به بيرون پرت كن و منتظر من نمان، چون من بايد در هواپيما بمانم و ماموريتم را به اتمام برسانم.
سرتيپ منصور كاظميان همزمان با شهادت عباس دوران، به اسارت درآمد و پس از هشت سال و دو ماه، در تاريخ بيست و چهارم شهريور ۱۳۶۹ آزاد شد و به ميهن اسلامي بازگشت.
*** نتايج عمليات
با انجام اين عمليات غرورآفرين و شهادت طلبانه، بنا به گزارشات واصله مشخص شد كه بخش وسيعي از پالايشگاه الدوره بغداد منهدم شده و دود و شعله هاي آتش ناشي از اين بمباران، ساعت هاي متمادي آسمان بغداد را پوشانده بود.
رسانه هاي خبري جهان، شرح حمله هوايي جنگنده هاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران را به پالايشگاه الدوره بغداد به تفضيل به گزارش كشيدند.
دود سياهي كه از پالايشگاه برمي خاست، روياي صدام را برهم ريخت و تمام ترفندهاي تبليغاتي او را در مقابل چشمان وحشت زده خبرنگاران خارجي مستقر در هتل هاي بغداد نقش برآب كرد.
به گزارش ايرنا از روابط عمومي نيروي هوايي ارتش، بعد از چند روز، تشكيل اجلاس سران كشورهاي غيرمتعهد در بغداد، به دليل ناامني اين شهر در عراق منتفي و اعلام شد كه بغداد محل امني براي تشكيل اين اجلاس نيست و پايتخت كشور هندوستان شهر دهلي نو، به عنوان ميزبان جديد اين اجلاس معرفي شد و بدين شكل قدرت تاكتيكي و نقش نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در اذغان مردم منطقه و جهان مورد تاكيد مجدد قرار گرفت.
سرلشكر خلبان شهيد عباس دوران در سال ۱۳۲۹ در شهر شيراز ديده به جهان گشود. وي پس از اخذ ديپلم در سال ۱۳۴۸ وارد دانشكده خلباني نيروي هوايي ارتش شد و پس از طي كردن دوره مقدماتي در ايران براي ادامه تحصيل و دوره تكميلي به آمريكا اعزام شد.
دوران پس از اخذ نشان و گواهينامه خلباني به ايران بازگشت. هنگامي كه جنگ تحميلي در تاريخ ۱۳۵۹.۶.۳۱ آغاز شد وي در پست افسر خلبان شكاري و معاونت عملياتي انجام وظيفه مي كرد. او در طول جنگ بيش از يكصد و دو پرواز جنگي داشت.
وي بارها ميگفت اگر هواپيما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مي آيم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.
سرانجام در سحر گاه روز ?? تير ماه سال ???? كه ليدري دسته پرواز را به عهده داشت، به قصد ضربه زدن به شبكه دفاعي و امنيتي نفوذ نا پذير مورد
ادعاي صدام به پنج نفر از زبده ترين خلبان نيروي هوايي در حالي كه هنوز ستيغ آفتاب ندميده بود، با اراده اي پولادين به پالايشگاه الدوره يورش بردند و چندين تن بمب هواپيماهاي خود را بر قلب حاكمان جنگ افروز عراق ريختند و پس از نمايش قدرت و شكستن ديوار صوتي در آسمان بغداد، هنگام بازگشت، هواپيماي ليدر مورد اصابت موشك دشمن واقع شد و شهيد دوران اگر چه اجازه ترك هواپيما را به همرزم خلبانش ستوانيكم منصور كاظميان در عقب كابين داد، اما خود به رغم اين كه مي توانست با استفاده از چتر نجات سالم فرود آيد، صاعقه وار خود و هواپيمايش را بر متجاوزان كوبيد و بدين ترتيب مانع از برگزاري اجلاس سران غير متعهد ها به رياست صدام در بغداد شد.
پس از سالها انتظار در تيرماه ???? بقاي پيكر شهيد دوران توسط كميته جستجوي مفقودين نيروهاي مسلح به ميهن منتقل شد و در پنجم مرداد ???? طي مراسمي رسمي با حضور مسئولان كشوري و لشكري، خانواده شهيد و بستگان در ميدان صبحگاه ستاد نيروي هوايي بر دوش همرزمان خلبانش تشييع شد.
پيكر مطهر آن شهيد تيز پرواز سپس براي خاك سپاري با يك فروند هواپيماي سي ??? به زادگاهش شيراز منتقل شد.
سرلشكر شهيد خلبان عباس دوران به هنگام شهادت ?? سال داشت و امير رضا تنها يادگار اوست.
سيام(۱)**۱۴۷۸
