به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از يادداشت دكتر محمد مهدي شير محمدي با عنوان «در پناه خانه عنكبوت!» است كه امروز ( شنبه ) در پايگاه خبري - تحليلي «اتفاقيه» منتشر شده است.
متن كامل اين يادداشت بدين شرح است:
يكم: روحانيت و شعبهاي از صهيونيسم
حضرت امام خميني(قدس) فرياد مبارزه با رژيم طاغوت را همنوا با مبارزه به صهيونيسم آغاز كردند. بي جهت نبود كه عمال ساواك، مدام به معظمله التماس ميكردند در منبرهاي خود كاري به «شخص اول مملكت و اسرائيل» كاري نداشته باشند.
شگفتتر آنكه معظم له در بيانات خود، «تشكيلات بهائيت» را شعبهاي از حزب صهيونيسم ميخواندند: «استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهيونيست هاست كه در ايران به حزب بهائي ظاهر شدند و مدتي نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمال خود قبضه كنند.»( صحيفه امام. ج۱? ص۱۰۸)
«… اين جمعيت ها در يك امر مشترك هستند و آن خيانت به كشور اسلامي و كوبيدن پاسداران آن، و چون دشمنان اسلام و غارتگران ملل ضعيف، مصالح خود را با نفوذ روحانيت در خطر مي بيند، ناچار براي حفظ مصالح استعماري خود دست به ايجاد احزاب انحرافي وابسته و گروه هاي به ظاهر منتحل [منسوب] به اسلام و در حقيقت مخالف با آن زده است…اسلام و مذهب مقدس جعفري سدي است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آن ها و روحانيت كه حافظ قرآن است سدي است كه با وجود آن اجانب نمي توانند به نحوي كه دلخواه آن هاست با كشورهاي اسلامي و خصوصاً با كشور ايران رفتار كنند، لهذا قرن هاست كه با نيرنگ هاي مختلف براي شكستن اين سد، نقشه مي كشند، گاهي از راه مسلط كردن عمال خبيث خود در كشورهاي اسلامي و گاهي از راه ايجاد مذاهب باطله و ترويج با بيت و بهائيت و وهابيت و گاهي از طريق احزاب انحرافي».(همان. ج۳? ص۲۰۳)
دوم: مباهات و فخرفروشي
چندي پيش رسانهها از تجليل «محسن مخملباف» در يك جشنواره صهيونيستي خبر دادند. اين تجليل به سبب تدارك فيلمي در دفاع از حزب صهيونيستي بهائيت صورت گرفت.
همچنين برخي سايتها از پيوستن «محمد نوري زاد» نويسنده دو آتشة قبلاً حزباللهي به «تشكيلات بهائيت» خبر دادند! بهانه اين خبر البته گزارشي بود كه خود نوري زاد در وبلاگش منتشر ساخت.
او درج تصويري از بوسيدن پاي يك كودك بهائي نوشته بود: «امروز از اين كه گرايشي به هيچ تشكيلات و به هيچ حزب و دسته اي ندارم، و توانستم بي واهمه به ديدن اين خانواده كوچك بهايي بروم خداي را سپاس گفتم. معتقدم: حزب و تشكيلات و نمايندگاني كه نتوانند در امتداد حقوق تباه شده، و استيفاي حقوق شهروندي آرتين اين [كورك] بهايي كوچك گريبان چاك زنند، به آفتابه داريِ آبريزگاه هاي مسجد شاه اصفهان شايسته ترند.»
گو اينكه آقاي نوري زاد، نمي داند كه «بهائيت» خود تشكيلاتي است كه مستقيما با مديريت استعمار پير و صهيونيسم بنا شد و به جدا شدن ازكدام تشكيلات مباهات ميكند و به پيوستن به كدام تشكيلات فخر ميفروشد!
سوم: از تقابل با روحاينت
آقاي نوري زاد، گام نهادن در مسير پيوند با فرقه صهيونيستي بهائيت، را از خط تقابل با روحانيت و حكومت اسلامي آغاز كرد و قطعا اگر اين مسير را ادامه دهد پاي در ولايت اسرائيلي خواهد نهاد.
سه سال پيش دوست سابق او «آيت الله سيد محمد قائم مقامي» در نامهاي سرگشاده به او هشدار ميداد: «با تأسف بسيار… با سپري شدن زمان… تعقل و دينداري و تقواي شما مغلوب احساس وعاطفه اي شدكه اين بارنه تحت حاكميت عقل و شريعت بلكه تحت سيطره نفسانيت و منيت و غرور [است]… شما … به نحوي كاملا عاميانه و جاهلانه به نقد نفس حكومت ديني و نقد نهاد روحانيت و سرانجام نقد و اعتراض به ولي فقيه زمان، تغيير جهت [داديد]… در جريان اين نقادي از انواع اهانتها و اتهام ها نسبت به روحانيت به طور كلي و نسبت به برخي از علما و فقها و مراجع به طور مشخص و با اسم، دريغ نشد به گونه اي كه در مورد مطايبه مشهوري پيرامون مرحوم آيت الله العظمي بروجردي با اين مضمون كه وقتي به اطّلاع ايشان مي رسانند كه فلان شخص كارش دزديست و معمولا نيمه هاي شب به دزدي مي رود و آن مرحوم با تعجّب پرسيده بوده است كه پس اين شخص نماز شبش را چه موقع مي خواند، شما با عقلانيتي كاملا وارونه اين مطايبه را علامت و دليل بي خبري اين طايفه از اوضاع اجتماعي قلمداد كرده و روحانيت را متهم به عقب ماندگي، بي خبري و قدرت طلبي نموديد.» (رجانيوز. ۸ خرداد ۱۳۸۹)
چهارم: مسير يا مقصد
برخي درباره، آغاز خط سير انحرافي امثال آقايان مخملباف و نوري زاد، احتمالاتي را مطرح مي كنند كه محل بحث ما نيست. حتماً آنها نيز اين احتمالات را شنيده اند. آنچه براي ما مهم است، «نقطه عزيمت» يا «مسير» انحرافي ايشان نيست. مهم «مقصدي» است كه آنان خواسته يا ناخواسته به سوي آن گام مينهند.
بهائيت كه هيچ اگر او به خود اسرائيل هم پناه ببرد به قول سيد حسن نصرالله اسرائيل از خانه عنكبوت هم سست تر است: «مثل الذين اتخذوا من دون الله أولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا وإن أوهن البيوت لبيت العنكبوت…» (عنكبوت: ۴۱)
چه خوب امام فرزانه انقلاب اسلامي نيم قرن پيش روحانيت ستيزي را همسو با صهيونيسم ميديدند و چه خوب آقاي قائم مقامي، به روحانيتستيزي آقاي نوري زاد هشدار ميدادند. پايان رشته كلام را به نامه مشفقانه آقاي قائم مقامي گره ميزنم؛ «انتظار ما از برادر نوري زاد اين است كه همچون برخي از غافلان و ساده لوحان كه پس از انقلاب مبارك اسلامي و تشكيل حكومت ديني، تنها نگاهشان به برخي حوزه هاي مفتوحه به روي شيطان و جريان شيطاني است و از ديدن صدها و هزاران حوزه مفتوحه به روي اسلام و ايمان، غفلت مي كنند نباشد و بدانند كه حكومت اسلامي … به لحاظ برنامه و وظيفه و مأموريت خود كه همانا بيدار سازي بشريت، رساندن پيام انقلاب و تمهيد و زمينه سازي حاكميت الهي است، بسيار موفق بوده است. اميدوارم برادر نوري زاد همچنان به مواضع حق سابقشان كه سرشار از اميد و ايمان و در عين حال همراه با نقادي نقايص و هشدار به مومنان و انقلابيون بود باز گردند و از خداوند و بنده صالح و متواضع خداوند يعني مقام معظم رهبري تقاضاي عفو كند.»
سيام(۱)**۱۰۵۸/۱۶۴۷
